تقلای عربستان برای تغییر معادله امنیتی در برابر یمن با پاتریوت یونانی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، استقرار سامانه پاتریوت یونان در بندر ینبع عربستان، که در ابتدا در چارچوب همکاری دفاعی دو کشور و با هدف حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی انرژی انجام شد، اکنون به یکی از اجزای عملیاتی معادله امنیتی عربستان در برابر یمن تبدیل شده است.

در تیرماه 1405، این سامانه دو موشک بالستیک شلیک شده از یمن را که تاسیسات پالایشی ینبع را هدف قرار داده بودند رهگیری کرد. در مردادماه نیز سامانه تحت بهره‌برداری نیروهای یونانی در برابر یک حمله پهپادی فعال شد. بدین ترتیب، یک سامانه پدافندی اروپایی در فاصله‌ای دور از حوزه جغرافیایی خود، عملا درگیر حفاظت از یکی از مهم‌ترین مراکز انرژی و دارایی‌های استراتژیک عربستان در برابر حملات برخاسته از یمن شده است.

این تحول، پیش از آنکه موضوعی در روابط یونان و عربستان باشد، نشانه‌ای از تغییر محیط امنیتی پیرامون یمن و عربستان است. توان موشکی و پهپادی انصارالله طی سال‌های گذشته دامنه تهدید را از مناطق مرزی فراتر برده و به زیرساخت‌های حیاتی و مراکز اقتصادی عربستان رسانده است. در نتیجه، حفاظت از این زیرساخت‌ها به تدریج از یک مسئولیت صرفا داخلی به مسئله‌ای برای شرکای خارجی ریاض تبدیل شده است. استقرار آتشبار پاتریوت یونان در سال 2021 را نیز باید در همین چارچوب ارزیابی کرد؛ مأموریتی که بر اساس اعلام رسمی یونان، هدف اصلی آن تقویت دفاع هوایی عربستان و حفاظت از زیرساخت‌های انرژی این کشور بود.

اهمیت ینبع نیز در این میان قابل توجه است. این منطقه علاوه بر برخورداری از تاسیسات پالایشی و انرژی، در شبکه انتقال و صادرات نفت عربستان از مسیر دریای سرخ جایگاه مهمی دارد. از این رو، افزایش آسیب‌پذیری این منطقه در برابر حملات موشکی و پهپادی، صرفا یک تهدید نظامی محدود محسوب نمی‌شود، بلکه مستقیما با امنیت اقتصادی و ظرفیت صادرات انرژی عربستان ارتباط پیدا می‌کند. هنگامی که یک سامانه پاتریوت اروپایی برای حفاظت از چنین زیرساختی در برابر حملات یمن به کار گرفته می‌شود، معنای آن فراتر از یک عملیات رهگیری است: توان نظامی یمن توانسته است بخشی از ظرفیت دفاعی کشورهای خارجی را در خدمت حفاظت از زیرساخت‌های عربستان قرار دهد.

این وضعیت اکنون در شرایطی قرار گرفته که محیط ژئوپلیتیکی پیرامون عربستان در حال تغییر است. توافق دفاعی جدید عربستان، ترکیه و پاکستان، که در اوت 2026 به امضا رسید، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر محسوب می‌شود. نزدیکی فزاینده ریاض و آنکارا از یک سو نشان‌دهنده تلاش عربستان برای توسعه گزینه‌های دفاعی خود است، اما از سوی دیگر، محاسبات شرکای پیشین این کشور را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای یونان، ترکیه صرفا یک بازیگر خارجی نیست؛ بلکه طرف یکی از مهم‌ترین رقابت‌های ژئوپلیتیکی این کشور در شرق مدیترانه است.

استقرار پاتریوت یونانی در عربستان در سال 2021 در شرایطی صورت گرفت که همکاری‌های دفاعی و امنیتی آتن و ریاض در حال گسترش بود. در همان دوره، روابط عربستان و ترکیه با اختلافات قابل توجهی همراه بود و همکاری یونان با کشورهای عربی منطقه نیز در فضای همین رقابت‌های منطقه‌ای توسعه یافت. اما اکنون شرایط قدری متفاوت است. عربستان و ترکیه به سمت همکاری دفاعی گسترده‌تری حرکت کرده‌اند و همین تحول، از نگاه آتن، ضرورت و مطلوبیت ادامه بخشی از همکاری‌های دفاعی با ریاض را با پرسش‌های تازه‌ای مواجه کرده است.

گزارش‌های رسانه‌های یونانی حاکی از آن است که آتن در پی توافق دفاعی عربستان با ترکیه و پاکستان، سازوکار بررسی ادامه مأموریت پاتریوت در عربستان را تغییر داده و استمرار این مأموریت را به صورت ماهانه مورد ارزیابی قرار می‌دهد. اهمیت این تحول در چارچوب مسئله یمن بیش از روابط دوجانبه یونان و عربستان است؛ زیرا نشان می‌دهد یکی از لایه‌های دفاعی خارجی که ریاض برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی خود در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی به آن اتکا کرده، تابع تحولات سیاسی و امنیتی خارج از اراده عربستان است.

این مسئله، یک محدودیت ساختاری در راهبرد امنیتی ریاض را آشکار می‌کند. عربستان می‌تواند ظرفیت‌های دفاع هوایی خود را افزایش دهد و همکاری‌های نظامی جدیدی با کشورهای مختلف ایجاد کند، اما استمرار این همکاری‌ها به اولویت‌های امنیتی شرکای خارجی وابسته است. تغییر روابط عربستان با یک بازیگر منطقه‌ای، تشدید رقابت‌های میان بازیگران دیگر یا افزایش نیاز آنها به ظرفیت‌های دفاعی، می‌تواند بر میزان و شکل حمایت نظامی از ریاض اثر بگذارد.

اهمیت این مسئله در شرایط کنونی منطقه دوچندان شده است. تشدید درگیری‌های منطقه‌ای و گسترش دامنه بحران‌های امنیتی، تقاضا برای سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، کشورهای خارجی نیز با اولویت‌های دفاعی جدیدی مواجه می‌شوند و طبیعی است که حفظ ظرفیت‌های محدود پدافندی در خدمت منافع مستقیم خود را در اولویت قرار دهند. در نتیجه، اتکای بلندمدت عربستان به حضور نظامی شرکای خارجی برای حفاظت از زیرساخت‌های خود، بیش از گذشته با عدم قطعیت مواجه خواهد بود.

البته خروج احتمالی سامانه پاتریوت یونانی به خودی خود به معنای ایجاد خلأ تعیین کننده در شبکه دفاع هوایی عربستان نیست. ریاض از ظرفیت‌های پدافندی متعددی برخوردار است و می‌تواند در صورت نیاز، ترتیبات جایگزین ایجاد کند. مسئله مهم‌تر، پیام سیاسی و راهبردی چنین تحولی است: بخشی از معماری امنیتی عربستان برای مقابله با تهدید برخاسته از یمن، وابسته به بازیگرانی است که اولویت‌های آنان می‌تواند در اثر تحولات منطقه‌ای تغییر کند.

از این منظر، پاتریوت یونانی را باید نشانه‌ای از یک معادله گسترده‌تر دانست. عربستان برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی خود در برابر توان موشکی و پهپادی یمن، به تدریج شبکه‌ای از همکاری‌های خارجی را شکل داده است. اما هرچه بحران‌های منطقه‌ای گسترده‌تر شود، پایداری این شبکه نیز با چالش بیشتری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، افزایش تعداد سامانه‌های دفاعی یا جایگزینی یک شریک خارجی با شریک دیگر، لزوما مسئله اصلی را حل نخواهد کرد.

مسئله اصلی برای ریاض، نحوه مواجهه با منشأ این تهدید است. تا زمانی که روابط عربستان و یمن بر مبنای تقابل امنیتی و تلاش برای مهار نظامی انصارالله تعریف شود، نیاز به حفاظت از زیرساخت های حیاتی عربستان در برابر حملات یمن نیز ادامه خواهد داشت. در مقابل، هرگونه کاهش در حمایت خارجی، هزینه و پیچیدگی این راهبرد را افزایش خواهد داد.

از این رو، تحولات پیرامون مأموریت پاتریوت یونانی را باید در چارچوبی فراتر از سرنوشت یک سامانه پدافندی بررسی کرد. این تحول نشان می‌دهد که راهبرد اتکای ریاض به ظرفیت‌های خارجی برای مهار تهدید یمن، با تغییر محیط امنیتی منطقه با محدودیت‌های بیشتری مواجه خواهد شد. هرچه بازیگران خارجی با بحران‌ها و تهدیدهای جدیدتری مواجه شوند، تضمین استمرار حمایت نظامی آنان از عربستان دشوارتر خواهد شد.

در چنین شرایطی، ریاض نیازمند بازنگری در محاسبه خود درباره یمن است. امنیت پایدار سواحل غربی، بنادر، تاسیسات انرژی و مسیرهای صادراتی عربستان نمی‌تواند صرفا بر افزایش توان پدافندی یا حضور نظامی شرکای خارجی استوار باشد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که توان موشکی و پهپادی یمن قادر است هزینه‌های قابل توجهی بر این معماری امنیتی تحمیل کند و آن را به یکی از مسائل مهم سیاست خارجی و دفاعی کشورهای متعدد تبدیل سازد.

بنابراین، مسئله اصلی برای عربستان دیگر صرفا یافتن جایگزینی برای پاتریوت یونانی نیست. مسئله، بازنگری در سیاستی است که تلاش کرده تهدید یمن را عمدتا از مسیر نظامی و با اتکا به ظرفیت‌های خارجی مدیریت کند. تشدید درگیری‌های منطقه‌ای و تغییر اولویت‌های بازیگران خارجی، محدودیت‌های این رویکرد را آشکارتر کرده است.

ریاض برای دستیابی به یک وضعیت امنیتی پایدارتر، ناگزیر است واقعیت‌های سیاسی و میدانی یمن را در محاسبات خود وارد کند. معادله قدرت در یمن طی سال‌های گذشته تغییر کرده و انصارالله به بازیگری تبدیل شده است که حذف یا مهار آن صرفا از طریق فشار نظامی خارجی امکان پذیر نیست. از این رو، هرگونه راهبرد جدید سعودی باید به جای تکیه بر این فرض که می‌توان تهدید یمن را با افزایش ظرفیت‌های دفاعی در بیرون از یمن مدیریت کرد، بر بازتعریف مناسبات با این کشور و پذیرش واقعیت‌های موجود در میدان سیاسی و نظامی یمن استوار شود.

 

در نهایت، استقرار پاتریوت یونانی در ینبع بیش از آنکه صرفا یک سامانه دفاع هوایی باشد، نشانه‌ای از یک واقعیت راهبردی است: هرچه ریاض برای مهار یمن بیشتر به ظرفیت بازیگران خارجی متکی شود، امنیت آن نیز بیشتر تحت تاثیر تغییر محاسبات همان بازیگران قرار خواهد گرفت. راه برون‌رفت پایدار از این وضعیت، نه جستجوی بی‌پایان برای سپرهای دفاعی جدید، بلکه تغییر در سیاست عربستان در قبال یمن و حرکت به سوی پذیرش واقعیت‌های سیاسی و میدانی این کشور است.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/