از «زُوَلَه» تا «کُرُچّی»؛ قصه نانی که طعم زندگی داشت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از فردوس، نان در فردوس قدیم تنها یک ماده غذایی نبود، بلکه بخشی از سبک زندگی، فرهنگ خانوادگی و حتی هویت کشاورزی مردم به شمار می‌رفت؛ نانی که از گندم زمین‌های کشاورزی به سفره خانواده می‌رسید و مراحل تهیه آن از خمیر کردن تا پخت، در خانه انجام می‌شد.

در آن دوران، برخلاف امروز، در هر کوچه و خیابانی نانوایی وجود نداشت و بیشتر خانواده‌ها نان مورد نیاز خود را در خانه می‌پختند. تقریباً در هر منزل مطبخی وجود داشت که یک تنور سفالی معروف به «تنور داشی» در آن ساخته شده بود و در کنار مطبخ نیز هیزم‌دانی پر از بوته‌های ترخ، یاقیچ و سرشاخه‌های خشک درختان قرار داشت.

صبح‌هایی که با خمیر نان آغاز می‌شد

مادر خانواده معمولاً پیش از طلوع آفتاب، از آرد گندمی که حاصل دسترنج خود خانواده بود، به اندازه نیاز اعضای خانه خمیر می‌کرد. پس از حدود یک ساعت و نیم، زمانی که خمیر به اصطلاح «ور می‌آمد»، آن را روی سفره پلاسی که از نخ پنبه بافته شده بود، قرار می‌دادند و به صورت چونه درمی‌آوردند.

این چونه‌ها در گویش مردم آن زمان «زُوَلَه» نام داشت. خانواده‌ها نیز معمولاً پرجمعیت بودند و تعداد اعضای یک خانواده گاه به هشت تا 10 نفر می‌رسید؛ بنابراین پخت نان، کاری سنگین و زمان‌بر بود. گاهی برای تأمین نان مورد نیاز خانواده، سه تا شش تنور نان پخته می‌شد و از هر تنور نیز به طور متوسط 30 تا 40 نان به دست می‌آمد.

«شاخ کردن» تنور برای پخت نان بیشتر

پس از پخت حدود 30 تا 40 نان، تنور به تدریج سرد می‌شد و حرارت آن کاهش می‌یافت. در این مرحله دوباره مقداری هیزم داخل تنور می‌ریختند و آن را روشن می‌کردند تا تنور مجدداً داغ شود؛ کاری که در اصطلاح محلی «شاخ کردن» تنور نام داشت.

پس از پایان پخت، نان‌ها در صندوق چوبی بزرگ و پایه‌داری نگهداری می‌شدند که حدود یک متر طول، 60 سانتی‌متر عرض و یک متر ارتفاع داشت و به آن «نُدُ» می‌گفتند. این صندوق محل نگهداری نان خانواده تا نوبت بعدی پخت بود.

«کُرُچّی»، خوراکی شیرین کودکان فردوس قدیم

یکی از خاطرات ماندگار نان‌پزی در خانه‌های قدیمی فردوس، نان «کُرُچّی» بود. مادران معمولاً در اواخر پخت نان، زمانی که تنور کمی سردتر می‌شد و از شدت آتش و حرارت آن کاسته بود، تعدادی از نان‌ها را خشک می‌کردند. این نان خشک‌شده «کُرُچّی» نام داشت و برای کودکان آن روزگار یکی از خوشمزه‌ترین خوراکی‌ها بود.

کودکان هنگام بازی در کوچه‌ها تکه‌ای از کُرُچّی را در دست می‌گرفتند و همان‌طور ساده و خالی می‌خوردند و از طعم آن لذت می‌بردند؛ خاطره‌ای ساده اما ماندگار از کودکی در فردوس قدیم.

روزگاری که کشاورز نان سفره‌اش را خودش تولید می‌کرد

اگرچه در محله‌های قدیمی فردوس دست‌کم یک نانوایی وجود داشت، اما بسیاری از کشاورزان که خود گندم می‌کاشتند، خرید نان از نانوایی را خوش نمی‌داشتند و ترجیح می‌دادند نان خانواده را با گندم و آرد تولیدی خودشان در خانه تهیه کنند.

گندم در آن سال‌ها یکی از مهم‌ترین محصولات کشاورزی منطقه بود. بخش قابل توجهی از مزارع کشمان سعدآباد، کشمان نوغاب و خداوندی، کشمان بلده و مزرعه علی‌آباد به کشت گندم اختصاص داشت.

اواخر خردادماه، فصل برداشت گندم و برپایی خرمن‌ها بود و بنا بر این روایت، شمار خرمن‌های گندم در این مناطق به بیش از هزار خرمن می‌رسید.

از بیش از هزار خرمن تا کمتر از 20 خرمن

امروز اما تصویر کشاورزی فردوس تغییر زیادی کرده است. به گفته قدیمی ها، مجموع خرمن‌های گندم در همه این مناطق اکنون حتی به 20 خرمن هم نمی‌رسد. بخش زیادی از زمین‌های کشاورزی به ساخت‌وساز مسکن و کشت پسته اختصاص یافته و زمین‌های دیگری نیز به دلیل کم‌آبی بایر و بلااستفاده مانده‌اند.

کاهش منابع آب، افزایش هزینه‌های کاشت، داشت و برداشت و کاهش صرفه اقتصادی کشاورزی، در کنار تغییر سبک زندگی نسل جوان، موجب شده است کشاورزی سنتی منطقه با مشکلات جدی روبه‌رو شود.

نسلی که روزگاری بیل کشاورزی را از پدران خود تحویل می‌گرفت، امروز بیشتر راه دانشگاه و مشاغل دیگر را دنبال می‌کند و پیوند نسل جدید با زمین و کشاورزی مانند گذشته نیست.

روایتی از یک زندگی فراموش‌شده

«نُدُ»، «زُوَلَه» و «کُرُچّی» تنها چند واژه از فرهنگ گذشته فردوس نیستند؛ هرکدام بخشی از خاطرات نسلی هستند که نان سفره‌اش را از گندم زمین خود تهیه می‌کرد. روایت نان در فردوس قدیم، روایت روزگاری است که گندم از زمین می‌آمد، آرد از دسترنج خانواده و نان از گرمای تنور؛ و عطر نان تازه، عطر زندگی بود.

انتهای پیام/