یادداشت| نبرد در تنگه‌ها

خبرگزاری تسنیم، یادداشت- حسین پایین محلی، کارشناس ارشد علوم سیاسی| تاریخ جهان همواره به گونه ای بوده که کشورهای امپریالیستی همواره با چپاول و غارت مستعمرات و کشورهای دیگر بر دارایی‌های خود افزوده و دامنه گسترش خود را تداوم بخشیدند. اما تاریخ جدید جهان با رویداد عجیبی مواجه گردید. این مسیر تاریخی عجیب و متناقض تا آنجا پیش رفت که صدای برخی متفکران معاصر غربی راهم در آورد. فرانسوا لیوتار از جمله آن متفکرانی هست که با اشارتی قابل تامل این مسیر تاریخی متناقض غرب را رونمایی می‌کند. لیوتار از مفهوم دیفرنس (Difference) بهره می‌برد. وی می‌بیند که غرب جدید از سویی بر مولفه‌هایی چون انسان‌گرایی (در حوزه هستی شناسی)، آزادی، حقوق بشر(معرفت شناسی وحقوقی)، دموکراسی ( سیاسی)، جامعه مدنی ( اجتماعی)، اقتصاد باز و اصالت بازار و گفت‌وگو تاکید می‌کرد و از سوی دیگر از همان دوران رنسانس شروع به استعمار جهان از آفریقا تا آسیا، از استرالیا تا آمریکا نمود.

از دوران رنسانس شاهد سرنگونی دولت‌ها و حکومت‌ها به بهانه‌های مختلف بودیم و چه ملت‌هایی که تنها از آنها نامی در کتب تاریخ مانده. صدها میلیون انسان در استرالیا سلاخی شدند. صدها میلیون سرخ‌پوست در آمریکا مسموم و یا با پتوهای آلوده به باکتری و بیماری‌های طاعون و‌ وبا و سفلیس منقرض شدند. صدها میلیون انسان در آفریقا به بردگی گرفته‌شده و به اروپا و آمریکا برای بردگی منتقل شدند و گاه در مسیر به دلیل مسافت زیاد و شرایط نامطلوب جان باختند.

از تاریخ تا ادبیات و هنر می‌توان رد این جنایات را دید که پرداخت به آن از حوصله این نوشتار خارج است. فاجعه اینجاست که گاه غربی‌ها با افتخار در آثار مذکور به روایت این جنایات پرداختند. اینکه چگونه تئوری پرداز دیروز غرب ارسطو بردگی را توجیه نمود و به پوپر تئورسین لیبرال رسید که جنایات جنگ جهانی توسط غرب و بمب اتمی آمریکا در در شهر ژاپن را نه تنها تطهیر بلکه تایید و بر آن تاکید کرد!

این جنایات به دلیل ماهیت نیهیلیستیکی عقلانیت غرب مدرن به تقابل بین خود غربی‌ها در جنگ جهانی اول و دوم و مرگ میلیون‌ها انسان‌ در جهان منجر شد که ارتباطی به آنها نداشت. آمریکا در این بین به دلیل جغرافیای دور از درگیری در امان ماند و پس از اجلاس برتون وودز با تبدیل دلار به ارز بین الملل به یکه تاز میدان نظام بین الملل تبدیل شد؛ اگر چه پس از جنگ جهانی دوم، جنگ سرد قریب به چهار دهه جهان را در دو قطبی قرار داد اما آمریکا توانست با دلار و هالیوود و نهادهای بین المللی غربی که ساختارشان در خدمت هژمونی غربی و لیبرالیسم بود نهایتا به تجزیه شوروی و حذف بلوک شرق منجر شد.

آمریکا از بدو تاسیس و استقلال تا کنون قریب به 250 حمله وجنگ و سرنگونی راه انداخته و در قریب به 75 سال کنونی بیش از 70 حکومت مردمی و دموکراتیک را سرنگون کرده که می‌توان به سرنگونی حکومت مصدق در ایران، آلنده در شیلی، مادورو در ونزوئلا و تلاش جهت براندازی جمهوری اسلامی علی رغم امضای توافق نامه اشاره کرد.

اکنون جمهوری اسلامی به عنوان تجلی مستضعفان عالم و تنها حکومت اسلامی که مظهر توحید سیاسی است و مدل امت_ امامت را برای زمینه سازی تمدن مهدوی اجرا می‌کند و در برابر تمامیت تاریخی غرب که در آمریکا به عنوان استکبار جهانی تبلور یافته، ایستاده است.جمهوری اسلامی بدون شک از برگ‌های برنده بسیاری در حوزه‌های مختلف برخوردار است. در حوزه نظامی: از هسته‌ای تاموشک، از پهپاد تا قایق‌های تندرو که بعضا هنوز از برخی سلاح‌ها رونمایی نشده است. از مردم در میدان که مبعوث شدند تا الطاف خفیه الهی. اما در کنار جغرافیای وسیع وجمعیت قابل توجه و مردم مبعوث و قدرت نظامی، جریان منطقه‌ای مقاومت، تنگه هرمز، تنگه باب المندب و غیره می‌باشد.

در جنگ غدیر جمهوری اسلامی خویشتنداری از خود نشان داد. در جنگ رمضان چنانچه پیشتر قائد شهید امت هم فرمودند در صورت تکرار دشمن جنگ را منطقه‌ای کردیم و مدیریت تنگه هرمز را به دست‌ گرفتیم به نحوی که امام سوم انقلاب فرمودند وضعیت تنگه هرمز به قبل از دوره جنگ رمضان برنخواهد گشت. این گذشت جمهوری اسلامی بود که تاکنون اقدامی برای تنگه هرمز اعمال نکرده بود وگرنه ترکیه در تنگه بسفر و مصر در کانال سوئز سال‌ها از این نقاط بهره برداری مالی کردند و اندونزی نیز دریافت عوارضی در تنگه مالاکا را اعلام کرد.

در صورت تکرار خطای محاسباتی دشمن نه تنها تنگه هرمز بسته خواهد ماند بلکه همانگونه که امام انقلاب فرمودند با مطالعاتی که صورت گرفته جبهه‌های جدیدی برای دشمن باز خواهد شد و به آنان درس‌های فراموش نشدنی خواهیم داد. اکنون تنگه هرمز در دست ایران است و نه تنها تنگه باب المندب بلکه در صورت تکرار اشتباه جنگ فرامنطقه‌ای خواهد شد و تنگه‌های بسیاری هست که جمهوری اسلامی با آگاهی از پاشنه آشیل غرب مبنی بر نیاز حیاتی به انرژی تنگه‌های مهم که نقش ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی دارند را به نحوی که ضرورت ببیند برخورد خواهد کرد. این رویکرد از تنگه هرمز شروع با باب المندب ادامه و بنابر مصالح نظام تا هر نقطه‌ای را در بر خواهد گرفت. جمهوری اسلامی برای ورود به سطح بالاتر درگیری و تبدیل آن به جنگ فرامنطقه‌ای آماده شده است.

انتهای پیام/