یادداشت/فرصتی برای ورود کتاب به دنیای فناوری
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 02 شهريور 1405 - 14:38
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علی محمدپور فعالان حوزه نشر مجازی در یادداشتی به بررسی فرصت های این اتفاق پرداخته است.
این یادداشت به شرح ذیل است:
مرکز کارآفرینی و نوآوری چاپ و نشر میتواند نقطه آغاز اصلاحات کمهزینه اما اثرگذار باشد؛ از API عمومی اطلاعات کتاب و سرویس قیمت مرجع تا اعلام وصول تمامالکترونیکی، یکپارچهسازی مجوزها و بازطراحی زنجیره توزیع کتاب.
قرار است روز سهشنبه سوم شهریور 1405، «مرکز کارآفرینی و نوآوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران» با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افتتاح شود. همزمان با این مرکز، «نمایشگاه دائمی کتابهای برگزیده جمهوری اسلامی ایران» نیز آغاز به کار خواهد کرد.
راهاندازی این مرکز، در اصل، اتفاق خوبی است. میتواند یک شروع و حتی حامل یک پیام مهم باشد: اینکه قرار است تغییرات از نزدیکترین نقطه به بدنه واقعی بازار کتاب و نشر، یعنی خانه کتاب و ادبیات ایران، آغاز شود.
مدیران خانه کتاب پیشتر اعلام کردهاند که هدف نهایی، حرکت بهسوی ایجاد «پردیس فناوری نشر و چاپ» است و شرکتهایی در مرکز مستقر خواهند شد که بتوانند مسئلهای واقعی از حوزه چاپ و نشر را حل کنند. ارائه خدمات زیرساختی، مشاوره، منتورینگ و هدایت کسبوکارها نیز ازجمله برنامههای اعلامشده این مرکز است. این جهتگیری، اگر از مرحله عنوان و استقرار شرکتها عبور کند و به حل مسائل واقعی برسد، میتواند مفید و اثرگذار باشد.
بااینحال، موفقیت مرکز نوآوری را نباید با تعداد نشستها، تعداد شرکتهای مستقر، متراژ فضای اختصاصیافته یا شمار تفاهمنامههای امضاشده سنجید. معیار اصلی باید این باشد که این مرکز چند مسئله واقعی از صنعت نشر را حل کرده، چه میزان از هزینه و زمان فعالان نشر کاسته و چند فرایند فرسوده را بازطراحی کرده است.
امید میرود این مرکز بتواند نشستهای تخصصی درباره تحولات نشر، فناوریهای جدید، فرصتها و آسیبهای بازار کتاب برگزار کند؛ آموزش و اطلاعرسانی تخصصی داشته باشد؛ میان بازیگران سنتی نشر و نسل جدید فعالان فناوری شبکه ارتباطی ایجاد کند؛ ناشران، کتابفروشان، موزعان، پلتفرمهای فروش، شرکتهای دانشبنیان و فعالان نشر دیجیتال را در کنار یکدیگر قرار دهد و زمینه بهروزرسانی آییننامهها و قواعد حاکم بر نشر را فراهم کند.
به تعبیر ساده، باید بوی تحول در ساختمان خانه کتاب و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بپیچد.
اما در کنار این امیدواریها، انتظار میرود مجموعهای از اقدامات کمهزینه و عمدتاً مدیریتی، بدون گرفتار شدن در فرایندهای طولانی تأمین بودجه، زودتر آغاز شود. هیچ زیرساخت فنی کاملاً بدون هزینه نیست، اما هزینه بسیاری از این اصلاحات در مقایسه با طرحهای عمرانی، یارانههای مقطعی و حمایتهای جبرانی، ناچیز است. مانع اصلی آنها بیش از آنکه کمبود پول باشد، تعدد متولیان، نبود تصمیم واحد و مقاومت فرایندهای قدیمی در برابر تغییر است.
دولتها فرصت نامحدود ندارند
سالها پیش در گروه «تحلیل وضعیت نشر» با یاسر احمدوند، معاون فرهنگی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره برنامههای این معاونت گفتوگو میکردم. در آن گفتوگو تأکید کردم که دولتها عمر کوتاهی دارند؛ تا زمانی که فرصت در اختیار مدیران است، باید کار درست را انجام دهند، زیرا ممکن است بعداً امکان یا اختیار انجام آن را پیدا نکنند.
مصداق مشخصی که در آن گفتوگو مطرح کردم، راهاندازی API اطلاعات کتاب بود. آن فرصت از دست رفت، اما مسئله همچنان پابرجاست.
امروز مقیاس فعالیت صنعت نشر، ضرورت اصلاح زیرساختها را دوچندان کرده است. براساس گزارش رسمی عملکرد دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی، در سال 1404 بیش از 116 هزار اثر در سامانه امور ناشران ثبت شد، نزدیک به 121 هزار مجوز پیش از چاپ و بیش از 116 هزار مجوز اعلام وصول و چاپ صادر شد. چنین حجمی از داده و درخواست را نمیتوان برای همیشه با فرایندهای منفصل، ورود چندباره اطلاعات و ارتباطات موردی مدیریت کرد.
هر اصلاح کوچک در چنین مقیاسی، میتواند هزاران ساعت از زمان ناشران و کارکنان دولت را آزاد کند. بنابراین تحول دیجیتال در نشر، یک اقدام تزئینی یا تبلیغاتی نیست؛ یک ضرورت مدیریتی و اقتصادی است.
از APIهای موردی تا زیرساخت عمومی اطلاعات کتاب
یکی از نخستین مأموریتهای مرکز نوآوری باید تکمیل و عمومیسازی زیرساخت API اطلاعات کتاب باشد.
البته باید منصفانه گفت که در سالهای اخیر، دسترسیهایی به API خانه کتاب در برخی همکاریهای محدود فراهم شده است. بنابراین مسئله دیگر «شروع از صفر» نیست. گام بعدی باید عبور از اتصالهای موردی و محدود به یک API رسمی، عمومی، مستند، پایدار و قابل استفاده برای همه بازیگران مجاز صنعت نشر باشد.
ناشر، کتابفروش، موزع، کتابخانه، پلتفرم فروش کتاب چاپی، سامانه کتاب الکترونیکی، فروشگاه عمومی، پژوهشگر و تولیدکننده خدمات فرهنگی باید بتوانند براساس سطح دسترسی مشخص، اطلاعات استاندارد کتاب را دریافت کنند. عنوان، پدیدآورندگان، ناشر، شابک، موضوع، ردهبندی، قطع، تعداد صفحات، تصویر جلد، نوبت چاپ، وضعیت مجوز، وضعیت اعلام وصول، قالبهای منتشرشده و آخرین قیمت ثبتشده ازجمله دادههایی هستند که میتوانند در این زیرساخت مبادله شوند.
اطلاعات ملی کتاب نباید صرفاً در قالب یک وبسایت جستوجوپذیر باقی بماند. این اطلاعات باید به زیرساخت عمومی صنعت نشر تبدیل شود.
اکنون ناشر ناچار است مشخصات یک کتاب را در چندین سامانه وارد کند. خانه کتاب یک بانک اطلاعاتی دارد، ناشر بانک دیگری ایجاد کرده، موزع اطلاعات را جداگانه ثبت میکند و هر کتابفروشی یا پلتفرم فروش نیز نسخهای مستقل از همان اطلاعات را نگهداری میکند. پیامد این وضعیت، دادههای تکراری، ناقص، قدیمی و گاه متناقض است.
در یک فرایند صحیح، اطلاعات پایه کتاب باید تنها یکبار ثبت شود و سامانههای مختلف، متناسب با اختیارات خود، آن را دریافت یا تکمیل کنند.
سرویس قیمت مرجع؛ یک ضرورت اقتصادی
یکی دیگر از خدمات ضروری، راهاندازی «سرویس قیمت مرجع کتاب» است.
در شرایط تورمی، قیمت کتابها مرتب تغییر میکند. ناشر قیمت جدیدی تعیین میکند، اما انتقال این تغییر به صدها کتابفروشی، شرکت پخش، فروشگاه اینترنتی و پلتفرم کتاب چاپی یا الکترونیکی، فرایندی کند و پرخطاست. ممکن است یک عنوان در چند فروشگاه با قیمتهای متفاوت عرضه شود، فروش کتابی بهدلیل قدیمی بودن قیمت متوقف بماند یا ناشر و کتابفروش ناچار شوند بهصورت دستی هزاران رکورد را ویرایش کنند.
در یکی از جهشهای بازار کاغذ، قیمت برخی انواع کاغذ تحریر طی چند هفته بین 20 تا 40 درصد افزایش یافت. چنین نوسانی نشان میدهد قیمتگذاری کتاب دیگر نمیتواند به یک عدد ثابت چاپشده روی جلد و انتقال دستی تغییرات وابسته بماند.
در سرویس قیمت مرجع، ناشر باید بتواند قیمت رسمی هر کتاب را در یک نقطه ثبت یا بهروزرسانی کند و همه سامانههای متصل، قیمت جدید را دریافت کنند. زمان ثبت، تاریخ اجرای قیمت، قیمتهای پیشین و هویت ثبتکننده نیز باید در سامانه محفوظ بماند.
این سرویس میتواند امکان استعلام قیمت از طریق شابک، QR Code، وبسرویس و پنل عمومی را فراهم کند. همچنین باید برای کتابهای قدیمی موجود در انبار ناشران و کتابفروشان نیز راهحلی روشن داشته باشد.
به برآورد تجربی بنده، چنین زیرساختی ظرفیت آن را دارد که با کاهش توقف فروش، خطای قیمتگذاری، هزینه بهروزرسانی و اختلاف میان حلقههای زنجیره، و به روز رسانی قیمت کتابهای قدیمی، ارزش اقتصادی قابلمبادله در بازار کتاب را دستکم 30 درصد افزایش دهد.
مرکز نوآوری میتواند همین کار را انجام دهد: یک پایلوت محدود با چند ناشر، موزع، کتابفروش و پلتفرم راهاندازی کند و اثر اقتصادی آن را بهصورت شفاف گزارش دهد.
اعلام وصول باید واقعاً تمامالکترونیکی شود
اعلام وصول الکترونیکی کتاب از موضوعاتی است که سالها درباره آن صحبت شده است.
در سال 1394 اعلام شد که فرایند صدور اعلام وصول بهصورت کاملاً الکترونیکی ساماندهی شده است. بااینحال، در شهریور 1404 بار دیگر از برنامه حذف فرایند فیزیکی اعلام وصول و جایگزینی آن با بارگذاری نسخه الکترونیکی کتاب سخن گفته شد. تکرار این وعده در فاصله زمانی حدود یک دهه نشان میدهد که الکترونیکی شدن یک مرحله، لزوماً به معنای دیجیتالی شدن کامل فرایند نیست.
فرایند صحیح باید از ابتدا تا انتها دیجیتال باشد: ثبت اثر، بارگذاری نسخه، بررسی، اعلام اصلاحات، تأیید نهایی، صدور مجوز، ثبت اعلام وصول، انتقال اطلاعات به خانه کتاب و امکان استعلام وضعیت.
ناشر نباید برای تکمیل یک فرایند دیجیتال، ناچار به ارسال نسخه فیزیکی، تماس تلفنی، مراجعه حضوری یا پیگیری میان چند سامانه باشد. یک پرونده، یک شناسه، یک داشبورد و یک تاریخچه روشن باید همه مراحل را پوشش دهد.
اعلام وصول کتاب الکترونیکی و صوتی نیز باید در همین ساختار تعریف شود. کتاب چاپی، الکترونیکی و صوتی سه جهان جداگانه نیستند؛ سه قالب انتشار یک اثرند. تفاوت قالب نباید به تعدد غیرضروری متولی، سامانه، مجوز و پرونده منجر شود.
مجوز نشر باید از قالب انتشار مستقل شود
یکپارچهسازی مجوز نشر مکتوب و نشر دیجیتال از دیگر اصلاحاتی است که باید زودتر انجام میشد.
ناشر، ناشر است. ممکن است امروز یک کتاب را روی کاغذ منتشر کند، فردا نسخه الکترونیکی آن را عرضه کند، پس از آن کتاب صوتی بسازد و در مرحله بعد محتوای تعاملی یا چندرسانهای ارائه دهد. منطقی نیست که با تغییر قالب، هویت حرفهای ناشر نیز تغییر کند و او ناچار باشد با چند ساختار اداری و چند نظام مجوزدهی متفاوت مواجه شود.
میتوان یک مجوز پایه برای فعالیت نشر تعریف کرد و قالبهای انتشار را بهعنوان حوزههای فعالیت یا ویژگیهای پرونده ناشر ثبت کرد. الزامات تخصصی هر قالب نیز میتواند در همان پنل و بدون ایجاد هویت و ساختار موازی اعمال شود.
در اصلاح ساختارهای اداری، صرف حذف یا ادغام یک مرکز کافی نیست. باید همزمان جانشین، مأموریت، مسئولیت و مسیر انتقال نیز تعریف شود؛ به تعبیر ساده، باید هم برید و هم دوخت.
مرکز رسانههای دیجیتال از ساختار پیشین کنار گذاشته شد، اما مسئله نشر دیجیتال از میان نرفت. فعالان این حوزه همچنان به سیاستگذار، متولی مشخص و زیرساخت روشن نیاز دارند. فعالان نشر الکترونیکی نیز بارها بر ضرورت روشن شدن ساختار، تقویت زیرساختها و واگذاری اجرا به بخش خصوصی تأکید کردهاند.
مرکز نوآوری نباید خود به رقیب کسبوکارهای خصوصی تبدیل شود. نقش دولت و نهاد عمومی، تعریف مسئله، اصلاح مقررات، تأمین داده، تدوین استاندارد، ایجاد امکان آزمایش و تضمین رقابت منصفانه است. طراحی و اجرای خدمات تجاری باید تا حد امکان به بخش خصوصی و تشکلهای حرفهای سپرده شود.
اتصال موجودی ناشر، موزع و کتابفروش
مشکل بازار کتاب فقط تولید نیست؛ دسترسی و توزیع نیز بخش مهمی از مسئله است.
بسیاری از کتابها در انبار ناشر موجودند، اما کتابفروش از موجودی آنها اطلاع ندارد. برخی عناوین در یک شهر پیدا نمیشوند، درحالیکه در انبار شهر دیگری باقی ماندهاند. گاهی یک کتاب «نایاب» تلقی میشود، اما نسخههایی از آن در بخشهای مختلف زنجیره توزیع وجود دارد.
مرکز نوآوری میتواند زیرساخت اتصال موجودی ناشران، موزعان، کتابفروشان و پلتفرمها را طراحی کند. هدف نباید ایجاد یک فروشگاه دولتی دیگر باشد؛ هدف باید فراهم کردن استاندارد و بستر اتصال بازیگران موجود باشد.
خانه کتاب بهصورت ماهانه گزارشهایی درباره تعداد عناوین، شمارگان، قیمت، موضوع، چاپ نخست، تجدید چاپ و پراکندگی جغرافیایی نشر منتشر میکند. این اقدام مفید است، اما گزارش آماری باید به داده قابل تحلیل و قابل اتصال تبدیل شود.
مرکز نوآوری میتواند داشبورد عمومی و بهروزی از اقتصاد نشر ایجاد کند؛ داشبوردی که وضعیت تولید، تغییر قیمت، شمارگان، پراکندگی استانی، موضوعات رو به رشد، کتابهای تجدیدچاپشده، وضعیت کتاب کودک، سهم ترجمه و تألیف و طول زمان فرایندهای اداری را نشان دهد.
اطلاعات محرمانه کسبوکارها باید محفوظ بماند، اما دادههای تجمیعی و ناشناس میتواند در اختیار تشکلها، پژوهشگران و سیاستگذاران قرار گیرد.
بدون داده، سیاستگذاری فرهنگی عمدتاً بر برداشتهای شخصی، گزارشهای موردی و فشارهای مقطعی استوار خواهد بود. نوآوری واقعی زمانی رخ میدهد که تصمیمگیری از «حدس» به «داده» منتقل شود.
مقابله فناورانه با قاچاق و عرضه غیرمجاز کتاب
قاچاق کتاب نیز از پیادهروها به پلتفرمها و فروشگاههای آنلاین و کتابفروشیهای قانونی منتقل شده است.
برای این مسئله نیز صرفاً برخورد موردی کافی نیست. باید زیرساخت استعلام نسخه مجاز ایجاد شود. هر فروشگاه یا پلتفرم باید بتواند از طریق شابک یا شناسه اثر، ناشر مجاز، مشخصات نسخه، قیمت مرجع و وضعیت قانونی عرضه را استعلام کند.
همچنین لازم است یک مسیر الکترونیکی واحد برای گزارش تخلف، ارائه مستندات مالکیت، توقف عرضه، ثبت پاسخ فروشنده و پیگیری نتیجه ایجاد شود. اتصال این سامانه به پلتفرمهای بزرگ میتواند برخورد با نسخههای غیرمجاز را از مکاتبههای طولانی به فرایندی سریع، شفاف و قابل رهگیری تبدیل کند.
شفافیت هویت فروشنده، ثبت منبع تأمین کالا و امکان راستیآزمایی نسخه نیز باید بخشی از قواعد فعالیت پلتفرمهای فروش کتاب باشد.
هوش مصنوعی؛ از موضوع نشست تا ابزار تحول نشر
مرکز نوآوری ناگزیر است به مسئله هوش مصنوعی نیز بپردازد؛ اما نه فقط در قالب برگزاری نشست. هوش مصنوعی میتواند در دستهبندی و غنیسازی اطلاعات کتاب، تبدیل متن به صوت، دسترسپذیر کردن کتاب برای افراد دارای معلولیت، استخراج فراداده، کنترل کیفی، پیشنهاد کتاب، تحلیل بازار، کشف تخلف و بهبود فرایندهای اداری کاربرد داشته باشد.
در کنار این فرصتها، مسائل مهمی مانند حقوق پدیدآورنده، استفاده از آثار برای آموزش مدلها، شفافیت محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، کیفیت زبان فارسی و مسئولیت ناشر نیز باید بررسی شود. موضوع هوش مصنوعی و زبان فارسی در برنامههای تخصصی نشر وارد شده و ابزارهای جدید مطالعه نیز نگرانیهای تازهای درباره حقوق مؤلف ایجاد کردهاند.
مرکز نوآوری میتواند یک محیط آزمایشی یا «سندباکس» برای خدمات هوش مصنوعی در نشر ایجاد کند. شرکتها باید بتوانند با دادههای کنترلشده و براساس ضوابط روشن، راهحلهای خود را آزمایش کنند. نتیجه این آزمایشها نیز باید به تدوین استاندارد، اصلاح مقررات و توسعه خدمات واقعی منجر شود.
آزمونی که از یک دعوتنامه آغاز شد
چند روز پیش، از طرف برگزارکنندگان افتتاح مرکز با نشر ما تماس گرفته شد. خانمی که مسئول پیگیری دعوتها بود، با جدیت و دغدغه کار را دنبال میکرد. توضیح داد که بهدلیل محدودیت پیامرسان بله در ارسال فایل، امکان فرستادن دعوتنامه از این طریق وجود ندارد و برای ارسال فیزیکی دعوتنامه، نشانی پستی خواست.
پیشنهاد شد دعوتنامه از طریق پیامرسان دیگری ارسال شود. پاسخ این بود که مجموعه فقط مجاز به استفاده از بله است.
راهحل دیگری پیشنهاد شد: تصویر یا فایل دعوتنامه روی یکی از سامانههای داخلی بارگذاری شود و لینک آن از طریق پیامک برای مدعوین ارسال شود. حتی میشد فایل را روی یکی از سرورهای خانه کتاب قرار داد و نشانی آن را پیامک کرد.
راهحل پیچیدهای نبود، هزینه قابلتوجهی نداشت و از ارسال پیک برای هر دعوتنامه جلوگیری میکرد.
بااینحال، در نهایت قرار شد دعوتنامه با پیک ارسال شود.
ذکر این تجربه برای نقد فرد تماسگیرنده نیست. اتفاقاً پیگیری و مسئولیتپذیری او قابل تقدیر بود. مسئله، ساختاری است که به نیروی مسئول اجازه نمیدهد سادهترین راهحل را انتخاب کند.
در این مثال، مسئله اصلی «ارسال فایل در پیامرسان بله» نبود؛ مسئله «رساندن دعوتنامه به مخاطب» بود.
وقتی مسئله بهدرستی تعریف شود، راهحلهای متعددی وجود دارد: لینک دانلود، صفحه اختصاصی دعوت، پیامک، کد رهگیری، QR Code یا سامانه ساده ثبتنام. اما هنگامی که ابزار بهجای هدف قرار میگیرد، با از کار افتادن یک ابزار، کل فرایند به مسیر کاغذی و فیزیکی بازمیگردد.
این اتفاق کوچک، تصویری روشن از یکی از مشکلات اصلی تحول دیجیتال در ساختار اداری است. ما اغلب فناوری را به یکی از مراحل فرایند سنتی اضافه میکنیم، بدون آنکه خود فرایند را بازطراحی کنیم.
فایل را دیجیتال میکنیم، اما گردش کار همچنان سنتی است.
فرم را اینترنتی میکنیم، اما امضا، پیگیری و تأیید همچنان به تماس و مراجعه وابسته میماند.
سامانه میسازیم، اما همان اطلاعات باید در چند سامانه دیگر دوباره وارد شود. این دیجیتالی کردن ظاهر فرایند است، نه تحول فناورانه آن.
پیشنهاد یک برنامه صدروزه برای مرکز نوآوری
برای آنکه مرکز تازهتأسیس از ابتدا مسئلهمحور و قابل ارزیابی باشد، میتوان برنامهای صدروزه با خروجیهای روشن تعریف کرد:
1. انتشار فهرست مسائل اولویتدار نشر: مسائل پیشنهادی باید با مشارکت ناشران، کتابفروشان، موزعان، چاپخانهها، پلتفرمها و تشکلهای حرفهای جمعآوری، اولویتبندی و عمومی شود.
2. ارائه نقشه راه API اطلاعات کتاب: وضعیت دسترسیهای موجود، محدودیتها، مستندات، زمانبندی عمومیسازی و ضوابط استفاده از داده بهصورت شفاف اعلام شود.
3. اجرای پایلوت قیمت مرجع: چند ناشر، موزع، کتابفروش و پلتفرم به یک سامانه آزمایشی متصل شوند و اثر آن بر کاهش خطا و افزایش فروش اندازهگیری شود.
4. ترسیم کامل فرایند اعلام وصول: همه مراحل، رفتوبرگشتها، ورودهای تکراری اطلاعات و نقاط نیازمند مراجعه یا ارسال فیزیکی شناسایی و حذف شوند.
5. ارائه نقشه یکپارچهسازی مجوزها: مسیر نزدیک شدن مجوز نشر مکتوب، الکترونیکی، صوتی و چندرسانهای به یک ساختار واحد مشخص شود.
6. راهاندازی سامانه استعلام نسخه مجاز: پلتفرمها و خریداران بتوانند ناشر مجاز، قیمت مرجع و مشخصات نسخه را استعلام کنند.
7. ایجاد محیط آزمایشی هوش مصنوعی نشر: شرکتها و ناشران بتوانند خدمات خود را با رعایت حقوق آثار، امنیت داده و ضوابط شفاف آزمایش کنند.
8. انتشار شاخصهای عملکرد مرکز: تعداد نشستها معیار کافی نیست. زمان و هزینه صرفهجوییشده، تعداد اتصالهای فعال، تعداد مسائل حلشده و میزان استفاده واقعی از خدمات باید منتشر شود.
9. دیجیتالسازی کامل فرایندهای داخلی مرکز: دعوت، ثبتنام، دریافت پیشنهاد، داوری، عقد قرارداد، گزارشدهی و ارتباط با شرکتها باید از ابتدا براساس یک فرایند دیجیتال طراحی شود.
مرکز نوآوری باید نخستین مصرفکننده نوآوری باشد.
مرکز نوآوری زمانی باورپذیر خواهد شد که خودش نخستین مصرفکننده راهحلهای نوآورانه باشد.
اگر قرار است این مرکز به ناشران درباره تحول دیجیتال آموزش دهد، فرایندهای داخلی خودش نیز باید دیجیتال، ساده و یکپارچه باشند. اگر قرار است از شرکتهای فناور حمایت کند، باید بتواند نیازهای واقعی خود را به مسئلههای روشن و قابل حل تبدیل کند. اگر قرار است میان بخش سنتی و نسل جدید نشر ارتباط برقرار کند، باید اختیار و سازوکار لازم برای تبدیل گفتوگو به تصمیم اجرایی را داشته باشد.
امیدوارم این مرکز شروعی قدرتمند داشته باشد و بهجای تبدیل شدن به عنوانی تازه در ساختار اداری، به محلی برای حل مسائل واقعی صنعت نشر تبدیل شود.
بسیاری از مسائل این حوزه، ساختمان تازه، بودجه سنگین یا پروژههای چندساله نمیخواهند. به تصمیم، هماهنگی، دسترسی به داده و شهامت بازطراحی رویههای قدیمی نیاز دارند.
صرف استفاده از فناوری، یک مجموعه را فناور نمیکند. زمانی فناور میشویم که راهحلهایمان فناورانه باشند.
فناوری نباید یکی از مراحل فرایند سنتی ما باشد؛ باید خودِ فرایند آن کار باشد. فرایند سنتی باید فقط برای موارد استثنایی باقی بماند، نه اینکه همچنان مسیر اصلی باشد.
تا زمانی که فناوری را به فرایندهای قدیمی سنجاق میکنیم، ممکن است اندکی دیجیتال شده باشیم؛ اما هنوز فناور نشدهایم.
انتهای پیام/