آنچه در قیمت‌گذاری و مقایسه قیمت بنزین نباید فراموش کرد

به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، بحث بنزین دوباره به یکی از موضوعات جدی اقتصاد کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که این بار نمی‌توان آن را فقط از زاویه قیمت یک لیتر سوخت دید. هر تغییری در سهمیه یا قیمت بنزین، دیر یا زود خودش را در هزینه رفت‌وآمد، حمل کالا، خدمات و در نهایت سبد هزینه خانوار نشان می‌دهد.

در این میان، یکی از پرتکرارترین استدلال‌ها برای توضیح ضرورت اصلاح مصرف، مقایسه قیمت بنزین ایران با کشورهای منطقه و همسایه است. اینکه بنزین در ایران نسبت به بسیاری از این کشورها ارزان‌تر عرضه می‌شود، واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد؛ اما مشکل از جایی شروع می‌شود که همین یک عدد، به تنهایی مبنای قضاوت درباره توان مردم برای پرداخت هزینه بیشتر قرار گیرد.

ناترازی را نمی‌توان نادیده گرفت

پیش از هر چیز باید تکلیف یک موضوع روشن باشد؛ ایران با ناترازی بنزین روبه‌رو است و ادامه روند فعلی مصرف، بدون اصلاح، هزینه سنگینی به کشور تحمیل خواهد کرد. براساس گزارش‌های منتشرشده، مصرف بنزین در سال 1404 به حدود 130 میلیون لیتر در روز رسید، در حالی که تولید حدود 112 میلیون لیتر برآورد شده است. یعنی فاصله‌ای در حدود 18 میلیون لیتر در روز که باید به شکلی جبران شود.

این فاصله فقط یک عدد در جدول‌های انرژی نیست. وقتی تولید داخلی پاسخگوی مصرف نباشد، پای واردات، هزینه ارزی و فشار بیشتر بر منابع کشور به میان می‌آید. در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت‌های ارزی و فشارهای ناشی از تحریم و جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمی‌توان نسبت به چنین شکافی بی‌تفاوت بود.

بنابراین اصل ضرورت اصلاح مصرف محل بحث نیست. اختلاف بر سر این است که این اصلاح چگونه انجام شود و چه بخشی از هزینه آن بر دوش مردم قرار گیرد.

قیمت بنزین را نمی‌شود جدا از زندگی مردم دید

وقتی گفته می‌شود قیمت بنزین در کشورهای اطراف بالاتر از ایران است، یک سؤال ساده اما مهم وجود دارد: آیا فقط قیمت بنزین در این کشورها بالاتر است؟اگر قرار است مقایسه‌ای صورت بگیرد، باید درآمد مردم، قدرت خرید، هزینه خودرو، وضعیت حمل‌ونقل عمومی، میزان مصرف خودروها و حتی هزینه تعمیر و نگهداری را هم کنار قیمت سوخت گذاشت.

خانواده‌ای که بخش قابل توجهی از درآمدش صرف هزینه‌های روزمره می‌شود، ممکن است از نظر عددی بنزین ارزان‌تری نسبت به یک کشور همسایه مصرف کند، اما این به خودی خود به معنای آن نیست که توان بیشتری برای پرداخت هزینه سوخت دارد.

برای بخشی از مردم، خودرو انتخاب لوکس نیست. در بسیاری از شهرها و مناطق، خودرو وسیله اصلی رفتن به محل کار، مدرسه، مراکز درمانی و انجام امور روزمره است. در مناطقی که حمل‌ونقل عمومی محدود است، افزایش هزینه سوخت مستقیماً به هزینه زندگی خانوار اضافه می‌شود.

این همان بخشی است که در مقایسه‌های ساده قیمتی دیده نمی‌شود.مردم فقط قیمت روی تابلو را نمی‌بینند.اثر بنزین نیز به باک خودرو ختم نمی‌شود.

راننده‌ای که برای کار روزانه خود از خودرو استفاده می‌کند، افزایش هزینه سوخت را در هزینه تمام‌شده فعالیتش احساس می‌کند. حمل کالا نیز به سوخت وابسته است و افزایش هزینه حمل می‌تواند در قیمت کالا خودش را نشان دهد.

این موضوع درباره خدمات نیز صدق می‌کند. بنابراین هر سیاستی در حوزه بنزین، حتی اگر مستقیماً فقط قیمت یک فرآورده را تغییر دهد، می‌تواند آثار غیرمستقیمی بر بخش‌های مختلف اقتصاد داشته باشد.

به همین دلیل، اصلاح مصرف اگر قرار است انجام شود، نمی‌تواند فقط به افزایش قیمت یا کاهش سهمیه محدود شود. باید همزمان برای کاهش مصرف خودروها، توسعه حمل‌ونقل عمومی، نوسازی ناوگان فرسوده و افزایش بهره‌وری انرژی نیز برنامه داشت.

کیفیت سوخت؛ پرسشی که نباید کنار گذاشته شود

موضوع دیگری که در بحث بنزین کمتر به آن پرداخته می‌شود، کیفیت سوخت است. در سال‌های اخیر، بخشی از رانندگان از مسائلی مانند افت عملکرد خودرو، افزایش مصرف یا تغییر رفتار موتور پس از سوخت‌گیری گلایه کرده‌اند. البته نمی‌توان صرفاً بر اساس تجربه چند راننده، کیفیت کل بنزین توزیعی کشور را زیر سؤال برد.

مشکلات فنی خودرو، وضعیت موتور، فیلترها و حتی شرایط نگهداری سوخت در جایگاه نیز می‌تواند در عملکرد خودرو مؤثر باشد.اما این طرف ماجرا هم نباید نادیده گرفته شود؛ اگر سوخت عرضه‌شده در کشور استاندارد است، اطلاعات مربوط به کیفیت آن باید برای مردم شفاف باشد.

مصرف‌کننده حق دارد بداند سوختی که خریداری می‌کند چه مشخصاتی دارد، میزان گوگرد آن چقدر است، عدد اکتان در چه محدوده‌ای قرار دارد و آیا تفاوت معناداری میان کیفیت سوخت عرضه‌شده در مناطق مختلف وجود دارد یا خیر.

شفافیت در این زمینه به نفع دولت هم هست. اگر کیفیت سوخت مناسب باشد، انتشار مستمر اطلاعات می‌تواند بسیاری از ابهام‌ها را برط رف کند و اگر در نقطه‌ای مشکلی وجود دارد، امکان شناسایی و اصلاح آن سریع‌تر فراهم می‌شود.

همه مشکل را نمی‌توان گردن مصرف‌کننده انداخت.ناترازی بنزین فقط حاصل رفتار مصرف‌کننده نیست.خودروهای پرمصرف، فرسودگی ناوگان، ترافیک، ضعف حمل‌ونقل عمومی و پایین بودن بهره‌وری انرژی، همگی بخشی از این مسئله هستند. وقتی یک خودروی فرسوده یا پرمصرف چند برابر یک خودروی استاندارد سوخت مصرف می‌کند، طبیعی است که بخشی از مصرف بالا ریشه در ساختار حمل‌ونقل کشور داشته باشد.

از طرف دیگر، اگر شهروندی امکان استفاده مناسب از مترو، اتوبوس یا سایر وسایل حمل‌ونقل عمومی را نداشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با توصیه یا فشار قیمتی، استفاده از خودروی شخصی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

اصلاح مصرف زمانی پایدار خواهد بود که برای مصرف‌کننده نیز امکان انتخاب وجود داشته باشد.تغییرات سهمیه نیز نشان داده است که سیاست مدیریت مصرف وارد مرحله عملی شده است.

اصل مدیریت مصرف قابل بحث است، اما در چنین تصمیم‌هایی یک موضوع اهمیت زیادی دارد: مردم باید بدانند این تغییرات بر چه مبنایی انجام شده و قرار است چه مسیری را طی کند.سهمیه قرار است یک ابزار موقت برای مدیریت شرایط باشد یا بخشی از سیاست بلندمدت سوخت کشور؟پاسخ روشن به همین سؤال می‌تواند از شکل‌گیری بسیاری از برداشت‌های متفاوت جلوگیری کند.

قاچاق سوخت؛ واقعیتی که باید جدی گرفته شود

اختلاف قیمت سوخت ایران با برخی کشورهای منطقه نیز بدون تردید در ایجاد انگیزه برای قاچاق مؤثر است.وقتی یک کالا در یک طرف مرز با قیمت بسیار پایین‌تر عرضه می‌شود و در طرف دیگر ارزش بیشتری دارد، طبیعی است که انگیزه اقتصادی برای انتقال غیرقانونی آن شکل بگیرد.

اما مقابله با قاچاق نیز فقط با تغییر قیمت تمام نمی‌شود. کنترل مسیرهای انتقال، نظارت هوشمند بر مصرف، شناسایی مصرف‌های غیرعادی و برخورد با شبکه‌های سازمان‌یافته باید در کنار سیاست قیمتی قرار گیرد.در غیر این صورت، ممکن است بخشی از هزینه اصلاح به مصرف‌کننده منتقل شود، بدون آنکه همه منافذ هدررفت یا قاچاق بسته شده باشد.

اگر هزینه بیشتری پرداخت می‌شود، نتیجه آن چه خواهد بود؟ شاید مهم‌ترین سؤال جامعه همین باشد.اگر قرار است هزینه سوخت افزایش پیدا کند یا سهمیه‌ها تغییر کند، مردم حق دارند بدانند نتیجه این سیاست را کجا خواهند دید.

آیا منابع حاصل از اصلاح مصرف صرف توسعه حمل‌ونقل عمومی خواهد شد؟ آیا نوسازی خودروهای فرسوده سرعت می‌گیرد؟ آیا واردات بنزین کاهش پیدا می‌کند؟ آیا امکان استفاده از خودروهای کم‌مصرف و برقی برای مردم بیشتر می‌شود؟

حتی درباره کیفیت سوخت نیز باید پاسخ روشنی وجود داشته باشد.مردم قرار نیست با هر تصمیمی مخالفت کنند؛ اما طبیعی است که بخواهند بدانند هزینه‌ای که پرداخت می‌کنند چه تغییری در زندگی خودشان یا وضعیت انرژی کشور ایجاد خواهد کرد.

مقایسه را باید از یک عدد فراتر برد

مقایسه ایران با کشورهای منطقه زمانی می‌تواند مبنای مناسبی برای سیاستگذاری باشد که فقط قیمت بنزین در آن مقایسه نشود.قیمت سوخت باید کنار درآمد خانوار قرار بگیرد. مصرف متوسط خودروها باید دیده شود. وضعیت حمل‌ونقل عمومی، هزینه نگهداری خودرو، میزان استفاده از خودروی شخصی و قدرت خرید نیز باید وارد محاسبه شود.

حتی سهم هزینه سوخت از درآمد ماهانه یک خانوار می‌تواند تصویر متفاوتی نسبت به مقایسه ساده قیمت هر لیتر بنزین ارائه کند.در چنین شرایطی، ممکن است همچنان مشخص شود بنزین در ایران ارزان‌تر از بسیاری از کشورهای منطقه است؛ اما این نتیجه با این ادعا که «پس مردم توان پرداخت قیمت بالاتر را دارند» تفاوت دارد.ارزان بودن یک کالا با ارزان بودن آن برای مصرف‌کننده یکی نیست.

اگر قرار است درباره آینده بنزین تصمیم گرفته شود، بهتر است این بار همه اجزای مسئله روی یک میز قرار گیرد؛ از میزان تولید و مصرف گرفته تا کیفیت سوخت، وضعیت خودروها، حمل‌ونقل عمومی، قاچاق و البته توان اقتصادی خانوارها.

اصلاح مصرف ضروری است، اما اصلاح شیوه نگاه به مصرف و قیمت بنزین نیز به همان اندازه اهمیت دارد. جامعه بیش از یک مقایسه قیمتی، به توضیحی روشن درباره چرایی تصمیم‌ها و نتیجه‌ای که قرار است از آنها حاصل شود نیاز دارد.

انتهای پیام/7558