رسانه عبری: نتانیاهو به مشکلی برای ترامپ تبدیل شده است

به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم،در یادداشتی که در پایگاه خبری تحلیلی عبری زبان واللا منتشر شد، آمده است که آمریکایی‌ها تازه فهمیدند که نتانیاهو کیست؟.

«باگز بانی» نویسنده این یادداشت معتقد است ناتوانی (همکاری) کابینه اسرائیل در تعامل با ترویسم یهودی (حملات شهرک نشینان صهیونیست در کرانه باختری از جمله محاصره منزل مسکونی یک فلسطینی دارای تابعیت مضاعف آمریکایی در اطراف نابلس) برای اسرائیل بسیار گران تمام خواهد شد و به طور حتم نه ترامپ و نه هاکابی(سفیر دولت تروریست آمریکا در تل آویو) هیچ یک اجازه نخواهند داد، فرار نخست وزیر اسرائیل از لحظه حقیقت را به همین سادگی فراموش کند.

نویسنده در ادامه این یادداشت با اهانتی آشکار به سفیر آمریکا در (فلسطین اشغالی) او را یک احمق تمام عیار توصیف کرد و افزود: خاورمیانه به داشتن صنایع پیشرفته شناخته نمی‌شود، اما یک چیز را به طور مداوم تولید می‌کند: احمق‌ها. و نادان‌ترین فرد این هفته، بدون شک سفیر ایالات متحده آمریکا در اسرائیل، مایک هاکابی بود.

چرا درباره سفیر یک کشور خارجی، آن هم یک کشوردوست، این‌گونه سخن می‌گوییم؟ به طور قطع هاکابی، که در یک چشم برهم زدن از دوست واقعی اسرائیل به دشمن شهرک‌ها تبدیل شد، در پایان هفته روزی را به یاد آورد که با یک عروسک باگز بانی در دست، برای حمایت از بنیامین نتانیاهو در دادگاه حاضر شده بود.

سردرگم شده‌اید؟ بگذارید موضوع را روشن کنیم و از آخر به اول برویم. آمریکایی‌ها تا حدی دیر متوجه شدند آنچه به عنوان اغتشاشات پراکنده آغاز شد، به موجی از تروریسم یهودی در اراضی کرانه باختری تبدیل شده است.

طرفداران شهرک‌سازی در کرانه باختری شتابان تاکید کردند: «چیزی به نام تروریسم یهودی وجود ندارد!»؛ با وجود اینکه خودشان باید نخستین کسانی می‌بودند که به آن اعتراض می‌کردند، (ولی از آن حمایت کردند).

نویسنده در بخش دیگری یادداشت خود نوشت: سازمان اطلاعات و امنیت داخلی (شاباک) چه می‌کند؟ موضوع مبهم است؛ نه تنها از جنبه عملیاتی، بلکه حتی از جنبه اخلاقی. زیرا کاملاً محتمل است که رئیس نسبتاً جدید شاباک اعتراضی به این اقدامات نداشته باشد.

ارتش اسرائیل چه می‌کند؟ کار زیادی انجام نمی‌دهد - این امر تا حدی به دلیل (بهانه) تداخل وظایف در حدود این بخش میان ارتش و پلیس است، اما عمدتاً به این دلیل است که از سوی کسانی که موظف به به‌کارگیری آن هستند - یعنی وزیر جنگ و نخست‌وزیر - به کار گرفته نمی‌شود.

سیاستمداران چه می‌کنند؟ دست‌کم می‌توان گفت هیچ کار قابل ذکری انجام نمی‌دهند؛ در بهترین حالت تعلل می‌کنند و در بیشتر موارد اوضاع را وخیم‌تر می‌کنند.

وزرا که مدعی نمایندگی شهرک نشینان هستند، مانند بتسلئیل اسموتریچ، بیشتر سکوت می‌کنند (یا به محکومیت‌های لفظی برای جهان خارجی بسنده می‌کنند)، از بیم آنکه مبادا آرای بیشتری را به نفع جانشین حزب نژادپرست «کاخ» به رهبری ایتمار بن‌گویر (و اکنون تالی گوتلیب) از دست بدهند. این در حالی است که بن‌گویر با چشمک‌زدن به روشنی چشم‌زهره می‌گیرد که اگر کت‌وشلوار وزیری نبود - زهی شرمساری - حتماً مانند آن روزهای خوش گذشته که جوان‌تر و از نظر جسمانی آماده‌تر بود، به آشوبگران می‌پیوست.

چنین واقعیتی نیازمند یک فرد بزرگسال و مسئولیت‌پذیر است، اما مشخص شد که حتی یک نفر با این ویژگی در حکومت نتانیاهو وجود ندارد، این توصیف خود نخست‌وزیر را شامل می‌شود.

نتانیاهو در برابر رسانه‌های خارجی دست‌بسته است: او نه تنها حجم آسیب واردشده به اسرائیل را درک می‌کند، بلکه ابعاد آن را که به یک خطر وجودی واقعی تبدیل می‌شود می‌فهمد. می‌فهمد، اما دست از پا خطا نمی‌کند - و تا زمانی که برای بقای سیاسی خود می‌جنگد، کاری نخواهد کرد. تراژدی ما این است که او همواره برای این بقا جنگیده و خواهد جنگید.

همه آنچه گفته شد برای کسی که تا همین دو روز پیش یکی از بزرگ‌ترین دوستان اسرائیلِ منزوی بود، یعنی مایک هاکابی سفیر آمریکا، بیگانه نیست.

هاکابی در پایان این هفته مجبور شد از شهرک ترمسعیا بازدید کند. چرا «مجبور شد»؟ زیرا حدود 80 درصد از فلسطینیان در این شهرک دارای تابعیت آمریکایی هستند و فریادهای آنان به روشنی در رسانه‌ها شنیده می‌شود، امری که این موضوع را دو ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، به خاری در چشم ترامپ تبدیل می‌کند.

ترامپ خشمگین است و حق هم دارد - زیرا صرف‌نظر از جنبه‌های اخلاقی و انسانی این پدیده که بعید است بر قلب او تأثیر بگذارد، او نگران گسترش جنگ با ایران است و در کنار آن از آبروی خود که مانند نفت جاری از یک نفت‌کش در تنگه هرمز ریخته می‌شود، هم حاضر است بگذرد، تنها برای اینکه انتخابات را خراب نکند؛ انتخاباتی که نتایج بد آن ممکن است به تشکیل یک کنگره مخالف با او منجر شود. در این میان، دوستان کوچک بیبی می‌آیند و دردسری غیرمنتظره برای او ایجاد می‌کنند.

بدین ترتیب هاکابی فرستاده می‌شود تا این به‌هم‌ریختگی را جمع‌وجور کند، تا آنچه را راست‌گرایان میانه‌رو اسرائیل مدت‌هاست می‌دانند کشف کند: نمی‌توان سوار بر پشت ببر شد. شهرک‌نشینان، همان کسانی که تا دیروز وقتی از اسرائیل حتی در مواضع جنجالی حمایت می‌کرد برایش هورا می‌کشیدند، اکنون عبارات زشت و توهین‌آمیز علیه او بر دیوارهای مساجد سوخته می‌نویسند.

آمریکا در واقع از نتانیاهو نخست وزیری می‌خواست که بتواند حیاط خلوت را پاکسازی کند اما حتی هاکابی هم اکنون متوجه شده است که نتانیاهو پیش از انتخابات دست به هیچ اقدامی نخواهد زد تا مبادا رأیی را به خطر بیندازد.

در چنین شرایطی تنها می‌توان صحنه زیر را مجسم کرد، اما به هیچ وجه دور از ذهن به نظر نمی‌رسد: هاکابی در اوج ناامیدی روی صندلی دسته دار دفترش دراز می‌کشد، لیوانی آب سرد می‌نوشد، شقیقه‌های دردناکش را ماساژ می‌دهد و به نقطه‌ای خیره می‌شود.

در پایان صحنه، او عروسک باگز بانی را می‌بیند؛ همان عروسکی که روزی آن را به دادگاه برد تا سیستم قضایی اسرائیل را به مسخره بگیرد و در نمایش دروغینی مشارکت کند که مدعی بود نخست‌وزیر اسرائیل به خاطر یک عروسک خرگوش معروف تحت تعقیب قرار گرفته است.

نویسنده دست آخر هم نتیجه گیری کرد: تنها یک چیز روشن است: وقتی روزهای خوش به پایان برسد، برای همه ما مشخص خواهد شد که اسرائیل در دوران نتانیاهو به عروسک باگز بانی تبدیل شده است: آمریکایی‌ها با آن (و با ما) هر کاری بخواهند خواهند کرد.

انتهای پیام/