زنگ خطر سیلاب در لرستان به صدا درآمد/چرا رودخانه‌ها‌ لایروبی نشده‌اند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، با نزدیک شدن به فصل بارش و در شرایطی که برخی پیش‌بینی‌های فصلی از احتمال بارش‌های بیش از نرمال در پاییز پیش‌رو حکایت دارد، بار دیگر ضرورت آمادگی لرستان برای مواجهه با سیلاب‌های احتمالی مطرح شده است؛ استانی که به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، توپوگرافی کوهستانی، شیب حوضه‌های آبریز و برخورداری از شبکه گسترده رودخانه‌ها و آبراهه‌ها، همواره در معرض رخدادهای سیلابی قرار داشته است. در چنین شرایطی، توجه به وضعیت بستر رودخانه‌ها و به‌ویژه لایروبی نقاط بحرانی، از جمله اقداماتی است که نمی‌توان اجرای آن را تا زمان صدور هشدارهای سیلابی یا آغاز بارش‌های سنگین به تأخیر انداخت.

مژگان عابدی، مدرس دانشگاه و دکتری مدیریت منابع آب، در یادداشتی برای خبرگزاری تسنیم به این موضوع می‌پردازد:

لرستان را نمی‌توان از منظر مدیریت منابع آب و سیلاب با نسخه‌ای که برای یک استان کم‌بارش یا یک حوضه آبریز با ویژگی‌های متفاوت نوشته شده است، مدیریت کرد. این استان در پهنه زاگرس قرار گرفته و برخورداری از ارتفاعات، شیب‌های قابل‌توجه، رودخانه‌های متعدد و بارش‌هایی که در بسیاری از مواقع به‌صورت رگباری و در بازه زمانی کوتاه اتفاق می‌افتند، باعث شده است رواناب در برخی حوضه‌ها با سرعت قابل‌توجهی شکل بگیرد و فرصت واکنش نیز کاهش پیدا کند. تجربه سیلاب‌های گذشته نیز نشان داده است که ترکیب بارش شدید، شرایط حوضه، وضعیت رودخانه‌ها و مداخلات انسانی در مسیر طبیعی آب می‌تواند خسارت‌های سنگینی به استان تحمیل کند. بنابراین اکنون که دوباره به آستانه فصل بارش نزدیک می‌شویم، سؤال اصلی نباید این باشد که «آیا امسال سیل می‌آید یا خیر؟»؛ بلکه باید پرسید «اگر یک بارش سنگین رخ داد، آیا رودخانه‌های ما برای عبور ایمن جریان آماده‌اند؟»

لرستان پاسخ این سؤال را یک‌بار با هزینه‌ای سنگین تجربه کرده است. سیلاب فروردین 1398 صرفاً یک خاطره تلخ نیست؛ یک مطالعه میدانی بزرگ برای شناخت نقاط ضعف مدیریت رودخانه و حوضه‌های آبریز استان است. در آن سال، بارش‌های شدید موجب طغیان رودخانه‌های خرم‌رود، کشکان و چندین رودخانه دیگر استان شد، سد مروک سرریز کرد و در بخش‌هایی از لرستان راه‌های ارتباطی، پل‌ها، تأسیسات زیربنایی و منازل مسکونی آسیب دیدند. در پلدختر، معمولان و مناطق حاشیه کشکان، شدت سیلاب به اندازه‌ای بود که ارتباط زمینی بسیاری از مناطق قطع شد و مردم برای ساعت‌ها در شرایط دشوار قرار گرفتند. گزارش‌های منتشرشده پس از آن حادثه نیز نشان داد که بخش قابل‌توجهی از خسارت‌ها در نقاطی رخ داده که ساخت‌وساز و توسعه در حریم رودخانه‌ها، ظرفیت طبیعی عبور سیلاب را با محدودیت مواجه کرده بود. (ایرنا)

درس سیلاب 98 برای امروز روشن است: نباید مدیریت سیلاب را به لحظه وقوع سیلاب محدود کرد. همان‌طور که سیلاب 98 نشان داد، وقتی حجم زیادی از رواناب وارد رودخانه می‌شود، کوچک‌ترین گلوگاه در مسیر می‌تواند پیامدهای بزرگی ایجاد کند. آنچه در شرایط عادی شاید تنها یک کاهش جزئی در ظرفیت مقطع رودخانه به نظر برسد، هنگام وقوع یک سیلاب بزرگ می‌تواند به افزایش تراز آب، سرریز جریان و گسترش پهنه آبگرفتگی منجر شود. از همین رو، اکنون که هنوز فصل بارش آغاز نشده، بررسی وضعیت بستر رودخانه‌ها و رفع نقاطی که به‌دلیل رسوب‌گذاری یا وجود موانع، ظرفیت عبور جریان را کاهش داده‌اند، باید جدی گرفته شود.

این ضرورت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که پیش‌بینی‌های فصلی را نیز در نظر بگیریم. گزارش‌های منتشرشده درباره احتمال افزایش بارش در پاییز پیش‌رو، به‌ویژه در مناطق غربی و زاگرس، اگرچه به‌هیچ‌وجه به معنای قطعی بودن وقوع سیلاب نیست، اما از منظر مدیریت ریسک یک پیام روشن دارد: باید سطح آمادگی را افزایش داد. در مدیریت منابع آب، منتظر ماندن برای قطعیت یک رخداد پرخطر، تصمیم عاقلانه‌ای نیست؛ زیرا وقتی وقوع سیلاب قطعی شد، دیگر بخش مهمی از فرصت پیشگیری از دست رفته است. بنابراین اکنون که رودخانه‌ها آرام‌اند و امکان اجرای اقدامات پیشگیرانه وجود دارد، باید به سراغ اقداماتی رفت که در زمان بحران دیگر امکان انجام آنها وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین این اقدامات، بازبینی، پاکسازی و لایروبی نقاط بحرانی رودخانه‌ها و مسیل‌های لرستان پیش از آغاز بارش‌های مؤثر است. لایروبی نباید به‌عنوان یک عملیات عمرانی معمولی یا اقدامی برای زیباسازی بستر رودخانه تلقی شود؛ این اقدام، در نقاطی که رسوب‌گذاری موجب کاهش ظرفیت عبور جریان شده است، مستقیماً با کاهش خطر سیلاب ارتباط دارد. رودخانه یک مجرای ثابت نیست و بستر آن تحت تأثیر فرسایش، انتقال و رسوب‌گذاری دائماً تغییر می‌کند. انباشت رسوبات در برخی مقاطع می‌تواند سطح مقطع مؤثر عبور آب را کاهش دهد و هنگامی که این وضعیت در کنار نخاله، زباله، پوشش گیاهی نامناسب، تنگ‌شدگی مسیر یا دهانه محدود پل‌ها قرار می‌گیرد، یک مقطع از رودخانه می‌تواند در زمان سیلاب به گلوگاه هیدرولیکی تبدیل شود. از همین رو، بی‌توجهی به رسوب‌گذاری بستر رودخانه‌ها در آستانه فصل بارش، با منطق پیشگیری از سیلاب سازگار نیست.

تأکید بر لایروبی البته به این معنا نیست که هر رودخانه‌ای را بدون مطالعه و به هر میزان باید حفاری کرد. اتفاقاً لایروبی مؤثر، لایروبی‌ای است که بر پایه مطالعات هیدرولوژیک، هیدرولیکی و رسوب‌شناسی انجام شود و مشخص کند کدام مقطع واقعاً دچار کاهش ظرفیت شده و چه میزان برداشت رسوب می‌تواند ایمنی جریان را افزایش دهد. مسئله امروز لرستان «لایروبی یا عدم لایروبی» نیست؛ مسئله این است که نقاطی که رسوب‌گذاری در آنها ظرفیت عبور سیلاب را کاهش داده است، پیش از رسیدن بارش شناسایی و به‌موقع لایروبی شوند. تعلل در چنین نقاطی، به‌ویژه در رودخانه‌های شهری، می‌تواند هزینه بسیار بیشتری در زمان وقوع سیلاب ایجاد کند.

اهمیت این موضوع را می‌توان در اتفاقات اخیر الیگودرز نیز از زاویه‌ای دیگر دید. ماجرای آسفالت بخشی از بستر رودخانه درون‌شهری الیگودرز، فارغ از موافقان و مخالفان آن، یک واقعیت مهم را دوباره به مدیریت شهری و مدیریت منابع آب یادآوری کرد: بستر رودخانه یک فضای شهری معمولی نیست. عملیات آسفالت‌ریزی این بستر که در چارچوب طرح ساماندهی رودخانه دنبال شده بود، پس از ورود شرکت آب منطقه‌ای لرستان متوقف شد و ادامه آن به تعیین تکلیف فنی موکول شد؛ زیرا هرگونه مداخله در بستر رودخانه و مسیر عبور رواناب و سیلاب باید بر مبنای مطالعات هیدرولوژیک، هیدرولیکی و ضوابط قانونی انجام شود.

این موضوع از این جهت به بحث لایروبی نیز ارتباط پیدا می‌کند که ساماندهی رودخانه نباید با تغییر کارکرد بستر آن اشتباه گرفته شود. اگر بستر رودخانه به دلیل رسوب، لجن، نخاله یا پوشش نامناسب، ظرفیت عبور جریان را از دست داده است، نخستین پرسش باید این باشد که چگونه می‌توان ظرفیت هیدرولیکی آن را حفظ یا احیا کرد. در یک نقطه ممکن است پاسخ، لایروبی باشد و در نقطه‌ای دیگر، اصلاح آبگذر، رفع مانع یا آزادسازی حریم. حتی در مورد رودخانه‌های فصلی نیز خشک بودن بستر در ماه‌های کم‌بارش، به معنای بی‌اثر شدن نقش آن در زمان بارندگی نیست؛ زیرا همین بستر در زمان رخدادهای بارشی وظیفه انتقال رواناب را بر عهده دارد. بنابراین هرگونه مداخله عمرانی در آن باید با درنظر گرفتن رفتار رودخانه در شرایط سیلابی انجام شود.

از سوی دیگر، در لرستان نمی‌توان رودخانه را جدا از حوضه آبریز آن دید. بخش مهمی از رسوب موجود در بستر، حاصل فرسایش بالادست و انتقال مواد توسط رواناب است. بنابراین اگر امروز مقطعی از رودخانه لایروبی شود اما روند ورود رسوب از بالادست همچنان ادامه داشته باشد، احتمال بازگشت مسئله وجود دارد. با این حال، این موضوع نباید بهانه‌ای برای تأخیر در اقدامات فوری باشد. کنترل فرسایش و اجرای طرح‌های آبخیزداری یک ضرورت بلندمدت است، اما اگر امروز یک مقطع بحرانی ظرفیت عبور خود را از دست داده است، باید پیش از فصل بارش اصلاح شود. اقدام فوری در پایین‌دست و اصلاح ریشه‌ای مسئله در بالادست باید همزمان پیش بروند.

همین نگاه باید در مورد پل‌ها، آبگذرها و مسیل‌های شهری نیز حاکم باشد. گاهی ممکن است بخش عمده‌ای از بستر رودخانه از ظرفیت مناسبی برخوردار باشد، اما یک دهانه پل، یک مقطع باریک یا توده‌ای از رسوبات و نخاله، مسیر جریان را محدود کند و همان نقطه به محل اصلی افزایش تراز آب و سرریز تبدیل شود. بنابراین لایروبی نباید صرفاً بر اساس طول رودخانه یا حجم عملیات تعریف شود؛ باید بر اساس میزان کاهش ریسک سیلاب اولویت‌بندی شود. نقطه‌ای که رفع یک گلوگاه در آن می‌تواند از آب‌گرفتگی یک محله یا آسیب به یک زیرساخت مهم جلوگیری کند، طبیعتاً باید در اولویت بالاتری قرار گیرد.

از همین رو، پیش از آغاز بارش‌های پاییزی لازم است یک ارزیابی مشترک و میدانی از رودخانه‌ها و مسیل‌های لرستان انجام شود و در آن میزان رسوب‌گذاری، ظرفیت مقاطع، وضعیت پل‌ها و آبگذرها، موانع جریان و سابقه آب‌گرفتگی و سیلاب در هر نقطه بررسی شود. خروجی این ارزیابی نیز نباید صرفاً یک گزارش اداری باشد؛ بلکه باید به برنامه‌ای اجرایی تبدیل شود که مشخص کند کدام مقطع نیازمند لایروبی فوری است، کدام نقطه باید پاکسازی شود، کدام پل یا آبگذر نیاز به اصلاح دارد و در کدام محدوده باید از هرگونه مداخله در بستر و حریم رودخانه جلوگیری شود.

سیلاب 98 به لرستان نشان داد که خسارت سیلاب فقط حاصل بارش نیست؛ حاصل برخورد بارش با یک حوضه، رودخانه و سکونتگاه آماده یا آماده‌نشده است. امروز نمی‌توان بارش را متوقف کرد، اما می‌توان پیش از بارش، ظرفیت عبور رودخانه را بررسی و در نقاط بحرانی اصلاح کرد. نمی‌توان وقوع یک بارش شدید را منتفی کرد، اما می‌توان با لایروبی هدفمند، رفع گلوگاه‌ها، حفاظت از حریم و بستر رودخانه و مدیریت حوضه آبریز، احتمال تبدیل بارش به بحران را کاهش داد.

انتهای پیام/