تناقض روایت اسرائیل درباره علیالطاهر؛ ادعای کنترل عملیاتی تا واقعیت
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 15 شهريور 1405 - 14:03
بهگزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، از زمانی که ارتش اشغالگر صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم ادعای «کنترل عملیاتی» بر ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان را مطرح کردهاند و سعی در بزرگنمایی آن با روایتی دارند که از همه جنبهها متناقض بهنظر میرسد، بررسی دقیق اصطلاحات نظامی مورد استفاده اشغالگران و جزئیات بیانیه آنها، سؤالات زیادی در مورد واقعیت آنچه در میدان جریان دارد و همچنین محدودیت سیطره اشغالگران بر بلندیهای علیالطاهر ایجاد میکند.
در یک تحلیل نظامی از این روایت، نضال زهوی، سرتیپ بازنشسته ارتش لبنان و مدیر مرکز مطالعات انسانشناسی و استراتژیک در مقالهای که در وبسایت العهد منتشر شد، به بررسی تناقضات موجود در روایت صهیونیستها درباره کنترل ارتفاعات علیالطاهر پرداخته که بهشرح زیر است؛
روایات متناقض صهیونیستها درباره ارتفاعات علیالطاهر
روایتی که اشغالگران ارائه میدهند، شواهد قطعی از سقوط علیالطاهر یا ایجاد کنترل کامل بر آن نیست و باید بین مفاهیم «کنترل عملیاتی»، همانطور که توسط دشمن بیان شده است، و «کنترل میدانی» تمایز قائل شد،
بهعبارت دیگر، داشتن توانایی نفوذ در یک منطقه با آتش و نیروی هوایی لزوماً بهمعنای رسیدن به آن و کنترل زمین و تأسیسات آن نیست، این همان اتفاقی است که در ارتفاعات علیالطاهر رخ داده است و صهیونیستها بهصرف برتری و سیطره هوایی خود در این منطقه نمیتوانند ادعای کنترل عملیاتی در آنجا را داشته باشند،
بر همین اساس، روایت اسرائیل، بهویژه در مورد مکانی مانند علیالطاهر، بیاساس بهنظر میرسد. نتانیاهو چند روز پیش مدعی شد که ارتفاعات علیالطاهر تحت کنترل عملیاتی ارتش اسرائیل است، اما سقوط کامل این ارتفاعات را تأیید نکرد.
باید توجه داشته باشیم که اصطلاح کنترل عملیاتی لزوماً بهمعنای کنترل مستقیم میدانی نیست. اشغالگران چندین سال است که با استفاده از نیروی هوایی، توپخانه و قدرت آتش، تپه علیالطاهر و همچنین سایر مناطق لبنان را هدف قرار میدهند.
آتش هوایی صهیونیستها در سال 2023 همزمان با آغاز جنگ غزه، به ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان رسید و بنابراین، توانایی هدف قراردادن تپههای علیالطاهر، دستاورد جدیدی نیست که بتوان از آن برای ادعای کنترل بر آن استفاده کرد.
کنترل تاکتیکی تا ادعای کنترل عملیاتی بر بلندیهای علیالطاهر
«کنترل تاکتیکی» به توانایی یک نیرو برای شلیک مستقیم به اهداف خاص، مانند ورودیها یا نقاط درون سایت، مربوط میشود؛ در حالی که «کنترل عملیاتی» در سطح و ابزارهای آن متفاوت است، بنابراین، استفاده اشغالگران از اصطلاح «کنترل عملیاتی» ثابت نمیکند که کنترل میدانی کامل بر کل تپه علیالطاهر را به دست آورده باشند.
در اینجا یکی از برجستهترین جنبههای روایت صهیونیستی مربوط به صحبت در مورد تأسیسات و تونلها در ارتفاعات علیالطاهر است، در حالی که هیچ اطلاعات دقیقی در مورد تعداد تونلها یا تأسیسات موجود در این تپهها وجود ندارد.
چند هفته قبل، صهیونیستها در مورد رسیدن به یکی از ورودیهای تأسیسات ارتفاعات علیالطاهر صحبت و اعلام کردند که رباتهایی را در آنجا کار گذاشته و مواد سمی را منتشر کردهاند، بنابراین اگر روایتی که رژیم صهیونیستی ارائه داده است درست باشد، سؤالی در مورد ماهیت دسترسی ارتش این رژیم به ارتفاعات علیالطاهر به وجود میآید،
بهعبارت دیگر، اگر نیروهای اشغالگر به ورودی یک تأسیسات رسیده باشند اما بهدلیل مواد سمی قادر به ورود به آن نباشند، این دسترسی ادعایی به ورودی، بهمعنای کنترل تأسیسات نیست، چه رسد به کنترل کل تپه.
صهیونیستها در بیانیههای خود اعلام میکنند که تحرکات آنها در ارتفاعات علیالطاهر با هدف «خنثیسازی زیرساختهای زیرزمینی» همچنان ادامه دارد، از جمله جستوجوی ورودیها و خروجیهای تونل.
اما ادامه یافتن این تحرکات صهیونیستها، تصویر «کنترل کامل» را که اشغالگران سعی در نمایش آن دارند، تضعیف میکند، همچنین اشغالگران که هنوز در جستوجوی ورودیها و خروجیهای تأسیسات هستند، نشان ندادهاند که تصویر کاملی از زیرساختهایی که ادعا میکنند تصرف کردهاند، دارند.
پایبندی مقاومت به اصل ابهام و دستوپازدن صهیونیستها برای نمایش پیروزی
بهخلاف روایت صهیونیستها، مقاومت هنوز گزارشی از آنچه در علیالطاهر اتفاق میافتد، ارائه نکرده است و این بخشی از سیاست «ابهام سازنده» است که حزبالله ماههاست دنبال میکند، این ابهام به مقاومت اجازه میدهد در مورد وضعیت تاکتیکی، تواناییها و مواضع خود بهشکل محرمانه عمل کند و مانع از آن شود که اشغالگران به اطلاعاتی که میتوانند در عملیات خود از آنها استفاده کنند، دست یابند،
بنابراین عدمصدور بیانیه رسمی از سوی حزبالله بهمعنای تأیید روایت اسرائیل نیست، در نتیجه، فقدان روایت متقابل بهطور خودکار، به اشغالگران مدرکی دال بر کنترل نمیدهد، بلکه درجه قابلتوجهی از ابهام را در مورد وضعیت میدانی حفظ میکند،
علاوه بر آن، خود صهیونیستها در اغراق در اهمیت علیالطاهر نقش داشتهاند و بارها به وجود تأسیسات بزرگ، مهم و استراتژیک در این مکان اشاره کردهاند، در حالی که مقاومت هیچ توضیحی در مورد ماهیت این منطقه ارائه نکرده است.
مانور تبلیغاتی صهیونیستها و تلاش نتانیاهو برای استفاده از علیالطاهر بهعنوان کارت انتخاباتی
این توصیف اغراقآمیز رژیم صهیونیستی از علیالطاهر، سؤالاتی را در مورد هدف این رژیم ایجاد میکند و نشان میدهد که اشغالگران در تلاش برای استفاده تبلیغاتی از ارتفاعات علیالطاهر و تبدیل یک دستاورد تاکتیکی محدود به یک نتیجه استراتژیک گستردهتر هستند،
این امر همچنین در یک زمینه سیاسی و رسانهای رخ میدهد، زیرا نتانیاهو بهدنبال ارائه دستاوردهای نظامی به رأیدهندگان خود است که میتواند در انتخابات آینده از آنها استفاده کند، در واقع نتانیاهو میخواهد خطاب به مخاطبانش بگوید: «از من حمایت کنید، چون من برای شما به پیروزیای بهنام علیالطاهر دست یافتم!».
این محاسبات صهیونیستها را همچنین نمیتوان از «جنگ شناختی» جدا کرد؛ جایی که صهیونیستها تلاش میکنند «کنترل یک مکان جغرافیایی» را در صورت دستیابی، به یک تصویر ذهنی از «شکست دادن» مقاومت تبدیل کنند، حتی اگر آنچه اتفاق افتاده است، از نظر نظامی محدود باشد،
در واقع صهیونیستها تلاش دارند ارتفاعات علیالطاهر را بهعنوان مکانی معرفی کنند که شهرکهای صهیونیستنشین در شمال فلسطین اشغالی از آنجا مورد تهدید قرار میگیرند و بنابراین کنترل این منطقه بهمعنای تأمین امنیت برای شهرکهای اسرائیلی است.
اما هر کسی که با جغرافیای این منطقه و جزئیات آن آشنا باشد، میداند که مثلاً ارتفاعات الشقیف برای شهرکهای شمال فلسطین اشغالی از علیالطاهر مهمتر است، بنابراین چرا صهیونیستها تا این اندازه روی اهمیت علیالطاهر تمرکز میکنند و مانور میدهند.
جنگ نامتقارن و پیروزی دروغین صهیونیستها در علیالطاهر
در اینجا باید اشاره کنیم که جنگ نامتقارن با همان معیارهای جنگ متعارف تفسیر نمیشود و در این جنگ، از دست دادن یک نقطه یا استحکامات به این معنی نیست که مقاومت ظرفیت جنگی خود را از دست داده است، همانطور که کنترل یک موقعیت جغرافیایی بهطور خودکار پیروزی را تضمین نمیکند،
از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مقاومت تحت شرایط خاص، اجازه پیشروی صهیونیستها را با هدف واردکردن تلفات، تحلیلبردن منابع و تضعیف روحیه ارتش اشغالگر بدهد،
بنابراین، حتی اگر فرض کنیم که نیروهای اشغالگر واقعاً به علیالطاهر رسیدهاند، این لزوماً بهمعنای دستیابی به یک پیروزی قاطع یا خردکننده نیست و همچنین به این معنی نیست که مقاومت "شکست خورده" است،
در واقع اصل ماجرا در تلاش اشغالگران برای انتقال یک نتیجه میدانی محدود به افکار عمومی است، بهطوری که رسیدن به یک مکان یا کنترل بخشی از آن، در تخیل سیاسی و رسانهای، به یک "شکست" برای مقاومت تبدیل شود،
در نتیجه، روایت اشغالگران در مورد علیالطاهر نیاز به تحلیل دقیقی دارد که فراتر از تیترهایی است که بهکار میرود و تمایز بین «کنترل عملیاتی» و «کنترل میدانی» صرفاً یک جزئیات معنایی نیست، بلکه یک کلید اساسی برای درک واقعیت آنچه در میدان رخ میدهد، است.
بهطورکلی، رسیدن به ورودی یک تأسیسات بهمعنای کنترل آن نیست، هدف قراردادن تونلها بهمعنای کنترل کل زیرساختهای آنها نیست و بمباران شدید بهمعنای کنترل سرزمینی نیست،
حتی اگر نیروی زمینی ارتش صهیونیستی به بخشی از علیالطاهر دسترسی پیدا کند، طبق اصول جنگ نامتقارن، این امر شکست مقاومت یا یک پیروزی استراتژیک قاطع برای رژیم اشغالگر محسوب نمیشود.
بهگزارش تسنیم، اهمیت نظامی و جغرافیایی تپههای علیالطاهر ناشی از جایگاه آن بهعنوان بخش اساسی از شبکه ارتفاعات مشرف بر بخش شرقی جنوب لبنان است، در این مرحله ارتش رژیم صهیونیستی تلاش دارد ارتفاعات علیالطاهر را بهعنوان مرکز ثقل خود در نبرد در جبهه لبنان معرفی و اینگونه تبلیغ کند که تسلط اسرائیل بر این ارتفاعات، راه را برای شکست مقاومت و در نتیجه، اجرای طرح خلعسلاح آن در سراسر لبنان هموار میکند،
ازاینرو افشای عامدانه اخبار مربوط به تحولات منطقه علیالطاهر توسط رسانههای صهیونیستی و رسانههای همسو با آن یک سیستم عملیاتی قدیمی اسرائیل را که مبتنی بر پیشجعل روایت است، به نمایش میگذارد، این سیستم با هدف تبدیل هرگونه موفقیت میدانی به یک دستاورد عظیم سیاسی و روانی است که تأثیر آن بسیار بیشتر از نتایج میدانی باشد.
انتهای پیام/+