دستورکار آخرالزمانی در سیاست خارجی آمریکا

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- حدود 9 ماه پیش از آنکه موشک تاماهاوک آمریکایی به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» میناب اصابت کند، «بروکس پاتیگر» کشیش شخصی «پیت هگست» وزیر دفاع ایالات متحده، پشت تریبون پنتاگون رفت و موعظه‌ای ایراد کرد.

پاتیگر، نزدیک‌ترین مشاور معنوی هگست، در مراسم ماهانه نیایش مسیحی در وزارت دفاع، با استناد به آیه‌ای از فصل دهم انجیل متی، خطاب به فرماندهان و مقامات ارشد حاضر در این مراسم گفت: «اگر هیچ برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی‌افتد، می‌توانیم مطمئن باشیم هیچ چیز دیگری، حتی موشک‌های تاماهاوک نیز بدون مشیت الهی اصابت نمی‌شوند.»

شواهد موجود و تحقیقات ارتش ایالات متحده همگی حاکی از آن بوده که آمریکا مسئول بمباران مدرسه میناب است؛ حمله‌ای که جان بیش از 150 دختر دبستانی را گرفت. با این حال، دونالد ترامپ و پیت هگست مسئولیت این حمله را نپذیرفته و هیچکدام نیز از اقدامات خود ابراز پشیمانی نکرده‌اند.

روزهای نخست از آغاز جنگ رمضان بود که روزنامه «گاردین» در مطلبی نوشت، به نیروهای آمریکایی گفته شده جنگ با ایران بخشی از یک برنامه الهی است. در گزارش گاردین آمده بود براساس شکایات ارائه شده، فرماندهان نظامی ایالات متحده برای توجیه دخالت در جنگ ایران برای سربازان، به باورهای برخی مسیحیان درباره «آخرالزمان» استناد می‌کنند.

«بنیاد آزادی مذهبی نظامی» بیش از 200 شکایت در تمام شاخه‌های نیروهای مسلح از تفنگداران دریایی تا نیروهای هوافضا دریافت کرده بود. یکی از شاکیان که افسری درجه‌دار بود می‌گفت از ما خواسته شده به سربازان خود بگوییم که اینها همه بخشی از یک برنامه الهی است و به طور خاص نقل‌قول‌های متعددی از کتاب مکاشفه یوحنا آورده می‌شود که به آرماگدون و بازگشت قریب‌الوقوع عیسی مسیح اشاره دارد.

پیش از این نیز «مایک هاکبی» سفیر آمریکا در اسرائیل که یک کشیش انجیلی 70 ساله است، در گفتگو با شبکه «ان‌بی‌سی نیوز» گفته بود که دلبسته به اسرائیل است و اعتقاد دارد فعالیتش در سرزمین مقدس اجرای فرمان خداست.

اما چرا ناگهان در مواضع مقامات کشوری مانند آمریکا تا این میزان سخن از انگیزه‌های مذهبی به میان می‌آید؟ آیا نخستین بار و در دولت ترامپ است که شاهد این مسائل هستیم؟ آیا دلیلش توجیه و درپوش گذاشتن بر جنگ و جنایت‌های ایالات متحده است یا همیشه طیف خاصی در این کشور وجود دارند که به مناقشه‌ها فقط از منظر ژئوپلیتیکی نگاه نمی‌کنند؟

پاسخ کوتاه این است که نخستین بار نیست در سیاست خارجی آمریکا سخن از الزامات بنیادگرایانه یا الهیات آخرالزمانی به میان می‌آید. «یاسر عبدالزهرا عثمان الحجاج» در کتاب «استراتژی سلطه آمریکا در برابر عراق» می‌نویسد، بعد دینی مستند بر پیشگویی‌های عهد عتیق و عهد جدید، نقشی محوری در شکل‌گیری سیاست خارجی و داخلی آمریکا از آغاز ورود مهاجران به سواحل دنیای نو تا عصر حاضر ایفا کرده است. در تاریخ معاصر، «رونالد ریگان» رئیس جمهور آمریکا خود را شخصیتی می‌دانست که در برپایی جنگی آخرالزمانی نقش دارد و حمایت از رژیم اسرائیل را زمینه‌ساز ظهور دوم مسیح می‌دانست.

حمایت ایالات متحده از رژیم صهیونیستی و ورود آمریکا به جنگ‌های اسرائیل، دلایل مختلفی دارد. از لابی‌گری، استفاده از تاکتیک‌های انتخاباتی، ارسال گزارش‌های ساختگی برای فریب آمریکا و ترویج تهدیدات امنیت ملی در بین مقامات این کشور؛ تا اخیرا، احتمال باج‌گیری سیاسی در پرونده جفری اپستین.

اما سوای همه این احتمال‌ها که هرکدام در جای خود درست هستند، یک احتمال اغلب مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد که ممکن است نوعی صهیونیسم آمریکایی به عنوان محرک اقدامات حمایتی در ایالات متحده وجود داشته باشد.

مجله انگلیسی «ژاکوبن» در مطلبی می‌نویسد، تقریباً نیم قرن است که جریان خاصی از الهیات انجیلی به میلیون‌ها آمریکایی آموخته است که درگیری‌هایی مانند جنگ با ایران را نه صرفاً به عنوان یک مسئله ژئوپلیتیک، بلکه به عنوان نوعی پیشگویی آخرالزمانی تفسیر کنند.

پیشینه فکری این جهان‌بینی به قرن نوزدهم برمی‌گردد. «ایلان پاپه» مورخ اسرائیلی می‌نویسد: «ورود جان نلسون داربی واعظ انگلیسی به آمریکای شمالی در دهه 1830، حمایت از ایده‌های الهیاتی مسیحیت انجیلی را تقویت کرد. او یک کشیش انگلیکانی اهل دوبلین بود و به عنوان یکی از بنیان‌گذاران جنبشی شناخته می‌شد که عهد عتیق را عالی‌ترین مرجع برای کلیسا و مومنان می‌دانستند.»

داربی یک احیاگرا، پیشاهزاره‌گرا و مغز متفکر «دیسپنساسیونالیسم» (بخشودگی‌گرایی) بود؛ الهیاتی که می‌گفت تاریخ به دوره‌ها یا بخشودگی‌هایی تقسیم شده که خداوند برای قوم برگزیده خود یعنی یهودیان مقرر کرده است.

ایلان پاپه توضیح می‌دهد، بر اساس الهیات بخشودگی‌گرایی، از زمان آدم و حوا هفت دوره وجود داشته و قرن نوزدهم در دوره ششم قرار می‌گرفت. دوره نهایی شامل احیای ملت اسرائیل به عنوان بخشی از یک طرح الهی گسترده‌تر است که به فرمانروایی هزارساله مسیح خواهد انجامید.

بخشودگی‌گرایی در فرهنگ انجیلی آمریکا ادغام شده بود. «کتاب مقدس مرجع اسکافیلد» که در سال 1909 منتشر شد، تفسیرهای داربی را در کتاب مقدس جای داد و کاری کرد تا خوانندگان، پیشگویی‌ها را به عنوان مقیاسی از رویدادهای جهان در نظر بگیرند.

دهه هفتاد، برخی از شاخه‌های مسیحیت انجیلی به دلیل تأثیر کتاب پرفروش «هال لیندسی» مجری تلویزیونی و مبشر مسیحی با عنوان «سیاره متأخر زمین»، گسترش بیشتری یافتند.

لیندسی ایجاد رژیم اسرائیل در سال 1948 را رویدادی کلیدی می‌دانست که نشان می‌داد آخرالزمان نزدیک است. او همچنین گمان می‌کرد که اتحاد جماهیر شوروی ممکن است نمایانگر «ائتلاف شمالی» باشد که در کتاب حزقیال توصیف شده و همچنین وقوع آرماگدون را در دولت رونالد ریگان در دهه 1980 پیش‌بینی کرده بود.

پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری نیز برای برخی مفسران پیشگویی، یک نشانه تلقی می‌شد. برخی از انجیلی‌ها حتی او را دجال می‌دانستند. جنگ سرد پایان یافته بود و تقدیرگرایان و پیام‌آوران آخرالزمان به یک دشمن جدید نیاز داشتند؛ به همین جهت توجه آنها به ایران معطوف شد. هال لیندسی سال‌ها پس از یازده سپتامبر استدلال می‌کرد که ایران در مرکز سناریوی آخرالزمانی کتاب مقدس قرار دارد.

اندیشکده «کانورسیشن» در مطلبی درباره جنگ آخرالزمانی آمریکا می‌نویسد، برخی از مسیحیان انجیلی، مناقشه میان ایران و اسرائیل را از منظر الهیات تقدیرگرایانه بررسی می‌کنند. براساس برداشت آنها، ایران که در دوران باستان «پارس» نامیده می‌شد، در برخی پیشگویی‌ها، یکی از ملت‌هایی بوده که در نبردی که در فصل‌های 38 و 39 حزقیال توصیف شده، ایفای نقش خواهد کرد؛ نبردی که اغلب از آن با عنوان «نبرد یاجوج و ماجوج» یاد می‌شود.

مجله ژاکوبن در گزارشی توضیح می‌دهد، بخش عمده‌ای از گرایش‌های صهیونیسم مسیحی که در کلیساهای انجیلی معاصر دیده می‌شود، از باور مشابهی به نقش دوگانه ایالات متحده و اسرائیل در آغاز دوره آخرالزمان کتاب مقدس که معمولاً شامل نبرد با ایران است، ناشی می‌شود.

مسیحیان صهیونیست در اولین دولت ترامپ، به کمک «مایک پنس» معاون رئیس جمهور جایگاه مهمی در میز سیاسی به دست آوردند. در سال 2018، وقتی پنس از اسرائیل بازدید کرد، وعده داد که توافق با ایران را تغییر دهد یا لغو کند و همچنین سفارت ایالات متحده در اورشلیم زودتر از موعد مقرر آغاز به کار کند.

اشاره‌های انجیلی در سال‌های بعد کمرنگ‌تر شد اما جنگ با ایران آنها را دوباره بر سر زبان‌ها انداخته است. بی پروایی آمریکا برای آغاز جنگ با کشورمان بعد از نزدیک به 5 دهه دشمنی نرم، این پرسش را مطرح می کند که چه عواملی ممکن است در اقدام آن دخیل باشند. آیا لابی‌گران مسیحیت انجیلی توانسته‌اند ترامپ را قانع کنند یا به او فشار بیاورند تا یک جنگ صلیبی مدرن را برپا کند؟

آنطور که پیداست، خود ترامپ علاقه زیادی به دکترین انجیلی نشان نداده و به ندرت از ادبیات کشیشان کلیسای انجیلی استفاده می‌کند؛ اما آنچه او به اهمیت آن واقف است، ارزش سیاسی نمادگرایی مذهبی است.

بین یک پنجم تا یک سوم رای‌دهندگان آمریکایی، براساس سیاست آمریکا در قبال اسرائیل رای می‌دهند. این یک واقعیت است که مسیحیان انجیلی یا همان اوانجلیست‌ها، قدرتمندترین حوزه سیاسی در ایالات متحده را تشکیل می‌دهند و از زمان رونالد ریگان تا امروز در دوره دوم ترامپ، در انتخاب هر رئیس جمهور جمهوری‌خواهی تعیین‌کننده بوده‌اند.

مایک هاکبی سفیر آمریکا در اسرائیل گفتگویش را با ترامپ در سال 2016 درباره دو اصل غیر قابل مذاکره جنبش انجیلی بازگو می‌کند. او می‌گوید، ترامپ که نامزد ریاست جمهوری بود، مخالفت با سقط جنین را تاحدودی درک می‌کرد؛ اما وقتی گفتم اسرائیل برای معتقدان به مسیحیت انجیلی در آمریکا غیر قابل مذاکره است، فکر می‌کنم او واقعاً شگفت‌زده شد.

یکی دیگر از نشانه‌های کمرنگ شدن مرز بین کلیسای انجیلی و دولت آمریکا، روی کار آمدن پیت هگست در وزارت دفاع ایالات متحده از سال گذشته است.

در همین ایام جنگ رمضان که آمریکا کشورمان را هدف حمله قرار می‌داد، روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی نوشت پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، برای توجیه قدرت نظامی از برنامه الهی سخن می‌گوید. هگست اقدامات نظامی آمریکا را زیربنای اخلاقی مسیحی می‌داند که نشان می‌دهد آنها مورد تایید الهی هستند. او در پنتاگون ایرانی‌ها را دشمنان آخرالزمانی آمریکا خواند و از مردم خواست برای پیروزی در جنگ دعا کنند.

روزنامه گاردین طی گزارشی تحقیقی درباره هگست می نویسد: «وزیر دفاع آمریکا بارها از عبارت مشیت الهی برای توجیه حملات خشونت‌آمیز ایالات متحده استفاده کرده است تا جایی که واکنش مستقیم پاپ لئو را نیز برانگیخت. با این حال بعید است هگست چندان اهمیتی به سخنان رهبر کلیسای کاتولیک داده باشد؛ این ارتشی 45 ساله آمریکایی و مجری سابق شبکه فاکس نیوز، عضو شاخه ای کمتر شناخته شده از مسیحیت انجیلی است که در جریان اصلاحات پروتستانی قرن شانزدهم از کلیسای کاتولیک جدا شد.»

وبسایت «تروث اوت» می‌نویسد، کشیش‌های مشهور مسیحیت صهیونیسم مانند «جان هاگ» از همان ابتدای جنگ به ستایش عملیات «خشم حماسی» پرداختند. در همین حین، یکی از نمایندگان کنگره نیز، ویدیویی تولید شده با هوش مصنوعی از خودش، پیت هگست و مارکو روبیو منتشر کرد که در آن، هر سه لباس صلیبی‌ها را بر تن داشتند و می گفتند؛ جنگ ما، نبرد خیر و شر است و باید بار دیگر تاکید کنیم که کشورمان بر اصول مسیحیت بنا شده است.

امیرعباس افضل زاده

انتهای پیام/