دلارهای نفتی عراق، اهرم فشار واشنگتن برای معماری خطوط انرژی مدیترانه

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تشدید فشارهای آمریکا به منظور خلع سلاح گروه‌های مقاومت عراقی در 30 سپتامبر، آمریکا می کوشد از اهرم دلار و کنترل بر منابع انرژی عراق برای واداشتن دولت جدید این کشور به خواسته های خود سواستفاده کند. 

در همین راستا شیخ اکرم الکعبی، دبیرکل جنبش مقاومت اسلامی نُجَباء عراق، در بیانیه‌ای که در 21 مرداد 1405 (10 اوت 2026) منتشر شد، محور پروژه واشنگتن در عراق را «سرقت و غارت ثروت‌های این کشور» دانست و خواستار پایان «قیمومیت آمریکا بر نفت عراق» شد.

وی دست‌های پشت پرده «تام باراک» و «شبکه مافیای صهیونیستی» را عامل اصلی بحران در درآمدهای نفتی عراق معرفی کرد. اما فراتر از این بیانیه، آنچه در ماه‌های اخیر در عراق و سوریه در حال شکل‌گیری است، معماری جدیدی از انرژی و قدرت است که در آن اهرم مالی، دیپلماسی و سرمایه‌گذاریِ هم‌زمان در دو سوی منطقه، به هم گره خورده‌اند، ساختاری که با اهداف منطقه‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی هم جهت است.

اهرم مالی آمریکا بر عراق؛ ابزاری برای فشار سیاسی

از زمان اشغال عراق و سرنگونی نظام صدام حسین بدین سو، درآمدهای نفتی عراق که حدود 90 درصد درآمد دولت این کشور را تشکیل می‌دهند، مستقیماً به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز می‌شوند و با اجازه و تایید آمریکا برای هزینه‌های دولت عراق تخصیص پیدا می‌کند. این سازوکار به واشنگتن امکان «کنترل مؤثر» بر درآمدهای نفتی عراق را در طول 23 سال گذشته داده است. نکته مهم آنکه این اهرم مالی اکنون در کنار نفوذ دیپلماتیک و اقتصادی، در حال بازآرایی بخش انرژی عراق و سوریه است.

در همین راستا در آوریل 2026، آمریکا ارسال محموله‌های نقدی دلار به عراق را متوقف کرد. این اقدام پس از حملات تلافی‌جویانه نیروهای مقاومت عراق به اهداف آمریکایی در مناطق مختلف این کشور در خلال نبرد 40 روزه رمضان صورت گرفت. براساس اعلام رسانه‌های عراقی گفته می‌شود واشنگتن دست کم یک محموله حدوداً 500 میلیون دلاری را مسدود و هم‌زمان همکاری‌های امنیتی با ارتش عراق را به حالت تعلیق درآورد.

 

با گذشت چهار ماه از زمان آغاز این تعلیق، تورم در عراق به طرز چشمگیری افزایش یافته و دینار به‌شدت در برابر دلار تضعیف شده است. برخی تحلیلگران معتقدند این روند تعلیق، توانایی واشنگتن را در استفاده از منابع مالی عراق به‌عنوان اهرم فشار برای تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی بغداد به‌خوبی نشان داد. سرانجام در اوت 2026، پس از مشاهده نشانه‌هایی از تمکین سیاسی دولت جدید عراق از خواسته‌های ترامپ، آمریکا ارسال محموله‌های نقدی به این کشور را از سر گرفت.

تام باراک؛ مردی در مرکز سه پرونده

تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه و از دوستان و مشاوران ترامپ در 31مه 2026 به عنوان فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور سوریه و عراق منصوب شد. وی که به عنوان حلقه واسط دستگاه دیپلماسی آمریکا در سه کشور ترکیه، سوریه و عراق قرار گرفته، علاوه بر سمت سفیر آمریکا در ترکیه، مسئولیت هماهنگی پرونده‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی هر سه کشور را بر عهده دارد.

تحلیلگران این انتصاب را نشانه تغییر نگاه دولت ترامپ دانسته‌اند؛ نگاهی که ترکیه، سوریه و عراق را نه به‌عنوان پرونده‌های جداگانه، بلکه به عنوان «یک حوزه راهبردی واحد» می‌نگرد. در این بین باراک با دسترسی مستقیم به رئیس‌جمهور، به چهره اصلی سیاست آمریکا در منطقه تبدیل شده است. اهمیت این انتصاب معنادار پیوند متقابل مسیرهای انرژی در چارچوب طرح «جاده توسعه» و برجسته شدن زیرساخت‌های صادرات نفت عراق در این طرح به ویژه پس از انسداد تنگه هرمز است. 

پروژه خط لوله کرکوک (حدیثه)-بانیاس؛ هسته معماری جدید انرژی

مهم‌ترین پروژه‌ای که باراک در مرکز آن قرار دارد، احیای خط لوله نفتی کرکوک-بانیاس است. در ژوئیه 2026، عراق و سوریه با میانجی‌گری آمریکا و  تلاش‌های باراک، توافقنامه همکاری برای بازسازی این خط لوله را امضا کردند. این پروژه توسط یک کنسرسیوم بین‌المللی متشکل از شرکت انرژی آمریکایی شورون (Chevron)، همراه با TI Capital از لس‌آنجلس و برادران خیاط (سرمایه‌گذاران قطری-سوری) اجرا می‌شود.

TI Capital سابقه همکاری با باراک را دارد و باراک شخصاً در هماهنگی این توافق‌ها نقش کلیدی ایفا کرده است. این خط لوله پس از بازسازی‌ در ابتدا قادر خواهد بود روزانه 2 میلیون بشکه نفت خام از عراق به بازارهای صادراتی مدیترانه منتقل کند. هدف راهبردی این پروژه، «ارائه دسترسی جایگزین به بازارها از شمال و غرب از طریق سوریه» و در نهایت کاهش نفوذ ایران بر صادرات نفت غرب آسیا پس از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز است.

بنظر می‌رسد آمریکا در حال پی‌ریزی یک ساختار انرژی چندملیتی برای عراق و سوریه است که در آن شرکت‌های آمریکایی، سرمایه عربی و مسیرهای مدیترانه‌ای در کنار هم قرار می‌گیرند. واشنگتن در عین حال در حال استفاده از اهرم مالی و انرژی عراق برای بازآرایی ساختار قدرت در این کشور و کاهش نفوذ ایران است و در این بین تام باراک یکی از چهره‌های اصلی اجرای این پروژه است.

نکته کلیدی که این ساختار جدید انرژی را به منافع اسرائیل پیوند می‌دهد، نقش هم‌زمان شورون در دو سوی منطقه است. شورون نه تنها در کنسرسیوم خط لوله عراق-سوریه  حضور دارد، بلکه اپراتور اصلی میدان گازی لویاتان رژیم صهیونیستی در آب‌های مدیترانه نیز هست. بنابراین می‌توان گفت بخش مهمی از این معماری جدید اقتصادی با منافع راهبردی واشنگتن و برخی اهداف منطقه‌ای اسرائیل مشترک است.

فشار مالی آمریکا بر بغداد با استفاده قدرت کنترل بر درآمدهای نفتی، به تدریج  زمینه را برای گشایش بخش انرژی این کشور به روی شرکت‌های غربی مانند شورون و TI Capital که در کنسرسیوم خط لوله کرکوک-بانیاس حضور دارند، فراهم کرده است. پروژه‌های زیرساختی جدید که عراق را از طریق سوریه به مدیترانه متصل می‌کنند، در تلاشند بخشی از نفوذ منطقه‌ای ایران در مسیرهای انرژی و بازارهای صادراتی را کاهش می‌دهند. این معماریِ چندلایه، به روشنی با اهداف راهبردی واشنگتن و رژیم صهیونیستی برای تضعیف جایگاه ایران در معادلات انرژی غرب آسیا هم‌راستا است.

جمع‌بندی

با وجود هشدار ها و اعتراضات گروه ها و جریانات مختلف در بغداد، آمریکا همچنان بیش از دو دهه است که می کوشد تا اتکا به اهرم فشار مالی، سیاست های عراق را مطابق با خواست خود تغییر دهد. واشنگتن از این اهرم مالی برای بازآرایی ساختار قدرت در عراق و کاهش نفوذ ایران استفاده می‌کند و در آخرین تلاش‌ها به دنبال فشار بر دولت عراق برای خلع سلاح گروهای مقاومت در راستای منافع آمریکا و رژیم در منطقه است. علاوه بر آن آمریکا در حال ایجاد یک ساختار انرژیِ چندملیتی برای عراق و سوریه است که در آن شرکت‌های آمریکایی (شورون)، سرمایه‌های عربی-قطری و مسیرهای مدیترانه‌ای (بانیاس) در کنار هم قرار می‌گیرند.

نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین‌الملل

انتهای پیام/