درسهای سیره نبوی برای مدیران امروز
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 08 شهريور 1405 - 14:32
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «مدیریت و هوشمندی پیامبر اسلام (ص)» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، نوشت:
تاریخ بشر، رهبران و فرمانروایان بسیاری را به خود دیده است؛ کسانی که با قدرت نظامی، ثروت، سرزمین یا ساختارهای سیاسی گسترده، حکومتهایی بنا کردند و نامشان در تاریخ ماندگار شد.
اما در میان همه این تجربهها، ظهور پیامبر اسلام (ص) پدیدهای متفاوت است؛ زیرا آن حضرت جامعهای را مدیریت کرد که نه از امکانات یک امپراتوری برخوردار بود و نه از پشتوانه اقتصادی و نظامی قدرتهای بزرگ زمانه بهره میبرد، اما در مدت نسبتاً کوتاهی توانست جامعهای پراکنده را به ملتی دارای هویت، آرمان، قانون و تمدن تبدیل کند.
اگر مدیریت را توانایی شناخت شرایط، تشخیص اولویتها، سازماندهی نیروها، تصمیمگیری درست و هدایت جامعه به سوی هدف بدانیم، زندگی پیامبر اسلام (ص) نمونهای برجسته از چنین مدیریتی است.
مدیریت از انسان آغاز میشود
یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریت پیامبر (ص)، توجه به انسان بود. آن حضرت پیش از آنکه جامعهای بزرگ بسازد، انسانهایی را تربیت کرد که بتوانند مسئولیت ساختن جامعه را بر عهده بگیرند. در مکتب پیامبر (ص)، انسان صرفاً نیرویی برای اجرای فرمان نبود؛ شخصیت، کرامت، استعداد و مسئولیت داشت.
این نکته یکی از اصول مهم مدیریت در جهان امروز نیز محسوب میشود. سازمانی که به نیروی انسانی خود اعتماد نکند و استعدادهای افراد را نبیند، دیر یا زود با مشکل روبهرو خواهد شد.
پیامبر (ص) توانست افراد متفاوتی را در کنار یکدیگر قرار دهد؛ از شخصیتهای بزرگ و با نفوذ گرفته تا انسانهایی که پیش از اسلام در حاشیه جامعه قرار داشتند. هنر مدیریت آن حضرت این بود که از تفاوتهای افراد، ظرفیت ساختن جامعهای واحد را ایجاد کرد.
هوشمندی در شناخت واقعیت
مدیر موفق کسی نیست که واقعیت را آنگونه که دوست دارد ببیند؛ بلکه کسی است که واقعیت را همانگونه که هست بشناسد.
در سیره پیامبر (ص) میتوان نمونههای فراوانی از این واقعبینی مشاهده کرد. آن حضرت در شرایط مختلف، میان آرمان و امکان، هدف و ظرفیت، و خواسته و واقعیت تفاوت قائل میشد. صلح حدیبیه یکی از برجستهترین نمونههای این هوشمندی است.
در نگاه نخست ممکن بود برخی مفاد این پیمان برای مسلمانان سنگین به نظر برسد، اما پیامبر (ص) با نگاه بلندمدت به ماجرا نگریست. او میدانست که همیشه پیروزی در میدان جنگ به دست نمیآید؛ گاهی پذیرش یک مصلحت کوتاهمدت، زمینهساز یک پیروزی بزرگتر در آینده میشود.
این همان چیزی است که امروز در مدیریت راهبردی از آن با عنوان «نگاه بلندمدت» یاد میشود.
مشورت؛ مدیریت بدون استبداد رأی یکی دیگر از جلوههای مهم مدیریت پیامبر (ص)، اهمیت دادن به مشورت بود.
قرآن کریم میفرماید: «وَشاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» این اصل نشان میدهد که مدیریت اسلامی قرار نیست بر پایه خودرأیی شکل بگیرد.
پیامبر (ص) با وجود جایگاه دینی و معنوی خود، در امور اجتماعی و اجرایی با یارانش مشورت میکرد. در ماجرای جنگ خندق، پیشنهاد حفر خندق نمونهای روشن از استفاده از اندیشه دیگران بود.
پیام این رفتار برای مدیریت امروز روشن است: مدیری که فقط خودش حرف میزند، از بخشی از حقیقت محروم میشود.
مشورت به معنای کنار گذاشتن مسئولیت مدیر نیست؛ بلکه به معنای استفاده از عقل جمعی پیش از تصمیمگیری است. هیچ مدیری به تنهایی نمیتواند یک جامعه بزرگ را اداره کند.
پیامبر اسلام (ص) نیز مسئولیتها را میان افراد شایسته تقسیم میکرد و برای مأموریتهای مختلف افراد مناسب را انتخاب میکرد.
این اصل نشان میدهد که مدیریت موفق، مدیریت فردمحور نیست؛ بلکه مدیریت شبکهای از انسانهای توانمند است.
مدیر باید بداند چه کسی برای چه کاری مناسب است و پس از واگذاری مسئولیت، به او اعتماد کند.
در دنیای امروز نیز یکی از نشانههای مدیریت ضعیف آن است که مدیر تصور کند همه کارها باید به دست خودش انجام شود. نتیجه چنین مدیریتی، کندی تصمیمگیری و از بین رفتن انگیزه نیروهاست.
مدیریت بحران
زندگی پیامبر (ص) با بحرانهای فراوان همراه بود؛ از فشارهای اجتماعی و اقتصادی در مکه گرفته تا هجرت، جنگها، تهدیدهای داخلی و خارجی و اختلافات میان قبایل. اما مدیریت بحران تنها به معنای واکنش نشان دادن به حادثه نیست؛ بلکه پیشبینی خطر، آمادهسازی نیروها و کاهش هزینههای بحران نیز بخشی از آن است.
هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه را میتوان از این زاویه نیز مطالعه کرد. این حرکت صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نبود؛ بلکه تصمیمی راهبردی برای حفظ نهضت و فراهم کردن شرایط ایجاد جامعهای جدید بود.
در چنین شرایطی، انتخاب مسیر، زمان حرکت، همراهی ابوبکر، پناه گرفتن در غار ثور و انتخاب مسیر متفاوت برای رسیدن به مدینه، همگی نشاندهنده برنامهریزی و توجه به شرایط امنیتی آن روز بود یکی از دشوارترین وظایف هر مدیر، مدیریت اختلاف است.
جامعه مدینه از گروهها و قبایل مختلف تشکیل شده بود؛ مهاجران، انصار و گروههای دینی و قومی گوناگون در کنار یکدیگر زندگی میکردند.
پیامبر (ص) تلاش کرد میان این گروهها نوعی نظم اجتماعی و پیمان مشترک ایجاد کند. پیمان مدینه را میتوان یکی از نمونههای مهم تلاش برای تنظیم روابط میان گروههای مختلف در یک جامعه دانست.
مدیریت اختلاف به معنای حذف مخالف یا نادیده گرفتن تفاوتها نیست؛ بلکه ایجاد چارچوبی است که افراد متفاوت بتوانند در آن، با وجود اختلاف نظر، در کنار یکدیگر زندگی کنند.
شاید بزرگترین تفاوت مدیریت پیامبر (ص) با بسیاری از الگوهای قدرت در تاریخ، پیوند عمیق میان قدرت و اخلاق باشد. قدرت اگر از اخلاق جدا شود، میتواند به ابزار سلطه تبدیل شود؛ اما هنگامی که با عدالت، رحمت، صداقت و مسئولیت همراه شود، به خدمت جامعه درمیآید.
قرآن کریم درباره پیامبر (ص) میفرماید: وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیم اخلاق پیامبر (ص) تنها یک ویژگی فردی نبود؛ بلکه بخشی از روش رهبری او بود.
مردم باید به مدیر اعتماد کنند. اعتماد نیز تنها با دستور و قانون ساخته نمیشود؛ با صداقت، رفتار عادلانه و پایبندی مدیر به ارزشهایی که از دیگران انتظار دارد، شکل میگیرد.
یکی از نکات قابل توجه در سیره پیامبر (ص)، استفاده از قدرت نرم است. قدرت نرم یعنی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران از طریق اندیشه، اخلاق، فرهنگ، اعتماد و جاذبه شخصیتی، نه صرفاً از طریق زور.
پیامبر اسلام (ص) توانست انسانهایی را به یک آرمان مشترک پیوند دهد که پیش از آن درگیر اختلافهای عمیق قبیلهای بودند این تحول، یکی از بزرگترین دستاوردهای مدیریتی آن حضرت بود: تبدیل افراد پراکنده به جامعهای دارای هدف مشترک.
جامعه بدون عدالت نمیتواند پایدار بماند. پیامبر (ص) در مدیریت جامعه بر اصولی تأکید داشت که کرامت انسان، عدالت و رعایت حقوق مردم را در مرکز قرار میداد.
مدیری که میان مردم تبعیض قائل شود، حتی اگر در کوتاهمدت قدرت داشته باشد، در بلندمدت سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
از این منظر، یکی از مهمترین درسهای سیره پیامبر (ص) برای مدیران امروز آن است که مشروعیت و ماندگاری مدیریت تنها با قدرت اداری و سیاسی به دست نمیآید؛ اعتماد مردم مهمترین پشتوانه آن است.
شاید بتوان گفت یکی از برجستهترین ویژگیهای مدیریتی پیامبر (ص)، توانایی نگاه کردن به آینده بود.
او تنها به حل مشکل امروز نمیاندیشید؛ بلکه جامعهای را میساخت که بتواند پس از او نیز ادامه پیدا کند.
این نکته برای مدیریت امروز بسیار مهم است. مدیر واقعی کسی نیست که فقط مشکلات روزمره را حل کند؛ بلکه باید ساختارهایی ایجاد کند که پس از پایان مسئولیت او نیز کارآمد باقی بمانند.
مدیریت پیامبر اسلام (ص) را نمیتوان صرفاً در فرماندهی جنگها یا اداره حکومت خلاصه کرد.
هوشمندی او در شناخت زمان، مشورت با دیگران، انتخاب نیروهای شایسته، مدیریت بحران، مذاکره و صلح، ایجاد وحدت اجتماعی، توجه به اخلاق و عدالت و نگاه بلندمدت به آینده، مجموعهای از اصولی است که حتی در دنیای پیچیده امروز نیز میتواند موضوع مطالعه مدیران و پژوهشگران باشد.
راز ماندگاری آن مدیریت را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: پیامبر (ص) جامعه را فقط با فرمان اداره نکرد؛ با اعتماد، اخلاق، اندیشه، تدبیر و ساختن انسانها آن را به حرکت درآورد؛ و این شاید مهمترین درس برای مدیران امروز باشد: مدیریت اگر از اخلاق جدا شود، قدرت است؛ اما مدیریت هنگامی که با اخلاق، عقلانیت و خدمت به انسان همراه شود، به رسالت اجتماعی تبدیل میشود.
انتهای پیام/424