نگاهی به آشفتهبازار ساختار نظامی رژیم جولانی؛ ارتشهای کوچک درون ارتش
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 15 شهريور 1405 - 11:31
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، رژیم ابومحمد جولانی که از زمان روی کار آمدن خود در سوریه در دسامبر 2024 تاکنون چیزی جز هرج و مرج برای مردم این کشور به ارمغان نیاورده، علاوه بر تقدیم جنوب سوریه به صهیونیستها و چراغ سبز برای تجزیه این کشور نتوانسته یک ارتش منظم تشکیل دهد.
به گزارش الاخبار، مقامات دولت انتقالی سوریه از نزدیک به دو سال گذشته هیچ اقدامی برای تشکیل یک ارتش واحد انجام ندادهاند و نیرویی که اصطلاحاً تحت عنوان ارتش، فعالیت میکند، اعضای آن از نظر نام، لباس و ساختار سازمانی یک دست هستند اما در عمل، این ارتش متشکل از ارتشهای کوچکتر است که هر یک فرماندهی و وابستگیهای خاص خود را دارند.
آشفتهبازار ساختار نظامی رژیم جولانی در سوریه
در همین راستا به نظر نمیرسد که روند ایجاد ارتش جدید سوریه تاکنون به سمت ایجاد یک نهاد نظامی متحد به معنای سنتی باشد، بلکه تلاشی برای تجمیع نیروهای میدانی در یک ساختار رسمی است که توسط وزارت دفاع اداره میشود.
با وجود انحلال اعلام شده جناحها و پایان نامهای قبلی آنها، ساختار داخلی ارتش هنوز نشانههایی از سالها جنگ و تشکیلات ناهمگون حاصل از آن با وفاداریها، منابع حمایت، مناطق استقرار و دیدگاههای مختلف در مورد دولت و نقش نهاد نظامی را در خود دارد.
از زمان سقوط دولت بشار اسد، وزارت دفاع وابسته به دولت انتقالی قبل از توزیع بیش از 130 جناح و گروه مسلح در لشکرهای نظامی تازه تأسیس مستقر در استانهای مختلف، جلساتی با فرماندهان آنها برگزار کرد. طبق ادعای دولت انتقالی سوریه، هدف اعلام شده از این اقدامات، پایان دادن به تفرقه، تجمیع سلاحها تحت کنترل دولت و ایجاد ارتشی تحت یک فرماندهی واحد و متمرکز بود.
با این حال، در بسیاری از موارد، آنچه در عمل اتفاق افتاد، محدود به تغییر نام گروهها و اعطای رتبههای رسمی به فرماندهان آنها و سپس انتقال همان گروهها، به همراه اعضا و فرماندهانشان ، به لشکرها و تیپهای تازه تأسیس بود. بنابراین گروههای مذکور به عنوان بلوکهای تقریباً کامل وارد ارتش شدند، نه به عنوان افرادی که طبق معیارهای نظامی جدید مجدداً توزیع شده بودند.
همچنین بسیاری از فرماندهان، نیروهایی را که سالها تحت نظر آنها بودند حفظ کردند، در حالی که استقرار واحدها تا حد زیادی به مناطق مبدا آنها وابسته بود. به عنوان مثال، تشکیلاتی که از ادلب و شمال حلب سرچشمه میگرفتند، به ساختار قبلی خود متحد ماندند، در حالی که گروههای جنوبی وابستگیهای محلی و قبیلهای خود را حفظ کردند. با این حال، شرایط امنیتی متفاوت در منطقه ساحلی، درعا و صحرا، تمهیدات خاص هر منطقه را ایجاب میکرد.
این وضعیت نشان میدهد که گذار از وضعیت فرقهای به نهادی هنوز آغاز نشده است. در واقع، یک نیرو که سالها در یک گروه مسلح بوده و به رهبر، منابع مالی و محیط محلی آن وابسته شده است، نمیتواند به طور خودکار و صرفاً با تغییر نشان نظامی خود به یک سرباز در نهاد ملی تبدیل شود.
علاوه بر این، اعطای درجه نظامی به فرمانده یک گروه ممکن است وفاداری موقت او به مقامات را تضمین کند، اما از بین رفتن شبکه روابطی را که او ایجاد کرده است، تضمین نمیکند، روابطی که ناگزیر با او به نهاد جدید منتقل میشوند.
علاوه بر موارد فوق، اعضای ارتش فعلی که شامل طیف گستردهای از گروههای افراطی و تروریستی، گروههای دیگری که سالها با حمایت ترکیه فعالیت داشتهاند، جناحهای قبیلهای، افسرانی که در ارتش دولت سابق بودند و همچنین نیروهای خارجی که برخی از فرماندهان آنها وارد سلسله مراتب نظامی جدید شدهاند - است، هنوز یک فرآیند طولانی آموزش را پشت سر نگذاشتهاند.
علاوه بر این، واحدهای ارتش جدید هنوز دیدگاه واحدی در مورد ماهیت رژیم جدید، ماموریت ارتش و محدودیتهای آن اتخاذ نکردهاند.
ارتشهای کوچک درون ارتش
به عبارت دیگر، هنوز هیچ دکترین نظامی اعلامشدهای وجود ندارد که به سؤالات اساسی، از جمله شناسایی منابع تهدیدها، رابطه بین نهاد سیاسی و نهاد نظامی، نقش نهاد نظامی در درگیریهای داخلی و نحوه برخورد آن با گروههای اجتماعی و مناطقی که تشکلهای خاص خود را دارند، پاسخ دهد.
بنابراین، در غیاب یک قانون اساسی دائمی و یک استراتژی روشن امنیت و دفاع ملی، صحبت از یک "ارتش ملی واحد" ،زودهنگام به نظر میرسد، به ویژه از آنجایی که توسعه این نهاد به موازات بحرانهای امنیتی مداوم و مداخلات خارجی در حال انجام است.
علاوه بر این، توافق حاصل شده بین دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) پیچیدگیهای جدیدی را به چشمانداز نظامی و امنیتی افزوده است. در آغاز مذاکرات، مقامات انتقالی بر انحلال قسد و ادغام جداگانه نیروهای آن اصرار داشتند و حفظ این نیروها به عنوان یک فراکسیون نظامی در ارتش را رد میکردند.
با این حال، درگیریها، فشارها و میانجیگریهای خارجی منجر به فرمول متفاوتی شد که تشکیل لشکری متشکل از سه تیپ وابسته به نیروهای کُرد، علاوه بر یک تیپ ویژه برای منطقه عین العرب (کوبانی) را تصریح میکرد.
بر اساس این فرمول، موجودیت رسمی قسد به عنوان یک نیروی نظامی مستقل پایان یافت، بدون اینکه عناصر آن به صورت جداگانه بین واحدهای مختلف ارتش توزیع شوند. در عوض، آنها به تشکیلات جدیدی منتقل شدند که در مناطق اصلی خود، با ترکیب عمدتاً کُرد، فعالیت میکردند.
در این میان برخی معتقدند که همین الگو میتواند در سویداء تکرار شود، جایی که نیروهای گارد ملی، وابسته به شیخ حکمت الهجری، هنوز بخشهای بزرگی از استان را کنترل میکنند.
به عبارت دیگر، با توجه به ناتوانی رژیم جولانی در کنترل جنوب در سایه اشغالگری مداوم صهیونیستها به نظر میرسد که توافقی برای ادغام عناصر گارد ملی در نهادهای دولتی حاصل شود، در حالی که آنها را در سویداء نگه میدارد و به فرماندهان آنها نقشی در مدیریت امور امنیتی و نظامی میدهد.
در نهایت، مقامات دولت انتقالی سوریه ممکن است خود را در مواجهه با ارتشی ببینند که از نظر نام، لباس و ساختار سازمانی متحد است، اما در عمل از ارتشهای کوچکتری تشکیل شده است که هر کدام فرماندهی ، سابقه نظامی و وفاداریهای محلی خود را دارند.
مشکل اینجا در حضور افراد از چند منطقه در یک واحد نظامی نیست - همانطور که در بسیاری از ارتشها رایج است - بلکه در ماهیت وفاداری این واحدها، میزان تبعیت واقعی آنها از فرماندهی مرکزی و درک آنها از خود به عنوان مسئول اصلی حفاظت از مناطق و منافع خود است.
در حالی که این فرمول ممکن است در جلوگیری از جنگهای مجدد موفق باشد و به مقامات انتقالی کمک کند تا حضور رسمی خود را در تمام مناطق گسترش دهند، اما به تنهایی برای ایجاد یک نهاد نظامی ملی کافی نیست.
ایجاد یک ارتش مستلزم برچیدن اتحادهای جناحی قبلی، توزیع مجدد پرسنل آنها، یکپارچهسازی برنامههای آموزشی و تسلیحاتی و ایجاد یک زنجیره فرماندهی منظم و واحد بدون وابستگی خارجی است و تا زمانی که این امر محقق نشود، ارتش جدید همچنان بازتابی از یک توافق نظامی گسترده تحمیل شده توسط موازنه قدرت خواهد بود.
انتهای پیام/