نزاع پوچ داخلی از سقوط احتمالی تپه‌های علی الطاهر خطرناک‌تر است!

مرز واقعیت - تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم: یک نزاع عجیبی در داخل شکل گرفته که این جنس منازعات را «نزاع‌های ابطال‌ناپذیر» می‌نامیم؛ نزاع‌هایی که به‌شدت آسیب‌زا هستند، چون هیچ‌یک از طرفین عملاً امکان اثبات قطعی ادعای خود را ندارند.

یک طرف می‌گوید علت اینکه علی‌الطاهر از دست رفت یا در معرض سقوط قرار گرفت، این بود که شما به سمت آتش‌بس و تفاهمنامه رفتید و در نتیجه چنین وضعیتی ایجاد شد.

طرف دیگر دقیقاً استدلال معکوس را مطرح می‌کند: می‌گوید در دوره آتش‌بس و تفاهمنامه، دست‌کم شدت نبرد نظامی کاهش پیدا کرده بود، اما شما با حمله به تفاهمنامه، تضعیف آن و آرزوی فروپاشی‌اش، شرایط را به نقطه‌ای رساندید که کل چارچوب از بین رفت و نتیجه‌اش وضعیت فعلی شد.

مسئله اینجاست که هیچ‌کدام از این دو ادعا به‌سادگی قابل اثبات یا ابطال نیست. ما با گزاره‌هایی خلاف‌واقع روبه‌رو هستیم؛ کسی نمی‌تواند با قطعیت نشان دهد اگر تفاهمنامه نبود چه اتفاقی می‌افتاد، یا اگر باقی می‌ماند حتماً چه نتیجه‌ای حاصل می‌شد.

بنابراین، تنها محصول قطعی این نزاع می‌تواند این باشد که یک اتفاق نامطلوب نظامی را به یک منازعه داخلی هم تبدیل کنیم و در نتیجه، هزینه آن را برای خودمان افزایش دهیم.

اگر یک استراتژی منسجم داشته باشیم که حتی 50 یا 60 درصد درست باشد، اما حول آن انسجام وجود داشته باشد و همه بر اساس آن حرکت کنند، احتمال موفقیت بسیار بیشتر از وضعیتی است که مدعی یک استراتژی صددرصد درست باشیم، اما در عمل با فقدان انسجام پیش برویم. در حالت اول، حتی اگر بخشی از واقعیت دیده نشده باشد، همچنان امکان توفیق وجود دارد؛ اما در حالت دوم، خودِ عدم انسجام می‌تواند یکی از علل اصلی شکست باشد.

از این منظر، اینکه از ماجرای علی‌الطاهر نیز بتوانیم یک دوقطبی تازه و یک دعوای داخلی جدید بسازیم، واقعاً نوعی «شاهکار معکوس» است؛ شاهکاری منفی که فقط بر هزینه‌های یک وضعیت دشوار می‌افزاید.

🎤کیان عبداللهی

انتهای پیام/