لبنان؛ دو گام مقاومت در برابر یک گام تجاوز

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، سعدالله زارعی، کارشناس ارشد مسائل منطقه در یادداشتی با عنوان «لبنان؛ دو گام مقاومت در برابر یک گام تجاوز» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفت، نوشت:

1 ـ اکنون حدود سه سال از درگیری مستقیم و پیوسته میان رژیم اسرائیل و مقاومت لبنان گذشته است، پیش از این درگیری مستقیم و پیوسته آنان دو دوره 18 سال و 33 روز را طی کرده است، با این وصف اسرائیل و حزب‌الله 21 سال در وضعیت جنگ با یکدیگر بوده‌اند و طبعاً سالیانی دیگر نیز در جنگ با هم خواهند بود. در همهٔ این 21 سال، اسرائیل در اوج قدرت نظامی، اطلاعاتی و فن‌آوری نظامی بوده است و حزب‌الله با فاصلهٔ زیاد نظامی و فن‌آوری از آن، در حال "مهار" و ناکام گذاشتن آن بوده است.

رژیم اسرائیل در هر سه مرتبه بخشی از سرزمین لبنان را به اشغال در آورده است و حزب‌الله هیچ‌گاه در وضعیتی نبوده است که بخشی از سرزمین فلسطینی تحت‌اشغال را در اختیار داشته باشد. حاصل این سه جنگ هم رد و بدل کردن سرزمین‌های تصرف‌شده نبوده است، سرزمین را یک طرف اشغال کرده است و طرف دیگر با زدن ضربه به آن و طی یک دوره زمانی با تقدیم خون‌های زیاد آن را پس گرفته است.

در این حدود 42 سال که از پیدایی حزب‌الله می‌گذرد، پیروزی یکی و شکست دیگری هیچ‌گاه با عنصر جغرافیا اندازه‌گیری و داوری نشده است، کما اینکه همین الآن ارتش اسرائیل که با توسل به انواعی از اقدامات مجرمانه، بخش‌هایی از جنوب لبنان را در تصرف دارد، کامیاب ارزیابی نمی‌شود، پیروزی ارتش اسرائیل یک معیار دارد و آن رفع خطر امنیتی بلندمدت از مناطق شمالی فلسطین در برابر تهدید از سوی لبنان است، این رفع خطر دو راه مشخص دارد؛ قبول رفع آن از طریق مصالحه با اسرائیل از سوی طرف لبنانی و یا ریشه‌کن شدن دایمی تهدید از طریق غلبهٔ مطلق نظامی اسرائیل بر لبنان.

دسترسی اسرائیل به نیروهای حزب‌الله و یا تسلط بر سرزمین لبنان در حالی که حزب‌الله نه به مصالحه و نه به کنار گذاشتن سلاح مقاومت تمایل دارد‌، دستاوردهای دشمن آن، هراندازه مهم هم که باشد، صرفاً تاکتیکی و قابل بازگشت ارزیابی می‌شود کما اینکه اگر ادعای رژیم در تسلط بر تونل‌های نبطیه و ارتفاعات مشرف به آن واقعیت داشته باشد، برای بار دوم اتفاق افتاده است و فاصله این دو اتفاق 45 سال است و حزب‌الله 30 سال پیش توانسته است پس از 15 سال اشغال این ارتفاعات از سوی دشمن‌، آن را به دست آورد و 30 سال طول کشیده است تا اسرائیل دوباره آن را به چنگ آورد.

همه می‌دانند حزب‌الله امروز از زمانی که 30 سال پیش ارتش اسرائیل را وادار به ترک نبطیه و این ارتفاعات کرده قوی‌تر است حالا هرچند اسرائیل با استناد به ضرباتی که در این حدود دو سال به حزب‌الله زده است، آن را از دو سال پیش ضعیف‌تر ارزیابی می‌کند اما نمی‌تواند افزایش قدرت امروز حزب‌الله نسبت به سال 1375ش/ 1996م را که از نبطیه فرار کرد، نادیده بگیرد، خود این یعنی مادهٔ تهدید امنیتی مناطق شمالی فلسطین از سمت مناطق جنوبی لبنان رفع نشده است و امنیت شمال که مهمترین مأموریت ارتش اسرائیل می‌باشد در دسترس آن قرار نگرفته است.

 

2 ـ حزب‌الله در لبنان جایگاه عمیقی دارد، سرزمین جنوب از ضاحیه تا روستاهای مرزی جنوب و از بعلبک در شرق تا روستاهای جنوب، عمدتاً زیستگاه شیعه است و جمعیت حدود 1.8 میلیون نفری آن مدافع سرسخت حزب‌الله بوده و نیروی جهادی آن را پی‌درپی تأمین کرده است، ضمن آنکه میان بقیه طوایف هم از آنجا که مبارزه با اشغال این سرزمین توسط ارتش متجاوز موضوعیت و مقبولیت دارد و نیز از آنجا که علایق ملی در دفاع از شیعه بین بقیه طوایف لبنانی هم وجود دارد، حزب‌الله بطن و متن لازم را برای تداوم مبارزه مسلحانه با رژیم غاصب اسرائیل دارد و این جدای از آن است که لبنان به‌عنوان کشوری عربی ـ اسلامی در پیوستگی طبیعی با ملت و سرزمین عربی ـ اسلامی فلسطین هم است و مهم‌ترین دلیل جنگ اسرائیل با حزب‌الله هم دفاع مسلحانه آن از فلسطینی‌هاست،

بنابراین اگر تداوم مبارزه وابسته به مقبولیت آن و نیز وابسته به علایق حزب‌الله باشد، این مبارزه در لبنان تا زمان بقاء رژیم منحوس ادامه می‌یابد و بروز نقصان و خلل سبب کنار گذاشتن آن نمی‌شود. در لبنان، اسرائیل نمی‌تواند با زور و توسل به جنایت و اشغال سرزمین اعلام پیروزی کند چرا که لبنان زیر بار پیروزی دشمن نمی‌رود و توان خود را برای بازپس‌گیری سرزمین خود به میدان می‌آورد.

اسرائیل زیستگاه جنوب را ویران می‌کند ولی قادر نیست مالکیت لبنانی‌ها بر سرزمین خود را از بین ببرد به‌ویژه آن که این زیستگاه‌ها علاوه بر آنکه متعلق به کشور لبنان است، مدعی قدرتمند طایفه‌ای هم دارد و این طایفه که اینک بخش عمدهٔ جمعیت آن آواره است، قرار نیست به جای دیگری کوچ کند ازاین‌رو ساکنان آن که در مکتب شهیدان بزرگی چون سید عباس موسوی، شهید راغب حرب، سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی‌الدین تربیت شده و بارها طعم پیروزی بر دشمن خود را چشیده‌اند، در کمین دشمن خواهند نشست.

3 ـ آنچه در نبطیه و ارتفاعات مشرف به آن می‌گذرد، یک جنگ است نه میدان مسابقه که ساعتی شروع می‌شود و ساعتی به پایان می‌رسد و یک طرف پیروز نهایی و طرف دیگر بازنده نهایی اعلام می‌شود، اسرائیل در سرزمین متعلق به حزب‌الله قطعاً نمی‌تواند "مستقر" شود، نیروهای نظامی آن برای مدت طولانی هم نمی‌توانند آنجا بمانند، تکنولوژی هم چیزی نیست که بدیل نداشته باشد و حزب‌الله نتواند برتری در آن را به دست آورد، بنابراین همه چیز در اینجا نسبی است، امکانات نسبی، پیروزی را نسبی می‌کند، از همین رو وقتی ارتش اسرائیل ادعا کرد راهی به تونل‌های حزب‌الله پیدا کرده است، نه شیپورها به‌علامت پیروزی ارتش نواخته شدند و نه حزب‌الله دچار ترس شد. سکوت رسانه‌ای حزب‌الله در برابر ادعای ارتش غاصب، باید اسرائیل را خیلی نگران کند کما اینکه تداوم بمباران‌ها و پرواز پرنده‌های آن بر فراز نبطیه و ارتفاعات آن، علی‌رغم اعلام تسلط بر علی الطاهر این نگرانی را بازتاب داده است.

باید دید برنامه اسرائیل برای غلبه بر این نگرانی چیست؟ بعضی گفته‌اند چند هفته طول می‌کشد تا رژیم اسرائیل دقیقاً بگوید چه‌طرحی در این رابطه دارد، ارتش اسرائیل تا آن زمان، قاعدتاً به حملات نظامی خود در قالب بمباران‌ها و پروازهای شناسایی ادامه می‌دهد تا به جامعه اسرائیلی بگوید در حال تکمیل پیروزی خود در ارتفاعات نبطیه است اما پس از چند هفته ناگزیر به قبول یکی از دو چیزی خواهد شد که به هیچ‌کدام علاقه‌ای ندارد؛ ارتش اسرائیل یا این منطقه را به ارتش لبنان تحویل می‌دهد و از آن عقب می‌نشیند که در این صورت عملاً این منطقه را به حزب‌الله بازگردانده است و یا برای تکمیل پروژه حذف حزب‌الله به جنگ ادامه می‌دهد که در این صورت باید نگران تکرار وضعیت خود در 1996، 2000 و 2006 باشد.

حزب‌الله که اینک در فضای ارعاب قرار ندارد، قرار نیست تسلیم شود. آیت الله مقاوم شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله رسماً اعلام کرده است نیروهای حزب‌الله هرگز سلاح خود را کنار نمی‌گذارند و حتی از حمایت از فلسطین دست نخواهند کشید. آیا اسرائیل این منطقه را به دولت و ارتش لبنان تسلیم می‌کند، احتمال آن در نهایت کم نیست، چرا که این با وجود هزینه‌ها و خطرات آن، کم‌هزینه‌ترین راه پیشِ‌روی آن است.

نتیجه ادامه جنگ با حزب‌الله و نیز نتیجه تسلیم نبطیه به دولت لبنان، برای مناطق شمالی فلسطین اشغالی یکی است؛ ساکنان یهودی این مناطق در هر دو صورت، امنیتی برای بازگشت ندارند و مسئله نتانیاهو در جنگی که پنج ماه درگیر آن بوده است، حل نمی‌شود. کار ارتش اسرائیل در اینجا از غزه که هنوز از جوشش نیفتاده است سخت‌تر است چرا که به‌خلاف غزه امکان محاصره واقعی این منطقه وجود ندارد.

4 ـ با وجود آنچه به‌عنوان سرنوشت محتوم ارتش اسرائیل در نبطیه برشمردیم، جبهه مقاومت و به‌ویژه جمهوری اسلامی در قبال مظالمی که بر ساکنان مقاوم این منطقه می‌رود، نمی‌توانند ناظر بی‌طرف باشند، دشمن نباید ولو برای مدتی موقت در لبنان جاگیر شود، اسرائیل در اینجا حتی نباید پیروزی تاکتیکی به دست آورد.

تجربه نشان داد هرگاه آمریکا که ستون اصلی بقاء رژیم جنایتکار اسرائیل است زیر فشار قرار گیرد، رفتار اسرائیل تحت کنترل در می‌آید، برای بیرون راندن اسرائیل از لبنان دقیقاً باید آمریکا زیر ضرب قرار گیرد و هر گونه تغییر در وضعیت تنگه هرمز ـ بدون مماشات درباره حق کنترل مطلق ایران ـ و رها کردن یقه پایگاه‌های آمریکا و دولت‌های زمینه‌دهنده به بقاء پایگاه‌های آمریکا باید به عقب‌نشینی کامل متجاوزین از سرزمین‌هایی که طی این سه سال در غزه، کرانه، لبنان و سوریه به اشغال درآمده‌اند، مشروط گردد و این تهدید با اقدامات عملی ملموس باشد.

انتهای پیام/+