نسل Z در جست‌وجوی حقیقت پشت نقاب مرد غزه‌ای

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «ابوعبیده» پیش از شهادت خودش را در دل امت اسلامی و جوانان مسلمان حسابی جا کرده و نگاه دوست و دشمن را به خودش معطوف کرده بود، آنقدر که هر بار سخنرانی‌اش نه تنها روح و روان دشمن صهیونی را به هم می‌ریخت، که دوستدارانش را هم به وجد می‌آورد. مردم دوست داشتند اخبار غزه را از زبان «مرد نقابدار» بشنوند و جوانان بسیاری شیفته‌اش بودند، گویا که حقیقت فقط پشت آن صورتِ پنهان در چفیه قرمزرنگ فلسطینی بود و واقعیت میدان، همانی که بر زبان و در کلام او جاری بود. 

درک این فضا در غرب آسیا و سرزمین‌های دردکشیده اسلامی چندان سخت نیست، اما بخش غیرقابل هضم، و البته جالب و قابل تامل آنجاست که این علاقمندی و گرایش به سخنگوی نقابدار گردان‌های قسامِ غزه‌، خاص جوانان مسلمان نبود،‌ و جوانان زیادی در کشورهای اروپایی و امریکایی شیفته ابوعبیده شده بودند، آنقدر که مرد نقابدار فلسطینی داشت جانشین قهرمان‌های خیالی آنها می‌شد؛ جانشین شخصیت‌ها و قهرمان‌های افسانه‌ای که هالیوود به مدت چندین دهه آن را تبلیغ و ترویج و نجات‌دهنده بشر معرفی کرده بود. مثل بتمن که همه‌جا بود؛ در فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی و حتی بازی‌های ویدئویی؛ ابرقهرمانِ نقابدار و شالپوشِ رزمی‌کاری با استقامت و هوش بالا و اراده‌ای قوی که قسم خورده بود از تبهکاران انتقام بگیرد و عدالت را به جامعه برگرداند، و زمانی سروکله‌اش پیدا شده بود که هرج‌ومرج جای قانون را در شهر فاسد و خیالی گاتهام گرفته بود.

ذهن مردم آمریکا و جهان برای حدود یک قرن درگیر افسانه این ابرقهرمان خیالی بود که می‌خواست آمریکا را نجات‌دهنده بشر معرفی کند! اما پس از طوفان‌الاقصی ورق برگشت و امپریالیسم رسانه‌ای هر چه رشته بود، پنبه شد.

این را می‌شد از علاقه‌ای که جوانان اروپایی‌امریکایی به «ابوعبیده» پیدا کرده بودند، فهمید. این علاقه به حدی بود که آنها به دنبال شنیدن حقیقتِ میدانِ نبرد «اسرائیل» و غزه از زبان مرد نقابدار غزه‌ای بودند تا رسانه‌های پرطمطراق و پر زرق و برق خودشان.

این گرایش گرچه تا اندازه‌ای ملموس بود، اما یک پژوهش بر درستی آن صحه گذاشت. این تحقیق توسط یک مرکز پژوهشی هلندی در جریان جنگ غزه صورت گرفت که نتیجه‌اش یک افشاگری سنگین و هراس‌انگیز بود. 

در این پژوهش که در فضای تیک‌تاک صورت گرفته بود، دو تصویر ارائه شد. اولی تصویر دانیل هاگاری؛ سخنگوی پیشین ارتش رژیم صهیونیستی. و تصویر دوم ابوعبیده که الگوریتم شبکه‌های مجازی حتی از بردن نامش هم منع شده‌اند.

هاگاری از اتاقی شیک با دوربین 4k و نمایشگری لوکس سخن می‌گفت و تصویری کاملا سینمایی ( طبق ذائقه جوانان غربی) داشت، اما فرد نقابدار (ابوعبیده) از زیر تونل با دوربینی ساده و صدایی گرفته و خش‌دار صحبت می‌کرد.

از نظر منطقی و طبق آموزه‌های رسانه‌ای هالیوودی، در این آزمایش هم الگوریتم‌های شبکه‌های مجازی و هم کاربران این فضا باید به صاحب کت‌وشلوار شیک اعتماد می‌کردند؛ به یکی از جنس همان آمریکایی‌های هالیوودیِ کت‌وشلواریِ اتوکشیده‌ی کراواتیِ ادکلن‌زده، که در فکر ایجاد دموکراسی و حقوق‌بشر و نجات جهان از دست پاپتی‌های غربتی آدمخوار هستند!

اما نتیجه کاملا برعکس بود! نسل جدید (نسل z) صداقت تصویر هاگاری را باور نکرد و فریب کیفیت ظاهری او را نخورد، بلکه به صدای گرفته و خش‌دار مرد نقاب‌دار فلسطینی اعتماد کرد. این نتیجه را 13.5 میلیون پست تیک‌تاکی نشان داد که آن فرد نقاب‌دار را تروریست ندانستند و او را نسخه‌ای واقعی از قهرمانان خیالی‌شان دیدند.

شرکت‌کنندگان در پژوهش انگار دیگر اعتمادی به چهره‌های کت‌و‌شلواری و کراواتیِ هالیوودی نداشتند.

نسل Z  انگار امروز دیگر از مرزهای ظاهر گذشته و آن کت‌وشلوار شیک را نقابی برای پنهان کردن دروغ و ریاکاری می‌داند، حال آن‌که «نقاب» یا همان «ابوعبیده» برای او تنها چهره حقیقی میدان نبرد به نظر می‌رسد.

نسل Z در سرزمین خیالیِ گاتهامِ هالیوود باقی نمانده و گاتهامِ واقعی را مقابل چشمانش دیده است؛ در سرزمین فلسطین و باریکه غزه؛ جایی که فساد و کشتار و جنایات رژیم اشغالگر صهیون علیه مردم بی‌نوا بی‌داد می‌کند و حقوق‌بشر به تمسخر گرفته شده. در این گاتهام واقعی که به نابودی کشیده شده، مرد نقاب‌داری پیدا شده؛ مردی که با شجاعت، از ایستادگی در مقابل فاسدان و جنایتکارانِ یهودی‌صهیونی سخن می‌گوید و در کنار همرزمانش، درصدد دفاع از ملت و کشور خود برآمده است؛ کشوری که در حال نابود شدن به دست کت‌وشلواری‌های اتوکشیده‌ی ادکلن‌زده‌ی آمریکایی‌اروپایی‌اپستینی است. 

کاربران فضای مجازی این مرد نقابدار غزه را باور کرده بودند؛ کسی که آمده بود تمام ساختار هالیوودی و خیالیِ آمریکایی‌های صهیونی را بر هم بزند.

نتایج این پژوهش برای امپریالیسم رسانه‌ای که یک قرن بر افکار جهان چیره شده و تسلط یافته، نگران‌کننده بود و هراس‌انگیز.

پژوهشگرانی که این پژوهش را اجرا کرده بودند، معتقدند که مرد نقابدار غزه گلوله شلیک نکرد، بلکه دایره‌ای از کلمات را شلیک کرد و جنگی مهیب در میدان واژگان به راه انداخت و واژه‌های فراموش‌شده‌ای چون «استعمار»، «آزادی» و «رهایی» از سلطه را دوباره از عمق کتاب‌های غبارگرفته و فراموش‌شده تاریخی بیرون کشید و آنها را به سرخط اخبار رسانه‌های دنیا رساند.

مرد نقابدار غزه، جهان را وادار کرد تا چفیه سرخش را ببیند؛ نه به عنوان یک تکه‌پارچه، که به مثابه پرچمی جهانی برای مبارزه با جنایات استعمار که آتش فتنه‌اش یک قرن است دامن فلسطین را گرفته.

پژوهش هلندی‌ها که شبکه الجزیره سال گذشته پس از شهادت «ابوعبیده» آن را منتشر کرد، پرده از این واقعیت بزرگ برداشت که نسل Z در حال عبور از ظاهر فریبنده و اغواگر تصاویر غول‌های رسانه‌ای است و ابرقهرمان‌هایش را دیگر نه در فیلم‌های هالیوودی، که در میدان حقیقت جست‌وجو می‌کند و قابلیت تشخیص بتمن واقعی را پیدا کرده است.

و این یعنی ابوعبیده؛ سخنگوی حماس و راوی نقابدار حقیقتِ نبرد غزه با مرگ فراموش نمی‌شود و شهادت آغاز راهی است که او برای نسل حقیقت‌جوی امروز جهان هموار کرده است.

«افسون نقاب»؛ وقتی نقاب ابوعبیده به یک نماد مستقل تبدیل شد

حالا یک سال از شهادت «ابوعبیده» گذشته و نقاب او (چفیه قرمزرنگ)، به نمادی مستقل برای مبارزه تبدیل شده است. این نماد به‌نوعی محبوبِ نسل نوجوان و جوانِ جهان هم شده؛ همان نسلی که نقاب مرد فلسطینی را باور کرده‌اند تا کت‌وشلوار اتوکشیده اسرائیلی را؛ همان نسلی که برای رسیدن به حقیقت، بی‌خیالِ سرزمین هالیوودیِ گاتهام شده و نگاهش را به گاتهام واقعی فلسطین و غزه دوخته است... حتما نقاب برای این نسل یک «راز» است؛ یک «راز» با پیچیدگی‌ها و پرسش‌های بسیار.

شبکه «الجزیره 360» هفته گذشته و در سالگرد شهادت «ابوعبیده» با نام واقعی «حُذیفه الکحلوت»، مستندی را با عنوان «سحر اللثام» به معنای «افسون نقاب» پخش کرد تا پاسخی به پرسش‌های بسیار طرفداران ابوعبیده بدهد.

این مستند به معانی و دلالت‌های نقاب و پوشاندن چهره پرداخته و با تمرکز بر تجربه شهید ابوعبیده، چگونگی تبدیل تصویر نقاب‌دار او به نمادی مرتبط با مقاومت فلسطین را بررسی می‌کند.

مستند «سحر اللثام» با پرداختن به جایگاه ویژه نقاب در بافت فلسطینی، مطرح می‌کند که پوشاندن چهره سخنگوی گردان‌های قسام، در کنار پنهان نگه داشتن هویت شخصی او، به حفظ وجه نمادین وی به عنوان فردی مبارز که در پی آزادی سرزمین خود است، کمک کرده.

در این فیلم عنوان می‌شود که حضور ابوعبیده، از جایگاه او به عنوان سخنگوی گردان‌های شهید عزالدین قسام فراتر رفته و در ذهنیت‌بخشی از جامعه فلسطینی و عربی با مبارزه مسلحانه، مقاومت و مسئله فلسطین پیوند خورده است.

مستند همچنین به ریشه‌های استفاده از نقاب در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین می‌پردازد؛ زمانی که مبارزان برای مخفی نگه داشتن هویت خود چهره‌هایشان را می‌پوشاندند.

چفیه به‌تدریج به یک نماد و موضع سیاسیِ مرتبط با مقاومت فلسطین تبدیل شده است. 

«سحر اللثام» از یک‌سو نقاب را ابزاری برای پنهان‌کردن هویت فرد مسلح و از سوی‌دیگر عنصری برای ایجاد ابهام و هیبت معرفی می‌کند که صاحب آن را نه صرفا به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان بخشی از یک ایده یا جریان نشان می‌دهد.

این مستند همچنین شیوه سخنرانی ابوعبیده را بررسی کرده و به زبان مبتنی بر قدرت، تهدید و هشدار در سخنان او و بازتاب گسترده این سخنرانی‌ها در میان مخاطبان فلسطینی، اسرائیلی، اسلامی و عربی و غیرعربی می‌پردازد.

فیلم درنهایت اینگونه جمع‌بندی کرده که نقاب می‌تواند از نظر روانی تاثیری فراتر از چهره واقعی فرد ایجاد کند؛ زیرا آشکار شدن چهره، شخصیت را دوباره به سطح یک انسان عادی بازمی‌گرداند، در حالی‌که پنهان ماندنِ آن، فضای ابهام، هیبت و اسطوره‌سازی را حفظ می‌کند.

بر همین اساس، نقاب ابوعبیده به‌تدریج از کارکرد اولیه خود فراتر رفته و به نمادی مستقل تبدیل شده است.


انتهای پیام/