چرا جمهوری آذربایجان نگران رویارویی ترکیه و رژیم اسرائیل است؟
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 02 شهريور 1405 - 11:24
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، تنش میان ترکیه و رژیم اسرائیل در روزهای اخیر از سطح اختلافات لفظی و سیاسی فراتر رفته و سوریه بار دیگر به مهمترین صحنه اصطکاک این دو تبدیل شده است.
نقطه عطف تازه، حمله 18 اوت رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی «ابوالظهور» در استان ادلب بود. منابع سوری از هشت حمله به باند و تأسیسات این پایگاه خبر دادند و ترکیه آن را به عنوان نقض تمامیت ارضی سوریه محکوم کرد.
رژیم صهیونیستی مدعی شد که دمشق در آستانه اجازه دادن به استقرار نیروهای ترکیه در این پایگاه بوده و چنین حضوری را تهدیدی علیه امنیت خود دانست؛ ادعایی که آنکارا رد کرد و وزیر خارجه سوریه نیز گفت: ابوالظهور برای نیروی هوایی سوریه بازسازی میشد و برنامهای برای ایجاد پایگاه ترکیه در آن وجود نداشت.
اختلاف ترکیه و رژیم اسرائیل درباره سوریه دیگر فقط بر سر نفوذ سیاسی نیست. ترکیه از دولت جدید دمشق حمایت میکند و خواهان بازسازی ساختار نظامی و امنیتی سوریه است؛ در مقابل رژیم صهیونیستی نسبت به تبدیلشدن سوریه به حوزه نفوذ نظامی ترکیه، بهویژه استقرار پدافند، رادار، پهپاد و استفاده احتمالی از پایگاههای هوایی سوری، حساسیت فزایندهای نشان میدهد.
ابوالظهور حدود 70 کیلومتر با مرز ترکیه فاصله دارد و حمله اسرائیل به چنین نقطهای خطر برخورد ناخواسته با ترکیه را بهطور محسوسی افزایش داده است.
تام باراک، نماینده ویژه آمریکا، نیز این حمله را «تشدید غیرضروری» خواند؛ نشانهای از اینکه حتی واشنگتن، متحد مشترک دو کشور، نسبت به مسیر موجود نگران است.
در چنین فضایی، جمهوری آذربایجان بار دیگر وارد میدان شده است. بر اساس گزارشی که روز یکشنبه 23 اوت با استناد به منابع عبری و مشخصاً یدیعوت آحارونوت منتشر شد، باکو در پشت صحنه برای کاهش تنش میان آنکارا و تلآویو تلاش میکند.
یک مقام آذربایجانی نیز نسبت به امکان تبدیل اختلافات فعلی به رویارویی ابراز نگرانی کرده است. مهمتر اینکه بنا بر همین گزارش، هدف باکو صرفاً انتقال پیامهای سیاسی نیست؛ جمهوری آذربایجان در پی احیای سازوکار هماهنگی عملیاتی ترکیه و اسرائیل در سوریه است تا از برخورد ناخواسته نیروهای دو کشور جلوگیری شود.
البته تا زمان نگارش این یادداشت، دولت آذربایجان جزئیات این دور تازه از میانجیگری را رسماً اعلام نکرده و اطلاعات موجود عمدتاً از منابع اسرائیلی منتشر شده است.
ایفای این نقش برای جمهوری آذربایجان تازگی ندارد. در 9 آوریل 2025، پس از افزایش تنش میان ترکیه و رژیم صهیونیستی بر سر سوریه، هیئتهای دو طرف در باکو درباره ایجاد یک سازوکار «جلوگیری از برخورد» مذاکره کردند.
هاکان فیدان همان زمان تأیید کرد که تماسهای فنی با اسرائیل با هدف جلوگیری از سوء برداشت نظامی در سوریه انجام میشود و این مذاکرات ارتباطی با عادیسازی سیاسی روابط ندارد.
شواهد عینی بعدی هم نشان داد که میانجیگری باکو به شکلگیری یک خط ارتباطی برای مدیریت فعالیت نظامی طرفین در سوریه انجامید و جمهوری آذربایجان در دورهای بعدی گفتوگوهای رفع اصطکاک نیز نقش داشت.
الهام علیاف نیز همان روز در دانشگاه ADA بهصراحت از این نقش سخن گفت. او ترکیه را «متحد» جمهوری آذربایجان بر اساس اعلامیه شوشا و اسرائیل را «کشور دوست» خواند و گفت تنش میان این دو برای باکو مایه نگرانی جدی است.
علیاف حتی فاش کرد که در بحران پیشین روابط ترکیه و اسرائیل نیز آذربایجان پشت صحنه فعال بوده و خود او باکو را یکی از اصلیترین بازیگران روند آشتی دو طرف عنوان کرد.
او تأکید کرد در بحران جدید هم جمهوری آذربایجان همان روش دیپلماسی آرام و پشتپرده را دنبال میکند. بنیامین نتانیاهو هم در نامهای رسمی در سوم ژوئن 2025 از علیاف به دلیل نقش جمهوری آذربایجان در تسهیل گفتوگو میان اسرائیل و ترکیه تشکر کرد.
سابقه این میانجیگری را میتوان عقبتر هم برد. در دسامبر 2020 نیز مقامات اسرائیلی به آکسیوس گفته بودند که علیاف برای ترمیم روابط میان دو شریکی که در جنگ دوم قرهباغ نقش مهمی برای باکو داشتند، وارد عمل شده است.
بنابراین میانجیگری کنونی را نباید اقدامی موردی دانست؛ این سیاست به تدریج به یکی از کارکردهای خاص دیپلماسی آذربایجان تبدیل شده است.
اما چرا باکو تا این اندازه به جلوگیری از برخورد ترکیه و اسرائیل اهمیت میدهد؟ پاسخ نخست به ساختار سیاست خارجی جمهوری آذربایجان بازمیگردد. با اعلامیه شوشا، دو کشور رسماً مناسبات خود را در سطح اتحاد تعریف کردهاند.
در سوی دیگر، رژیم اسرائیل طی سالها به یکی از شرکای مهم راهبردی، دفاعی و امنیتی جمهوری آذربایجان تبدیل شده است. خود علیاف این دو رابطه را با دو تعبیر متفاوت اما گویا توصیف کرده است: ترکیه «متحد و برادر» و اسرائیل «دوست». جنگ میان این دو، باکو را در برابر انتخابی قرار میدهد که تمام سیاست خارجی چندجانبه و موازنهگر آن طی سه دهه گذشته برای پرهیز از چنین انتخابهایی طراحی شده است.
دلیل دوم به سوریه مربوط میشود. جمهوری آذربایجان در سوریه جدید دیگر بازیگری کاملاً بیرونی نیست. روابط با دمشق پس از سقوط نظام پیشین گسترش یافته و همکاریهای اقتصادی و انرژی شکل گرفته است.
گاز جمهوری آذربایجان از مسیر ترکیه وارد سوریه شده و مقامهای ترکیه و آذربایجان در پروژه احیای تأمین انرژی سوریه مشارکت دارند.
در نتیجه، درگیری ترکیه و اسرائیل در خاک سوریه مستقیماً میتواند به منافع تازه باکو در آن کشور و تلاش جمهوری آذربایجان برای تبدیل شدن به بازیگری فعالتر در خاورمیانه آسیب بزند.
دلیل سوم حیثیت دیپلماتیک است. جمهوری آذربایجان در سالهای اخیر تلاش کرده از تصویر یک کشور صرفاً قفقازی عبور کند و خود را بهعنوان بازیگری میان قفقاز، آسیای مرکزی، ترکیه و خاورمیانه معرفی کند. موفقیت در حفظ کانال ارتباطی میان دو قدرت مهم منطقه، سرمایه سیاسی باکو را افزایش میدهد؛ خصوصاً در شرایطی که سطح اعتماد میان آنکارا و تلآویو بسیار پایین است.
اما اگر تنش تشدید شود، چه سناریوهایی پیش روی جمهوری آذربایجان قرار دارد؟
در سناریوی نخست، یعنی مهار بحران، باکو میتواند بار دیگر همان نقش سال 2025 را ایفا کند: انتقال پیام، میزبانی نشستهای امنیتی و احیای سازوکار جلوگیری از برخورد در سوریه.
این مطلوبترین وضعیت برای جمهوری آذربایجان است؛ زیرا بدون پرداخت هزینه جدی، هم روابط با ترکیه و اسرائیل را حفظ میکند و هم اعتبار خود را به عنوان میانجی افزایش میدهد.
در سناریوی دوم، یعنی ادامه تنش شدید بدون جنگ مستقیم، موازنه برای باکو دشوارتر میشود. هرچه ادبیات سیاسی ترکیه و اسرائیل علیه یکدیگر تندتر شود، حفظ بیطرفی ظاهری نیز پرهزینهتر خواهد شد.
آذربایجان احتمالاً در مسائل سیاسی و حیثیتی حساس برای ترکیه جانب آنکارا را بیشتر رعایت خواهد کرد، اما همزمان میکوشد کانالهای راهبردی خود با رژیم صهیونیستی را از اختلافات سیاسی جدا نگه دارد. همین رفتار دوگانه، اساساً یکی از ویژگیهای سیاست خارجی باکو در سالهای گذشته بوده است.
سناریوی سوم، برخورد نظامی محدود در سوریه یا لبنان، برای باکو بسیار دشوارتر است. در چنین وضعیتی جمهوری آذربایجان دیگر صرفاً میان دو دولت در حال مشاجره میانجیگری نمیکند، بلکه با جنگی میان متحد رسمی خود و یکی از مهمترین شرکای راهبردیاش روبهرو خواهد شد.
احتمالاً گرایش سیاسی باکو به حمایت از ترکیه افزایش مییابد، اما قطع روابط با رژیم صهیونیستی نیز برای آذربایجان هزینههای امنیتی و راهبردی قابل ملاحظهای دارد. از همین رو میتوان انتظار داشت که در صورت نخستین برخورد، یکی از فعالترین پایتختها برای متوقف کردن دور دوم حملات، باکو باشد.
و بالاخره سناریوی چهارم، جنگ گسترده ترکیه و اسرائیل، بدترین وضعیت ممکن برای جمهوری آذربایجان است. در چنین جنگی حفظ وضعیت کنونی تقریباً ناممکن خواهد شد. روابط دفاعی و سیاسی با اسرائیل، اتحاد با ترکیه، مسیرهای انرژی و ترانزیتی و حتی پروژههای تازه آذربایجان در سوریه همزمان تحت فشار قرار میگیرند. علاوه بر آن، سایر بازیگران منطقهای نیز خواهند کوشید از این دوگانگی در سیاست خارجی باکو بهره ببرند.
از این منظر، میانجیگری اخیر جمهوری آذربایجان را نباید صرفاً نشانه جاهطلبی دیپلماتیک علیاف دانست. آذربایجان یکی از معدود کشورهایی است که هم به بالاترین سطوح تصمیمگیری در آنکارا دسترسی و اعتماد دارد و هم کانالهای عمیق سیاسی و امنیتی با تلآویو را حفظ کرده است. اما اگر تنش ترکیه و اسرائیل از مرز مشخصی عبور کند، همین مزیت میتواند به یکی از دشوارترین معماهای سیاست خارجی جمهوری آذربایجان تبدیل شود.
حامد خسروشاهی، پژوهشگر مسائل قفقاز
انتهای پیام/