تلاش برخی برای فیلمسازی شبیه خارجی‌ها/نمی‌توان با فرنگی‌سازی کاری کرد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، چه چیزی باعث شد تا چهره‌ای مانند عباس کیارستمی جهانی باشد و هنوز به عنوان یکی از بزرگترین فیلمسازان جهان شناخته شود؟ آیا او شبیه فرنگی‌ها و خارجی‌ها فیلم ساخت یا نه کاملاً برعکس نگاه و زیبایی‌شناسی بومی و ایرانی او توانست کیارستمی را جهانی کند؟ فیلم‌سازی که هرچه بیشتر به جهان شخصی و زمینه‌های بومی خود تکیه کرد، بیشتر توانست با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کند.

این موضوع در نشست «کلاسیک‌های کانون؛ عباس کیارستمی با زیر درختان زیتون» که توسط کانون کارگردانان سینمای ایران برگزار شد، به یکی از محورهای اصلی بحث تبدیل شد.

اصغر نعیمی فیلمساز و سعید قطبی‌زاده نویسنده و منتقد سینما، در این نشست، درباره جایگاه کیارستمی در سینمای ایران و جهان سخن گفتند.

شاید مهم‌ترین گزاره مطرح‌شده در این نشست، سخنی از ناصر تقوایی بود که سعید قطبی‌زاده آن را نقل کرد: «برای جهانی شدن، باید نگاه بومی داشت.»

این جمله در حقیقت کلید فهم موفقیت جهانی کیارستمی است. قطبی‌زاده در این نشست گفت: کیارستمی برای جهانی‌شدن تلاش نکرد تصویری شبیه به سینمای اروپا یا آمریکا از ایران ارائه کند؛ بلکه از دل ایران، زبان شخصی خودش را ساخت. اقلیم، روستا، طبیعت، خرده‌فرهنگ‌ها، آدم‌های عادی و تجربه‌های روزمره ایرانی، مصالح اصلی سینمای او شدند؛ اما همین عناصر بومی در نهایت به مفاهیمی انسانی و قابل درک برای مخاطب جهانی رسیدند.

قطبی‌زاده در این‌باره، کیفیت بومی آثار کیارستمی را با سینمای علی حاتمی قابل مقایسه دانست و بر اهمیت اقلیم‌شناسی، توجه به خرده‌فرهنگ‌های ایران و تبدیل امکانات سینما به کیفیتی نزدیک به شعر تأکید کرد. به اعتقاد او، کیارستمی به شکلی غریزی و شهودی مسیری را طی کرد که می‌تواند برای فیلم‌سازان ایرانی یک الگوی مهم باشد؛ البته نه برای تقلید از فرم و سبک او، بلکه برای فهم این نکته که چگونه می‌توان از جهان شخصی و بومی خود به یک زبان جهانی رسید.

نمونه‌های مشابه را می‌توان در سینمای جهان نیز دید. قطبی‌زاده از آکیرا کوروساوا و آندری تارکوفسکی نام برد؛ فیلم‌سازانی که عمیق‌ترین لایه‌های آثارشان به فرهنگ و جهان بومی خودشان متصل است، اما همین اتصال عمیق به جهان شخصی، آثارشان را برای مخاطبان دیگر کشورها نیز قابل فهم و جذاب کرده است.

می‌توان در کنار کوروساوا از فیلمسازان دیگری مانند جان فورد از آمریکا نام برد که در معرفی سینمای آمریکایی اصیل موفق بود. اصلی‌ترین عامل موفقیت همه این فیلمسازان انتقال یا نشان دادن فرهنگ و هویت بومی و ملی‌شان در سینما در خلال یا در کنار قصه‌ای جالب بود.

قطبی‌زاده به موضوع مهم این روزها هم اشاره کرد؛ تلاش برخی از فیلمسازان داخلی برای تولید فیلم‌ شبیه به آثار فرنگی و خارجی. به باور او کسانی که سعی می‌کنند فیلم‌های فرنگی بسازند، هیچ کاری نمی‌توانند بکنند از اینرو فیلم‌های آنها قادر به ارتباط زبانی با جهان نیست. وقتی مخاطبان فیلمی از اتیوپی تماشا می‌کنند، دوست دارند آداب و سنن آن کشور را ببینند. ویراستا کول تصویری که از آسیای دور نشان می‌دهد، یک تصویر فرهنگی است.

تلاش برای ساختن فیلم‌هایی با ظاهر و مختصات سینمای غرب، بدون آنکه فیلم‌ساز چیزی از فرهنگ و تجربه زیسته خود برای عرضه داشته باشد، لزوماً به ارتباط جهانی منجر نمی‌شود. مخاطب جهانی وقتی با فیلمی از یک کشور دیگر مواجه می‌شود، تنها به دنبال تماشای یک قصه نیست؛ او می‌خواهد جهان دیگری را ببیند، با فرهنگ، آدم‌ها، مناسبات و جغرافیایی مواجه شود که پیش از آن برایش ناشناخته بوده است.

درحالی که این روزها فیلمسازانی در تلاش برای ساخت فیلم‌های زیرزمینی با هویت و نگاه غیربومی برای خوشایند جشنواره‌های خارجی هستند، توجه به اهمیت نگاه و فرم بومی و 

انتهای پیام/