حل معضل زباله و شیرابه در ایران از مبدأ/ارزشآفرینی پسماند به جای دفن
- اخبار اجتماعی
- اخبار محیط زیست
- 29 مرداد 1405 - 12:17
به گزارش خبرگزاری تسنیم، نرخ تفکیک از مبدأ در مدیریت پسماند شهری ایران پایین است و بر اساس برخی آمارها، کمتر از 10 درصد برآورد میشود؛ در حالی که نزدیک به 70درصد زبالههای خانگی را پسماندهای تر تشکیل میدهند؛ همین سهم بالای مواد آلی و مرطوب، از عوامل اصلی شکلگیری شیرابه است. اهمیت موضوع فقط به حجم شیرابه محدود نمیشود. مطالعات جدید نشان میدهد ترکیب پسماندهای مخلوط میتواند ماهیت این مایع مشمئز کننده را پیچیدهتر کند!
پژوهش «شناسایی و تحلیل ارتباط بین مواد پر و پلیفلوئوروآلکیل و پارامترهای فیزیکوشیمیایی در شیرابه محل دفع پسماند شهر تهران» در سال 1404، به حضور و ارتباط PFAS با ویژگیهای شیرابه آرادکوه پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داده است شیرابه ناشی از رطوبت پسماند، در پسماندهای خانگی تفکیک نشده میتواند با ترکیب پسماندهایی همچون کاغذ، بستهبندیهای غذایی و تخریب مواد آلی موجود در پسماند، باعث ایجاد مواد پر و پلی فلوروآلکیل (PFAS) در شیرابه شود؛ لذا دفن پسماند مخلوط شهری در لندفیلها احتمال حضور این مواد در شیرابه محل دفع پسماند را افزایش میدهد؛ مادهای پایدار و با قابلیت تجمع زیستی که فناوریهای استاندارد تصفیه خانه عموماً در کاهش یا حذف مواد پر و پلی فلوئورو آلکیل بیاثر هستند و این موضوع نگرانی در مورد مخاطرات محیطزیستی در معرض قرار گرفتن با این آلاینده را افزایش داده است.
به این ترتیب، شیرابه دیگر صرفاً مایعی بدبو با شاخصهایی مانند BOD، COD، آمونیاک و فلزات سنگین نیست. امروز، پیچیدگی ترکیبات شیمیایی و احتمال حضور آلایندههای نوظهور، اهمیت کنترل آن را دوچندان کرده است. مسئله فقط به آلودگی آب و خاک و سلامت انسانی نیز محدود نیست، بو نیز بخشی از بحران پسماند تر و مشخصاً شیرابه است؛ بحرانی که میتواند از کاهش کیفیت زندگی شهری فراتر برود و حتی تصویر یک شهر یا کشور را در نگاه مسافران خارجی و گردشگران تحت تأثیر قرار دهد.
به عنوان مثال «بوی نامطبوع در نزدیکی فرودگاه امام خمینی(ره)» نمونهای از این مسئله است. مسیر فرودگاه بینالمللی یکی از نخستین فضاهایی است که مسافر خارجی هنگام ورود به ایران تجربه میکند؛ بنابراین انتشار بو در چنین محدودهای، فقط یک مسئله خدمات شهری نیست، بلکه به کیفیت محیطزیست و تصویری که از کشور ارائه میشود نیز ارتباط پیدا میکند.
علیایحال شیرابه فقط در محل دفن تولید نمیشود. از سطل زباله منازل و مخازن شهری گرفته تا خودروهای حمل پسماند و مراکز دفن، هرجا پسماند آلی مرطوب وجود داشته باشد، امکان تولید شیرابه نیز وجود دارد. به همین دلیل، این مایع همچنان یکی از جدیترین چالشهای مدیریت پسماند در ایران است.
نشانههای اهمیت این مسئله را میتوان در تحولات اخیر تهران دید؛ از ورود دستگاه قضائی به مسئله آرادکوه و تأکید بر جلوگیری از تردد خودروهای حمل پسماند فاقد تجهیزات مناسب برای کنترل شیرابه گرفته تا انعقاد قرارداد طراحی سامانه مدرن تصفیه شیرابه آرادکوه به ارزش 55 هزار دلار میان برنامه عمران ملل متحد و شرکت تخصصی یونانیD-Waste . هدف این همکاری، کاهش آلودگی منابع آب و خاک و ارتقای بهرهوری مدیریت شیرابه اعلام شده است.
اما همین اقدامات یک سؤال اساسی را مطرح میکند: چرا باید فقط در انتهای زنجیره پسماند به دنبال مهار شیرابه باشیم، در حالی که بخشی از مواد مولد آن از همان ابتدا قابلیت جداسازی و خروج از مسیر دفن را دارند؟
تصفیه شیرابه اقدامی ضروری است و محلهای دفن به سامانههای مناسب جمعآوری و تصفیه نیاز دارند؛ اما تصفیه، جایگزین کاهش تولید نیست و بخش اساسی پاسخ را باید در مبدأ تولید، یعنی سطل زباله خانهها جستوجو کرد. اینجاست که تفکیک از مبدأ و مشارکت مردم اهمیت پیدا میکند!
همه پسماندها سرنوشت یکسانی ندارند و همه پسماندهای تر نیز نباید دفن شوند. بخشی از آنها قابل بازیابیاند، بخشی میتوانند وارد فرآیند کمپوست شوند و برخی نیز در صورت برخورداری از شرایط و استانداردهای لازم، میتوانند بهعنوان ماده اولیه برای تولید خوراک دام یا انرژی، مورد استفاده قرار گیرند.
در این میان، «خشکاله» نیز باید با دقت تعریف شود؛ زیرا یک سوءبرداشت رایج در این خصوص وجود دارد که خشک کردن هر پسماند تر، به معنای تولید خشکاله است! اگر شهروند پوست میوه، سبزی یا باقیمانده غذا را خشک کند و سپس همان مواد را دوباره داخل سطل زباله مخلوط بریزد، فقط بخشی از رطوبت پسماند را کاهش داده است. ماده حاصل همچنان پسماند است و بازیابی واقعی رخ نداده است. در واقع خشکاله زمانی میتواند ارزش محیطزیستی و اقتصادی پیدا کند که بخشی از یک زنجیره مشخص باشد: تفکیک در مبدأ، جمعآوری جداگانه، کنترل ناخالصی، فرآوری و در نهایت مصرف مشخص. البته ناگفته نماند از سالهای گذشته سازمان مدیریت پسماند بسیاری از شهرها، شهروندان را به تبدیل بخشی از پسماند تر به خشکاله و تحویل آن به غرفههای بازیافت تشویق کرده است.
با این حال باید گفت، قرار نیست از همه پسماندهای تر خشکاله درست کنیم. برخی مواد آلی، مانند پسماندهای میوه و سبزی و بقایای گیاهی، پس از جداسازی میتوانند وارد فرآیند تولید کمپوست شوند. تفاله چای نیز میتواند، یکی از مواد قابل هدایت به این مسیر باشد. لازم به ذکر است کمپوست، خاک نیست، بلکه محصولی آلی و پایدار است که در صورت تولید صحیح، میتواند برای بهبود کیفیت خاک مورد استفاده قرار گیرد. موضوع دیگر، استفاده از خشکاله بهعنوان نهاده دامی است، که نیازمند دقت بیشتری میباشد چرا که کیفیت محصول نهایی به کیفیت ماده اولیه بستگی دارد!
پسماند مخلوط یا مادهای که منشأ، ترکیب و وضعیت بهداشتی آن مشخص نیست، صرفاً با خشک شدن نباید به خوراک دام تبدیل شود! خشکاله خوراک دام باید یک محصول کنترلشده باشد، نه زبالهای که فقط آب آن گرفته شده است. به همین دلیل، مسئله اصلی در مدیریت پسماند تر، نه انتخاب یک راهحل واحد، بلکه یافتن مقصد درست برای هر ماده باشد. ضایعات میوه و سبزی با منشأ مشخص میتوانند وارد مسیر کمپوست یا دیگر فرآیندهای بازیابی شوند؛ بخشی از ضایعات صنایع غذایی، در صورت احراز الزامات ایمنی، ممکن است قابلیت استفاده در خوراک دام داشته باشند و برخی دیگر از مواد آلی نیز میتوانند برای تولید بیوگاز و بازیابی انرژی مورد استفاده قرار گیرند؛ هستههای میوه مانند هسته گیلاس، خرما و همچنین پوستهی خشک پسته، گردو و بادام و... میتوانند در برخی آثار هنری و صنایعدستی استفاده شوند.
پس تاکید میشود بخش قابل توجهی از پسماند تر همچون پسماند خشک قابلیت ارزشآفرینی دارد و مسئله اصلی تقویت جداسازی و پیدا کردن مقصد مشخص برای هر نوع پسماند است. بیشک مهمترین تغییر در سیاست پسماند ایران از مسیر مشارکت مردم و حرکت از دفن بهتر و اصولی به سمت دفن کمتر میگذرد، چرا که این مسیر صحیحترین راه کاهش حجم پسماند و شیرابه است! در چنین شرایطی نیز تصفیه شیرابه، عایقبندی محل دفن، جمعآوری گاز و پایش آب زیرزمینی همچنان ضروری است، اما دیگر تنها خط دفاعی نیست!
الهه پهلوان کارشناس و فعال محیط زیست
انتهای پیام/