نگاهی به ابعاد واقعی تنش بین ترکیه و رژیم اسرائیل

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه و در محافل رسانه‌ای و خبری، تحلیل‌ها و اظهارنظرهای فراوانی درباره رژیم صهیونیستی منتشر می‌شوند.

نکته جالب اینجاست که در دو کشور اروپایی یونان و قبرس نیز که هر دوی آنها اختلافات سیاسی بالایی با آنکارا دارند، نشانه‌هایی دیده می‌شود که حاکی از تحریک سرویس جاسوسی موساد و تیم نتانیاهو برای تنش آفرینی علیه ترکیه است.

برخی از تحلیلگران، معتقدند که این مسائل را نباید جدی گرفت و همه این سخنان را باید به عنوان بلوف‌های پیشاانتخاباتی بنیامین نتانیاهو و تیم او ارزیابی کرد. ولی گروه دیگری از صاحب نظران سیاسی، معتقدند که چنین نیست و مواضع تند مقامات صهیونیستی علیه ترکیه، فقط لفاظی انتخاباتی نیست و ابعاد عینی و واقعی هم دارد.

در ادامه، بخش‌هایی از یادداشت تحلیل عثمان سرت از تحلیلگران مشهور ترکیه درباره رژیم اسرائیل را با هم مرور می‌کنیم و سپس در ادامه به بررسی ابعاد دیگری از این موضوع، خواهیم پرداخت:


آیا ترکیه و اسرائیل خواهند جنگید؟

نمی توان به آسانی گفت که ترکیه و اسرائیل به زودی وارد جنگ و نبرد آشکار می‌شوند. ولی در عین حال، تنش اخیر نقطه عطف مهمی درباره مقاطع آینده نشان می‌دهد و نمی‌توان ساده از کنار آن گذشت.

این وضعیت و این تنش و اختلافِ تلنبار شده، یک شبه به وجود نیامده و مشکلی نیست که بتوان با میانجیگری کوتاه‌مدت یا دیپلماسی پنهانی آن را حل کرد.

باور کنیم که این یک موضوع جدی است. از یک سو، اسرائیل همیشه سابقه نقض حریم هوایی همه کشورهای منطقه را داشته است. از دیگر سو، ترکیه دائماً در حال بررسی قابلیت‌های دفاعی خود در برابر این خطر است.

زمانی که در سال 2012 میلادی، هواپیمای اف-4 ترکیه توسط سوریه سرنگون شد، دمشق به دنبال آزمایش سیستم‌های دفاعی تقویت‌شده در مکانی بود که قبلاً توسط نیروی هوایی اسرائیل نقض شده بود.

اما حالا وضعیت تغییر کرده و در شرایطی که ترکیه در حال تقویت حضور نظامی و سیاسی خود در منطقه از شاخ آفریقا تا خلیج فارس است و اسرائیل از 7 اکتبر تقریباً به هر کشور منطقه حمله کرده، شاهد تنش آفرینی اسرائیل در نزدیکی مرز حاتای ترکیه هستیم و مقامات اسرائیلی به وضوح اعلام می‌کنند که هدف آنها، حمله به قابلیت‌های دفاعی دمشق نیست و فقط می‌خواهند مانع از توسعه نفوذ نظامی ترکیه در سوریه شوند.

همه اینها در حالی است که خروج آمریکا از منطقه و و شرایطی که پس از جنگ با ایران به وجود آمده، حساسیت‌ها را افزایش داده است.

باید قبول کنیم که تنش بین ترکیه و اسرائیل، موضوع ساده‌ای نیست و پیچیده‌تر از چیزی است که در ظاهر می‌بینیم. بسیاری از پویایی‌های به ظاهر متناقض به طور همزمان در حال فعالیت هستند.

یادمان باشد، حتی در طول قتل عام غزه به دست نتانیاهو و جنگ با ایران، ترکیه جریان سوخت به اسرائیل را قطع نکرد. علیرغم ادعاهایی مبنی بر پایان تجارت، تجارت با فلسطین به جای اسرائیل رونق گرفت. اینکه فلسطینی‌ها با این همه سوخت چه کردند، همچنان یک علامت سوال بزرگ است.

هم در ترکیه و هم در اسرائیل، لفاظی‌های متضاد قدرت‌های حاکم به تحکیم پایگاه‌های رأی‌دهندگان آنها کمک می‌کند! ما به عنوان ترکیه، به لفاظی‌هایی عادت کرده‌ایم که به نظر می‌رسد فردا با نزدیک شدن به انتخابات، قرار است سربازان ما به جنگ بروند. با این حال، وضعیت اسرائیل چندان ساده نیست.

ما در ترکیه، با دو مشکل اساسی روبرو هستیم: اول، دکترین امنیتی اسرائیل مبتنی بر حمله پیشگیرانه است و روانشناسی اجتماعی اسرائیل فقط با جنگ تقویت می‌شود. در واقع، لفاظی‌های ضد ترکیه فقط به نتانیاهو محدود نمی‌شود. یک گفتمان عمومی وجود دارد مبنی بر اینکه ترکیه «ایران جدید» است و یک محور سنی به عنوان تهدیدی در کنار محور شیعه در حال اضافه شدن است.

ثانیاً، تنش ترکیه و اسرائیل ریشه در یک زمینه ساختاری و واقعی دارد که فراتر از دستور کار سیاسی است. دو ساختار امنیتی جایگزین وجود دارد که می‌توان آنها را نظم توافق ابراهیم و چارچوب پیمان مکه توصیف کرد.

اسرائیل در حال ترسیم نقشه‌ای علیه ترکیه در امتداد خطی است که از هند تا امارات متحده عربی و یونان امتداد دارد. از سوی دیگر، آنکارا به دنبال ایجاد تعادل در این زمینه از طریق تعاملات مختلف منطقه‌ای است.

در این ماتریس، سوریه اولین و اصلی‌ترین نقطه تماس برای هر دو طرف است. نفوذ فزاینده آنکارا در دمشق نیز به تشدید این وضعیت کمک می‌کند. 

در این میان، آمریکا به طور کامل از منطقه خارج نمی‌شود، اما می‌خواهد ثبات منطقه‌ای مطابق با پویایی‌های خود عمل کند و توافق مکه یکی از ابعاد این هدف است. پس از حمله اسرائیل به پایگاه ادلب نیز، تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه ترامپ در پرونده های منطقه، تقریباً موضعی انتقادی علیه اسرائیل داشت.

ضمن این که احساسات ضد اسرائیلی روزانه در سراسر اقیانوس اطلس در حال افزایش است. البته موضع نزدیک‌تر واشنگتن نسبت به آنکارا، به این معنی نیست که می‌تواند اسرائیل را به طور کامل مهار کند.

عضویت ترکیه در ناتو احتمال رسیدن تنش‌های نظامی به مرزهای ما را کاهش می‌دهد. با این حال، حضور عملیاتی ترکیه و اسرائیل در خارج از مرزهایشان، همچنان یک خطر است. 


در چنین شرایطی، ترکیه باید واقع‌بین باشد و تصمیماتی نگیرد که هزینه‌های دفاعی ما را بالا ببرد. وضعیت اقتصادی ما، کاری کرده که تامین مالی برای بخش دفاع، محدود است.

کارشناسان دفاعی تأکید می‌کنند که ایجاد یک توازن قدرت واقعی برای ترکیه در برابر اسرائیل 3 تا 5 سال طول خواهد کشید. شکاف ایجاد شده در دفاع هوایی توسط اس-400، پرهزینه‌ترین اشتباه استراتژیک در تاریخ جمهوری، به نقطه‌ای نزدیک می‌شود که جنگنده‌های یوروفایتر باید وارد سیستم شوند و قابلیت‌های دفاع موشکی و تهاجمی باید به سطح کافی، برسند.

جنبه مشکل‌ساز این است که بودجه دفاعی به دلیل نیازهای فوری، فروپاشی حاکمیت قانون در ترکیه و فقدان شفافیت مالی، اختصاص بودجه برای تسلیحات را در یک زمین بدون نظارت، کنترل‌نشده و ناکارآمد پیش می‌برد.

تا یک نیروی نظامی مجهز و قدرت نداشته باشیم، مهار اسرائیل ممکن نیست. نه تنها ترکیه، بلکه کشورهای منطقه نیز باید برای برقراری موازنه‌ای به منظور مهار اسرائیل، هزینه سنگینی بپردازند.

نگاه واشنگتن تل آویو

بسیاری از تحلیلگران ترکیه، درباره رژیم صهیونیستی، دیدگاهی نزدیک به عثمان سرت دارند و معتقدند که رقابت ترکیه و رژیم، از سطح اختلاف رهبران عبور کرده و به یک رقابت ساختاری بر سر نظم امنیتیِ پساآمریکایی در منطقه تبدیل شده است. اما در آن سوی منطقه و در واشنگتن و نیویورک، بخشی از تحلیلگران آمریکایی، معتقدند رقابت ترکیه و اسرائیل واقعی است، اما باید آن را مدیریت کرد، نه اینکه به سمت برخورد نظامی سوق داد. 


گونول تول از مهم‌ترین کارشناسان ترکیه و محقق موسسه خاورمیانه در واشنگتن، معتقد است که بنیامین نتانیاهو برای حفظ موقعیت حزبی و سیاسی‌اش، در شرایطی قرار گرفته که حتی ریسک اقدام مستقیم علیه ترکیه را می‌پذیرد و بنابراین تنش می‌تواند جدی‌تر شود و اگر آمریکا به فکر تقویت مکانیزم‌های مهار نباشد، ممکن است شرایط پیشبینی نشده نیز روی دهند.

در همین حال، موسسه بروکینگز در گزارشی اعلام کرده که رقابت ترکیه و رژیم اسرائیل از نظر جغرافیایی، دیگر محدود به یک نقطه نیست و اسرائیل با ایجاد ترتیبات دفاعی با یونان و قبرس، تنش را به قلب محیط امنیتی اروپا و شرق مدیترانه کشانده است.

این موسسه نیز معتقد است که آمریکا باید فعالانه میان ترکیه و اسرائیل میانجی‌گری کند و اجازه ندهد دو اردوگاه متخاصم منطقه‌ای شکل بگیرد.

در همین حال، هنری بارکی که به عنوان فرزند یک خانواده دیپلمات آمریکایی در آنکارا به دنیا آمده و مدت‌ها در وزارت امور خارجه، سازمان سیا و اندیشکده‌های آمریکایی با مسائل سیاسی - امنیتی ترکیه درگیر بوده، معتقد است که نوع رویکرد ترکیه در قبال رژیم اسرائیل و منطقه، ابعاد راهبردی مهمی دارد و نباید تمایلات ترکیه برای نقش آفرینی منطقه‌ای را ساده‌سازی کرد.

در مجموع، اغلب تحلیلگران و اندیشکده های آمریکایی بر این باورند که اگر رقابت ترکیه و اسرائیل به یک شکاف منطقه‌ای پایدار تبدیل شود، واشنگتن باید کانال‌هایی برای حفظ فضای ارتباطی میان آنکارا و تل‌آویو ایجاد کند. چرا که از منظر منافع واشنگتن، انتخاب یک گزینه از بین ترکیه و رژیم اسرائیل، به معنای از دست دادن بخشی از معماری منطقه‌ای آمریکا است.

ولی نکته جالب اینجاست که تحلیلگران صهیونیستی، رویکرد متفاوتی دارند و بسیاری از آنها معتقدند که تحریک‌کننده اصلی، ترکیه و شخص اردوغان است.

مِیر بن شابات، رئیس سابق شورای امنیت رژیم اسرائیل، چند روز پیش اعلام کرد: «افزایش قدرت و جاه‌طلبی‌های اردوغان احتمال رویارویی با اسرائیل را افزایش داده است».

این مقام سابق صهیونیستی همچنین نسبت به نفوذ رو به گسترش ترکیه و سوریه هشدار داده و توصیه کرده که تل آویو، نباید در برابر گسترش قدرت ترکیه دچار خوش‌بینی شود.

همچنین ایال سیزر از دانشگاهیان صهیونیست مشهور در حوزه مسائل سوریه و خاورمیانه معتقد است که با ادامه روند کنونی، احتمال درگیری نظامی، به یک گزینه اجتناب ناپذیر تبدیل می‌شود.

ولی در دیدگاه تندروانه‌تر دیوید وینبرگ تحلیلگر یهودی بر این باور  است که رژیم اسرائیل باید گسترش نظامی اردوغان را متوقف کند، پیش از آنکه ترکیه به مرزهای اسرائیل برسد.

او معتقد است اگر اسرائیل در سوریه و شرق مدیترانه خطوط قرمز مشخصی ایجاد نکند، ارتش و نیروی دریایی ترکیه به سمت مرزهای شمالی و دریایی اسرائیل پیشروی خواهند کرد.
انتهای پیام/