«مَله»؛ پنبهای که از دل خاطرات خوسف به مسیر اشتغال بازگشته است
- اخبار استانها
- اخبار خراسان جنوبی
- 02 شهريور 1405 - 10:33
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، سالها «مَله» برای مردم خوسف بیشتر یک خاطره بود تا یک محصول؛ پنبهای با رنگی متفاوت که نسلهای گذشته آن را میشناختند، با دست میریسیدند و از نخ و پارچه آن برای تهیه پوشاک و سجاده استفاده میکردند. محصولی که بهتدریج از زمینهای کشاورزی فاصله گرفت و در خاطرات مادران و مادربزرگها جا خوش کرد.
اما حالا قصه مَله دوباره آغاز شده است؛ اینبار نه فقط در زمین کشاورزی، بلکه در کنار میز پژوهشگران، کارگاههای صنایع دستی و برنامههای اشتغالزایی.
آنچه امروز در خوسف در حال شکلگیری است، صرفاً تلاش برای احیای یک پنبه بومی نیست؛ بلکه پروژهای برای ساختن یک زنجیره اقتصادی از بذر و کشت تا فرآوری، نخریسی، پارچه، صنایع دستی و اشتغال است؛ زنجیرهای که اگر زیرساختهای آن تکمیل شود، به گفته فعالان این حوزه میتواند زمینه اشتغال مستقیم حدود 150 نفر را فراهم کند.
مَله چگونه دوباره از دل خاطرات بیرون آمد؟
در جریان بازدید از شهرستان خوسف، سراغ معصومه کرمانی، فعال صنایع دستی و از افرادی که در سالهای اخیر برای احیای پنبه مَله تلاش کرده است، رفتیم تا درباره سرگذشت این محصول و آینده آن بپرسیم.
وی درباره فعالیتهای انجامشده در این زمینه اظهار داشت: حدود دو سال است که مجوز فعالیت خانه صنایع دستی را دریافت کردهایم و این مجموعه به عنوان نخستین خانه تخصصی صنایع دستی کشور فعالیت میکند.
به گفته وی، در سالهای گذشته تلاشهایی برای معرفی و احیای پنبه بومی خوسف انجام شده و همزمان، موضوع از سطح فعالیتهای محلی فراتر رفته و مورد توجه مراکز علمی و تحقیقاتی کشور قرار گرفته است. اما افزایش تولید خیلی زود یک واقعیت تازه را مقابل فعالان این حوزه قرار داد؛ پنبه بیشتر شد، اما ابزار مناسب برای فرآوری آن وجود نداشت.
وقتی دستهای هنرمند دیگر برای فرآوری کافی نبود
کرمانی با اشاره به فعالیتهای ابتدایی در زمینه فرآوری مَله گفت: در ابتدا پنبه تولیدشده در قالب فعالیتهای حمایتی و خیریه به صورت دستی فرآوری و سپس به پارچه و صنایع دستی تبدیل میشد. این روش تا زمانی که حجم تولید محدود بود، پاسخگو بود؛ اما با گسترش کشت، شرایط تغییر کرد.
وی توضیح داد: زمانی که میزان تولید افزایش یافت، مشخص شد که فرآوری دستی نمیتواند پاسخگوی این حجم باشد، چراکه یک نفر با روش سنتی نمیتواند مقدار زیادی پنبه را در طول یک ماه فرآوری کند. نخستین محمولهای که برای فرآوری ارسال شد، حدود 50 کیلوگرم بود؛ اما با ادامه فعالیتها این میزان به حدود 9 تن پنبه فرآوریشده رسید. همین افزایش چشمگیر، ضرورت حرکت از روشهای کاملاً سنتی به سمت تجهیزات و فرآوری صنعتی را آشکار کرد.
یک ویژگی خاص که به چالش تبدیل شده است
مَله با وجود ویژگیهای منحصربهفردش، یک مشکل فنی مهم دارد؛ کوتاه بودن الیاف. کرمانی با اشاره به این موضوع گفت: برای اینکه امکان ریسندگی بهتر این پنبه فراهم شود، لازم بود روی افزایش طول الیاف کار شود. در همین راستا، ارتباط با مرکز تحقیقات پنبه کشور آغاز شد و پیشنهادهایی برای اصلاح فرآیند تولید و بهبود ویژگیهای الیاف ارائه شد.
وی افزود: امسال با همکاری مجموعههای تحقیقاتی در گرگان، کشت انجام شده و مراحل بعدی نیز با نظارت کارشناسان دنبال میشود تا مشخص شود چگونه میتوان به الیاف بلندتر و مناسبتر برای فرآوری دست یافت. به این ترتیب، تجربهای که زمانی صرفاً متکی بر دانستههای بومی و سینهبهسینه بود، حالا وارد مرحلهای شده که علم کشاورزی و تحقیقات ژنتیکی و فنی نیز در آن نقش دارند.
راز نام «مَله» در گلولای بندها
شاید یکی از جذابترین بخشهای داستان این پنبه، نام آن باشد؛ واژهای که سالها ذهن فعالان این حوزه را درگیر کرده است. کرمانی درباره ریشه نام مَله گفت: مدتها برای یافتن معنای این واژه در منابع و فرهنگهای مختلف جستوجو کرده، اما پاسخ روشنی پیدا نکرده است. سرنخ اصلی اما در زبان مردم منطقه قرار داشت.
به گفته وی، مردم محلی به گل و لایی که در انتهای بندها جمع میشود «مَله» میگویند؛ همان محیطی که بر اساس روایتهای نسلهای گذشته، پنبهای با رنگ متفاوت در آن رشد میکرد.
کرمانی با اشاره به خاطرات مادرش گفت که در زمان برداشت پنبه، میان الیاف، پنبههایی با رنگ قهوهای دیده میشد و مردم گذشته از آن برای تولید محصولاتی مانند سجاده و پوشاک استفاده میکردند. این روایتهای خانوادگی اکنون به موضوع مطالعات علمی تبدیل شده و پژوهشگران در تلاشند ویژگیهای این پنبه بومی و ظرفیتهای آن را دقیقتر بررسی کنند.
از یک خاطره خانوادگی تا تولید پوشاک
اما مَله فقط یک رنگ متفاوت ندارد؛ فعالان این حوزه ویژگیهای دیگری نیز برای محصولات تولیدشده از آن عنوان میکنند. کرمانی معتقد است این الیاف میتواند برای تولید پوشاک کاربرد ویژهای داشته باشد و میگوید محصول نهایی ویژگیهایی دارد که آن را از پارچههای معمولی متمایز میکند.
وی اظهار داشت: پوشاک را از ابتدا تا انتها با استفاده از این پنبه تولید کردهایم و با وجود قیمت بالاتر، استقبال مشتریان قابل توجه بوده است.
به گفته وی، برخی مشتریان پس از استفاده از این محصولات، دوباره برای خرید مراجعه کردهاند؛ موضوعی که از نگاه فعالان این حوزه میتواند نشانهای از ظرفیت بازار برای محصولات تولیدشده از پنبه بومی باشد.
10 میلیارد تومان برای عبور از تولید سنتی
احیای یک محصول بومی تنها با علاقه و انگیزه امکانپذیر نیست؛ بخش مهمتر ماجرا به سرمایهگذاری و ایجاد زیرساخت بازمیگردد. کرمانی از درخواست حدود 10 میلیارد تومان تسهیلات برای خرید دستگاههای صنعتی خبر داد و گفت: برای توسعه فعالیتها و تجهیز مجموعه به دستگاههای مورد نیاز، این میزان تسهیلات درخواست شده است.
وی افزود: وزارت میراث فرهنگی نیز برای پرداخت بخشی از این تسهیلات قول مساعد داده، اما تاکنون منابع مورد نیاز تخصیص پیدا نکرده است.
این در حالی است که به گفته وی، ادامه مسیر بدون تجهیزات مناسب دشوار خواهد بود؛ چراکه افزایش تولید در مزارع، بدون ایجاد ظرفیت فرآوری، میتواند بار دیگر محصول را با همان مشکل قدیمی مواجه کند؛ یعنی تولید وجود داشته باشد اما امکان تبدیل آن به محصول نهایی محدود بماند.
مَله فقط یک کارگاه نیست؛ یک زنجیره اشتغال است
تصویر آیندهای که فعالان این حوزه برای مَله ترسیم میکنند، به یک کارگاه تولیدی محدود نمیشود. کرمانی پیشبینی میکند با تکمیل زیرساختها، حدود 150 نفر به صورت مستقیم در این مجموعه مشغول به کار شوند. اما اشتغال این طرح تنها به افراد حاضر در کارگاه محدود نخواهد بود. از کشاورزی که پنبه را کشت میکند تا تولیدکننده بذر، نیروهای فرآوری، ریسندگان، بافندگان، خیاطان و هنرمندان صنایع دستی، هر کدام حلقهای از این زنجیره هستند. حتی سازندگان و تأمینکنندگان تجهیزات مورد نیاز نیز میتوانند از توسعه این فعالیت اقتصادی منتفع شوند.
به همین دلیل، مَله میتواند نمونهای از همان الگوی توسعهای باشد که در آن یک محصول بومی به جای فروش خام، در داخل منطقه فرآوری شده و ارزش افزوده آن میان حلقههای مختلف اقتصاد محلی توزیع شود.
دختران بهزیستی؛ حلقهای دیگر از زنجیره مَله
برنامههای خانه صنایع دستی مَله به تولید پارچه و پوشاک ختم نمیشود. کرمانی از برنامهای برای راهاندازی یک کارگاه تولیدی حمایتی ویژه دختران تحت پوشش بهزیستی خبر داد؛ طرحی که قرار است بخشی از گروههای هدف اجتماعی را نیز وارد زنجیره تولید کند.
وی گفت: قرار است این افراد در حوزههایی مانند گلدوزی، سوزندوزی، خیاطی، گلیمبافی و تولید کیف فعالیت کنند. نکته مهم این طرح آن است که مواد اولیه این محصولات نیز قرار است از همان پارچه تولیدشده با پنبه بومی مَله تأمین شود. به این ترتیب، زنجیرهای که از مزرعه آغاز میشود، میتواند به یک محصول هنری و سپس به یک فرصت شغلی برای گروههای مختلف اجتماعی تبدیل شود.
یک محصول بومی در آستانه یک آزمون بزرگ
مَله امروز میان دو جهان ایستاده است؛ یک سوی آن خاطرات نسلهای گذشته، کشاورزی سنتی و هنر دست قرار دارد و سوی دیگر، آزمایشگاه، تجهیزات صنعتی، سرمایهگذاری و بازار مصرف. موفقیت این طرح اما به یک شرط اساسی وابسته است: زنجیره تولید باید کامل شود.
اگر اصلاح بذر و افزایش کیفیت الیاف به نتیجه برسد، فرآوری صنعتی توسعه پیدا کند، سرمایه مورد نیاز تأمین شود و بازار فروش نیز شکل بگیرد، مَله میتواند از یک محصول محلی فراتر رفته و به یک ظرفیت اقتصادی برای خوسف و خراسان جنوبی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، داستان مَله دیگر صرفاً داستان بازگشت یک پنبه قهوهای به زمینهای خوسف نیست؛ داستان بازگشت یک میراث بومی به چرخه اقتصاد است؛ از خاک و دست کشاورز تا نخ و پارچه، از پارچه تا هنر و از هنر تا اشتغال.
محصولی که روزگاری در خاطرات مادران و مادربزرگهای خوسف باقی مانده بود، حالا فرصت آن را دارد که با کمک دانش، سرمایه و زیرساخت، دوباره به یکی از نشانههای اقتصاد بومی خراسان جنوبی تبدیل شود.
انتهای پیام/257