یادداشت| بیداری اندیشه در عصر مصرف‌گرایی علمی

خبرگزاری تسنیم ـ  امیر ابوالفتحی*؛ در جهانی که شتاب روزافزون فناوری و تولید معرفت، مرزهای اندیشه را ثانیه به ثانیه درمی‌نوردد و پارادایم‌ های علمی پی‌درپی جای خود را به یکدیگر می‌دهند، پرسش از جایگاه کنونی ما در هندسه دانایی جهان، پرسشی تلخ اما حیاتی است. جامعۀ ما، که روزگاری درخشان‌ترین ستارگان سپهر علم را در دامان خود پرورده، امروز درگیر نوعی «مصرف‌گرایی علمی» و انفعال در برابر واردات فکری است. در چنین برهه‌ای، بازخوانی انتقادی، موشکافانه و روش‌مندِ تاریخ علم و استمداد از سرمایه‌های اصیل فکری، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه یگانه راهبرد نجات‌بخش است.

در صدر این سرمایه‌های بنیادین، نام حکیم و دانشمند بی‌بدیل، ابوعلی سینا، نه صرفاً به‌عنوان تندیسی افتخارآمیز در موزه‌های تاریخ، بلکه در قامت یک الگوی زنده، زاینده و کارآمد برای روش‌شناسی علمی می‌درخشد. آنچه در پی می‌آید، واکاوی عمیقِ گفتمان حاکم بر منظومه فکری بوعلی با تمرکز ویژه بر رویکرد علمی و تجربه‌گرایانه اوست؛ درس‌آموخته‌هایی که می‌تواند حوزه‌های علمیه و نهادهای پژوهشی ما را از رکود حاضر به سوی زایش دوباره و تولید علم رهنمون سازد؛ در ادامه در پنج محور به این مسئله می‌نگریم:

  تجربه‌گرایی و روش‌شناسی ابن‌سینا

برخلاف تصویر تقلیل‌یافته‌ای که گاه از ابن‌سینا صرفاً به‌عنوان یک فیلسوف نظریه‌پرداز و غرق در مفاهیم انتزاعی ارائه می‌شود، گفتمان حاکم بر حیات او، گفتمان تولید اصیل علم بر پایۀ مشاهده، آزمایش و استدلال دقیق است. او تجسم عینی انسانی است که در ساحت نظر و عمل علمی، حد یَقِف نمی‌شناسد.

1. پایه‌گذاری آزمایش‌های بالینی

رویکرد علمی بوعلی در «قانون» شگفت‌انگیز است. او قرن‌ها پیش از پیدایش روش‌های علم مدرن، در کتاب دوم قانون، هفت قاعده طلایی و دقیق برای آزمایش داروهای جدید وضع کرد. او تأکید داشت که داروها باید در شرایط کنترل‌شده، روی بیماری‌ها (بدون عوارض جانبی پیچیده) آزمایش شوند و تصریح کرد که آزمایش روی حیوانات برای تعمیم به انسان کافی نیست، بلکه دارو باید روی بدن انسان مورد آزمون بالینی قرار گیرد. این درجه از درک روش‌شناختی و تجربه‌گرایی، نشان‌دهنده یک ذهنیت کاملاً علمی و ساختاریافته است.

2. دیالوگ انتقادی و ابطال‌پذیری در علم

مکاتبات و مناظرات علمی ابن‌سینا با ابوریحان بیرونی دربارۀ فیزیک ارسطویی، ماهیت نور، خلأ و حرکت سیارات، یکی از درخشان‌ترین اسناد تاریخ علم است. در این مکاتبات، ابن‌سینا نشان می‌دهد که هیچ متن مقدسی در علم تجربی وجود ندارد. او با رویکردی کاملاً تحلیلی، مفروضات گذشتگان را به تیغ نقد می‌سپارد و نشان می‌دهد که علم تنها از مسیر پرسشگری بی‌رحمانه و استدلال متقن پیش می‌رود.

3. پیشگامی در مرزهای دانش تجربی

دقت‌های موشکافانه او در علوم تجربی، حیرت‌انگیز است. در پژوهش‌هایی نشان داده شده است که بوعلی، قرن‌ها پیش از آزمایش‌های جان والش در 1772 میلادی و کشف الکتریسیته زیستی توسط لوئیجی گالوانی در قرن هجدهم، در رساله‌های خود به بررسی ماهیان برق‌زا (رعاده) پرداخته است. ابن‌سینا بی‌حسی ناشی از تماس با سفره‌ماهی را به‌دقت توصیف و تحلیل کرد و حتی از قراردادن ماهی رعاده بر سرِ بیمار برای درمان سردردهای مزمن سخن گفت؛ تجربه‌هایی بدیع که بی‌شک پیش‌گامانه‌ترین گام‌ها در تاریخ «الکتروتراپی» به شمار می‌آیند.

 عبور از مرزهای دانش

ابن‌سینا محصورِ دیوارهای مصنوعیِ میان رشته‌های علمی نماند. در نگاه او، طبیعیات، ریاضیات، پزشکی و الهیات، منظومه‌ای یکپارچه برای فهم جهان هستی بودند، بی‌آنکه روش‌شناسی خاص هر علم را با دیگری خلط کند.

مثلاً در فیزیک و مکانیک، ابن‌سینا پایه‌های علم دینامیک جدید را پی‌ریزی کرد. درک تفاوت بنیادین میان «جرم» و «سنگینی (وزن)»، طرح مفهوم انقلابی «میل طبیعی» که بعدها در مفهوم اندازه حرکت تکامل یافت، و اثبات ناممکن بودن حرکت دائمی در خلأ، همگی نشان از نبوغی دارند که راه را برای اندیشمندانی چون ژان بوریدان، گالیله و در نهایت نیوتن هموار کرد.

جالب‌تر آنکه، امروز نظریات ابن‌سینا دربارۀ تأثیر نفس بر بدن و رابطۀ پیچیدۀ این دو، ظرفیت‌های بی‌نظیری برای گفت‌وگو با پیشرفته‌ترین مباحث فلسفه ذهن، علوم شناختی و حتی خوانش‌های جدید در فیزیک کوانتومی دارد. این پیوند میان فیزیک و متافیزیک، همان نقطه‌ای است که دکتر مهدی گلشنی بر آن تأکید ورزیده و آن را گمشده علم مدرن می‌داند.

 از مصرف‌گرایی مقلدانه تا تأسیس حکمت بومی و استقلال فکری

راهبردی‌ترین بُعد حیات علمی ابن‌سینا که او را به الگویی بی‌نظیر برای نهادهای دانشی ما تبدیل می‌کند، روش‌شناسی او در بومی‌سازی علوم است. او هرگز در مقام یک مترجم یا مصرف‌کننده منفعلِ آثار ارسطو و یونانیان متوقف نماند.

او با آفرینش داستان‌های تمثیلی و عرفانی چون «حی بن یقظان»، «رسالة الطیر» و «سلامان و ابسال»، مسیر تکامل نفس، فهم حقیقت محض با نیروی عقل، نیاز جامعه به رهبری الهی و استقلال فکری را به تصویر کشید. ابن‌سینا تجسم آزاداندیشی بود؛ کسی که با طرح تجربه فکری «انسان معلق در فضا»، قرن‌ها پیش از دکارت و گزاره «می‌اندیشم، پس هستم»، بر خودآگاهی و وجود نفس فراتر از ادراکات حسی تأکید کرد و استقلال رأی خود را حتی در برابر قدرت و هیمنۀ حاکمانی چون سلطان محمود غزنوی با صلابت حفظ نمود.

 بازگشت جهانی به ابن‌سینا

امروز ابن‌سینا در مجامع آکادمیک جهان زنده‌تر از همیشه است. آمارها نشان می‌دهد که تنها در فاصلۀ سال‌های 2000 تا 2020 میلادی، بالغ بر 1795 مقاله و کتاب معتبر جهانی با محوریت اندیشه‌های او منتشر شده است.

هنگامی که پروفسور ویلیام کارول تأکید می‌کند که غنای فکری ایجاب می‌کند از فیزیک استیون هاوکینگ به فلسفۀ توماس آکویناس و از او به سرچشمه‌اش یعنی ابن‌سینا بازگردیم، و یا زمانی که، بوعلی را یکی از بزرگ‌ترین و شبکه‌ای‌ترین مغزهای تاریخ بشر می‌خوانند، ضرورت بازنگری ما به این میراث علمی دوچندان می‌شود.

  ابن‌سینا؛ نقشۀ راه برای رستاخیز علمی

حال با درک این رویکرد علمی، نهادهای متولی دانش، به‌ویژه حوزه‌های علمیه، چگونه می‌توانند از این استوانه تولید علم الگوبرداری کنند؟

1. گذار شجاعانه از «مصرف‌گرایی و شرح‌نویسی» به «نظریه‌پردازی»

بزرگ‌ترین آفت محیط‌های دانشگاه و حوزوی، توقف در ایستگاه تقلید، حاشیه‌نویسی بر متون گذشتگان و تکرار مکررات است. حوزه علمیه باید با حفظ اصالت‌های روشی، از رویکرد انفعالی خارج شده و به خط مقدم تولید نظریات جدید در مواجهه با علوم جدید گام بگذارد.

2. اتخاذ رویکرد علمی و روش‌مند در مواجهه با جهان مدرن

ابن‌سینا نشان داد که استفاده از علوم دیگران، به‌معنای تسلیم شدن در برابر جهان‌بینی آنان نیست. حوزه‌های علمیه باید با مطالعه دقیق، انتقادی و «علمیِ» دستاوردهای علوم انسانی، شناختی و تجربی مدرن، ضمن پرهیز از غرب‌زدگی یا شرق‌زدگی، دست به استقرای علمی زده و نسخۀ بومی، مستدل و روزآمدِ این علوم را تولید کنند.

3. احیای تاریخ علم و اصلاح بنیادین نظام آموزشی

همان‌گونه که پژوهشگرانی هشدار می‌دهند، عقب‌ماندگی ما ریشه در ترجمه‌محوری و غفلت از تاریخ علم دارد. نهادهای سیاست‌گذار آموزشی باید بازخوانی نسخه‌های خطی و وارد کردن دستاوردهای علمی دانشمندان مسلمان را به کتب درسی در اولویت قرار دهند. نسل جوان باید بداند که جهش از دموکریت به تامسون در تاریخ مدل اتمی، یک تحریف بزرگ تاریخی است و تمدن ما حلقه‌ای مفقوده و کلیدی در تکامل علم بوده است.

4. تقویت پژوهش‌های میان‌رشته‌ای

همان‌طور که ابن‌سینا مرزهای پزشکی، فیزیک و فلسفه را درنوردید، امروز نیز حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها باید دیوارهای میان علوم را بردارند. تأسیس گروه‌های پژوهشی مشترک میان فقیهان، فیلسوفان، فیزیک‌دانان و عصب‌شناسان برای بررسی مسائل نوپدید (نظیر هوش مصنوعی، اخلاق زیستی و فلسفه ذهن) ضرورتی قطعی است.

5. تربیت پژوهشگران جسور و مستقل

ما به تربیت نسلی از اندیشمندان نیاز داریم که همچون ابن‌سینا، مرعوب نام‌های بزرگ (چه در سنت گذشته و چه در آکادمی‌های غربی) نشوند؛ کسانی که با تکیه بر استدلال، منطق و شواهد متقن، جرئت عبور از مرزهای دانش و طرح پرسش‌های ساختارشکنانه را داشته باشند.

آری، ما برای ساختن آینده، به «نهضت ابن‌سینا» نیازمندیم؛ نهضتی که در آن، حوزه و دانشگاه، با تکیه بر خودباوری، جسارت علمی، رویکرد میان‌رشته‌ای، و ایمان به ظرفیت‌های بی‌پایانِ حکمت اسلامی، دیوارهای تقلید را فرو بریزند. نادیده گرفتن جایگاه بوعلی و غفلت از روش‌شناسی او، خیانت به عقلانیت و تمدن اسلامی است.

*پژوهشگر انقلاب اسلامی

انتهای پیام/