وقتی هزینه یک یادبود، چراغ امید 5 خانه شد

 خبرگزاری تسنیم – مینا صدیقیان| گاهی یک اتفاق، در ظاهر ساده است؛ مبلغی که قرار است برای برگزاری یک مراسم هزینه شود، اما در نقطه‌ای دیگر از شهر می‌تواند معنای دیگری پیدا کرده، گرهی را باز کند، دستی را به خانه‌ای برساند و به خانواده‌ای که روزها و ماه‌ها چشم‌انتظار بوده، فرصت دوباره‌ای برای کنار هم بودن بدهد.

این‌بار، قصه از یک فقدان آغاز شد؛ از مادری که دیگر در میان خانواده‌اش نیست و چهلمین روز درگذشتش فرا رسیده است. روزی که معمولاً خانواده‌ها برای بزرگداشت عزیز از دست‌رفته دور هم جمع می‌شوند، یادش را زنده نگه می‌دارند و مراسمی برای ادای احترام به او برگزار می‌کنند.

اما خانواده مرحومه محسنی تصمیم دیگری گرفتند؛ تصمیمی که یاد مادر را نه‌فقط در یک مجلس، بلکه در زندگی چند خانواده دیگر ماندگار کرد. هزینه‌ای که می‌توانست صرف برگزاری مراسم یادبود چهلم شود، این‌بار راهی برای آزادی زندانیان البرزی شد؛ پنج نفری که هر کدام پشت دیوارهای زندان، چشم‌انتظار فرصتی برای بازگشت به خانه بودند.

در این اقدام خیرخواهانه، خانواده مرحومه محسنی با همکاری سیروس همتی، هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون، مبلغ دو میلیارد ریال برای آزادی پنج زندانی البرزی اختصاص دادند؛ مبلغی که شاید در نگاه نخست تنها یک عدد باشد، اما برای پنج خانواده، معنای دیگری دارد؛ معنای بازگشت، دیدار و پایان یک چشم‌انتظاری.

قصه از جایی متفاوت می‌شود که بدانیم پشت درهای زندان فقط یک زندانی قرار ندارد. گاهی یک نفر در زندان است، اما خانواده‌ای بیرون از آن روزهایش را با نگرانی، دلتنگی و چشم‌انتظاری سپری می‌کند. فرزندی که جای خالی پدر یا مادرش را احساس می‌کند، همسری که بار زندگی را به تنهایی به دوش می‌کشد و خانواده‌ای که هر روز امیدوار است خبری از بازگشت عزیزش بشنود.

یک تصمیم، پنج بازگشت

برای همین، آزادی یک زندانی را نمی‌توان تنها در باز شدن یک در و خروج یک نفر خلاصه کرد. آزادی، در بسیاری از مواقع، به معنای بازگشت یک عضو به خانواده و بازگشت بخشی از آرامش به خانه‌ای است که مدت‌ها با جای خالی او زندگی کرده است. این‌بار اما یک یادبود، مسیر این بازگشت را هموار کرد.

خانواده مرحومه محسنی در حالی تصمیم گرفتند هزینه مراسم چهلم مادر خانواده را صرف آزادی زندانیان کنند که می‌توانستند مانند بسیاری از خانواده‌ها، این هزینه را صرف برگزاری مراسم و پذیرایی کنند و چند ساعت در کنار اقوام و آشنایان به یاد عزیز از دست‌رفته خود بنشینند. اما آن‌ها ترجیح دادند یاد مادر را با کاری به یادگار بگذارند که نتیجه‌اش در زندگی دیگران دیده شود.

مبلغ دو میلیارد ریال از سوی خانواده نیکوکار پرداخت شد و این اقدام در دفتر مرکز نیکوکاری شهدای زندان‌ها و با حضور مسئولان زندان‌های استان صورت گرفت. حاصل این همراهی، فراهم شدن زمینه آزادی پنج زندانی البرزی بود؛ پنج نفری که اکنون می‌توانند دوباره به خانه‌هایشان بازگردند و در کنار خانواده‌های خود زندگی را از سر بگیرند.

شاید هیچ‌کس نتواند لحظه‌ای را که خبر آزادی به یک خانواده می‌رسد، با عدد و رقم توصیف کند. لحظه‌ای که یک تماس تلفنی یا یک خبر کوتاه می‌تواند حال و هوای یک خانه را تغییر دهد؛ خانه‌ای که تا پیش از آن، در انتظار بود و حالا می‌تواند به استقبال یکی از اعضای خود برود.

پشت این پنج آزادی، پنج روایت متفاوت وجود دارد؛ پنج خانواده با شرایط و تجربه‌هایی متفاوت که وجه مشترک همه آن‌ها، چشم‌انتظاری برای بازگشت عزیزشان بوده است. حالا تصمیم یک خانواده داغدار، بخشی از این انتظار را به پایان رسانده است. شاید همین‌جا بتوان معنای دیگری برای «یادبود» پیدا کرد.

وقتی یادبود، زندگی می‌سازد

یادبود همیشه به معنای برگزاری مراسمی در یک روز مشخص نیست. گاهی بهترین شکل به یاد آوردن یک انسان، کاری است که اثرش بعد از آن روز باقی بماند. کاری که نام و یاد فردی را با زندگی انسان‌های دیگر پیوند بزند و از یک فقدان، فرصتی برای امید بسازد.

مرحومه محسنی دیگر در کنار خانواده خود نیست، اما تصمیمی که خانواده‌اش برای بزرگداشت یاد او گرفتند، زندگی پنج خانواده دیگر را تحت تأثیر قرار داده است. پنج خانه که حالا می‌توانند یک صندلی خالی کمتر داشته باشند و یک نفر بیشتر را کنار سفره خود ببینند.

در این میان، همراهی سیروس همتی، هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون نیز در شکل‌گیری این اقدام خیرخواهانه قابل‌توجه است. حضور چهره‌های فرهنگی و هنری در چنین اقدامات اجتماعی می‌تواند به دیده شدن فرهنگ نیکوکاری و تشویق دیگران برای مشارکت در کارهای خیر کمک کند.

چهلمین روز درگذشت یک مادر، برای خانواده‌ای روزی همراه با دلتنگی و مرور خاطرات بود اما در سوی دیگر، همان روز برای پنج خانواده می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای باشد. این تضاد شاید زیباترین بخش این روایت باشد؛ جایی که غم یک خانواده، به شادی چند خانواده دیگر گره می‌خورد.

جایی که یاد یک مادر، با بازگشت پنج نفر به خانه‌هایشان همراه می‌شود و هزینه‌ای که می‌توانست تنها برای چند ساعت یک مراسم صرف شود، به فرصتی برای تغییر زندگی تبدیل می‌شود. این اقدام همچنین یادآور این واقعیت است که کمک به آزادی زندانیان نیازمند، تنها مسئولیت یک نهاد یا مجموعه خاص نیست.

هزینه‌ای که به زندگی رسید

در روزهایی که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، چنین اقداماتی می‌تواند معنای عمیق‌تری داشته باشد؛ اینکه انسان‌ها هنوز می‌توانند در سخت‌ترین لحظات زندگی، بخشی از توان خود را برای دیگری کنار بگذارند.

قصه خانواده مرحومه محسنی، قصه یک انتخاب است؛ انتخابی میان برگزاری یک مراسم و ساختن یک خاطره ماندگار. آن‌ها تصمیم گرفتند به‌جای آنکه هزینه یادبود مادرشان تنها در همان روز مصرف شود، آن را به چیزی تبدیل کنند که اثرش در زندگی پنج خانواده باقی بماند.

حالا پنج خانواده می‌توانند منتظر بازگشت عزیزانشان باشند، پنج خانه می‌توانند دوباره صدای یکی از اعضای خود را بشنوند و پنج نفر فرصت پیدا کرده‌اند که پس از آزادی، دوباره زندگی را در کنار خانواده دنبال کنند. شاید به همین دلیل است که بعضی یادبودها، فقط یادبود یک نفر نیستند؛ یادبودهایی هستند که زندگی می‌سازند.

در این روایت، هزینه یک مراسم به پنج آزادی رسید، یک تصمیم خیرخواهانه به پایان چشم‌انتظاری پنج خانواده منجر و یاد یک مادر، بهانه‌ای شد برای روشن شدن چراغ امید در خانه‌هایی که مدت‌ها در انتظار بازگشت عزیزانشان بودند. گاهی برای زنده نگه‌داشتن یاد یک انسان، کافی است کاری انجام دهیم که زندگی انسانی دیگر را یک قدم به آرامش نزدیک‌تر کند.

انتهای پیام/