یادداشت| روش ابن سینا در تولید علم

خبرگزاری تسنیم ـ  جواد حیادر*؛   تولید علم یعنی خلق دانش و نظریه‌های جدیدی که تا پیش از آن وجود نداشته، به‌گونه‌ای که مرزهای دانسته‌های بشر را جابجا کند، به عبارتی دیگر تولید علم، فراتر از انباشت اطلاعات، فرآیندی پویا برای خلق معرفت نوین است. در این خصوص، ابن سینا،  به خاطر روش های مختلف پرسشگری، الگویی ماندگار است. یعنی او پیش از پاسخ، مسئله را به درستی صورت‌بندی می‌کرد و همواره در پی ریشه‌ها بود. تولید علم امروز نیز نیازمند صورت‌بندی دقیق پرسش‌های اصیل است، نه تکرار سوالات گذشته!

فرایندهای تحقیق  ابن‌سینا برای تولید علم در چارچوبی منسجم صورت می‌گرفت. او برای هر علمی، سه رکن اساسی قائل بود: موضوع (آنچه علم درباره آن بحث می‌کند)، مبادی (اصول موضوعه و مفروضات) و نظام مسائل (پرسش‌هایی که علم باید به آنها پاسخ دهد). این چارچوب، محدوده پژوهش را مشخص و آن را از علوم دیگر متمایز می‌کرد. از خصوصیات بارز تولید علم ایشان پیوند بین مشاهدات حسی و تعقل است. او  داده‌ها را در چارچوبی منطقی سامان می‌داد و این توانایی در تشخیص الگوها از میان انبوه اطلاعات بسیار حیاتی است.

به عنوان مثال ایشان روش «تجربه» را جدی قبول داشت و معتقد بود در این روش، تکرار مکرر یک مشاهده و کشف علت آن، به یقین می‌انجامد. از دیگر مختصات تولید علم شیخ الرئیس بهره گیری او از قیاس منطقی است. یعنی او از مشاهدات جزیی به قوانین کلی  و کشف نظام حاکم بر آنها دست می‌یافت. ابن سینا بشدت ناقد و اشکال کننده بر آرای علمی پیشنیان خود بود و برای هیچ یافته علمی قطعیت الی الابدی قائل نبود. گرچه ایشان به دنبال روشی بود که به دانشی یقینی و فراتر از گمان منجر شود.

به زبان امروزی تولید علم نیازمند دانستن فلسفه علم است نه صرفاً تخصص در علم و پیوند بین علوم مختلف و به عبارتی زیبا که معمولاً در مجامع علمی گفته می‌شود: ترجیح «چگونه اندیشیدن» بر «چه چیز دانستن» در نظام‌های آموزشی است. این میراث ابن سینا برای تمدن اسلامی نیز بسیار گرانبها است. در جهان‌بینی ابن‌سینا، اساساً «تضاد» میان علم و دین معنا نداشت. او این دو را  در دو سوی یک میدان نبرد، بلکه این دو را دو سطح متفاوت از حقیقت می‌دید. او مشکل را نه در تضاد ذاتی، که در نحوه مواجهه انسان با آنها جستجو می‌کرد.

او تضاد را نمی‌پذیرفت و به دنبال هماهنگی و راه میانه بین آن دو بود. به ‌بیان دیگر این نگاه، او را از دو آفت بزرگ یعنی عقل‌ستیزی افراطی و عقل‌زدگی افراطی نجات می‌داد.

*مدیر اندیشکده‌ی بعثت

انتهای پیام/