شوک هرمز به اقتصاد جهان؛ بازارهای خصوصی در برابر بحران انرژی

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم؛ بحران خلیج فارس در سال 2026، در بحبوحه پیامدهای شدید بشردوستانه و تنش‌های گسترده ژئوپلیتیکی، اقتصادهای جهانی را به‌طور چشمگیری تغییر داده و تأثیر قابل توجهی بر تخصیص سرمایه در بازارهای خصوصی گذاشته است.

کارشناسان بازار سرمایه براین باورند که چشم‌انداز در حال تحول، نقش حیاتی مدیران سرمایه‌گذاری در موقعیت‌یابی پرتفوی‌ها برای افزایش تاب‌آوری در دوران بی‌ثباتی جهانی را تثبیت کرده است. این موضوع، نقش آنها در مدیریت اختلالات عرضه انرژی ناشی از عوامل ژئوپلیتیکی را با استفاده از بحران خلیج فارس در سال 2026 به عنوان نقطه مرجع بررسی می‌کند و بهترین شیوه‌ها برای تاب‌آوری پرتفوی را مورد توجه قرار می‌دهد.

تنش ژئوپلیتیکی چگونه بر بازار خصوصی تأثیر می‌گذارد؟

شوک‌های ژئوپلیتیکی خطرات و فرصت‌هایی را برای سرمایه‌گذاران بازارهای خصوصی ایجاد می‌کنند و از طریق همان کانال‌هایی منتقل می‌شوند که شرکت‌های پرتفوی را مستقیماً در معرض خطر قرار می‌دهند؛ ارزش‌گذاری‌ها، در دسترس بودن سرمایه و فعالیت معاملات.

موارد اخیر، از جمله درگیری‌های اوکراین، برگزیت و تعرفه‌های ایالات متحده و چین، نشان می‌دهد که بحران‌های بین‌المللی می‌توانند تأثیرات ملموسی بر اقتصاد جهانی بگذارند که بازارهای خصوصی نیز کاملاً از آن مصون نیستند.

برای مثال، صندوق بین‌المللی پول (IMF) دریافت که اگر کشوری درگیر یک بحران بین‌المللی شود، ارزش سهام به طور متوسط 2.5 درصد کاهش می‌یابد.

نهاد تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) نیز دریافت که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جهانی (FDI) در سال 2024 بیش از 11 درصد کاهش یافته است و بحران‌های بین‌المللی را به عنوان محدودیت مستقیم بر سرمایه موجود برای استقرار در بازار خصوصی ذکر کرد.

در سال 2023، کل فعالیت ادغام و تملک 15 درصد کاهش یافت و به ارزش 3.2 تریلیون دلار رسید که پایین‌ترین سطح در یک دهه بود.

یک تحلیل Bain & Company تنش‌های تجاری بین‌المللی و خطرات ژئوپلیتیکی را عامل اصلی این رکود تاریخی دانست؛ موضوعی که فرصت‌های خروج برای پرتفوی‌های موجود را محدود کرده و فروشندگان و خریداران را در بن‌بست قرار می‌دهد.

به طور خلاصه، شوک‌های ژئوپلیتیکی از طریق کاهش ارزش ورودی‌ها، محدود شدن جمع‌آوری سرمایه و خروج کندتر به بازارهای خصوصی می‌رسند؛ همان سه اهرمی که مدیران سرمایه‌گذاری برای ایجاد بازده به آنها متکی هستند.

زمینه تاریخی

در طول 20 مداخله نظامی بزرگ پس از جنگ جهانی دوم، شاخص S&P 500 به طور متوسط تقریباً 6 درصد از شوک اولیه تا پایین‌ترین حد خود کاهش یافت که نشان می‌دهد بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی می‌تواند باعث افت کوتاه‌مدت بازار شود.

با این حال، در 19 مورد از این موارد، شاخص در حدود 28 روز به سطوح قبل از رویداد بازگشت. این موضوع نشان می‌دهد تغییرات اقتصادی به این بستگی دارد که آیا اختلالاتی مانند افزایش پایدار قیمت انرژی به اندازه کافی طولانی ادامه می‌یابند تا بر اعتماد مصرف‌کننده تأثیر بگذارند یا خیر.

رویدادی که به اندازه کافی ادامه یافت تا اعتماد مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار دهد، شوک نفتی 1973 بود. در آن زمان، بازده S&P 500 در دوازده ماه 37 درصد کاهش یافت و محدودیت‌های دسترسی به نفت به «رکود تورمی» منجر شد.

برای سرمایه‌گذاران بازار خصوصی، این تمایز اهمیت دارد: یک شوک کوتاه‌مدت، افت ارزش‌گذاری است که باید از آن عبور کرد، در حالی که یک شوک پایدار، همان‌طور که بحران 1973 و بحران فعلی خلیج فارس هر دو نشان می‌دهند، می‌تواند مبنای هزینه و محیط تقاضایی را که شرکت‌ها در آن سال‌ها فعالیت می‌کنند، بازسازی کند.

بحران خلیج فارس در سال 2026

در 28 فوریه 2026، ایالات متحده و اسرائیل حملات هماهنگ‌شده‌ای را علیه سایت‌های نظامی و هسته‌ای در ایران انجام دادند و باعث تشدید درگیری شدند؛ درگیری‌ای که به افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی و فشار اقتصادی جهانی منجر شده است.

تأثیرات اقتصادی عمدتاً نتیجه محدودیت تنگه هرمز است که تقریباً یک‌چهارم نفت دریایی و یک‌پنجم گاز طبیعی مایع (LNG) از طریق آن جریان می‌یابد.

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) اختلال در عرضه ناشی از آن را بزرگ‌ترین اختلال در تاریخ بازار جهانی نفت معرفی کرده است.

نفت خام برنت که به طور گسترده به عنوان معیار جهانی برای قیمت‌گذاری نفت خام پذیرفته شده است، در هفته‌های آغازین درگیری بیش از 40 درصد افزایش یافت.

نرخ حمل‌ونقل، هزینه‌های سوخت بانکر و حق بیمه ریسک جنگ نیز به طور همزمان افزایش یافت و از طریق زنجیره‌های تأمین، هزینه‌های تولید و توزیع جهانی را افزایش داد.

نکته مهم این است که آسیب‌پذیری تنها به بخش‌های انرژی‌بر محدود نمی‌شود. مدل‌سازی سناریوی زنجیره تأمین سنگ‌آهن نشان داد که شوک‌های حمل‌ونقل و سوخت می‌توانند افزایش بالقوه 11.3 درصدی در مبنای هزینه جهانی ایجاد کنند.

نقش گاز طبیعی به عنوان ماده اولیه اصلی در تولید کود، قیمت‌های بین‌المللی غلات را افزایش می‌دهد که یکی دیگر از عوامل خارجی است که سپس به بازارهای ملی و سبد مصرف‌کننده تزریق می‌شود.

در ماه مه 2026، شاخص قیمت مصرف‌کننده به بالاترین حد خود در سه سال گذشته رسید؛ افزایشی که عمدتاً به افزایش قیمت انرژی به دلیل بحران خلیج فارس نسبت داده می‌شود.

در حالی که برخی کارشناسان معتقدند اقتصاد در بحبوحه درگیری، انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای از خود نشان داده است و به عنوان مثال به اوج تاریخی شاخص S&P 500 در اوایل ژوئن 2026 اشاره می‌کنند، رهبران نگرانی خود را ابراز کرده‌اند که این اختلال ممکن است همچنان تورم را حفظ کند و به طور بالقوه منجر به رکود تورمی شود که برای کسب‌وکارها حیاتی است.

در مارس 2026، مک‌کینزی دریافت که 72 درصد از مدیران مورد بررسی، بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی را یکی از مهم‌ترین تهدیدها برای شرایط اقتصادی می‌دانند. این رقم نسبت به پاسخ‌دهندگان در دسامبر 2025، 21 درصد افزایش یافته است.

این نظرسنجی همچنین افزایش شدید نگرانی‌های مربوط به قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین را پس از 28 فوریه نشان داد.

با این حال، این نگرانی به طور مساوی توزیع نشده است. در حالی که برخی از نهادها مستقیماً از محدودیت‌های بحران آسیب دیده‌اند، به عنوان مثال نهادهایی که در تهیه، مدیریت، توزیع یا بیمه دارایی‌های تولیدشده در خلیج فارس دخیل هستند، تعداد بسیار بیشتری از نهادهای پایین‌دستی با خطر مواجه هستند.

صنایع وابسته به نفت و گاز، مانند هوانوردی، تولید، حمل‌ونقل و لجستیک، و مواد اولیه حیاتی مانند اوره، هلیوم و گوگرد برای تولید و کشاورزی، از جمله صنایعی هستند که بیشترین تأثیر را می‌پذیرند.

چه چیزی در انتظار است؟

در 15 ژوئن 2026، ایالات متحده و ایران یک توافق‌نامه چارچوبی برای پایان دادن به خصومت‌ها، لغو محاصره دریایی ایالات متحده و بازگشایی تنگه هرمز امضا کردند و هر دو طرف متعهد به 60 روز مذاکره بعدی درباره برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌ها و امنیت منطقه‌ای شدند.

نفت خام برنت با انتشار این خبر تقریباً 4.8 درصد کاهش یافت و به نزدیک 83 دلار در هر بشکه رسید که پایین‌ترین قیمت آن از اوایل ماه مارس بود.

با این حال، این 60 روز اکنون به پایان رسیده است و به نظر نمی‌رسد دو کشور به توافقی نزدیک‌تر شده باشند؛ زیرا تنش‌ها همچنان ادامه دارد و بسته شدن تنگه هرمز نیز ادامه یافته است.

به نظر می‌رسد بازار نفت این وضعیت را به عنوان یک واقعیت جدید در نظر می‌گیرد. قیمت نفت خام اکنون حدود 90 دلار در هر بشکه ثابت مانده است که نشان‌دهنده افزایش 50 درصدی از ابتدای سال است.

حتی با وجود توافق، بازار انرژی بلافاصله به وضعیت قبل از بحران باز نخواهد گشت. امین ناصر، مدیرعامل شرکت آرامکوی عربستان سعودی، پیش از این توافق هشدار داد که حتی اگر تنگه هرمز در آن روز باز شود، ماه‌ها طول می‌کشد تا بازار به تعادل برسد و به بیش از 600 کشتی گیر افتاده در خلیج فارس و یک ناوگان جهانی «آشفته» اشاره کرد.

اپراتورهای کشتیرانی گزارش می‌دهند که با توجه به تهدید مداوم مین‌ها، پهپادها و حملات موشکی، اعتماد به ایمنی ناوگان و خدمه کاهش یافته است.

ریچارد مید، سردبیر لویدز لیست اینتلیجنس، هشداری را به اشتراک گذاشت که احتمالاً از خود درگیری بیشتر دوام خواهد آورد: وقتی تنگه یک بار بسته شده باشد، می‌تواند دوباره بسته شود.

این آسیب‌پذیری ساختاری در حال تغییر رفتار است؛ به طوری که کشتی‌رانان و دولت‌ها برای به حداقل رساندن وابستگی به هرمز، مسیر خود را تغییر می‌دهند، اما این تغییر صرفاً ریسک تمرکز را به نقاط گلوگاهی جایگزین مانند تنگه مالاکا منتقل می‌کند، نه اینکه آن را از بین ببرد.

درسی که مدیران سرمایه‌گذاری باید بیاموزند مختص هرمز نیست: زنجیره‌های تأمین انرژی جهانی متمرکز، ریسکی پایدار و تکرارشونده را به همراه دارند که این بحران به سادگی آن را آشکار کرده است؛ ریسکی که نیازمند تخصیص سرمایه قوی و استراتژی‌های حفاظتی است.

انتهای پیام/