کارنامه مدیریت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی چه میگوید؟
- اخبار استانها
- اخبار آذربایجان شرقی
- 29 مرداد 1405 - 12:28
بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، آذربایجان شرقی را نمیتوان صرفاً یک استان برخوردار از چند بنای تاریخی و جاذبه طبیعی دانست؛ اینجا سرزمینی با پشتوانه تمدنی چند هزار ساله، تبریز بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران، رویدادهای بزرگ فرهنگی، بازار تاریخی، روستاهای تاریخی، ارسباران، کندوان، ربع رشیدی و دهها ظرفیت مغفول دیگر است.
اما مسئله امروز این است که چرا سهم این همه ظرفیت از اقتصاد گردشگری، اعتبار فرهنگی و جریان گردشگر، با داشتههای تاریخی و تمدنی استان تناسب ندارد؟
در سالهایی که اصفهان، شیراز و یزد با برندسازی، مرمت، رویدادسازی و پیوند دادن میراث فرهنگی با اقتصاد گردشگری تلاش کردهاند جایگاه خود را تثبیت کنند، آذربایجانشرقی هنوز با بخشی از همان مسائل قدیمی دستوپنجه نرم میکند؛ از وضعیت نامطلوب برخی بناهای تاریخی گرفته تا کندی پروژههای گردشگری، مشکلات فعالان صنایع دستی و بلاتکلیفی بخشی از ظرفیتهای سرمایهگذاری.
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم احمد حمزهزاده از دولت دوازدهم تا دولت چهاردهم در رأس ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان حضور داشته است.
یعنی نزدیک به یک دوره طولانی مدیریتی؛ فرصتی که میتوانست برای طراحی یک نقشه راه بلندمدت، تغییر چهره گردشگری استان و تبدیل میراث فرهنگی به موتور اقتصادی و فرهنگی آذربایجانشرقی مورد استفاده قرار گیرد.
اما امروز، افکار عمومی حق دارد بپرسد خروجی این سالهای مدیریت چه بوده است؟
از وعده پروژه تا واقعیت میدان
البته نمیتوان منکر برخی اقدامات و پروژههای تعریفشده در سالهای اخیر شد. مدیرکل میراث فرهنگی استان در سال از وجود پروژههای بزرگمقیاس گردشگری با سرمایهگذاری کلان خبر داده اما آنچه مهم است خروجی این خبررسانیها در اذهان عمومی است و تعداد پروژه و حجم سرمایهگذاری بالقوه، الزاماً به معنای رونق گردشگری نیست.
آنچه مردم، گردشگران و فعالان این حوزه میبینند، نتیجه نهایی است؛ پروژهای که سالها در مرحله وعده و اجرا باقی میماند، برای اقتصاد گردشگری ارزش چندانی ایجاد نمیکند.
گردشگری با کلنگ، تفاهمنامه و بسته سرمایهگذاری رونق نمیگیرد؛ با پروژه تکمیلشده، زیرساخت مناسب، تبلیغات حرفهای، دسترسی آسان، خدمات استاندارد و تجربه مطلوب گردشگر رونق میگیرد.
ربع رشیدی؛ نماد یک فرصت از دسترفته؟
ربع رشیدی شاید یکی از روشنترین نمونهها برای سنجش این وضعیت باشد.
مجموعهای که میتوانست به یکی از مهمترین قطبهای گردشگری تاریخی، علمی و فرهنگی تبریز تبدیل شود، هنوز با مسائل عدیده و ایجاد زیرساخت مواجه است. حتی در گزارشهای اخیر نیز از ادامه تلاشها برای ثبت جهانی و کاوشهای باستانشناسی این مجموعه سخن گفته شده است.
سؤال این نیست که چرا ربع رشیدی یکشبه جهانی نشده است؛ سؤال این است که چرا چنین ظرفیت استثنایی هنوز نتوانسته در مقیاس ملی و بینالمللی به یک برند جدی گردشگری تبدیل شود؟
ربع رشیدی فقط چند خشت و سنگ تاریخی نیست؛ روایت یک مرکز علمی و فرهنگی بزرگ و تمدنی است. اگر چنین ظرفیتی در شهری دیگر قرار داشت، آیا تاکنون به یک مقصد شاخص فرهنگی تبدیل نشده بود؟
صنایع دستی؛ از «سپر فرهنگی» تا بازار واقعی
در حوزه صنایع دستی نیز فاصله میان ادبیات مدیریتی و واقعیت اقتصادی قابل تأمل است. اگرچه که به باور مدیران بقایافته، صنایع دستی «سپر فرهنگی کشور» است؛ اما هنرمند صنایع دستی پیش از هر چیز به بازار، فروش، برند، صادرات، تسهیلات، مواد اولیه و زنجیره اقتصادی پایدار نیاز دارد.
احمد حمزهزاده در سال 1399، جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی آذربایجان شرقی از ایجاد ناحیه صنعتی صنایع دستی با پیشبینی 150 واحد تجاری سخن گفته بود که تاکنون در حد یک شعار باقی مانده است و پرسش همچنان پابرجاست؛ چند درصد از این وعدهها به یک زنجیره واقعی تولید تا فروش تبدیل شده است؟
اگر هنرمند استان محصول تولید کند اما نتواند آن را به گردشگر، بازار ملی یا مشتری خارجی بفروشد، صرف برگزاری نمایشگاه و صدور مجوز چه مشکلی را حل میکند؟
مشکل فقط میراث فرهنگی نیست؛ مسئله «مدیریت مقصد» است
آذربایجانشرقی امروز بیش از آنکه به فهرست بلندبالایی از جاذبهها نیاز داشته باشد، به مدیریت یکپارچه مقصد گردشگری نیاز دارد.
گردشگر برای دیدن یک اثر تاریخی به استان سفر نمیکند و سپس با یک بنای دیگر استان را ترک نمیکند؛ گردشگر باید بتواند چند روز در تبریز و سایر شهرهای استان بماند، غذا بخورد، خرید کند، از موزه و بازار تاریخی بازدید کند، به کندوان و ارسباران برود، صنایع دستی بخرد، در رویداد فرهنگی شرکت کند و در نهایت با یک تجربه ماندگار استان را ترک کند.
این همان حلقهای است که اگر شکل بگیرد، میراث فرهنگی از یک «هزینه دولتی» به یک اقتصاد مولد تبدیل میشود.
نوبت پاسخ فرا رسیده است!
نقد عملکرد یک مدیر به معنای نادیده گرفتن همه اقدامات انجامشده نیست؛ اتفاقاً عملکرد مدیری که سالها در رأس یک دستگاه مهم بوده، باید با شاخصهای روشن سنجیده شود.
بنابراین پرسش امروز از احمد حمزهزاده و مجموعه میراث فرهنگی آذربایجانشرقی، پرسشی ساده اما اساسی است: در طول این سالها چند بنای تاریخی شاخص استان از وضعیت فرسودگی و بلاتکلیفی خارج شده است؟ چند پروژه بزرگ گردشگری به بهرهبرداری واقعی رسیده است؟ چه میزان سرمایه خصوصی بالفعل وارد گردشگری استان شده، نه صرفاً روی کاغذ؟ سهم آذربایجانشرقی از گردشگری خارجی چه تغییری کرده است؟ صنایع دستی استان چه میزان رشد واقعی در فروش و صادرات داشته است؟ و مهمتر از همه، جایگاه تبریز و آذربایجانشرقی در نقشه گردشگری ایران طی این سالها چه تغییری کرده است؟
مدیریت فرهنگی را نمیتوان فقط با تعداد جلسه، نمایشگاه، تفاهمنامه، بازدید و وعده پروژه سنجید. کارنامه واقعی، در چهره شهر، وضعیت بناهای تاریخی، رونق بازار صنایع دستی، تعداد شبهای اقامت گردشگر، میزان سرمایهگذاری محققشده و جایگاه استان در رقابت گردشگری کشور دیده میشود.
آذربایجانشرقی آنقدر ظرفیت دارد که دیگر نمیتوان ضعف در بهرهبرداری از آن را به کمبود جاذبه نسبت داد. مسئله امروز، کمبود میراث نیست؛ بلکه کمبود تبدیل میراث به فرصت است و درست همینجاست که باید از مدیری که سالها فرصت مدیریت این حوزه را در اختیار داشته پرسید سهم شما از این فرصت چه بوده است؟ اگر قرار باشد کارنامه این سالها را با خروجی قابل لمس برای مردم بسنجیم، دقیقاً چه چیزی برای ارائه دارید؟
انتهای پیام/