اتحاد با «هاشم الاحمر»؛ چرخش عربستان به سمت جریان اصلاح یمن

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «رشاد العلیمی»، رئیس شورای ریاستی دولت مستعفی یمن، هفته گذشته «هاشم عبدالله الاحمر» را با ارتقا به درجه سرلشکری به عنوان مشاور خود در امور نظامی منصوب کرد.

هاشم الاحمر از فرزندان «عبدالله بن حسین الاحمر»، رئیس سابق پارلمان یمن و یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی و قبیله‌ای این کشور و از بنیانگذاران و چهره‌های بانفوذ حزب اصلاح، شاخه اخوان المسلمین یمن، است. هاشم در میان فرزندان عبدالله الاحمر، سابقه نظامی پررنگ‌تری دارد و در سال‌های گذشته در ساختار نظامی نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت سعودی، به ویژه در جبهه‌های مأرب و الجوف، فعالیت کرده است.

آخرین تصویر از عبدالله بن حسین الاحمر در کنار نوادگان، در تصویر هاشم نفر دوم ایستاده از سمت چپ مشخص است

در نگاه اول، انتصاب یک فرمانده نظامی سابق به عنوان مشاور نظامی العلیمی ممکن است صرفا یک تغییر در ساختار نیروهای وابسته به سعودی در یمن به نظر برسد، اما بازگشت یکی از چهره‌های خاندان الاحمر به سطح بالای تصمیم‌گیری نظامی، در شرایط فعلی معنای سیاسی مهم‌تری دارد. به نظر می‌رسد این انتصاب را باید در چارچوب تلاش چند سال اخیر عربستان برای بازسازی اردوگاه ضد انصارالله و کاهش وابستگی خود به حزب اصلاح و جریان‌های اسلامگرا بررسی کرد؛ پروژه‌ای که اکنون نشانه‌های جدی از شکست آن دیده می‌شود.

سعودی‌ها طی سال‌های گذشته به این جمع بندی رسیده بودند که اتکای بیش از حد به حزب اصلاح، قدرت مانور ریاض را در مدیریت نیروهای ضد انصارالله محدود می‌کند. اصلاح اگرچه یکی از مهم‌ترین نیروهای سیاسی و نظامی مخالف انصارالله بود، اما به دلیل ریشه‌های اجتماعی، قبیله‌ای و سیاسی خود، یک نیروی کاملا قابل کنترل برای سعودی محسوب نمی‌شد. رهبران و شبکه‌های این جریان، منافع و محاسبات مستقلی داشتند و در بسیاری از مسائل نمی‌توانستند صرفا بر اساس خواست ریاض عمل کنند.

به همین دلیل، عربستان تلاش کرد به تدریج شبکه‌ای از نیروهای جدید را در مناطق مختلف یمن ایجاد و تقویت کند؛ نیروهایی که وابستگی کمتری به اصلاح داشته باشند و در مقابل، ارتباط مستقیم‌تری با ریاض پیدا کنند. تقویت طارق صالح و نیروهای وابسته به او در ساحل غربی و تلاش برای گسترش نفوذ این جریان در جنوب و شرق یمن را باید بخشی از همین سیاست دانست. در کنار آن، تشکیل و تقویت نیروهای جدیدی مانند درع الوطن نیز با هدف ایجاد یک ساختار نظامی خارج از شبکه سنتی اصلاح دنبال شد.

هدف عربستان از این پیشبرد این سیاست روشن بود: ریاض می‌خواست بدون اتکا به نیروهای اسلامگرا، یک اردوگاه نظامی ـ سیاسی جدید در یمن ایجاد کند که هم توانایی مقابله با انصارالله را داشته باشد و هم از نظر سیاسی و سازمانی، کنترل آن برای عربستان آسان‌تر باشد.

اما مسئله اصلی در یمن فقط ایجاد نیرو نیست؛ مسئله توانایی این نیروها برای عمل در میدان است. در سال‌های اخیر، نیروهای جدید مورد حمایت سعودی نتوانسته‌اند آن موازنه‌ای را که ریاض در برابر انصارالله انتظار داشت ایجاد کنند. آسیب‌پذیری این نیروها و ضرباتی که در ماه‌های اخیر به نیروها و تجهیزات درع الوطن وارد شده، بار دیگر محدودیت این پروژه را آشکار کرده است. سعودی می‌تواند نیروی جدید ایجاد کند، اما تبدیل این نیرو به یک قدرت نظامی موثر در برابر انصارالله، مسئله دیگری است.

در چنین شرایطی، بازگشت هاشم‌ الاحمر اهمیت پیدا می‌کند. او صرفا یک فرمانده نظامی سابق نیست؛ بلکه متعلق به یکی از مهم‌ترین خانواده‌های سیاسی و قبیله‌ای شمال یمن است. خاندان الاحمر طی دهه‌ها بخشی از ساختار قدرت در شمال یمن بوده و با شبکه‌های گسترده قبیله‌ای، سیاسی و نظامی ارتباط داشته است. بنابراین ورود دوباره یکی از چهره‌های نظامی این خاندان به سطح بالای ساختار قدرت، می‌تواند نشانه‌ای از نیاز دوباره ریاض به همان شبکه‌های قدیمی باشد که تلاش کرده بود در سال‌های گذشته وزن آنها را کاهش دهد.

این به معنای بازگشت کامل سعودی به حزب اصلاح نیست. مسئله مهم‌تر این است که پروژه ساخت یک اردوگاه جدید و مستقل از اصلاح، دست کم در سطحی که بتواند نیازهای نظامی ریاض در برابر انصارالله را تامین کند، موفق نبوده است. به همین دلیل سعودی اکنون ناچار است در کنار نیروهای جدید، دوباره به سراغ بخشی از نیروهای سنتی و شبکه‌های قدیمی قدرت یمن برود.

این وضعیت برای ریاض یک تناقض جدی ایجاد می‌کند. عربستان از یک سو می‌خواهد نفوذ اصلاح و جریان‌های اسلامگرا را محدود کند و ساختاری از نیروهای وابسته به خود ایجاد کند؛ اما از سوی دیگر، هرچه ضعف نیروهای جایگزین در میدان بیشتر آشکار می‌شود، نیاز سعودی به نیروهای ریشه‌دار و با سابقه افزایش پیدا می‌کند. به بیان دیگر، ریاض برای کاهش وابستگی خود به اصلاح، نیروهای جدیدی ساخت؛ اما ناکامی این نیروها می‌تواند عربستان را دوباره به سمت همان شبکه‌هایی سوق دهد که قصد داشت آنها را از معادله خارج کند.

مشکل اینجاست که نیروهایی مانند اصلاح، خاندان الاحمر و شبکه‌های سنتی قدرت در یمن، برخلاف ساختارهای جدیدی که مستقیما با حمایت عربستان شکل گرفته‌اند، صرفا ابزار سیاست خارجی ریاض نیستند. آنها پایگاه اجتماعی، شبکه‌های قبیله‌ای و منافع سیاسی خود را دارند. بنابراین هرچه سعودی بیشتر به آنها متکی شود، قدرت چانه‌زنی این جریان‌ها نیز در برابر ریاض افزایش پیدا خواهد کرد.

 

از این منظر، انتصاب هاشم الاحمر را باید بیش از یک انتصاب نظامی دانست. این انتصاب می‌تواند یکی از نشانه‌های تغییر نظام محاسباتی سعودی‌ها در پرونده یمن باشد؛ محاسبه‌ای که بر اساس آن، ریاض پس از چند سال تلاش برای ساختن جایگزین برای اصلاح، بار دیگر به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند به سادگی از ظرفیت نیروهای سنتی یمن عبور کند. شکست این پروژه البته به معنای پایان تلاش سعودی برای بازسازی اردوگاه ضد انصارالله نیست، اما نشان می‌دهد که ساختن یک نیروی جایگزین برای جریان‌هایی که دهه‌ها در ساختار اجتماعی و سیاسی یمن ریشه داشته‌اند، بسیار دشوارتر از ساختن چند نیروی نظامی جدید است.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/