یادداشت| خطر مرجفون و نظام صیانت از هنجارها

خبرگزاری تسنیم ـ  صادق گلستانی*؛ هر نظام اجتماعی برای صیانت از نظام ارزشی و حفظ اعتبارات اجتماعی خود، سازوکارهای مختلفی را تدوین و اجرا می‌کند. این سازوکارها را می‌توان در دو بعد ایجابی و سلبی بررسی کرد. در بعد ایجابی، تربیت اجتماعی و جامعه‌پذیری قرار دارد که هدف آن درونی‌سازی ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی است. در این فرایند، کنشگران از طریق پذیرش درونی ارزش‌ها و هنجارها، به رفتار هنجارمند روی می‌آورند؛ به‌گونه‌ای که حتی در شرایطی که امکان نقض هنجارها بدون تحمل هزینه وجود داشته باشد، التزام به هنجار را انتخاب می‌کنند.

در مقابل، بعد سلبی شامل شیوه‌های مختلف مجازات و ضمانت‌های اجرایی است. این سازوکارها با تأثیرگذاری بر اراده فرد، از طریق ایجاد هزینه برای رفتار هنجارشکنانه، او را به رعایت هنجارها سوق می‌دهند. بنابراین، فرد ممکن است نه صرفاً بر اساس پذیرش درونی، بلکه به دلیل پرهیز از پیامدهای رفتار هنجارشکنانه، مسیر هنجارمندی را برگزیند.

البته اولویت دادن به بعد ایجابی به معنای نفی بعد سلبی نیست. این دو، دو مسیر متعارض نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. جامعه با بهره‌گیری از سازوکارهای ایجابی، زمینه پذیرش و درونی‌شدن ارزش‌ها را فراهم می‌کند و با استفاده از سازوکارهای سلبی، ضمانت اجرایی لازم برای حفظ هنجارها و حمایت از نظم اجتماعی را به وجود می‌آورد.

با این حال، متأسفانه در کشور ما مدتی است برخی جریان‌های اجتماعی، میان این دو بعد نوعی دوگانه‌سازی ایجاد کرده‌اند و گاه به نام «کار فرهنگی»، شیوه‌های کنترل اجتماعی و ضمانت‌های اجرایی ناظر بر رفتارهای هنجارشکنانه را تخطئه می‌کنند. این مسئله به‌ویژه در حوزه رفتارهای نرم و رسانه‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا گاهی با طرح این دوگانه، توصیه فرهنگی در برابر هرگونه اقدام سلبی قرار داده می‌شود و در نتیجه، زمینه برای تداوم برخی رفتارهای هنجارگریز در عرصه جنگ نرم فراهم می‌شود.

قرآن و نفی دوگانه‌سازی میان فرهنگ‌سازی و کنترل اجتماعی

بررسی آموزه‌های قرآن کریم نشان می‌دهد که این کتاب اساساً چنین دوگانه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد. قرآن در مواجهه با برخی رفتارهای آسیب‌زا در حوزه اجتماعی و نرم، صرفا به توصیه اخلاقی، فرهنگ‌سازی یا اقدامات اقناعی بسنده نمی‌کند، بلکه رویکرد سلبی را نیز اتخاذ می‌کند.

یکی از نمونه‌های قابل تأمل در این زمینه، مواجهه قرآن با پدیده‌ای است که از آن با عنوان «مرجفون» یاد شده است. آیه 60 سوره احزاب می‌فرماید: لَّئِن لَّمْ یَنتَهِ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضࣱ وَٱلْمُرْجِفُونَ فِی ٱلْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَكَ فِیهَآ إِلَّا قَلِیلࣰا ﴿60﴾ . در این آیه، «مرجفون» در کنار منافقان و بیماردلان ذکر شده‌اند و رفتار آنان به‌عنوان پدیده‌ای تهدیدکننده در فضای اجتماعی مدینه مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم «ارجاف» در اینجا ناظر به ایجاد اضطراب، تزلزل و تشویش در جامعه از طریق انتشار اخبار و شایعات و دامن‌زدن به فضای ناامنی و نگرانی است.

نکته مهم آن است که قرآن در مواجهه با این پدیده، صرفاً به توصیه فرهنگی و اخلاقی اکتفا نمی‌کند؛ بلکه با ادبیاتی هشدارآمیز، برای تداوم این رفتار پیامدهای جدی در نظر می‌گیرد. تهدید به برخورد و حتی اخراج آنان از جامعه مدینه نشان می‌دهد که در منطق قرآن، رفتارهای مخرب در حوزه افکار عمومی و امنیت روانی جامعه را نمی‌توان صرفاً با توصیه و فرهنگ‌سازی پاسخ داد.

از این منظر، «مرجفون» را می‌توان نمونه‌ای از مواجهه قرآن با کجروی‌های نرم دانست؛ رفتارهایی که ممکن است در ظاهر با خشونت فیزیکی همراه نباشند، اما از طریق ایجاد شایعه، تردید، اضطراب و تشویش، انسجام و امنیت روانی جامعه را هدف قرار دهند. بنابراین، یک کنش رسانه‌ای یا گفتاری، اگر به‌صورت هدفمند موجب تشویش عمومی، تضعیف اعتماد اجتماعی و اخلال در نظم و امنیت روانی جامعه شود، نمی‌تواند صرفاً به دلیل «نرم» بودن، از هرگونه ضمانت اجرایی مصون تلقی شود.

خطر عادی‌سازی رفتار «مرجفانه»

بر این اساس، مماشات با رفتارهای مرجفانه و اصرار بر دوگانه‌سازی میان بعد ایجابی و سلبی هنجارسازی، می‌تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. اگر فرد یا جریانی اطمینان پیدا کند که در برابر اقدامات رسانه‌ای و گفتاری تشویش‌زا هیچ ضمانت اجرایی و برخورد سلبی وجود ندارد، این مصونیت می‌تواند به نوعی امنیت روانی برای تداوم رفتار هنجارشکنانه تبدیل شود.

در چنین شرایطی، مسیر برای استمرار عملیات نرم، تولید و انتشار شایعات، ایجاد تردید و تشویش در افکار عمومی و در نهایت پیشبرد اهداف جنگ نرم هموارتر خواهد شد.

از این رو، مواجهه با پدیده «مرجفون» را نباید صرفاً به حوزه اخلاق فردی یا توصیه فرهنگی تقلیل داد. منطق قرآنی نشان می‌دهد که فرهنگ‌سازی و تربیت اجتماعی، در کنار ضمانت‌های اجرایی و اقدامات سلبی، دو جزء مکمل نظام صیانت از هنجارها و امنیت اجتماعی‌اند. حذف هر یک از این دو بعد، به‌ویژه در مواجهه با رفتارهایی که امنیت روانی و انسجام اجتماعی را هدف قرار می‌دهند، می‌تواند زمینه را برای تداوم و گسترش هنجارشکنی فراهم کند.

بنابراین، در مواجهه با رفتارهای مرجفانه در فضای رسانه‌ای و اجتماعی، فرهنگ‌سازی به‌تنهایی کافی نیست و برخورد سلبی از ضرورت‌های اجتماعی شمرده می‌شود.

*عضو هیأت علمی موسسه‌ی امام خمینی(ره)

انتهای پیام/