دارالعلم و نقد غرب/رویکرد انتقادی به پژوهشهای غربیان از تفسیر امامیه
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 02 شهريور 1405 - 10:47
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، مجموعه آموزشی «دارالعلم» با مشارکت آستان قدس رضوی و حوزه علمیه خراسان، از فردا در جوار حرم مطهر حضرت علیبنموسیالرضا علیهالسلام در مشهد مقدس فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.
این مجموعه آموزشی که با دغدغه تولیت آستان قدس رضوی و همکاری تمامی دستاندرکاران راهاندازی شده است، از چندین مدرسه علمی تخصصی تشکیل شده که هر یک به یکی از شاخههای اصلی علوم دینی و اسلامی اختصاص دارد؛ مدرسه قرآن و حدیث، مدرسه فقه و اصول، مدرسه علوم عقلی، مدرسه ادبیات و زبانشناسی ، مدرسه منطق و روششناسی و ....
نخستین درس از مدرسه قرآن و حدیث این مجموعه، با عنوان «خاورشناسان و تفسیر امامیه» از فردا تدریس خود را آغاز خواهد کرد. آنچه این درس را از دیگر دروس تفسیری متمایز میسازد، رویکرد انتقادی نظاممند آن نسبت به پژوهشهای خاورشناسان است که با هدف نقد علمی تصویر غرب از تفسیر امامیه طراحی شده است. به همین مناسبت حجت الاسلام علی راد، استاد این درس و نویسنده کتاب «تفسیر امامیه در پژوهشهای خاورشناسان»، به تشریح رویکرد انتقادی، روشهای تدریس و جایگاه دارالعلم پرداخته است که در ادامه میخوانید.
تسنیم: دارالعلم از فردا کار خود را آغاز میکند و نخستین درس مدرسه قرآن و حدیث به «خاورشناسان و تفسیر امامیه» اختصاص یافته است. رویکرد انتقادی شما در این درس چگونه تعریف میشود و چه ضرورتی برای طرح آن احساس شد؟
پاسخ را با یک نکته بنیادین آغاز کنم. تفسیر امامیه، برخلاف برخی تصورات، نه یک جریان بسته، بلکه شبکهای زنده، پویا و چندلایه از دانش تفسیر است که از عصر امامان علیهمالسلام تا به امروز، همواره در تعامل با چالشهای درونی و برونی شکل گرفته و تکامل یافته است. اما آنچه تاکنون در برنامههای آموزشی ما مغفول مانده، چگونگی مواجهه جهان غرب با این میراث گرانسنگ و آسیبشناسی انتقادی این مواجهه است. رویکرد انتقادی این درس، بهمعنای نفی یکسویه همه پژوهشهای غربی نیست؛ بلکه بهمعنای ارزیابی منصفانه، روششناختی و مستدل آنهاست تا نقاط قوت و ضعفشان در ترازوی نقد علمی سنجیده شود.
وی افزود: این خلأ از چند سو احساس میشود؛ نخست، خاورشناسان در یکصد و پنجاه سال اخیر، از زوایای گوناگونی چون تاریخی، کلامی، هرمنوتیکی، ادبی به سراغ تفسیر امامیه رفتهاند و پرسشهایی را مطرح کردهاند که غالباً در سنت تفسیرپژوهی خود ما بهعنوان مسئله مطرح نبوده است. برای نمونه، بحث از «تفسیر باطنی امامان»، «نظریه تحریفناپذیری یا تحریفپذیری قرآن در نگاه امامیه»، «نقش امام بهعنوان مُفسر الهی»، «تأثیرپذیری تفسیر امامیه از عرفان و فلسفه در ادوار مختلف»، و «وابستگی جریانهای تفسیری امامیه به جریانهای سیاسی ـ کلامی » ازجمله مسائلی هستند که در آثار مستشرقان مطرح شدهاند. دوم، پژوهشهای غربی در این حوزه، محدود به چند چهره شناختهشده همچون گلدزیهر، بلاشر، گلیو، اشتراومان، برونر، لاوسن و ریپین نبوده و شبکهای گسترده از محققان با رویکردها و مکاتب فکری متفاوت را در بر میگیرد. این تنوع روششناختی، نیاز به دستگاه تحلیلی دقیق و نقد روشمحور را دوچندان میکند.
حجت الاسلام راد ادامه داد: سوم و شاید مهمتر اینکه، بخش قابلتوجهی از این پژوهشها با کاستیهای جدی در مستندات، غفلت از منابع دستاول و گاه پیشفرضهای غیرعلمی مواجه بوده است؛ ازاینرو، رویکرد انتقادی این درس، دقیقاً بهدنبال شناسایی و تبیین همین کاستیهاست تا دانش پژوه ایرانی با چشم انداز انتقادی بهسراغ این آثار برود و نه با پذیرش بینقد یا رد مطلق.بهبیان روشنتر، این درس، نقش یک پُل و واسطه ی علمی- انتقادی را ایفا میکند: هم ما را با تصویر تفسیر امامیه در آیینه غرب آشنا میسازد و هم امکان نقد درونی و بیرونی این تصویر را با ابزارهای علمی فراهم میآورد. ازاینمنظر، این درس نه یک انتخاب حاشیهای، که یک ضرورت راهبردی برای هر پژوهشگری است که میخواهد در حوزه تفسیر و علوم قرآنی، حضوری مؤثر، جهانی و همراه با قدرت نقد داشته باشد.
تسنیم:این رویکرد انتقادی دقیقاً چه افقهایی را پیش روی طلاب و دانشجویان میگشاید؟
اگر بخواهیم افقهای فرا روی این درس را در سه سطح ترسیم کنیم، افق نخست، آشنایی عمیق با روششناسی خاورشناسان در مواجهه با میراث تفسیری امامیه است. خاورشناسان متقدم، عموماً با رویکردی اثباتگرا و تاریخی نگر به سراغ تفسیر میرفتند و آن را عمدتاً بازتابی از اوضاع سیاسی ـ اجتماعی عصر شکلگیری میدانستند. اما نسلهای متأخر آنان، بهویژه پس از چرخش هرمنوتیکی، پرسشهایی نوین از چیستی فهم، نقش پیشفهمها و تأثیر افق مفسر بر تفسیر مطرح کردهاند.
رابرت گلیو بهعنوان نمونه، با طرح این پرسش که «آیا میتوان از یک نظریه هرمنوتیکی منسجم در گفتار امامان شیعه سخن گفت؟»، بحثی را گشوده که پاسخ به آن، نیازمند بازخوانی دقیق روایات تفسیری اهل بیت علیهمالسلام با یک چارچوب نظری روزآمد است. رویکرد انتقادی ما در این سطح، به پژوهشگر ایرانی امکان میدهد نهفقط بهعنوان یک ناقد بیرونی، بلکه بهعنوان یک کنشگر منتقد در سطح جهانی وارد میدان بحث شود.
افق دوم که شاید کاربردیترین بخش این دوره باشد، توانمندسازی دانش پژوه دارالعلم در نقد علمی و متقن نظریات خاورشناسان است. ساختار ویژه کتاب مرجع این درس ـ یعنی «تفسیر امامیه در پژوهشهای خاورشناسان» ـ بر این اساس طراحی شده که در هر فصل، دو جستار «اشاره» و «ارزیابی» در کنار هم قرار گرفتهاند؛ در جستار اشاره، نظریه خاورشناس مورد نظر بدون کموکاست تقریر میشود و در جستار ارزیابی، آن نظریه با استفاده از منابع دستاول تفسیری امامیه، روششناسی تاریخی، و مبانی کلامی شیعه، مورد سنجش و نقد منصفانه قرار میگیرد. این الگو به طلاب و دانشجویان مدرسه قرآن و حدیث دار العلم میآموزد که چگونه با حفظ امانت علمی در گزارش دیدگاه مخالف و پرهیز از سویههای ایدئولوژیک صرفاً دفاعی، به نقدی استدلالی، متکی بر برهان و منتقدانه دست یابد. این دقیقاً همان رویکرد انتقادی سازنده است که دارالعلم بهدنبال نهادینهسازی آن است.
افق سوم، که از نظر بنده عمیقترین دستاورد این دوره است، شکلگیری جریان خودانتقادی و تولید نظریه بومی در تفسیرپژوهی امامیه است. یکی از مهمترین آسیبهایی که در کتاب بدان تصریح شده، این است که بخشی از نادرستیهای تصویر خاورشناسان از تفسیر امامیه، از پارهای کاستیها و ناگفتهها در منابع خود ما ریشه میگیرد. بهعبارت دیگر، تا وقتی که نظام تفسیری امامیه بهعنوان یک نظام منسجم، با روششناسی مشخص و مبانی کلامی روشن، به عرصه علمی بینالمللی عرضه نشود، طبیعی است که دیگران، آن را با چارچوبهای خود فهمیده و تفسیر کنند. بنابراین، رویکرد انتقادی این درس، طلاب و دانشجویان را فرامیخواند که بهجای واکنشهای مقطعی و تدافعی، بهسوی تولید دانشی نظاممند در شرح و بسط مبانی تفسیری امامیه گام بردارند تا هم نقد علمی پژوهشهای غربی میسّر شود و هم تصویر واقعیتری از این میراث به جهان عرضه گردد.
تسنیم:شما برای ارائه این درس از چه روشهایی استفاده کردهاید و چه تمهیداتی برای تعامل هرچه بیشتر با دانشپژوهان اندیشیدهاید؟
رویکرد ما در این درس، رویکردی کاملاً تعاملی، پرسشمحور و نقدگرا است. معتقدم درسی با این حساسیت و با این هدف که قرار است طلاب را با روششناسی و آسیبشناسی پژوهشهای خاورشناسان آشنا کند، نمیتواند یکسویه و صرفاً استادمحور باشد. از همین رو، پیش از آغاز درس، کانال اختصاصی این درس را در فضای مجازی راهاندازی کردهایم. دانشپژوهان با مراجعه به این کانال، ابتدا با چشمانداز، اهداف و رویکرد کلی این درس آشنا میشوند و سپس میتوانند به سرفصلها، نمودارهای مفهومی و جزوات هر جلسه دسترسی پیدا کنند؛ با مشارکت در پاسخ به پرسشهای و انجام سناریوهای مختلف پژوهشی و انتقادی, آمادگی لازم برای ورود به این درس را پیدا کنند.
اما روش تدریس ما تنها به ارائه محتوا در کانال خلاصه نمیشود.
این کانال، بستری است برای پرسشپاسخ مستمر؛ دانشجویان میتوانند پیش از هر جلسه، سؤالات خود را درباره مقالات و نظریات خاورشناسان در کانال مطرح کنند و بنده نیز در همان فضا یا در ابتدای کلاس، به آنها پاسخ میدهم. این فرایند، زمینهساز حضور ذهنی فعال مخاطبان در کلاس است و باعث میشود جلسات حضوری، به جای انتقال یکطرفه اطلاعات، به کارگاههای نقد و گفتوگو تبدیل شوند.افزون بر این، در هر جلسه، بخشی از زمان کلاس به بحث گروهی و نقد دستهجمعی یک مقاله خاص اختصاص دارد. دانشپژوهان بر اساس مطالعه پیشنیاز خود از طریق کانال، به کلاس میآیند و در قالب گروههای کوچک، به نقد روششناختی، محتوایی و مستنداتی آن مقاله میپردازند. سپس یافتههای خود را در کلاس ارائه میدهند و بنده نیز بهعنوان ناظر علمی، نقاط قوت و ضعف نقدها را جمعبندی میکنم.
بهبیان دیگر، رویکرد ما، «حضور هوشمندانه در فضای مجازی برای پشتیبانی از آموزش حضوری تعاملی» است. کانال اختصاصی، نقش «پیشخوان کلاس» را دارد و کلاس حضوری، نقش «کارگاه نقد» را ایفا میکند. این روش، هم به غنای علمی جلسات میافزاید و هم به دانشپژوهان امکان میدهد که با آگاهی کامل و با ذهنی پرسشگر پای در کلاس بگذارند. از دانشپژوهان عزیز تقاضا دارم حتماً پیش از شروع درس، به کانال مراجعه و مطالب مقدماتی را مطالعه کنند تا بتوانند بیشترین بهره را از این دوره علمی ببرند.
تسنیم:با توجه به افزایش توجه غرب به جریانهای شیعی پس از انقلاب اسلامی، رویکرد انتقادی این درس چه بُعدی فراتر از یک ضرورت آکادمیک پیدا میکند؟
پس از انقلاب اسلامی ایران، موج نوینی از پژوهشهای غربی درباره تشیع، امامیه و بهویژه تفاسیر شیعی آغاز شد. این موج، هم ناشی از علاقه سیاسی و هم ناشی از کنجکاوی علمی و الهیاتی بود. در چنین شرایطی، رویکرد انتقادی یعنی ما نه با انفعال علمی، بلکه با نقد فعال و سازنده بهسراغ این پژوهشها میرویم. اگر ما روایت دقیق، مستند و علمی خود را از تفسیر امامیه و مبانی آن ارائه ندهیم و نقدهای وارد بر پژوهشهای غربی را بهصورت نظاممند سامان نبخشیم، طبیعتاً دیگران بهفراخور منابع در دسترس و پیشفرضهای معرفتی خود، روایت خودشان را خواهند ساخت. ازاینرو، این درس، نه فقط یک واحد آموزشی، که یک اقدام معرفتی استراتژیک با رویکردی انتقادی برای «نهادینهسازی گفتوگوی علمی عالمانه» با جریانهای فکری دیگر است.
در سطحی دیگر، رویکرد انتقادی این درس به ما کمک میکند تا بحران هویتی پنهان را نیز مدیریت کنیم.بسیاری از شبهات مطرحشده از سوی خاورشناسان، اگر در فضای آموزشی ما با نگاهی انتقادی بهدرستی تقریر و نقد نشوند، میتوانند در بلندمدت به شکلگیری احساس حقارت علمی یا برعکس آن، یعنی واکنشهای شتابزده و غیرعلمی، بیانجامند.این درس با ارائه مدلی از مواجهه متوازن، عالمانه و منتقدانه، به پژوهشگر میآموزد که چگونه در عین تکیه بر سنت خود، از موضع قدرت علمی و نه ضعف، با دیگری به گفتوگو بنشیند و نقدهای وارد را با ادبیاتی علمی پاسخ دهد.
تسنیم:بهعنوان سؤال پایانی، دارالعلم با این رویکرد انتقادی چه جایگاهی در نظام آموزشی حوزه پیدا میکند و ارزیابی شما از این حرکت چیست؟
بیگمان، آنچه از فردا در جوار حرم مطهر رضوی رقم خواهد خورد، یک رویداد صرفاً آموزشی نیست. دارالعلم در راستای تحقق فرمایشات رهبر شهید انقلاب درباره «شکلگیری حوزهای پیشرو، تمدنساز و پاسخگو» برنامهریزی شده است. آنچه دارالعلم را از دیگر مراکز متمایز میسازد، رویکرد انتقادی نظاممند آن در مواجهه با جریانهای فکری دیگر و بهویژه نقد علمی پژوهشهای غربیان است؛ به طور قطع اقدام مدرسه قرآن و حدیث در نقد غرب «نقطه عطف تاریخ علمی دار العلم» خواهد بود و در زمینهسازی برای آشنایی به نقش قرآن و دانش تفسیر در تمدن نوین اسلامی اثر گذار خواهد بود و از سوی دیگر «نقطه پیوند دار العلم با غرب» را رقم خواهد زد.
این مجموعه با محوریت پاسخ به مسائل و شبهات فکری، فرهنگی و تمدنی تدارک دیده شده و درس «خاورشناسان و تفسیر امامیه» با رویکردی انتقادی دقیقاً در همین راستا طراحی شده است. انتخاب این درس بهعنوان نخستین درس مدرسه قرآن و حدیث، نشاندهنده نگاه راهبردی آن به ضرورت آشنایی طلاب با جریانشناسی فکری غرب و توانایی نقد علمی آن است. این حرکت ارزشمند، نشان میدهد که دارالعلم نهفقط بهعنوان یک مکان آموزشی، بلکه بهمثابه یک اتاق فکر تمدنی منتقد، بهدنبال تربیت نسلی از پژوهشگران شیعی است که بتوانند در بالاترین سطوح علمی جهان، با رویکردی انتقادی و عالمانه، از میراث گرانقدر تفسیری امامیه دفاع کنند.
اینکه نخستین درس این مدرسه از فردا به نقد و بررسی دیدگاههای خاورشناسان درباره تفسیر امامیه با رویکردی انتقادی اختصاص یافته، پیام روشنی دارد: دار العلم، عصر جدیدی از مواجهه علمی هوشمندانه، نقّادانه و تمدنی با جریانهای فکری دیگر را آغاز کرده است.
پیام بنده به سایر مراکز حوزوی و دانشگاهی این است که این الگو را سرمشق خود قرار دهند و بهجای اکتفا به درسها و مباحث تکراری، دروسی از این دست را که پیوند میان «میراث درونی» و «چالشهای بیرونی» را با رویکردی انتقادی برقرار میسازند، در دستور کار خود قرار دهند. عرصه مطالعات اسلامی امروز، عرصه رقابت روایتها و نظریههاست. کسی در این میدان پیروز است که هم به عمق سنّت خود مسلط باشد و هم با نگاهی منتقدانه از نقد و نظر دیگری بیخبر نماند. درس «خاورشناسان و تفسیر امامیه» دقیقاً پاسخی انتقادی است به همین نیاز دوسویه. امید است این رویکرد مدرسه قرآن و حدیث تداوم یابد و در دوره های آتی این مدرسه, با حضور خاورشناسان برجسته غرب, زمینه های نقد و نظر و گفتگوی علمی در آن شکل بگیرد.
انتهای پیام/282