بندبازی قزاقستان در میدان فناوری آمریکا و چین

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، قزاقستان به تازگی به عنوان نخستین کشور در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی شناخته شده که به ابتکار تحت رهبری آمریکا موسوم به «پکس سیلیکا» (Pax Silica) پیوسته است. با این حال، این تنها اقدام آستانه در عرصه فناوری‌های نوین نبوده، چرا که این کشور در اقدامی موازی، توافقنامه تاسیس «سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی» (WAICO) را که تحت حمایت چین قرار دارد، نیز امضا کرده است. این مشارکت دوگانه می‌تواند پیامدها و تبعات بسیار مهمی برای آینده سیاسی و اقتصادی این کشور در نظام بین‌الملل به همراه داشته باشد.

خبرگزاری رویترز در اواسط ماه اوت گزارش داد که وزارت امور خارجه آمریکا پیش‌نویس نامه‌ای را آماده کرده که در آن به 35 کشور امضاکننده «بیانیه فرصت‌های هوش مصنوعی ایالات متحده» هشدار جدی داده شده که مشارکت در ابتکار پکس سیلیکا می‌تواند با عضویت در سازمان‌ها و ابتکارات رقیب کاملاً ناسازگار باشد.

قزاقستان در حال حاضر تنها کشوری است که همزمان به هر دو چارچوب متضاد واشنگتن و پکن پیوسته است. هرچند این پیش‌نویس همچنان قابلیت تغییر دارد و واشنگتن آن را رسماً اعلام نکرده، اما سایه سنگین این هشدار از هم‌اکنون بر دیپلماسی آستانه احساس می‌شود.

پیوستن به هر دو ابتکار رقیب، در واقع بازتابی روشن از سیاست خارجی چندوجهی و متوازن این کشور است. دولت آستانه همواره تلاش کرده تا به جای همسویی انحصاری با یک بلوک خاص از قدرت‌ها، روابط عملی و سودمندی را با تمامی طرف‌های رقیب برقرار سازد. این رویکرد کلان در دکترین رسمی سیاست خارجی این کشور نیز به عنوان «حفظ روابط متقابل سودمند با دولت‌ها و سازمان‌های جهانی» توصیف شده است. عضویت همزمان در ابتکار زنجیره تامین واشنگتن و سازمان هوش مصنوعی پکن کاملاً با این الگوی رفتاری مطابقت دارد؛ اگرچه در عمل، تطابق این تعهدات را بسیار پیچیده می‌سازد.

نگرانی‌های فزاینده آمریکا؛ ماهیت امنیتی پکس سیلیکا

پکس سیلیکا با هدف ایجاد زنجیره‌های تامین مطمئن، تقویت امنیت سرمایه‌گذاری‌ها و محافظت از فناوری‌ها و زیرساخت‌های حساس در برابر دسترسی‌های غیرمجاز طراحی شده است. از دیدگاه آمریکا، عضویت در این ابتکار به معنای چیزی بسیار فراتر از حضور تشریفاتی در یک مجمع دیپلماتیک است و مستلزم تعهدات سخت‌گیرانه امنیتی خواهد بود.

اکنون پرسش اساسی این است که قزاقستان دقیقاً متعهد به انجام چه اقداماتی در سازمان چینی «وایکو» شده است؟ این تعهدات قرار است چگونه اجرایی شوند؟ و آیا انتظارات متضادی در عرصه بین‌المللی ایجاد خواهند کرد یا بر پروژه‌های حساس مرتبط با پکس سیلیکا تاثیر مخربی خواهند گذاشت؟

نقش محوری قزاقستان در زنجیره تامین جهانی

حوزه عملکرد پکس سیلیکا سراسر زنجیره تامین هوش مصنوعی، از بخش انرژی و فرآوری مواد معدنی گرفته تا نیمه‌رساناها و مراکز داده را در بر می‌گیرد. قزاقستان جاه‌طلبی‌هایی در توسعه زیرساخت‌های دیجیتال دارد، اما توانمندی‌های فعلی آن عمدتاً در بخش‌های تامین انرژی، مواد معدنی استراتژیک و ارتباطات اوراسیا متمرکز است. این چارچوب آمریکایی به گونه‌ای طراحی شده که نقاط قوت صنعتی اعضای مختلف را با یکدیگر ترکیب کند.

اهمیت قزاقستان زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم این کشور حدود 40 درصد از اورانیوم استخراج‌شده جهان را در سال 2025 میلادی تولید کرده است. مواد دارای منشا قزاقستانی، معادل 28 درصد از کل اورانیوم تحویلی به رآکتورهای آمریکا را تشکیل می‌دادند. بنابراین، اهمیت فوری قزاقستان در تولید تراشه‌ها نیست، بلکه نقش بی‌بدیل آن به عنوان شریک حیاتی در حوزه انرژی و مواد معدنی است. اورانیوم بارزترین نمونه است، چرا که تامین‌کننده مقیاس وسیعی از سوخت شبکه‌های برقی مورد نیاز زیرساخت‌های هوش مصنوعی است.

قزاقستان دقیقاً در نقطه تلاقی منابع غنی، صنعت فرآوری و مسیرهای ارتباطی قرار گرفته و نقش آن بسیار فراتر از استخراج صِرف مواد خام است.

کارخانه متالورژی «اولبا» در این کشور، علاوه بر تولید محصولات استراتژیکی همچون بریلیم و تانتالیم، پودرهای دی‌اکسید اورانیوم را نیز تولید می‌کند. علاوه بر این، قزاقستان تولیدکننده عمده فلزاتی نظیر مس، تیتانیوم، نقره، آلومینیوم و روی است که در صنایع حیاتی کاربرد فراوانی دارند. موقعیت جغرافیایی این کشور در مسیر «کریدور میانی» نیز به آن نقش ترانزیتی برجسته‌ای بخشیده که تولیدات آسیای مرکزی را به بازارهای اروپا متصل می‌کند.

سایر پروژه‌های این کشور نیز با جدیت در دست بررسی است. گروه منابع اوراسیا برنامه‌هایی برای احداث تاسیسات پیشرفته تولید گالیم با ظرفیت 15 تن در سال دارد که مورد پشتیبانی بلندمدت شرکت میتسوبیشی است. در عین حال، یک پروژه بزرگ استخراج تنگستن با حمایت مستقیم آمریکا در حال اجراست. این پروژه‌ها به وضوح نشان‌دهنده فرصت‌های طلایی برای توسعه مواد معدنی حیاتی در خارج از مرزهای چین هستند.

تغییرات ناشی از تاسیس وایکو و رقابت‌های ژئوپلیتیک

دو ابتکار پکس سیلیکا و وایکو نمایانگر رویکردهای کاملاً متفاوتی در قبال رقابت روزافزون فناوری میان آمریکا و چین هستند. این دو نهاد در ساختار سازمانی تفاوت‌های بنیادین دارند، اما حوزه‌های کاری آن‌ها در زمینه‌های مهمی چون تدوین استانداردها، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و حکمرانی بر فناوری‌های نوین با یکدیگر هم‌پوشانی پیدا می‌کند.

بیانیه پکس سیلیکا از نظر حقوقی غیرالزام‌آور است، اما انتظارات مشخصی را برای ایجاد زنجیره‌های تامین ایمن، غربالگری دقیق سرمایه‌گذاری‌ها و محافظت از فناوری‌های حساس تعیین می‌کند. در مقابل، توافقنامه بنیان‌گذاری، سازمان وایکو را به عنوان یک سازمان بین‌دولتی رسمی در شانگهای تاسیس می‌کند. در خلاصه حقوقی منتشرشده توسط قزاقستان، هدف این سازمان همکاری در عرصه هوش مصنوعی غیرنظامی و کاهش شکاف‌های تکنولوژیک توصیف شده است.

تعهدات وایکو تا به امروز عمدتاً در چارچوب‌های کلی و مبهم بیان شده‌اند. تاکید این سازمان بر کاهش شکاف‌های تکنولوژیک و هوش مصنوعی ایمن، شباهت زیادی به سایر ابتکارات دیجیتال دارد. در خلاصه منتشرشده از سوی آستانه، هیچ اشاره‌ای به تعهدات چالش‌برانگیزی نظیر اشتراک‌گذاری داده‌های کلان یا دسترسی به توان محاسباتی نشده است. با این وجود، اجرای همین تعهدات کلی نیز در صورت تضاد با پادمان‌های امنیتی پکس سیلیکا، می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

پرسش‌های بی‌پاسخ در دوراهی شرق و غرب

خطرات عملیاتی ناشی از این مشارکت دوگانه، بعید است در تمام بخش‌های پکس سیلیکا یکسان باشد. مشارکت در سازمان وایکو، پیامدها و حساسیت‌های به مراتب بیشتری برای پروژه‌های مرتبط با فناوری‌های پیشرفته و زیرساخت‌های دیجیتال به همراه خواهد داشت تا پروژه‌های متعارف استخراج مواد معدنی.

قزاقستان در سال‌های اخیر تلاش کرده کنترل‌های خود را بر تجارت کالاهای دارای کاربرد دوگانه به میزان قابل‌توجهی تقویت کند؛ این اقدامات شامل تصویب قوانین سخت‌گیرانه و راه‌اندازی سیستم الکترونیکی ردیابی می‌شود. این سابقه اجرایی در تعیین اینکه آیا آستانه قادر خواهد بود محدودیت‌های امنیتی را بر پروژه‌های حساس فناوری اعمال کند، نقش بسیار مهمی دارد.

پیش از تاسیس وایکو، از «جیکوب هلبرگ»، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، درباره کشورهایی مانند قزاقستان که روابط نزدیکی با چین دارند، سوال شد. وی به صراحت میان مواد معدنی و تولید نیمه‌رساناها تمایز قائل شد و تاکید کرد که مسائل مختلف، سطوح متفاوتی از حساسیت را ایجاد می‌کنند. او همچنین بر لزوم رعایت استانداردهای دقیق تاکید کرد. این تمایز بسیار حائز اهمیت است، زیرا توانمندی‌های اصلی قزاقستان در بخش‌های انرژی و فرآوری متمرکز است و نه در حوزه‌های تولید مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی.

در نهایت، اهمیت استراتژیک قزاقستان در بخش‌های مواد معدنی و انرژی، ریسک‌های هرگونه تصمیم‌گیری درباره مشارکت این کشور در این نهادهای رقیب را به شدت افزایش می‌دهد. مسئله سازگاری این دو ابتکار همچنان مبهم باقی مانده است و عضویت در وایکو زمینه‌ها را برای موشکافی‌های بیشتر از سوی بلوک غرب فراهم می‌آورد. برای دولت قزاقستان، این مسئله پیچیده در واقع آزمون جدی و جدیدی برای سنجش کارآمدی سیاست خارجی چندوجهی این کشور است. در شرایطی که اهمیت استراتژیک آستانه در زنجیره‌های تامین جهانی در حال افزایش است، چالش‌های مدیریت بحران در میان انتظارات متضاد قدرت‌های بزرگ نیز عمیق‌تر و پیچیده‌تر می‌شود.

انتهای پیام/