دیوارکشی به سبک سرمایه‌داری؛ یزد کدام سو ایستاده است؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، در شهری که همواره به همدلی، قناعت، ساده‌زیستی و فرهنگ دینی مردمش افتخار کرده‌ایم، امروز دیواری در یکی از مناطق یزد، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ آیا قرار است مرز میان محله‌ها، به مرزی میان مردم و طبقات اجتماعی تبدیل شود؟

ماجرا از منطقه «کاریزلند» آغاز می‌شود؛ منطقه‌ای که بر اساس اطلاعات موجود، زمین‌های آن در اختیار و فروش به افراد قرار گرفت تا بخشی از منابع مورد نیاز برای تأمین هزینه‌های پروژه انتقال آب یزد فراهم شود؛ پروژه‌ای که پس از گذشت سال‌ها، همچنان پرسش‌هایی جدی درباره سرنوشت و میزان تحقق اهداف اولیه آن وجود دارد.

در این میان اما، منطقه‌ای با خانه‌های گران‌قیمت و امکانات قابل توجه شکل گرفته است؛ منطقه‌ای که حالا در مجاورت مجموعه «پردیس زندگی» قرار گرفته و به تازگی در اقدامی عجیب دیواری در اطراف آن، این دو محدوده را از یکدیگر جدا کرده است.

شاید در نگاه نخست، این دیوار صرفاً یک سازه عمرانی یا اقدامی برای تعیین حریم و مرزبندی املاک باشد؛ اما مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که نتیجه عملی آن، ایجاد تصویری از جداسازی میان دو گروه از شهروندان باشد؛ یک‌سو منطقه‌ای برخوردار با خانه‌های گران‌قیمت و امکانات ویژه و سوی دیگر، مردمی که باید از پشت دیوار، تفاوت‌ها را تماشا کنند.

سؤال ساده است؛ اما پاسخ آن اهمیت زیادی دارد: ضرورت کشیدن این دیوار چیست؟

اگر موضوع صرفاً مسائل فنی، امنیتی، حقوقی یا تعیین محدوده املاک است، مسئولان باید شفاف و روشن با مردم سخن بگویند. اما اگر این دیوار، عملاً برای جدا کردن یک منطقه اعیانی از بافت مسکونی مجاور ایجاد شده، دیگر نمی‌توان از کنار آن به سادگی عبور کرد.

مسئله فقط چند بلوک سیمانی نیست؛ مسئله، پیامی است که این دیوار به جامعه مخابره می‌کند.

جامعه‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت سرمایه اجتماعی، احساس عدالت و کاهش فاصله‌های طبقاتی است، نباید شاهد اقداماتی باشد که خواسته یا ناخواسته تصویر «کاخ و کوخ» را در برابر چشم مردم بازتولید کند.

آیا در شهری که نام آن با فرهنگ اسلامی و ارزش‌های انقلاب گره خورده است، باید میان محل زندگی مردم عادی و سرمایه‌داران، دیوار کشیده شود؟ آیا توسعه شهری به معنای ایجاد جزیره‌هایی برخوردار در کنار مناطقی است که ساکنانشان باید تفاوت سطح امکانات را از پشت یک مرز فیزیکی احساس کنند؟

نکته مهم‌تر این است که افکار عمومی هنوز درباره سرنوشت مأموریت اولیه مؤسسه کوثر و اهدافی که برای تأمین هزینه‌های انتقال آب دنبال می‌شد، پرسش‌هایی دارد. اگر فروش زمین‌ها با هدف کمک به تأمین منابع پروژه انتقال آب انجام شده، امروز پس از گذشت بیش از دو دهه، ضروری است گزارشی شفاف از میزان تحقق این هدف و سرنوشت منابع حاصل از آن به مردم ارائه شود.

مسئولان استان، مدیریت شهری و دستگاه‌های نظارتی نمی‌توانند نسبت به این مسئله بی‌تفاوت باشند. شاید از نظر حقوقی، ساخت این دیوار کاملاً قابل توجیه باشد؛ اما مدیریت شهری فقط اجرای مقررات نیست. مدیریت شهری یعنی توجه به پیامدهای اجتماعی تصمیم‌ها و اقداماتی که بر احساس مردم نسبت به عدالت و برابری اثر می‌گذارد.

امروز مطالبه مردم روشن است:

نخست، باید درباره علت و ضرورت ایجاد این دیوار توضیح شفاف داده شود.

دوم، وضعیت مالکیت، مجوزها و مبانی قانونی اجرای این طرح باید برای افکار عمومی روشن شود.

سوم، مسئولان باید بررسی کنند که آیا این اقدام با اصول شهرسازی، حقوق شهروندی و سیاست‌های کاهش شکاف‌های اجتماعی همخوانی دارد یا خیر.
و در نهایت، با توجه به اینکه این دیوار بیش از آنکه ضرورتی فنی یا قانونی داشته باشد، نمادی از جداسازی اجتماعی است، باید برای اصلاح این وضعیت تصمیمی جدی گرفته شود.

یزد، شهر دیوارهای بلند میان مردم نیست

یزد، شهر دیوارهای بلند میان مردم نیست؛ این شهر قرن‌ها با قنات‌هایی زنده مانده که آب را به همه می‌رساند، نه با دیوارهایی که مردم را از یکدیگر جدا می‌کند.

امروز شاید این دیوار تنها چند متر ارتفاع داشته باشد؛ اما اگر مسئولان نسبت به پیام اجتماعی آن بی‌تفاوت بمانند، ممکن است شکافی ایجاد شود که ارتفاعش از هر دیواری بیشتر باشد.

اکنون نوبت مسئولان است؛ توضیح دهند، پاسخ دهند و اگر لازم است، پیش از آنکه این دیوار به نمادی از تبعیض تبدیل شود، برای برداشتن آن اقدام کنند.

یادداشت از فرشاد براتی

انتهای پیام/781