آرامستان‌های 70 ساله خرم‌آباد در بن‌بست/ مردم تا کی باید منتظر بمانند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، مسئله آرامستان‌ها شاید در نگاه نخست موضوعی باشد که کمتر از دیگر مسائل شهری در مرکز توجه قرار می‌گیرد، اما کافی است پای صحبت خانواده‌هایی بنشینیم که سال‌هاست مزار بستگان خود را در یکی از آرامستان‌های قدیمی شهر می‌بینند تا مشخص شود این فضاها صرفاً محلی برای دفن اموات نیستند. آرامستان برای بسیاری از خانواده‌ها بخشی از خاطره، هویت خانوادگی و پیوند اجتماعی آنهاست و همین مسئله باعث می‌شود هر تصمیمی درباره آینده این فضاها، علاوه بر ابعاد خدماتی و عمرانی، دارای جنبه اجتماعی نیز باشد.

در خرم‌آباد، سرابیاس و پاگر از جمله آرامستان‌هایی هستند که طی چند دهه گذشته محل دفن شهروندان بوده‌اند. بر اساس اظهارات مسئولان شهری، قدمت شکل‌گیری این دو آرامستان به حدود 60 تا 70 سال قبل بازمی‌گردد و آنها طی این سال‌ها به صورت هیئت امنایی اداره شده‌اند؛ بنابراین ساختار مدیریتی آنها با آرامستان‌هایی که به صورت رسمی در چارچوب سازمان آرامستان‌های شهرداری فعالیت می‌کنند، تفاوت دارد. همین تفاوت، امروز در موضوعاتی مانند ارائه خدمات، امکان اجرای پروژه‌های عمرانی، توسعه زیرساخت‌ها، تأمین زمین و برنامه‌ریزی برای آینده خود را نشان می‌دهد.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که تغییرات خرم‌آباد طی چند دهه گذشته را در نظر بگیریم. شهری که امروز با توسعه محدوده‌های شهری و افزایش مستمر نیاز به خدمات مواجه است، دیگر شرایط چند دهه قبل را ندارد. نیاز به فضای دفن نیز مانند سایر نیازهای شهری، موضوعی مقطعی نیست و هر روز ادامه دارد. در چنین شرایطی، آرامستان‌های قدیمی از یک سو همچنان محل مراجعه مردم هستند و از سوی دیگر، به دلیل ساختار و شرایط کالبدی خود، ظرفیت محدودی برای توسعه امکانات دارند. بنابراین، مسئله اصلی امروز این نیست که آیا باید به آرامستان‌های قدیمی خدمات ارائه شود یا خیر؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که این خدمات تا چه زمانی و با چه سازوکاری می‌تواند ادامه پیدا کند و در کنار آن، برای آینده چه برنامه‌ای وجود دارد.

سعید صفربیرانوند، رئیس سازمان آرامستان‌های شهرداری خرم‌آباد، با اشاره به پیشینه این آرامستان‌ها می‌گوید قدمت شکل‌گیری سرابیاس و پاگر به حدود 60 تا 70 سال پیش بازمی‌گردد و اداره آنها به صورت هیئت امنایی انجام می‌شود. به گفته وی، یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های موجود، وضعیت زمین و فضای فیزیکی این آرامستان‌هاست؛ به گونه‌ای که برای ایجاد برخی زیرساخت‌های مورد نیاز مانند غسالخانه، سکوی نماز و سرویس‌های بهداشتی، فضای کافی وجود ندارد و همین مسئله امکان توسعه خدمات را با محدودیت مواجه کرده است.

آرامستان‌هایی که بخشی از حافظه اجتماعی خرم‌آباد شده‌اند

این محدودیت را باید در کنار تفاوت میان یک آرامستان قدیمی و یک آرامستانی که از ابتدا با نگاه شهری احداث شده است دید. در یک مجموعه جدید، می‌توان از ابتدا برای مسیرهای دسترسی، پارکینگ، غسالخانه، فضای نماز، سرویس‌های بهداشتی، آب‌رسانی، روشنایی و سایر خدمات مورد نیاز برنامه‌ریزی کرد، اما آرامستانی که طی چند دهه و به صورت تدریجی شکل گرفته، معمولاً با محدودیت‌هایی مواجه است که توسعه آن را دشوار می‌کند. در چنین فضایی، حتی اگر مدیریت شهری بخواهد سطح خدمات را افزایش دهد، نبود زمین و محدودیت‌های موجود می‌تواند اجرای پروژه‌های اساسی را با مانع مواجه کند.

با این حال، این محدودیت‌ها به معنای کنار گذاشتن آرامستان‌های سنتی از برنامه خدمات شهری نبوده است. مدیریت شهری در سال‌های گذشته تلاش کرده است در حد امکانات و ظرفیت‌های موجود، بخشی از نیازهای خدماتی این مجموعه‌ها را پاسخ دهد. صفربیرانوند از نظافت و پاکسازی هفتگی توسط نیروهای تنظیف سازمان خبر می‌دهد و می‌گوید در زمینه آب‌رسانی، تعمیر لوله‌های آسیب‌دیده، ایجاد آبخوری، آسفالت برخی معابر و تأمین روشنایی نیز اقداماتی انجام شده است. ایجاد برج نوری برای تأمین روشنایی آرامستان‌های سرابیاس و پاگر نیز از جمله اقداماتی است که به گفته وی انجام شده است.

این اقدامات اگرچه بخشی از نیازهای فوری شهروندان را پاسخ می‌دهد، اما همچنان یک پرسش اساسی باقی می‌ماند؛ اینکه آیا می‌توان با مجموعه‌ای از اقدامات خدماتی موردی، مسئله‌ای را که ریشه در ساختار چند دهه‌ای آرامستان‌ها و تغییر نیازهای شهر دارد، برای سال‌های آینده مدیریت کرد؟ پاسخ به این پرسش، موضوع را از سطح خدمات روزمره به سطح سیاست‌گذاری شهری می‌برد.

شهروندی که برای دفن یکی از اعضای خانواده یا مراجعه به مزار بستگان خود به سرابیاس یا پاگر می‌رود، انتظار دارد حداقل امکانات شهری در اختیارش باشد؛ مسیر دسترسی مناسب، روشنایی، آب، نظافت، سرویس بهداشتی و فضایی مناسب برای انجام مراسم، انتظاراتی طبیعی برای استفاده از یک فضای عمومی شهری هستند. از سوی دیگر، مدیریت شهری با محدودیت‌هایی در زمینه مالکیت، ساختار مدیریتی، زمین و منابع مواجه است. به همین دلیل، فاصله‌ای میان «انتظار شهروند» و «امکان قانونی و اجرایی شهرداری» شکل گرفته که بخش قابل توجهی از مشکلات امروز را توضیح می‌دهد.

حمیدرضا صفریان، عضو شورای اسلامی شهر خرم‌آباد، نیز با اشاره به همین شرایط تأکید می‌کند که سرابیاس و پاگر مستقیماً زیر نظر شهرداری نیستند و به همین دلیل شورا نمی‌تواند درباره آنها همانند مجموعه‌هایی که به طور رسمی زیرمجموعه شهرداری هستند، تصمیم اجرایی یا مصوبه مستقیم داشته باشد. با این حال، وی می‌گوید در دوره ششم شورای اسلامی شهر خرم‌آباد و با توجه به مطالبه شهروندان، پیگیری‌هایی برای ارائه خدمات به این آرامستان‌ها انجام شده و در زمینه‌هایی مانند روشنایی، آب‌رسانی، آسفالت معابر و برخی اقدامات مرتبط با پارکینگ، خدماتی ارائه شده است.

فاصله میان مطالبه شهروندان و اختیارات قانونی شهرداری

نکته مهم در اینجا، تفکیک میان «مسئولیت مستقیم» و «مسئولیت اجتماعی و نظارتی» مدیریت شهری است. اگرچه شورا و شهرداری از نظر ساختار قانونی نمی‌توانند با آرامستان‌های هیئت امنایی همانند یک مجموعه رسمی زیرمجموعه شهرداری برخورد کنند، اما شهروندانی که از این آرامستان‌ها استفاده می‌کنند، همان شهروندان شهر هستند و نیازهای آنها نیز بخشی از مطالبات عمومی محسوب می‌شود. بنابراین، مسئله نیازمند نوعی همراهی در چارچوب قانون است؛ همراهی‌ای که هم محدودیت‌های حقوقی شهرداری را در نظر بگیرد و هم نیازهای واقعی مردم را نادیده نگیرد.

از همین زاویه می‌توان بخشی از اقداماتی را که طی سال‌های گذشته انجام شده است، تحلیل کرد. خدماتی مانند نظافت، روشنایی، آب‌رسانی و آسفالت برخی معابر، اگرچه ممکن است در نگاه اول اقدامات محدودی به نظر برسند، اما برای شهروندی که در شرایط دشوار به آرامستان مراجعه می‌کند، از اهمیت زیادی برخوردارند. با این حال، این اقدامات نمی‌توانند جایگزین برنامه‌ریزی بلندمدت شوند؛ زیرا مشکلاتی مانند کمبود زمین، نبود برخی زیرساخت‌های اساسی و وضعیت حقوقی و مدیریتی آرامستان‌ها با اقدامات روزمره حل نمی‌شوند.

یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده برای عبور از بخشی از این محدودیت‌ها، استفاده از ظرفیت مالکان اراضی مجاور و خیرین است. صفربیرانوند می‌گوید اگر مالکان زمین‌های مجاور آرامستان‌ها، زمین در اختیار سازمان قرار دهند و خیرین نیز در این حوزه ورود کنند، امکان انجام برخی اقدامات و ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز فراهم خواهد شد. این پیشنهاد از آن جهت اهمیت دارد که برخی نیازها اساساً بدون توسعه فیزیکی قابل رفع نیستند. برای مثال، ایجاد فضای مناسب برای سرویس بهداشتی، غسالخانه یا سکوی نماز نیازمند زمین است و نمی‌توان این نیازها را صرفاً با افزایش خدمات روزانه جبران کرد.

البته استفاده از ظرفیت خیرین و مشارکت اجتماعی نیز نیازمند چارچوب مشخص است. مشارکت اجتماعی زمانی می‌تواند به راهکاری مؤثر تبدیل شود که مسئولیت دستگاه‌ها، حدود ورود مدیریت شهری و نحوه استفاده از زمین و منابع به صورت شفاف مشخص باشد. در غیر این صورت، ممکن است اقدامات پراکنده‌ای انجام شود که بخشی از مشکل را برای مدتی کاهش دهد، اما مسئله اصلی همچنان پابرجا بماند.

زمین و مشارکت خیرین؛ دو راهکار برای رفع کمبود زیرساخت‌ها

در میان مسائل موجود، وضعیت غسالخانه پاگر نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ موضوعی که علاوه بر جنبه خدماتی، با بهداشت محیط و دفع پساب ارتباط مستقیم دارد. صفربیرانوند با اشاره به ضرورت ایجاد چاه سپتیک برای غسالخانه پاگر می‌گوید مدیریت پساب این مجموعه یکی از مسائل مورد پیگیری سازمان آرامستان‌هاست و برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای ساکنان و محیط پیرامون، باید سازوکار مناسبی برای دفع پساب ایجاد شود. وی همچنین توضیح می‌دهد که غسالخانه پاگر در مقطعی به دلیل مشکلات موجود پلمب شده بود، اما با توجه به نیاز مردم، مجدداً مورد استفاده قرار گرفت. به گفته رئیس سازمان آرامستان‌های شهرداری خرم‌آباد، مکاتبات لازم برای ایجاد چاه سپتیک انجام شده است.

حمیدرضا صفریان نیز ایجاد یک آرامستان جامع و استاندارد را راهکار اساسی برای آینده می‌داند و معتقد است دستگاه‌های مختلفی از جمله استانداری لرستان، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، شهرداری خرم‌آباد و سازمان آرامستان‌ها باید در این موضوع همکاری داشته باشند. به گفته او، مقدمات کار در دوره ششم شورای اسلامی شهر خرم‌آباد و مدیریت شهری دنبال شده و موضوع جانمایی آرامستان جدید در حال پیگیری است.

در اینجا نقش شورای شهر بیش از هر چیز در پیگیری و نظارت بر فرآیند خود را نشان می‌دهد. شورا ممکن است درباره آرامستان‌های سنتی به دلیل ساختار مدیریتی آنها اختیار مستقیم اجرایی نداشته باشد، اما درباره عملکرد شهرداری، نحوه پیگیری ایجاد آرامستان جدید و پاسخگویی مدیریت شهری به مطالبه شهروندان می‌تواند نقش مطالبه‌گر و ناظر داشته باشد. به همین دلیل، موضوع آرامستان جدید را نمی‌توان صرفاً یک پروژه اجرایی برای سازمان آرامستان‌ها دانست؛ بلکه موضوعی است که نیازمند پیگیری مستمر در سطح مدیریت شهری و هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف است.

از سوی دیگر، واقعیت اجتماعی موجود نیز باید در هر تصمیم آینده لحاظ شود. آرامستان‌های سرابیاس و پاگر طی چند دهه در زندگی مردم جای گرفته‌اند. خانواده‌هایی که بستگان آنها در این آرامستان‌ها دفن شده‌اند، ارتباط عاطفی و اجتماعی با این فضاها دارند و ممکن است همچنان بخواهند برای دفن اعضای جدید خانواده از همین محل استفاده کنند. بنابراین، توقف ناگهانی دفن در این مجموعه‌ها، بدون ایجاد جایگزین مناسب، می‌تواند با مسائل اجتماعی و حقوقی همراه شود.

صفریان نیز تأکید می‌کند که در شرایط فعلی برنامه‌ای برای توقف دفن در این آرامستان‌ها وجود ندارد و آنها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. این موضع با واقعیت موجود قابل درک است؛ زیرا تا زمانی که آرامستان جدید و استاندارد آماده نشده باشد، نمی‌توان صرفاً با اعلام توقف دفن، نیاز مردم را پاسخ داد.

توقف دفن در آرامستان‌های قدیمی فعلاً مطرح نیست

بنابراین، راهکار منطقی باید مرحله‌ای باشد. در مرحله نخست، خدمات ضروری در آرامستان‌های فعلی باید تا حد امکان استمرار پیدا کند؛ در مرحله دوم، وضعیت موجود این آرامستان‌ها باید به صورت دقیق ثبت و بررسی شود؛ همزمان باید احداث آرامستان جدید با جدیت دنبال شود و پس از فراهم شدن ظرفیت جایگزین، درباره آینده دفن‌های جدید در آرامستان‌های سنتی تصمیم‌گیری شود. چنین رویکردی می‌تواند از ایجاد تنش اجتماعی و تصمیمات ناگهانی جلوگیری کند.

در این میان، نقش سازمان آرامستان‌های شهرداری نیز دوگانه است؛ از یک طرف باید در حد امکانات خود به نیازهای خدماتی آرامستان‌های مورد استفاده مردم پاسخ دهد و از طرف دیگر، برای ایجاد ظرفیت جدید و حل مسئله آینده شهر تلاش کند. صفربیرانوند نیز تأکید دارد که سازمان آرامستان‌ها در زمینه‌هایی که امکان ورود داشته باشد، مانند نظافت، روشنایی، آب‌رسانی، تعمیرات و برخی اقدامات عمرانی، خدمات خود را ادامه خواهد داد، اما ایجاد زیرساخت‌های اساسی در آرامستان‌های سنتی نیازمند تأمین زمین و فراهم شدن شرایط لازم است.

در واقع، همین تفکیک وظایف می‌تواند به روشن شدن مسیر کمک کند. نمی‌توان از سازمان آرامستان‌ها انتظار داشت بدون زمین و بدون اختیار مستقیم مدیریتی، تمام مشکلات زیرساختی آرامستان‌های سنتی را حل کند. از سوی دیگر، نمی‌توان به دلیل این محدودیت‌ها، نیاز شهروندان به خدمات مناسب را نادیده گرفت. بنابراین، باید میان اقداماتی که در چارچوب اختیارات موجود قابل انجام است و اقداماتی که نیازمند تصمیمات بین‌دستگاهی یا تعیین تکلیف مالکیت و زمین است، تفاوت قائل شد.

مسئله آرامستان‌های خرم‌آباد از این منظر، نمونه‌ای از موضوعاتی است که در آن چند دستگاه و چند سطح مدیریتی باید در کنار هم قرار گیرند. شهرداری و سازمان آرامستان‌ها، شورای اسلامی شهر، دستگاه‌های مرتبط با زمین و منابع و در صورت امکان خیرین و مشارکت اجتماعی، هر کدام بخشی از این زنجیره را تشکیل می‌دهند. نبود هماهنگی میان این حلقه‌ها می‌تواند روند ساماندهی را طولانی کند و در نهایت مشکلات موجود را به آینده منتقل کند.

در کوتاه‌مدت، شهروندانی که از سرابیاس و پاگر استفاده می‌کنند، به خدماتی مانند نظافت، روشنایی، آب‌رسانی و مسیرهای دسترسی مناسب نیاز دارند و استمرار این خدمات ضروری است. وضعیت غسالخانه پاگر و موضوع مدیریت پساب نیز نیازمند پیگیری جدی است. اما در میان‌مدت، باید اطلاعات دقیق و جامعی از وضعیت این آرامستان‌ها تهیه شود و در بلندمدت، ایجاد آرامستان جدید و استاندارد باید به عنوان راهکار اصلی پاسخگویی به نیاز آینده شهر دنبال شود.

غسالخانه پاگر؛ چالشی فراتر از خدمات روزمره

اهمیت این موضوع در آن است که غسالخانه برخلاف بسیاری از خدمات عمومی، مستقیماً با مسائل بهداشت محیط ارتباط پیدا می‌کند. بنابراین، اگر قرار باشد آرامستان‌های قدیمی در کوتاه‌مدت همچنان مورد استفاده قرار گیرند، ساماندهی غسالخانه و مدیریت صحیح پساب نمی‌تواند در حاشیه قرار گیرد. ادامه فعالیت یک مجموعه خدماتی بدون تعیین تکلیف زیرساخت‌های مرتبط با پساب، مسئله‌ای است که ضرورت پیگیری آن را دوچندان می‌کند.

در واقع، وضعیت غسالخانه پاگر نشان می‌دهد که مسئله آرامستان‌ها تنها به ظاهر و امکانات قابل مشاهده محدود نیست. ممکن است یک شهروند در نگاه نخست نبود سرویس بهداشتی یا نامناسب بودن مسیر دسترسی را ببیند، اما در پشت این مسائل، موضوعاتی مانند آب‌رسانی، مدیریت پساب، تأمین زمین و زیرساخت‌های خدماتی نیز وجود دارد. همین مجموعه مسائل است که ضرورت نگاه جامع به آرامستان‌های قدیمی را مطرح می‌کند.

موضوع دیگری که در گفت‌وگو با مسئولان شهری مطرح شده، وضعیت اطلاعات و آمار این آرامستان‌هاست. صفریان در پاسخ به پرسشی درباره وجود آمار جامع از مساحت، تعداد قبور، ظرفیت باقی‌مانده و وضعیت حقوقی اراضی این دو آرامستان می‌گوید اطلاع دقیقی از وجود چنین بانک اطلاعاتی در اختیار شورا ندارد و بعید می‌داند اطلاعات جامعی در این زمینه در اختیار مدیریت شهری باشد.

نبود اطلاعات جامع، مسئله‌ای فراتر از یک ضعف اداری است. هر برنامه‌ریزی شهری نیازمند شناخت وضعیت موجود است و در حوزه آرامستان‌ها نیز بدون دانستن مساحت، تعداد قبور، ظرفیت باقی‌مانده، روند دفن، وضعیت مالکیت زمین و زیرساخت‌های موجود، نمی‌توان درباره آینده تصمیم دقیق گرفت. اگر قرار است مدیریت شهری بداند یک آرامستان چه مدت دیگر قابلیت استفاده دارد، چه میزان خدمات نیاز دارد و آیا امکان توسعه آن وجود دارد یا خیر، باید ابتدا داده‌های پایه آن را در اختیار داشته باشد.

از همین رو، تهیه یک بانک اطلاعاتی جامع برای سرابیاس و پاگر می‌تواند یکی از نخستین اقدامات در مسیر ساماندهی باشد. این اقدام الزاماً به معنای تغییر فوری در نحوه اداره آرامستان‌ها نیست، بلکه می‌تواند تصویری روشن از وضعیت موجود ارائه دهد. وقتی ظرفیت واقعی هر آرامستان مشخص باشد، می‌توان درباره میزان امکان ادامه دفن، نیاز به توسعه، میزان خدمات مورد نیاز و زمان مناسب برای انتقال تدریجی دفن‌های جدید تصمیم دقیق‌تری گرفت. بدون این اطلاعات، تصمیم‌گیری ممکن است بیش از آنکه مبتنی بر داده باشد، بر اساس برآوردهای مقطعی انجام شود.

نبود بانک اطلاعاتی؛ حلقه مفقوده برنامه‌ریزی برای آرامستان‌ها

در واقع، یکی از نکات کلیدی در ساماندهی آرامستان‌های سنتی این است که ابتدا باید «وضعیت موجود» شناخته شود. نمی‌توان درباره آینده یک مجموعه تصمیم گرفت، در حالی که اطلاعات پایه آن مشخص نیست. بنابراین، تهیه بانک اطلاعاتی، بررسی وضعیت زمین، مشخص کردن ظرفیت باقی‌مانده و شناسایی نیازهای زیرساختی باید پیش از تصمیمات نهایی مورد توجه قرار گیرد.

اما مسئله آرامستان‌های سنتی خرم‌آباد را نمی‌توان بدون توجه به نیاز روزانه شهر برای دفن اموات بررسی کرد. رئیس سازمان آرامستان‌های شهرداری خرم‌آباد با اشاره به میانگین حدود 6 فوتی در روز در شهرستان خرم‌آباد می‌گوید دفن اموات در چهار آرامستان سطح شهر و همچنین برخی آرامستان‌های روستاهای اطراف انجام می‌شود. همین میزان نیاز روزانه نشان می‌دهد که ظرفیت دفن، موضوعی مستمر و بلندمدت است و نمی‌توان برای آینده تنها به آرامستان‌های موجود اتکا کرد.

در چنین شرایطی، ایجاد یک آرامستان جدید و جامع به یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی مدیریت شهری تبدیل می‌شود. تا زمانی که ظرفیت جدیدی برای دفن فراهم نشده باشد، هرگونه صحبت درباره کاهش یا توقف استفاده از آرامستان‌های سنتی با یک مانع اساسی مواجه است؛ چراکه مردم همچنان به محل دفن نیاز دارند و این نیاز متوقف نمی‌شود.

سازمان آرامستان‌های شهرداری خرم‌آباد در همین راستا دو نقطه در محدوده‌های بلیلوند و کمالوند را برای ایجاد آرامستان جدید مطرح کرده است. به گفته صفربیرانوند، طرح‌های مربوطه آماده شده و استعلام‌های لازم نیز از دستگاه‌های ذی‌صلاح انجام گرفته است. با این حال، زمین‌های مورد نظر در اختیار دولت قرار دارند و واگذاری آنها نیازمند طی فرآیند قانونی و اداری است و مدیریت شهری در انتظار تعیین تکلیف این روند است.

بنابراین، مسئله آرامستان جدید صرفاً به جانمایی یک قطعه زمین ختم نمی‌شود. از مرحله انتخاب زمین تا استعلام، واگذاری، طراحی، تأمین زیرساخت و در نهایت بهره‌برداری، مجموعه‌ای از اقدامات باید انجام شود. همین فرآیند نشان می‌دهد که اگر قرار است آرامستان جدید پاسخگوی نیاز سال‌های آینده شهر باشد، تصمیم‌گیری درباره آن نمی‌تواند به تعویق بیفتد.

بلیلوند و کمالوند؛ گزینه‌های مطرح برای آرامستان جدید خرم‌آباد

این تقسیم‌بندی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم مسئله ظرفیت دفن، برخلاف بسیاری از پروژه‌های شهری، یک نیاز ثابت و مستمر است. هر روز نیاز جدیدی ایجاد می‌شود و نمی‌توان آن را برای مدت طولانی به آینده موکول کرد. اگر فرآیند ایجاد آرامستان جدید به دلیل مسائل مربوط به زمین و هماهنگی دستگاه‌ها طولانی شود، فشار بر آرامستان‌های موجود نیز ادامه خواهد داشت.

از سوی دیگر، اگر قرار باشد آرامستان‌های قدیمی همچنان برای مدتی مورد استفاده قرار گیرند، باید برای این دوره گذار نیز برنامه وجود داشته باشد. نمی‌توان از یک سو احداث آرامستان جدید را به عنوان راهکار آینده مطرح کرد و از سوی دیگر، آرامستان‌های فعلی را بدون برنامه خدماتی رها کرد. دوره گذار باید مشخص باشد؛ یعنی مردم بدانند چه خدماتی دریافت می‌کنند، مدیریت شهری چه وظایفی بر عهده دارد و فرآیند ایجاد ظرفیت جدید در چه مسیری قرار گرفته است.

در نهایت، آرامستان‌های سرابیاس و پاگر را باید بخشی از یک مسئله بزرگ‌تر در مدیریت شهری خرم‌آباد دانست؛ مسئله‌ای که از سابقه چند دهه‌ای این مجموعه‌ها آغاز شده، با تغییر ساختار و توسعه شهر پیچیده‌تر شده و امروز به ضرورت برنامه‌ریزی برای آینده رسیده است. این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود سرویس بهداشتی، پارکینگ، آسفالت یا روشنایی تقلیل داد. این موارد اگرچه واقعی و مهم هستند، اما نشانه‌های یک مسئله ساختاری‌تر هستند.

واقعیت این است که آرامستان‌های سنتی خرم‌آباد در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که ادامه وضعیت موجود بدون برنامه، در بلندمدت دشوار خواهد بود؛ اما تغییر ناگهانی نیز نه با واقعیت اجتماعی شهر سازگار است و نه بدون ایجاد ظرفیت جایگزین امکان‌پذیر خواهد بود. از این رو، مسیر منطقی، ساماندهی تدریجی است؛ مسیری که از ارائه خدمات ضروری آغاز شود، با شناخت دقیق وضعیت موجود ادامه پیدا کند و همزمان با ایجاد آرامستان جدید و استاندارد، زمینه تصمیم‌گیری درباره آینده آرامستان‌های سنتی را فراهم کند.

آرامستان‌های خرم‌آباد نیازمند نقشه راه هستند

در این میان، شورای اسلامی شهر خرم‌آباد می‌تواند نقش خود را در مطالبه‌گری، سیاست‌گذاری و نظارت پررنگ‌تر کند. همان‌طور که صفریان نیز اشاره می‌کند، شورا اختیار اجرایی مستقیم بر آرامستان‌هایی که زیرمجموعه شهرداری نیستند ندارد، اما می‌تواند مطالبات شهروندان را پیگیری کند و از مدیریت شهری بخواهد در حدود اختیارات قانونی، خدمات لازم را ارائه دهد. همچنین روند ایجاد آرامستان جدید، هماهنگی دستگاه‌ها و تعیین تکلیف پروژه نیز موضوعی است که شورا می‌تواند آن را به صورت مستمر دنبال کند.

اگر این نقش‌ها به صورت شفاف تعریف شود، می‌توان از تصمیم‌های مقطعی فاصله گرفت. سازمان آرامستان‌ها مسئول ارائه خدمات در چارچوب اختیارات و پیگیری امور تخصصی خود باشد، شهرداری ظرفیت‌های قانونی و اجرایی موجود را به کار بگیرد، شورا بر روند اقدامات و مطالبات عمومی نظارت کند و دستگاه‌های مرتبط با زمین و واگذاری نیز فرآیندهای مربوط به آرامستان جدید را تعیین تکلیف کنند. در کنار این موارد، استفاده از ظرفیت خیرین نیز می‌تواند برای برخی زیرساخت‌های مورد نیاز آرامستان‌های فعلی مورد توجه قرار گیرد.

خرم‌آباد امروز نیازمند یک «نقشه راه آرامستان‌ها» است؛ نقشه‌ای که در آن وضعیت سرابیاس و پاگر، نیازهای خدماتی آنها، ظرفیت باقی‌مانده، وضعیت زمین، نحوه مدیریت، فرآیند ایجاد آرامستان جدید و مسئولیت دستگاه‌های مختلف مشخص باشد. چنین نقشه‌ای می‌تواند از پراکندگی تصمیمات جلوگیری کند و به مدیریت شهری امکان دهد مسئله‌ای را که سال‌ها به شکل تدریجی ایجاد شده، با یک نگاه منسجم مدیریت کند.

آرامستان‌های قدیمی را نمی‌توان از تاریخ اجتماعی خرم‌آباد جدا کرد. مزار بسیاری از خانواده‌ها و نسل‌های گذشته در همین فضاها قرار دارد و همین سابقه باعث می‌شود هر تصمیمی درباره آنها با حساسیت اجتماعی همراه باشد. اما احترام به این سابقه به معنای نادیده گرفتن نیازهای امروز شهر نیست. همان‌طور که ایجاد آرامستان جدید به معنای حذف گذشته و قطع ارتباط مردم با آرامستان‌های قدیمی نیست. مسئله اصلی، پیدا کردن تعادلی میان این دو است.

این تعادل می‌تواند با یک سیاست مرحله‌ای ایجاد شود؛ سیاستی که در آن تا زمان فراهم شدن ظرفیت جدید، خدمات ضروری آرامستان‌های موجود استمرار داشته باشد، مشکلات فوری مانند وضعیت غسالخانه و پساب مورد توجه قرار گیرد، اطلاعات دقیق درباره این آرامستان‌ها تهیه شود و در کنار آن، روند ایجاد آرامستان جدید از مرحله جانمایی تا واگذاری زمین و آماده‌سازی دنبال شود. پس از فراهم شدن ظرفیت جدید نیز می‌توان درباره نحوه ادامه یا محدود شدن دفن‌های جدید در آرامستان‌های قدیمی تصمیم گرفت.

حفظ گذشته و پاسخ به نیاز آینده؛ دو سوی یک تصمیم شهری

در چنین شرایطی، دیگر موضوع آرامستان‌ها یک مسئله واکنشی و روزمره نخواهد بود، بلکه به بخشی از برنامه‌ریزی آینده شهر تبدیل می‌شود. خرم‌آباد برای جمعیت و نیازهای امروز و فردای خود به زیرساخت‌های متناسب نیاز دارد و محل دفن اموات نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر امروز برای این موضوع تصمیم‌گیری نشود، احتمالاً در آینده هزینه‌های اجتماعی و اجرایی بیشتری برای مدیریت آن ایجاد خواهد شد.

در نهایت، مسئله اصلی خرم‌آباد انتخاب میان «سرابیاس و پاگر» یا «آرامستان جدید» نیست؛ بلکه طراحی یک نظام منسجم برای مدیریت هر دو وضعیت است. آرامستان‌های سنتی باید تا زمانی که مورد استفاده مردم هستند، از حداقل خدمات مناسب برخوردار باشند و در عین حال، مدیریت شهری باید برای ایجاد آرامستانی جامع و استاندارد اقدام کند. تکمیل اطلاعات، تعیین تکلیف زمین و زیرساخت، استمرار خدمات، مشارکت خیرین، پیگیری شورای شهر و همکاری دستگاه‌های مسئول می‌تواند اجزای اصلی این مسیر باشد.

خرم‌آباد امروز بیش از آنکه نیازمند تصمیمی شتاب‌زده درباره آرامستان‌های قدیمی باشد، به تصمیمی روشن، تدریجی و مبتنی بر برنامه نیاز دارد؛ تصمیمی که هم حرمت و سابقه چند دهه‌ای سرابیاس و پاگر را در نظر بگیرد و هم نیازهای یک شهر در حال توسعه را پاسخ دهد. اگر این مسیر با همکاری دستگاه‌های مسئول و نظارت مستمر مدیریت شهری دنبال شود، می‌توان امیدوار بود که مسئله آرامستان‌های خرم‌آباد از یک چالش مزمن و موردی به یک موضوع دارای برنامه و نقشه راه تبدیل شود؛ مسیری که در نهایت هم خدمات امروز شهروندان را سامان دهد و هم نیاز نسل‌های آینده را از پیش پاسخگو باشد.

انتهای پیام/