فقط میخواستم از جانم دفاع کنم/قتل بهخاطر سنگ نمای 50 سانتیمتری
- اخبار استانها
- اخبار استان تهران
- 04 شهريور 1405 - 10:40
به گزارش خبرگزاری تسنیم، اوایل سال 1404، گزارش یک درگیری مرگبار در باغی به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران در محل، مشخص شد چند نفر با یکدیگر درگیر شدهاند و در جریان این نزاع، صاحب باغ به نام سیروس بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داده است.
در ادامه تحقیقات، دو نفر به نامهای خسرو و ارسلان که با یکدیگر شریک بودند، به عنوان مظنون شناسایی و دستگیر شدند. خسرو در جریان بازجوییها به شلیک گلوله اعتراف کرد، اما مدعی شد این اقدام را برای دفاع از جان خود انجام داده است.
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و اولیای دم نیز در ابتدای جلسه درخواست قصاص کردند.
گفتوگو با متهمان
از اختلاف با سیروس بگو. ماجرا از کجا شروع شد؟
خسرو: من و ارسلان در کار خرید و فروش ملک هستیم. بنگاه ما دیوار به دیوار خانه سیروس بود. چند هفته قبل او هنگام تعمیر خانهاش به نمای بنگاه ما آسیب زده بود. چند بار از او خواستیم نمای ساختمان را درست کند، اما توجهی نکرد. حتی هر بار هم با شریکم درگیر میشد و به او فحاشی میکرد.
با خودت هم درگیر شده بود؟
خسرو: یک بار خودم با او تماس گرفتم تا درباره این موضوع صحبت کنم، اما با من هم بد صحبت کرد. اختلافمان از همین جا شروع شد و بالا گرفت.
روز حادثه چرا به باغ سیروس رفتید؟
خسرو: من و ارسلان برای حل همین مشکل به باغ سیروس رفتیم. اصلاً قصد درگیری یا اتفاق دیگری نداشتیم و میخواستیم موضوع را تمام کنیم.
اما در باغ چه اتفاقی افتاد؟
خسرو: به محض اینکه رسیدیم، سیروس و دوستانش با چاقو و قمه به ما حمله کردند. در همان درگیری من از ناحیه دست زخمی شدم. شرایط طوری بود که احساس کردیم جانمان در خطر است.
بعد از این درگیری چه کردید؟
خسرو: سریع از باغ بیرون آمدیم و سوار ماشین شدیم، اما آنها ما را محاصره کردند و اجازه نمیدادند حرکت کنیم.
چه زمانی اسلحه را برداشتی؟
خسرو: وقتی دیدم راه فراری نداریم، اسلحه شکاری را از داخل ماشین برداشتم. میخواستم با شلیک هوایی آنها را بترسانم تا کنار بروند و ما بتوانیم فرار کنیم.
پس چرا شلیک دوم انجام شد؟
خسرو: آنها با چوب به ماشین میکوبیدند و ما همچنان در محاصره بودیم. برای همین گلوله دوم را به سمت سردر نمای باغ شلیک کردم تا آنها بترسند و عقب بروند. اما ظاهراً بخشی از ساچمههای همان گلوله به سیروس برخورد کرد.
یعنی میگویی قصد شلیک به مقتول را نداشتی؟
خسرو: اصلاً. من قصد کشتن او را نداشتم. فقط میخواستم از جان خودم و ارسلان دفاع کنم و از آنجا فرار کنیم.
چرا در آن شرایط با پلیس تماس نگرفتید؟
خسرو: اصلاً آنها مجال نمیدادند که ما فکر کنیم. همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد. هر لحظه فکر میکردم ممکن است خودمان کشته شویم.
اگر فرصت داشتی، باز هم اسلحه را برمیداشتی؟
خسرو: نمیدانم. آن لحظه فقط به نجات جان خودم فکر میکردم. اگر راه دیگری برای فرار داشتم، قطعاً از آن استفاده میکردم.
ارسلان، تو هم اظهارات خسرو را قبول داری؟
ارسلان: بله، موضوع آنقدر پیچیده نبود که ما بخواهیم به دنبال جنایت باشیم. اختلاف ما با مقتول بیشتر سر همان نمای ساختمان بود.
سیروس چرا با شما درگیر شده بود؟
ارسلان: سر یک موضوع ساده که میتوانست با صحبت حل شود. او مدام سر همان سنگ 50 سانتی با ما بحث میکرد و فحاشی میکرد. واقعاً ماجرا آنقدر بزرگ نبود که بخواهیم با هم درگیر شویم و کار به اینجا برسد.
فکر میکردید آن روز کسی کشته شود؟
ارسلان: اصلاً. ما برای حل اختلاف رفته بودیم، نه اینکه کسی را بکشیم. اتفاقی افتاد که هیچکداممان تصورش را نمیکردیم.
به گزارش تسنیم، رسیدگی به اتهام متهمان در دادگاه کیفری یک استان تهران ادامه دارد و قضات پس از بررسی اظهارات طرفین و محتویات پرونده درباره اتهام قتل تصمیمگیری خواهند کرد.
انتهای پیام/