نقش فراملی علامه ملاعبدالله بهابادییزدی در شبکه علمی و دینی جهان تشیع
- اخبار استانها
- اخبار یزد
- 03 شهريور 1405 - 16:56
به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی را نمیتوان صرفاً بهعنوان دانشمندی صاحباثر در علم منطق یا مدرس یکی از حوزههای علمی عصر صفوی مطالعه کرد. اهمیت تاریخی او در آن است که فعالیت علمی، آموزشی و دینی وی در شبکهای گسترده از ارتباطات میان ایران، عراق و جبل عامل تحقق یافت؛ شبکهای که در سده دهم قمری به یکی از مهمترین بسترهای انتقال دانش، تربیت عالمان و بازتولید هویت علمی تشیع تبدیل شده بود.
در این دوره، جهان تشیع از پیوند چند قطب علمی شکل میگرفت. ایران، بهویژه یزد، شیراز و اصفهان، در پرتو رسمیتیافتن تشیع در عصر صفوی، به حوزهای رو به گسترش تبدیل شده بود. عراق، بهویژه نجف، کربلا و حله، میراثدار سنت دیرپای آموزش فقه، کلام، حدیث و علوم عقلی بود. جبل عامل نیز یکی از کانونهای مهم پرورش عالمان امامی به شمار میرفت و شماری از عالمان آن، در پیوند با ایران و عراق، در تحولات علمی و دینی عصر صفوی نقشآفرین شدند.
این مراکز از طریق مهاجرت عالمان، سفرهای علمی، مکاتبات، اجازهنامههای روایی، روابط استاد ـ شاگردی، انتقال نسخههای خطی و رواج متون آموزشی با یکدیگر ارتباط داشتند. ازاینرو، حوزههای علمی شیعه را نباید مجموعهای از مراکز جدا و محلی دانست؛ بلکه باید آنها را اجزای یک شبکه فراملی دانست که در انتقال دانش و حفظ انسجام علمی و هویتی تشیع نقش داشت.
ملاعبدالله بهابادی یزدی در این شبکه، جایگاهی چندلایه داشت. نخستین بُعد نقش او، به تألیف و استمرار متون آموزشی مربوط میشود. حاشیه بر تهذیب المنطق و الکلام او به یکی از متون مهم آموزشی در حوزههای شیعی تبدیل شد و نسلهای متعدد عالمان و طلاب با آن سروکار یافتند. اهمیت این اثر تنها در محتوای منطقی آن نبود، بلکه رواج آن به ایجاد زبان علمی مشترک میان مراکز مختلف کمک کرد. طلاب و عالمان در ایران، عراق و جبل عامل، با اصطلاحات و ساختارهای استدلالی مشترک آموزش میدیدند و همین امر، امکان گفتوگوی علمی میان حوزههای گوناگون را افزایش میداد.
وجه دوم، پیوند دادن علوم عقلی با علوم دینی بود. در سنت علمی ملاعبدالله، منطق دانشی منفک از فقه، کلام و معارف دینی نبود؛ بلکه ابزاری برای فهم دقیق متون، تنظیم استدلالهای کلامی و تقویت روش اجتهادی به شمار میرفت. از این منظر، آثار او در شکلگیری فرهنگ استدلال، دقت مفهومی و نظم فکری در حوزههای شیعی تأثیر داشت و به تربیت عالمانی کمک کرد که بتوانند در عرصههای فقه، کلام و علوم دینی با روشی منظم و استدلالی فعالیت کنند.
سومین بُعد نقش ملاعبدالله، به تربیت شاگردان و استمرار سلسلههای علمی بازمیگردد. صاحب معالم، شیخ حسن بن زینالدین عاملی، و صاحب مدارک، سید محمد بن علی عاملی، از جمله عالمانی بودند که با سنت علمی ملاعبدالله ارتباط یافتند و از محضر او بهره بردند. این ارتباط نشان میدهد که تأثیر ملاعبدالله به ایران یا عراق محدود نبود، بلکه به عالمان جبل عامل نیز انتقال یافت. در نتیجه، میراث او نه فقط از طریق کتاب و متن، بلکه از راه تدریس، ارتباط علمی و انتقال روش استدلالی و آموزشی نیز استمرار پیدا کرد.
از همینجا باید در تحلیل ارتباط ملاعبدالله با جبل عامل، از تقلیل نقش او به انتقال غیرمستقیم متون و تأثیرگذاری از طریق شاگردان پرهیز کرد. بر اساس شواهد موجود در منابع تراجم و گزارشهای مربوط به روابط علمی عالمان شیعه، وی به جبل عامل سفر کرده و در آنجا به تدریس پرداخته است. بنابراین، نقش او در پیوند ایران، عراق و جبل عامل دو سطح مکمل داشته است: نخست، ارتباط مستقیم از طریق سفر، حضور علمی و تدریس؛ و دوم، ارتباط غیرمستقیم و پایدار از راه آثار، شاگردان، متون درسی، خاندانهای علمی و استمرار سنت استاد ـ شاگردی.
اهمیت این حضور مستقیم در آن است که ملاعبدالله را از یک اثرگذار صرفاً متنی یا غیرمستقیم به کنشگری علمی در جغرافیای واقعی جهان تشیع تبدیل میکند. او نهتنها از طریق حاشیه بر تهذیب المنطق و شبکه شاگردان خود بر حوزههای علمی اثر گذاشت، بلکه در انتقال مستقیم روشهای استدلالی و آموزشی به عالمان جبل عامل نیز سهم داشت. بدینترتیب، میتوان او را یکی از حلقههای مهم ارتباط علمی میان ایران، عراق و جبل عامل دانست.
کارکرد فراملی میراث ملاعبدالله در بازتولید هویت علمی تشیع نیز آشکار است. متون آموزشی، روشهای مشترک استدلال و سلسلههای استاد ـ شاگردی، ابزارهایی بودند که از طریق آنها دانش و هویت علمی شیعه در پهنهای فراتر از یک شهر یا یک حوزه محلی استمرار مییافت. حاشیه او نیز در همین چارچوب، بخشی از زنجیره منطقپژوهی اسلامی به شمار میآید؛ زنجیرهای که از دورههای میانه تا دوران متأخر ادامه یافت و در آموزش عالمان و فقیهان شیعه نقش ایفا کرد.
از منظر تمدنی، بازخوانی ملاعبدالله بهابادی بهعنوان یک «کنشگر فراملی» اهمیت ویژهای دارد. این رویکرد نشان میدهد که عالم دینی در تمدن اسلامی فقط مؤلف کتاب یا مدرس یک مدرسه نبود، بلکه میتوانست در انتقال دانش، تربیت نیروهای علمی، ایجاد پیوند میان مراکز مذهبی، تقویت نهادهای آموزشی و استمرار شبکههای دینی نیز نقش داشته باشد. مطالعه زندگی و میراث او، بنابراین، برای فهم تاریخ منطق و علوم عقلی، تاریخ نهادهای آموزشی شیعه و تاریخ شبکههای فراملی عالمان در جهان اسلام سودمند است.
در این بازخوانی، رعایت دقت روششناختی ضروری است. باید میان اصل سفر ملاعبدالله به جبل عامل، حضور و تدریس او در آنجا، و جزئیات رابطه استاد ـ شاگردی با عالمان مشخص تمایز گذاشت. بر پایه شواهد موجود میتوان از سفر و تدریس او در جبل عامل سخن گفت و ارتباط علمی او با صاحب معالم و صاحب مدارک را مورد توجه قرار داد؛ اما در مواردی که منابع، تعبیر صریح «شاگرد مستقیم» را به کار نبردهاند، عبارتهایی مانند «از محضر او بهره بردند» یا «با سنت علمی او ارتباط یافتند» از نظر تاریخی محتاطانهتر است.
بر این اساس، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی عالمی بود که کنشگری فراملی او هم در جغرافیای واقعی سفر و تدریس و هم در جغرافیای گستردهتر متون، شاگردان و نهادهای علمی تحقق یافت. میراث او از محدوده یک اثر منطقی فراتر رفت و در قالب شبکهای از روابط علمی، آموزشی و دینی، به پیوند میان حوزههای ایران، عراق و جبل عامل کمک کرد. ازاینرو، میتوان وی را یکی از عوامل مؤثر در انتقال دانش و استمرار هویت علمی و دینی تشیع در عصر صفوی دانست.
یادداشت از: حسن عبدی پور، استاد تاریخ و تمدن
انتهای پیام/