مرد اگزوزکار: برای دلجویی رفتم، اما کار به قتل کشید

به گزارش خبرگزاری تسنیم از استان تهران، مهرماه سال گذشته، در پی گزارش قتل پسر جوانی در جنوب استان تهران، تیم جنایی دریافت حادثه پس از درگیری در یک مغازه اگزوزسازی رخ داده است.

مرد اگزوزکار متهم است یکی از سه برادر مغازه‌دار را با ضربه سنبه به قتل رسانده است.

متهم پس از دستگیری مدعی شد قصد قتل نداشته است. در جلسه دادگاه نیز اولیای دم خواستار قصاص شدند و متهم درباره جزئیات درگیری توضیح داد.

گفت‌وگو با متهم

از روز حادثه برایمان بگو. چه شد که اختلاف شما با همسایه‌هایتان به چنین اتفاقی ختم شد؟

متهم: من سال‌ها در آن محل مغازه اگزوزسازی داشتم. مقتول و دو برادرش هم در مغازه کناری کار نصب و تعمیر شیشه خودرو انجام می‌دادند. سال‌ها همسایه بودیم و مثل خیلی از کاسب‌ها گاهی اختلاف و بحث‌هایی هم داشتیم، اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم کار به اینجا برسد.

اختلاف از کجا شروع شد؟

متهم: همان روز چند ساعت قبل از حادثه با یکی از برادرها بحثم شد. عصبانی شدم و چند سیلی هم به او زدم، اما همسایه‌ها میانجیگری کردند و آن درگیری تمام شد.

پس چرا دوباره سراغ آنها رفتی؟

متهم: چون پشیمان شده بودم؛ احساس کردم کاری که کردم درست نبوده و خواستم با او صحبت کنم و دلجویی کنم. صدایش کردم که قضیه تمام شود، اما دو برادر دیگرش هم آمدند و دوباره شرایط به سمت درگیری رفت.

یعنی می‌گویی قصد شروع دوباره درگیری را نداشتی؟

متهم: نه، اصلاً. اگر قصد درگیری داشتم برای دلجویی سراغش نمی‌رفتم. ما همسایه بودیم و قرار بود هر روز همدیگر را ببینیم. می‌خواستم اختلاف همان‌جا تمام شود.

اما درگیری شدیدی میان شما رخ داد. چه اتفاقی افتاد؟

متهم: آنها سه نفر بودند و من تنها بودم. من را گرفتند و به سمت میز کارم بردند. یکی از آنها با چوب به گردنم فشار می‌آورد و همزمان فحاشی می‌کردند. آن لحظه واقعاً احساس خطر کردم و فکر می‌کردم ممکن است آسیب جدی ببینم.

چرا سنبه را برداشتی؟

متهم: سنبه وسیله کارم بود و همان نزدیکی قرار داشت. من سنبه را برای کشتن کسی برنداشتم. فقط می‌خواستم خودم را از دست آنها خلاص کنم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و فرصت فکر کردن نداشتم.

اما سنبه یک وسیله نوک‌تیز و خطرناک است. به عاقبت استفاده از آن فکر نکردی؟

متهم: الان که به آن روز فکر می‌کنم، می‌دانم چه اتفاق تلخی افتاده است، اما در آن لحظه اصلاً تصور نمی‌کردم ضربه باعث مرگ او شود. اگر می‌دانستم چنین اتفاقی می‌افتد، هیچ‌وقت این کار را نمی‌کردم.

چند ضربه زدی؟

متهم: فقط یک ضربه زدم. بعد از آن متوجه شدم حال مقتول خوب نیست. باورم نمی‌شد یک درگیری چند دقیقه‌ای چنین سرنوشتی برای همه ما رقم بزند.

چرا بعد از حادثه فرار نکردی؟

متهم: من قصد فرار نداشتم. شوکه شده بودم و اصلاً باور نمی‌کردم درگیری به مرگ یک انسان ختم شده باشد.

خانواده مقتول معتقدند استفاده از سنبه نشان می‌دهد قصد قتل داشتی. چه پاسخی داری؟

متهم: قبول دارم وسیله خطرناکی است، اما استفاده از آن به این معنی نیست که قصد کشتن داشتم. من در آن شرایط فقط می‌خواستم از دست سه نفر خلاص شوم و از خودم دفاع کنم.

اگر به آن روز برگردی، باز هم از سنبه استفاده می‌کنی؟

متهم: نه، هیچ‌وقت. حتی اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرم، چنین کاری نمی‌کنم. الان یک خانواده عزادار شده‌اند و زندگی خود من هم از بین رفته است. فقط می‌خواهم بگویم که هیچ‌وقت قصد کشتن او را نداشتم.

انتهای پیام/