بازخوانی جایگاه ملاعبدالله بهابادی یزدی در حرم علوی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، مقاله علمی ــ پژوهشی «از انتصاب صفوی تا ابقای عثمانی؟ بازخوانی تاریخی تولیت ملاعبدالله بهابادی یزدی بر حرم علوی در پرتو منابع صفوی، عثمانی و عربی» به قلم دکتر محمدرضا زارع خورمیزی، استادیار گروه تاریخ اسلام دانشکده مطالعات اسلامی دانشگاه بین‌المللی اهل‌بیت(ع) تهران، به بررسی جایگاه علمی، مذهبی و اداری ملاعبدالله بهابادی یزدی در حرم علوی و تاریخ نجف پرداخته است.

این مقاله که برای ارائه به همایش بین‌المللی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی تدوین شده، با رویکردی تاریخی ــ تحلیلی، روایت‌های مربوط به انتصاب ملاعبدالله از سوی صفویان و استمرار جایگاه او در دوره عثمانی را بررسی می‌کند. نویسنده در این پژوهش کوشیده است با استفاده از منابع متنوع، تصویری روشن از زندگی علمی ملاعبدالله، ارتباط او با حرم علوی و جایگاه خاندانش در ساختار مذهبی و اداری نجف ارائه دهد.

ملاعبدالله؛ عالم برجسته امامی و صاحب اثر در منطق

ملاعبدالله بن شهاب‌الدین حسین یزدی، مشهور به بهابادی یا شهاب‌آبادی، از عالمان برجسته امامی در سده دهم هجری و صاحب حاشیه‌ای شناخته‌شده بر کتاب تهذیب المنطق معرفی شده است. در منابع رجالی، او عالمی فاضل و جلیل‌القدر دانسته شده و از نقش آموزشی او در تربیت عالمانی همچون حسن بن شهید ثانی و سید محمد، صاحب مدارک یاد شده است.

این داده‌ها نشان می‌دهد که ملاعبدالله تنها یک شخصیت اداری یا وابسته به حرم نبوده، بلکه در شبکه علمی عالمان امامی جایگاهی مهم داشته و در انتقال و آموزش علوم عقلی نقش ایفا کرده است.

بازسازی مسیر علمی و جغرافیایی زندگی ملاعبدالله

یکی از بخش‌های مهم مقاله، بازسازی خط زمانی زندگی ملاعبدالله بر پایه گزارش‌های رجالی و تاریخی است. بر اساس این داده‌ها:

 وی در سال 962ق در مدرسه صدریه منصوریه شیراز به تألیف یکی از آثار خود پرداخته است؛

در سال 967ق در مشهد مقدس غروی، یعنی حرم پایان رسانده است؛

و تهذیب المنطق را به پایان رسانده است؛

وفات او در سال 981ق در عراق عرب گزارش شده است.

این اطلاعات، مسیر حضور ملاعبدالله از محیط علمی شیراز تا نجف و عراق را روشن می‌کند و چارچوبی مستند برای مطالعه ارتباط میان مراکز علمی ایران و عتبات عالیات به دست می‌دهد.

استفاده از منابع متنوع تاریخی

زارع خورمیزی در این مقاله از مجموعه‌ای متنوع از منابع بهره گرفته است. منابع مورد استفاده در پژوهش شامل آثار تراجم و رجال، تاریخ‌نگاری محلی نجف، پژوهش‌های معاصر و اسناد و دفاتر عثمانی است.

از جمله منابع مهم مقاله می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:

أمل الآمل فی علماء جبل عامل اثر حر عاملی؛

ریاض العلماء و حیاض الفضلاء اثر عبدالله افندی اصفهانی؛

أعیان الشیعة اثر سید محسن امین؛

معارف الرجال اثر محمد حرزالدین؛

مطالعات جدید درباره اوقاف و ساختار اداری حرم علوی در دوره عثمانی؛

دفاتر آرشیوی عثمانی مربوط به نجف و حرم علوی.

در أمل الآمل، جایگاه علمی ملاعبدالله و ارتباط او با عالمان برجسته امامی ثبت شده است. ریاض العلماء نیز اطلاعاتی درباره استادان، آثار، محل فعالیت و تاریخ تألیف نوشته‌های او ارائه می‌دهد.

 در أعیان الشیعة، ملاعبدالله با عنوان «خازن الحرم الشریف الغروی» معرفی شده و از استمرار این جایگاه در نسل بعدی خاندان او سخن به میان آمده است.

حرم علوی و ساختار اداری چندلایه

از بخش‌های برجسته مقاله، تحلیل ساختار اداری و مالی حرم علوی بر پایه داده‌های عثمانی است. بررسی دفتر عثمانی سال 953ق نشان می‌دهد که اداره حرم دارای مناصب مختلف و تخصصی بوده است؛ از جمله:

متولی برای اداره وقف و عواید آن؛

کلیددار برای مسئولیت‌های مرتبط با کلید و نگهبانی آستان؛

خزانه‌دار برای نگهداری اموال، اشیای نفیس و دارایی‌های خزانه؛

نقیب‌الاشراف برای امور نسبی و اجتماعی.

در این اسناد، نام‌هایی چون محمد کمونه و خاندان او در ارتباط با تولیت وقف و اداره شهر، سید صادق با عنوان کلیددار و شخصی به نام عبدالله با عنوان خزانه‌دار ثبت شده است.

این بررسی نشان می‌دهد که عناوین اداری حرم دارای کارکردهای مشخص بوده‌اند و خزانه‌داری، منصبی مستقل در کنار تولیت و دیگر مسئولیت‌های اداری به شمار می‌رفته است. همچنین دفاتر سال‌های 953ق و 973ق اطلاعاتی درباره درآمدهای اوقاف، هزینه‌های حرم، حقوق کارکنان و سازمان کارگزاران ارائه می‌کنند.

خاندان «بیت الملا» و تداوم یک نقش تاریخی

یکی از نکات مهم مقاله، توجه به نقش خاندان ملا در تاریخ نجف است. بر اساس گزارش أعیان الشیعة، پس از ملاعبدالله، فرزند او نیز به خزانه‌داری حرم علوی منصوب شد و خاندان نجفی «بیت الملا» به او منسوب گردید.

این گزارش، موضوع مقاله را از بررسی زندگی یک عالم فراتر می‌برد و آن را به مطالعه شکل‌گیری و استمرار یک خاندان علمی ــ اداری در نجف پیوند می‌دهد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر زمینه‌ای برای شناخت نقش خاندان‌های ایرانی و ایرانی‌تبار در حیات علمی، مذهبی و اداری عتبات عالیات فراهم می‌سازد.

صلح آماسیه و استمرار ارتباط ایران و عتبات

مقاله در بررسی زمینه سیاسی موضوع، به تصرف بغداد به دست سلطان سلیمان قانونی در سال 941ق و قرار گرفتن نجف در قلمرو عثمانی توجه دارد. در ادامه، نقش صلح آماسیه در سال 962ق/1555م در تسهیل رفت‌وآمد زائران ایرانی به نجف و کربلا بررسی شده است.

بر اساس تحلیل مقاله، حاکمیت عثمانی بر نجف به معنای قطع ارتباطات مذهبی، علمی و زیارتی ایران صفوی با عتبات نبود. استمرار رفت‌وآمد زائران و عالمان، موجب شد نجف همچنان به یکی از مهم‌ترین کانون‌های ارتباطی میان ایران و عراق تبدیل شود.

از این منظر، حضور ملاعبدالله در نجف و ارتباط او با حرم علوی را می‌توان در چارچوب گسترده‌تر تعاملات علمی و مذهبی میان ایران صفوی و عتبات فهم کرد؛ تعاملاتی که در کنار حاکمیت سیاسی عثمانی استمرار داشت.

برآیند پژوهش محمدرضا زارع خورمیزی نشان می‌دهد که برای شناخت تاریخ حرم علوی و جایگاه عالمان ایرانی در نجف، باید هم‌زمان به سه دسته داده توجه کرد:

منابع رجالی و تراجم برای شناخت شخصیت علمی، آثار و شبکه استادان و شاگردان؛

تاریخ‌نگاری محلی نجف برای بررسی حافظه تاریخی خاندان‌ها و نهادهای مذهبی؛

اسناد و دفاتر عثمانی برای شناخت دقیق ساختار اداری، مالی و وقفی حرم.

این روش می‌تواند در پژوهش‌های مربوط به سایر عالمان، خاندان‌های علمی و اماکن مقدس نیز به کار گرفته شود. همچنین یافته‌های مقاله مسیر پژوهش‌های آینده را به سوی بررسی هدفمند دفاتر عثمانی، احکام اداری، حقوق کارکنان، درآمدهای موقوفات و سازمان کارگزاران حرم علوی هدایت می‌کند.

از نظر تاریخی، این مقاله نشان می‌دهد که حرم علوی در دوره صفوی ـ عثمانی نهادی چندوجهی بوده است که در آن، فعالیت‌های علمی، مذهبی، مالی و اداری در ارتباطی نزدیک با یکدیگر قرار داشته‌اند. از نظر کاربردی نیز پژوهش می‌تواند مبنایی برای:

تدوین تاریخ مستند حرم علوی؛

 معرفی نقش عالمان بهابادی و یزدی در عتبات؛

مطالعه خاندان «بیت الملا»؛

بررسی روابط علمی و زیارتی ایران و عراق؛

شناخت نظام مدیریت موقوفات و خزانه اماکن مقدس؛

طراحی پژوهش‌های آرشیوی جدید درباره نجف و حرم علوی قرار گیرد.

در مجموع، مقاله «از انتصاب صفوی تا ابقای عثمانی؟» با پیوند دادن تاریخ زندگی ملاعبدالله بهابادی یزدی به تاریخ اداری حرم علوی و مناسبات صفوی ـ عثمانی، گامی ارزشمند در بازشناسی نقش عالمان ایرانی در حیات علمی و مذهبی نجف و مطالعه ساختارهای نهادی عتبات عالیات به شمار می‌آید.

انتهای پیام/