ارکستر سمفونیک تهران تعطیل است!/گه گاه اجرایی، کنسرتی، حرفی، سخنی...
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 15 شهريور 1405 - 15:17
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ارکستر سمفونیک تهران قرار است مهمترین ویترینهای موسیقی کلاسیک ایران باشد؛ ارکستری باسابقه که طبیعتاً باید بخش قابلتوجهی از جریان موسیقی ارکسترال کشور را نمایندگی کند. با این حال، مرور تقویم اجراهای این ارکستر در ماههای گذشته، تصویر چندان پررونقی از فعالیت صحنهای آن ارائه نمیدهد.
اینجا صحبت از کیفیت اجراها نیست؛ مسئله، تداوم حضور ارکستر روی صحنه است.
ارکستر سمفونیک تهران در ماههای گذشته هر بار برای چند شب با یک برنامه تازه به تالار وحدت آمده، اجرا کرده و دوباره برای مدتی طولانی از صحنه فاصله گرفته است؛ روندی که این سؤال را ایجاد میکند که آیا ارکستر سمفونیک تهران اساساً صاحب یک «فصل هنری» مشخص است یا فعالیتش به چند اجرای پراکنده در طول سال محدود شده است؟
پنج ماه سکوت؛ از «واگویهها» تا «فراسوی مرزها» / جنگ و خاموشی
آخرین اجرای رسمی ارکستر سمفونیک تهران در سال 1404، روزهای 27 و 28 آذر با کنسرت «واگویهها» و رهبری نصیر حیدریان در تالار وحدت برگزار شد.
در آن اجرا، بخش نخست به اورتور «رویای شب نیمه تابستان» اثر فلیکس مندلسون اختصاص داشت و در ادامه، سمفونی شماره یک «واگویهها» ساخته محمدرضا تفضلی اجرا شد؛ اثری چهارموومانه که تلاش داشت منطق ملودیک موسیقی ایرانی را در قالبی کلاسیک و غربی بازآفرینی کند.
پس از آن اما سکوتی چندماهه آغاز شد؛ سکوتی که تا 31 اردیبهشت 1405 ادامه پیدا کرد. در این فاصله، ارکستر سمفونیک تهران اجرای رسمی دیگری نداشت و سرانجام با عنوان «از فراسوی مرزها…» دوباره به تالار وحدت بازگشت؛ اجرایی که نخستین اجرای رسمی ارکستر در سال 1405 بود.
به این ترتیب، میان آخرین اجرای سال گذشته و نخستین اجرای رسمی سال جدید، حدود پنج ماه فاصله افتاد.
البته که در این فاصلهی پنج ماهه، اتفاقات دیماه و جنگ چهل روزه را داشتیم. شاید در چنین شرایطی تعطیلی ارکستر طبیعی به نظر برسد، اما فراموش نکنیم که نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران قراردادهای سالانه با بنیاد رودکی دارند و حقوق ماهیانه میگیرند. یعنی این نوازندگان به نوعی کارمندان وزارت فرهنگ و موظف به حضور در تمرینها و اجراهای ارکستر هستند.
آیا دیگر کارمندان وزارت فرهنگ در این پنج ماه(از دیماه تا اواخر اردیبهشت) تعطیل بودهاند که نوازندگان هم تعطیل باشند؟
بنیاد رودکی هرگز درباره این چند ماه توضیح نداده که این ارکستر در فاصلهی دیماه 1404 تا اردیبهشت 1405 مشغول چه کاری بوده است؟ نوازندگانش چه کردهاند؟ خروجی آنها چه بوده؟ وضعیت حقوق و مزایای نوازندگان در این چند ماه به چه شکلی بوده است؟
«فصل تازه»؛ اما فصلی با فاصلههای طولانی
«از فراسوی مرزها…» قرار بود آغاز فصل تازهای برای ارکستر باشد؛ فصلی که اینبار سیاست شورای هنری آن بر حمایت از رهبران جوان متمرکز شده بود.
امید محرابی به عنوان رهبر مهمان روی سکوی رهبری ایستاد و آثاری از بتهوون، چایکوفسکی، فکرت امیرف، حشمت سنجری و بخشهایی از اپرای «کاوالریا روستیکانا» اثر پیترو ماسکانی اجرا شد.
حتی عنوان برنامه نیز حامل یک ایده روشن بود: عبور از مرزهای جغرافیایی و ایجاد گفتوگویی فرهنگی از مسیر موسیقی؛ گفتوگویی که مانند دیگر برنامههای بنیاد رودکی در حدِ همان شعار ماند و هرگز عملی نشد.
«خسوف»؛ بازگشت دوباره، اینبار با عاشورا
پس از اجرای اردیبهشت، بار دیگر چند ماه گذشت تا ارکستر سمفونیک تهران روی صحنه برود.
اینبار نوبت به «خسوف» رسید؛ اثری از محمدسعید شریفیان که روایتی موسیقایی از واقعه عاشورا را دنبال میکند.
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری آرش امینی و با همراهی گروه کر، 15 و 16 مرداد این اثر را در تالار وحدت اجرا کرد.
«خسوف» از جمله آثار شاخص محمدسعید شریفیان است. طرح آهنگسازی آن در سال 1375 شکل گرفت و آهنگساز پس از شش ماه پژوهش در متون ادبی و گردآوری ملودیهای نوحههای عاشورایی، با انتخاب 9 نوحه قدیمی و شناختهشده، طی دو سال و نیم اثر را به پایان رساند.
ساختار پنجبخشی اثر، از حرکت کاروان به سوی کربلا آغاز میشود و از تاسوعا و گفتوگو، آخرین شب مناجات و روز عاشورا عبور میکند و به شام غریبان میرسد.
اجرای «خسوف» توسط ارکستر سمفونیک تهران با رهبری آرش امینی، با انتقادات جدی از سوی اهل فن مواجه شد. جالب اینکه ارکستر سمفونیک برای اجرای این اثر، چندین جلسه تمرین برگزار کرده بود، اما در نهایت رهبر مهمان ارکستر هرگز نتوانست، ارکستر را به سطح کیفی مناسبی برساند.
«فیگارو»؛ موتسارت در انتهای یک صف طولانی
حالا ارکستر سمفونیک تهران قرار است روزهای 24 و 25 شهریور بار دیگر در تالار وحدت حاضر شود؛ اینبار با برنامه «فیگارو» و رهبری نصیر حیدریان.
سه اثر از ولفگانگ آمادئوس موتسارت در این برنامه قرار گرفته است: «اورتور فیگارو»، «کنسرتو پیانو شماره 12 در لاماژور» و «سمفونی شماره 39 در میبمل ماژور.»
در اجرای کنسرتو پیانو نیز آنیسا یزدانیان، نوازنده نوجوان، به عنوان سولیست در کنار ارکستر حضور خواهد داشت.
همه چیز برای یک شب موسیقایی جدی فراهم است؛ موتسارت، ارکستر سمفونیک تهران، تالار وحدت و نصیر حیدریان.
اما «فیگارو» تنها بهعنوان یک برنامه موسیقایی اهمیت ندارد؛ این اجرا در واقع یکی دیگر از ایستگاههای پراکنده ارکستری است که طی ماههای گذشته هر بار برای چند شب ظاهر شده و دوباره از صحنه فاصله گرفته است.
مسئله، پس از «فیگارو» جدیتر میشود: بعد از این دو شب، اجرای بعدی ارکستر سمفونیک تهران چه زمانی است؟
اجرای «فیگارو» ویژگی مهمی برای ارکستر سمفونیک تهران دارد و آن هم بازگشت نصیر حیدریان است. وقتی حیدریان با ارکستر کار کند، یعنی کیفیت اجرا تضمین شده است. شاید در این کنسرت، مخاطبان ارکستر سمفونیک تهران پس از ماهها بتوانند اجرایی با کیفیت را ببینند و بشنوند.
وقتی «فصل» در دنیا واقعاً فصل است
ممکن است در نگاه نخست، مقایسه ارکستر سمفونیک تهران با ارکسترهایی مانند ارکستر سمفونیک لندن یا فیلارمونیک برلین، مقایسهای نابرابر به نظر برسد. منابع مالی، امکانات، ساختار مدیریتی، بازار موسیقی و حتی اندازه مخاطبان آنها قابل قیاس مستقیم با شرایط ایران نیست.
اما اصل ماجرا قابل مقایسه است: یک ارکستر حرفهای چگونه در طول سال فعالیت میکند؟
ارکسترهای حرفهای برنامهها مدون و از پیش تعین شده دارند. آنها برنامهی سالانه خود را مشخص و آن را منتشر میکنند. در همین ارکستر سمفونیک تهران هم روزی روزگاری با حضور علی رهبری همین اتفاق رخ داد. آن زمان علی رهبری برنامهای سالانه برای ارکستر سمفونیک تهران تدوین و آن را طبق تقویم مشخص و منتشر کرد.
ارکستر سمفونیک تهران هر بار با تیترِ «فصل تازه» به اجرایی تازه میرسد. اما معلوم نیست این فصلی تازه است یا تک اجرایی تازه! گویی عوامل ارکستر سمفونیک تهران با مفهوم فصل هنری آشنا نیستند.
«فصل» در ارکسترهای حرفهای ارکسترهایی صرفاً یک عنوان تبلیغاتی نیست؛ یک تقویم واقعی از فعالیت مستمر است.
شکی نیست که در این روزگار، ارکستر سمفونیک تهران در سراسیمگی و آشفتگی عجیبی به سر میبرد و این دلیلی جز عدم برنامهریزی، عدم مدیریت صحیح و عدم شناخت کافی از ارکستر ندارد.
مسئله فقط تعداد کنسرت نیست. البته که نمیتوان انتظار داشت ارکستر سمفونیک تهران دقیقاً با همان تعداد و مقیاس ارکسترهای بزرگ دنیا فعالیت کند. مسئله این گزارش هم رسیدن به یک عدد مشخص و مقایسه ساده نیست. مسئله این است که تداوم، بخشی از هویت یک ارکستر است.
ارکستر برای زنده ماندن فقط به نوازنده نیاز ندارد؛ به تمرین مستمر، برنامهریزی، رهبر، سولیست، مخاطب، تولید محتوای هنری و البته یک تقویم روشن نیاز دارد.
مخاطبی که یک بار برای شنیدن ارکستر به تالار وحدت میرود، باید بداند ماه آینده یا فصل بعد نیز میتواند دوباره به آنجا برگردد. وقتی فاصله میان اجراها چند ماه میشود، ارتباط ارکستر با مخاطب نیز ناگزیر آسیب میبیند. در چنین شرایطی، هر اجرای تازه بیشتر شبیه یک «رویداد» مستقل به نظر میرسد تا بخشی از یک جریان مستمر هنری.
مسئله ارکستر سمفونیک تهران چیست؟
مسئله اصلی ارکستر سمفونیک تهران، امروز نه انتخاب موتسارت است، نه انتخاب شریفیان، نه جوانگرایی در رهبری و نه حتی نوع برنامهای که برای هر اجرا انتخاب میشود. مسئله، نبود یک ریتم منظم و قابل پیشبینی برای حضور ارکستر روی صحنه است.
ارکستر سمفونیک تهران اگر قرار است جایگاه خود را به عنوان یکی از مهمترین ارکسترهای کشور حفظ کند، بیش از هر چیز به یک تقویم روشن نیاز دارد؛ تقویمی که مخاطب بتواند آن را ببیند و بداند در ماههای آینده چه خواهد شنید.
چند اجرای پراکنده در طول سال، حتی اگر هرکدام از نظر هنری ارزشمند باشند، نمیتوانند جای یک فصل منظم ارکسترال را بگیرند.
انتهای پیام/