خون‌های ماندگار|افشار امیری؛ پاسداری که درراه برادر شهیدش تا آسمان رفت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، در مسیر پر فراز و نشیب تاریخ مقاومت، نام‌هایی وجود دارد که تنها با واژه شهادت تعریف نمی‌شوند؛ بلکه هر کدام، روایتی از ایمان، دلدادگی، صبر و وفاداری هستند. مردانی که در روزگار سختی و آزمون، راهی را انتخاب کردند که پایان آن به آسمان رسید؛ راهی که از دل باورهای عمیق آنان به دفاع از مردم، سرزمین و ارزش‌ها نشأت می‌گرفت.

شهدای کردستان، روایت مظلومیت مردانی هستند که در سکوت و گمنامی، بزرگ‌ترین حماسه‌ها را آفریدند. آنان در شرایطی دشوار، در میان کوه‌های استوار این دیار و در برابر دشمنانی که امنیت مردم را نشانه گرفته بودند، ایستادند و با نثار جان خود، آرامش را برای نسل‌های بعد به یادگار گذاشتند.

در میان این نام‌های جاودانه، خانواده‌هایی هستند که داستان ایثارشان تنها به یک شهید ختم نمی‌شود؛ خانواده‌هایی که با تقدیم عزیزان خود، معنای واقعی صبر و استقامت را به تصویر کشیدند. خانواده‌هایی که داغ فراق را تحمل کردند، اما چراغ راه شهدا را خاموش نگذاشتند.

شهید افشار امیری از شهرستان کامیاران، یکی از همین مردان ماندگار است؛ پاسداری که مسیر خدمت و دفاع را با ایمان و اخلاص پیمود و در ادامه راه برادر شهیدش، قدم در مسیری گذاشت که پیش از او نیز با خون پاک یک شهید از خانواده‌اش آغشته شده بود.

برای او شهادت، یک اتفاق ناگهانی نبود؛ ادامه راهی بود که با عشق به ارزش‌ها و عهدی که با خدا و مردم بسته بود آغاز شد. او می‌دانست راه پاسداری، مسیر مسئولیت و فداکاری است؛ مسیری که گاهی انسان را از آرامش خانواده جدا می‌کند، اما اوج معنایش را در خدمت بی‌منت و ایستادگی نشان می‌دهد.

روایت زندگی شهدا، روایت انسان‌هایی است که پیش از آنکه قهرمان میدان باشند، انسان‌هایی بزرگ در زندگی شخصی خود بودند؛ مردانی با قلب‌های مهربان، زندگی‌های ساده، روحیه‌ای سرشار از محبت و باورهایی که آنان را برای انتخاب‌های بزرگ آماده می‌کرد.

پروژه رسانه‌ای «خون‌های ماندگار» تلاش می‌کند این روایت‌های ارزشمند را از دل خاطرات خانواده‌ها بازگو کند؛ روایت‌هایی که تنها از لحظه شهادت نمی‌گویند، بلکه از روزهای زندگی، اخلاق، منش، آرزوها و مسیری سخن می‌گویند که این عزیزان را به قله افتخار رساند.

در بیست و یکمین روایت این مجموعه، به سراغ خانواده شهید افشار امیری در شهرستان کامیاران رفته‌ایم؛ خانواده‌ای که از پاسداری روایت می‌کنند که راه برادر شهیدش را ادامه داد و سرانجام، جام شهادت را نوشید تا نامش برای همیشه در دفتر پرافتخار ایثار و مقاومت این سرزمین ماندگار شود.

خانواده‌ای که امنیت را با خون خود معنا کردند

برخی خانواده‌ها، تاریخ ایثار را نه با یک نام، بلکه با چندین حماسه روایت می‌کنند؛ خانواده‌هایی که هر نسل آن، درس مسئولیت، ایمان و فداکاری را از نسل قبل آموخته است. در میان خانواده‌های شهیدپرور کردستان، نام خانواده امیری در شهرستان کامیاران با ایثار و مقاومت پیوند خورده است؛ خانواده‌ای که پدر آن از یادگاران دفاع مقدس و جانباز آن دوران است و فرزندانش نیز راه خدمت و دفاع از مردم را ادامه دادند.

شهید افشار امیری فرزند رجب، متولد چهارم دی‌ماه 1369 در روستای یغباسی از توابع شهرستان کامیاران بود؛ جوانی که در خانواده‌ای ساده، مؤمن و ولایت‌مدار رشد کرد.

وی از کودکی با فرهنگ ایثار و خدمت آشنا شد؛ چرا که پدرش خود از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود و روحیه مقاومت و مسئولیت‌پذیری را به فرزندانش منتقل کرده بود.

افشار دوران تحصیل خود را در زادگاهش آغاز کرد و پس از گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی در مدرسه شهید رضایی، برای ادامه تحصیل به دبیرستان امام خمینی(ره) کامیاران رفت و موفق به دریافت دیپلم شد.

علاقه قلبی به خدمت و دفاع از ارزش‌ها، مسیر آینده او را مشخص کرد. او در 26 دی‌ماه 1390 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و لباس پاسداری را بر تن کرد.

برای افشار، پاسداری تنها یک عنوان سازمانی نبود؛ بلکه عهدی برای خدمت به مردم، دفاع از امنیت و حرکت در مسیر آرمان‌های انقلاب اسلامی بود.

سال 1393 نقطه عطفی در زندگی او بود؛ زمانی که برادر بزرگ‌ترش شیرزاد امیری، فرمانده حوزه مقاومت ایرانخواه سپاه سقز، در حین مأموریت به شهادت رسید.

شهادت برادر، افشار را متوقف نکرد؛ بلکه او را برای ادامه مسیر شهید شیرزاد مصمم‌تر کرد و پس از آن در مناطق عملیاتی شاهو و ارتفاعات این منطقه به خدمت ادامه داد.

وی در سال 1393 با سیده هانیه سالاری ازدواج کرد؛ ازدواجی ساده و بدون تشریفات که ثمره آن دختری به نام آوا بود که در سال 1401 به دنیا آمد.

شهید افشار امیری در 14 سال خدمت خود، به نظم، اخلاق، ایمان و رفتار شایسته شناخته می‌شد؛ انسانی که هم‌رزمانش او را الگویی از یک پاسدار مؤمن و مسئولیت‌پذیر می‌دانستند.

عاشق سیدالشهدا(ع)؛ وصیتی از جنس ارادت

یکی از ویژگی‌های برجسته شهید افشار امیری، عشق و ارادت عمیق او به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود.

وی در نخستین سفر زیارتی خود به کربلای معلی، کفنی تهیه کرد و آن را با دعای جوشن کبیر و برد یمانی متبرک کرد.

شهید وصیت کرده بود که پس از شهادت، با همان کفن به خاک سپرده شود؛ وصیتی که نشان از پیوند عمیق قلبی او با فرهنگ عاشورا داشت.

آخرین پرواز یک پاسدار روزه‌دار

چهارده سال خدمت صادقانه سرانجام در چهاردهم اسفندماه 1404 به پایان دنیایی زندگی شهید افشار امیری رسید؛ اما آغاز ماندگاری نام او در تاریخ ایثار بود. او در جریان جنگ رمضان، در منطقه گشکی بر اثر حمله هوایی دشمنان آمریکایی و صهیونیستی و اصابت ترکش به ناحیه سر مجروح شد.

این پاسدار روزه‌دار پس از انتقال به بیمارستان سینای کامیاران، بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید و به برادر شهیدش شیرزاد پیوست.

پیکر شهید افشار امیری در روستای یغباسی و در جوار آرامگاه برادر شهیدش، با حضور گسترده مردم و مسئولان تشییع و به خاک سپرده شد.

میراث ماندگار یک خانواده شهیدپرور

شهید افشار امیری امروز تنها یک نام در میان شهدا نیست؛ او روایت خانواده‌ای است که دو فرزند خود را در راه امنیت و آرامش مردم تقدیم کرد.

پدر شهید که خود روزگاری در جبهه‌های دفاع مقدس ایستاد، امروز شاهد ادامه همان مسیر در فرزندانش است.

نام افشار امیری در کنار برادر شهیدش شیرزاد، برای همیشه در تاریخ کامیاران ماندگار خواهد ماند؛ روایتی از ایمان، وفاداری و پاسداری که نسل به نسل ادامه دارد.

در ادامه تصاویر اختصاصی خبرنگار تسنیم از این شهید را ببینید:

انتهای پیام/481