روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 29 مرداد 1405 - 20:23
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در تحولی که میتوان آن را شاخصی برای سنجش تضعیف روابط پکن و تل آویو در بحبوحه درگیریهای خاورمیانه تلقی کرد، چندی قبل سرکنسولگری اسرائیل در چنگدو تعطیل شده و سرکنسول آن نیز سمت خود را ترک کرده است. این اقدام، در شرایطی انجام میشود که چین تعاملات خود با ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را تعمیق کرده است و سیاست گستردهتری را در قبال غرب آسیا دنبال میکند.
چین و رژیم صهیونیستی طی بیش از سه دهه روابط اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک نیرومندی ایجاد کردند که به نظر میرسید فراتر از رقابتهای ژئوپلیتیکی بود. در طول دست کم دو دهه گذشته سرمایهگذاریهای چین بهسوی شرکتهای فناوری صهیونیستی سرازیر شد، تجارت دوجانبه رونق گرفت و طرفین از همکاری در حوزههایی گوناگون، از نیمهرساناها تا فناوری کشاورزی، بهره بردند. بااینحال، رویدادهای اخیر این مناسبات را بهطور اساسی تغییر داده و تنشهایی به وجود آورده است که هیچیک از دو طرف انتظار آن را نداشت.
پس از سه سال اقدامهای مخرب اسرائیل در غرب آسیا در سایه سیاست جنگهای بیپایان نتانیاهو، این موضوع اکنون دیگر بر همگان آشکار شده است که سیاستهای رژیم صهیونیستی به روابط این رژیم با پکن لطمه وارد کرده است. اگرچه این روابط اساساً دچار فروپاشی نشده است، اما تحولات اخیر سایهای سنگین بر مناسبات میان تلآویو و پکن افکنده است.
افزایش تنش میان چین و اسرائیل باید در بستر ژئوپلیتیکی گستردهتری بررسی شود که فراتر از روابط دوجانبه آنهاست. تعمیق روابط پکن با تهران و تشدید رقابت چین با ایالات متحده در کانون این بستر قرار دارند. هر دو روند بهطور مستقیم بر محیط راهبردی اسرائیل تأثیر میگذارند. در سه سال اخیر، روابطی که به زعم نتانیاهو «ازدواجی در بهشت» بود، اکنون با چالشهای جدی رو به رو شده است.
رقابت آمریکا–چین و محدودیت فناوری در دایره مناسبات پکن-تلآویو
در گام نخست شراکت دیپلماتیک و اقتصادی چین و رژیم صهیونیستی با فشار فزایندهای مواجه شده است. در حقیقت افزایش تنش میان واشنگتن و پکن، اسرائیل را ناگزیر کرده است موازنهای دشوار را در پی ریزی روابط خود با چین و آمریکا برقرار کند و در ادامه رابطهای که زمانی همکاری عملگرایانه در زمینه فناوری و تجارت دوجانبه بود، اکنون به محاسبهای پیچیده در عرصه ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ بهگونهای که این رژیم میان مهمترین متحد خود و یکی از بزرگترین شرکای تجاریاش گرفتار شده است.
مهمترین تأثیر تنشهای آمریکا و چین بر اسرائیل در بخش فناوری نمایان شده است. برخی تحلیلگران از این شرایط با عنوان «مثلث فناوری آمریکا-چین-اسرائیل» یاد کردهاند. در چنین شرایطی واشنگتن فشار بر اسرائیل را برای محدودکردن انتقال فناوری به چین افزایش داده است. این فشارها بهویژه در حوزههای حساسی مانند نیمهرساناها، هوش مصنوعی و فناوریهای دفاعی اعمال شده است که میتوانند توانمندیهای نظامی چین را تقویت کنند.
در سالهای اخیر نگرانیهای آمریکا درباره دسترسی چین به فناوریهای اسرائیلی، بهویژه فناوریهای دارای کاربرد دوگانه افزایش یافته است. واشنگتن سازوکارهای گفتوگوی جدیدی با اسرائیل ایجاد کرده که بهطور مشخص بر همکاریهای فناوری و سیاست در قبال چین تمرکز دارند. این اقدام نشاندهنده اهمیتی است که آمریکا برای جلوگیری از انتقال فناوریهای سودمند برای نوسازی نظامی چین قائل است.
همزمان با تشدید تقابل جهانی واشنگتن با پکن، رژیم صهیونیستی نیز جایگاه خود را بهطور مشخص در اردوگاه غرب بازتعریف میکند. آنچه با تبعیت آرام و تدریجی از محدودیتهای صادراتی آمریکا و محدودکردن انتقال فناوری به چین در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و نیمهرساناها آغاز شد، اکنون به بازتنظیم گستردهتر تبدیل شده است. از زمان بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، مقابله با نفوذ جهانی چین، ازجمله در خاورمیانه، به یکی از اولویتهای سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. محدودشدن دسترسی شرکتهای فناوری اسرائیلی به بازارهای چین هزینههایی نیز داشته است، بهویژه با توجه به اینکه اسرائیل در پی تثبیت جایگاه خود بهعنوان یکی از قطبهای پیشرو فناوری در جهان است.
در نهایت، تلاش نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای مقصر نشان دادن چین در انزوای فزاینده جهانی اسرائیل در سطح بین المللی هم ممکن است بازتاب تلاشی راهبردی برای تقویت همسویی این رژیم با واشنگتن و جلب حمایت تندروهای ضدچین در کنگره آمریکا نیز باشد. برجستهکردن موضوع چین نشاندهنده تثبیت عمیقتر اسرائیل، از نظر گفتمانی و احتمالاً راهبردی، در شکاف گستردهتر شرق و غربی است که واشنگتن به آن دامن میزند.
طوفان الاقصی، بحران غزه و تغییر محاسبات دیپلماتیک پکن در قبال اسرائیل
سیاست چین در قبال مناقشه اسرائیل و فلسطین مدتها با اجماع بینالمللی همسو بوده است. پکن از زمان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی در سال 1992، موازنهای محتاطانه را حفظ کرده است: از یک سو بر روابط خود با اسرائیل تأکید کرده و از سوی دیگر همواره از راهحل دوکشوری مبتنی بر مرزهای پیش از سال 1967، ازجمله تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شرقی، حمایت کرده است.
چین در عین حال بهعنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، گاه از موقعیت خود و همسویی با کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان و جنوب جهانی استفاده کرده است تا انزوای نسبی ایالات متحده در مسئله فلسطین را برجسته سازد و از این طریق، تصویر خود را بهعنوان حامی چندجانبهگرایی و حقوق بینالملل تقویت کند.
پس از عملیات طوفان الاقصی چین همواره اقدامات اسرائیل در جنگ غزه را بهمثابه نقض حقوق بینالملل محکوم کرده است. لفاظیهای ضداسرائیلی در چین نیز گاه به افزایش کنشهای ضد این رژیم در رسانهها و محافل دانشگاهی چین انجامیده است. واکنش پکن به این رویدادها نشاندهنده فاصلهگرفتن آشکار این کشور از موضع نسبتاً بیطرفانه پیشین در دهه قبل است. در حقیقت در مقطع کنونی چین بهجای حفظ موازنه دیپلماتیک، بهتدریج بیشتر با مواضع حامی فلسطین همسو شده، اقدامات اسرائیل را محکوم و از قطعنامههای سازمان ملل در انتقاد از سیاست نظامی اسرائیل حمایت کرده است.
به نظر میرسد عملیات رزمندگان مقاومت فلسطین در اکتبر 2023 و واکنش نظامی اسرائیل در غزه، برداشت چین از اسرائیل را بهطور اساسی تغییر داده است. حمایت پکن از قطعنامههای سازمان ملل در انتقاد از اسرائیل و افزایش انتقادهای علنی آن از اقدامات نظامی این رژیم، نشاندهنده فاصلهگرفتن از رویکرد متوازنتر پیشین است. موضع پکن بهخوبی با جنوب جهانی، کشورهای دارای اکثریت مسلمان و هدف گستردهتر آن برای معرفی خود بهعنوان صدای جهان درحالتوسعه هماهنگ است. چین در سازمان ملل اغلب از جایگاه خود برای برجستهکردن نقد آنچه «اخلاق گزینشی غرب» مینامد، استفاده میکند و درخواست خود برای خویشتنداری را در برابر حمایت پایدار واشنگتن از اسرائیل قرار میدهد.
ایران؛ چالش راهبردی پیش روی آتیه روابط چین و رژیم صهیونیستی
پکن همچنین طی دو سال گذشته بارها حملات اسرائیل به یمن، ایران، سوریه، قطر و لبنان را تقبیح و آنها را اقداماتی تجاوزکارانه و بیثباتکننده توصیف کرده است. چین بهویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در اکتبر 2024، ژوئن 2025 و فوریه 2026 بیانیههایی صریح در دفاع از تهران صادر کرده و خواستار خویشتنداری در منطقه شده است. اگرچه چین و ایران متحد رسمی یکدیگر نیستند، اما در عین حال شراکتی راهبردی بر پایه منافع متقابل دارند. پکن، تهران را بازیگری محوری در غرب آسیا و یکی از اجزای مهم ابتکار کمربند و راه میداند. ایران نیز همانند چین، نظم تکقطبی تحت رهبری ایالات متحده را به چالش میکشد.
محاسبات راهبردی چین نشاندهنده علاقه جدی این کشور به حفظ ثبات در ایران و منطقه خلیج فارس است و همین امر مخالفت قاطع آن با هرگونه اقدام نظامی اسرائیل یا آمریکا علیه ایران را توضیح میدهد. پکن در همین راستا به ایران در دورزدن تحریمها کمک کرده و بنابر ادعای بسیاری از رسانههای غربی پس از دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، در بازسازی توانمندیهای نظامی ایران نیز مشارکت داشته است. در این بین اسرائیل با بدبینی فزایندهای به تعمیق روابط چین و ایران مینگرد و همین مسئله به تغییری محسوس در نگرش آن نسبت به پکن کمک کرده است.
شراکت چین با ایران، گسل اصلی رابطه پکن و تلآویو به شمارمیرود، چرا که چین میخواهد ایران باثبات، مقاوم و شکستناخورده باقی بماند. اسرائیل همین معادله را از زاویهای معکوس میبیند: حمایت چین از تهران، یکی از خطرناکترین دشمنان اسرائیل را تقویت میکند. این تفاوت در چشمانداز راهبردی، همکاری اقتصادی پیشین را به اصطکاک ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.
تایوان؛ نشانه سیاسی واگرایی در مناسبات پکن-تلآویو
در سالهای اخیر، پرونده تایوان چالشی جدید در روابط اسرائیل و چین را رقم زده است. در این چارچوب، اقدام نمادین رژیم صهیونیستی برای نزدیکشدن به تایوان شایسته بررسی دقیق است. برای مثال وقتی «بوعز توپوروفسکی»، نماینده کنست رژیم صهیونیستی، در سپتامبر 2025 از تایپه دیدار کرد، پس از ملاقاتهای سطح بالا با مقامهای ارشد، بهطور علنی تایوان را «دوست واقعی اسرائیل» خواند. این سفر اگرچه در ظاهر اقدامی در چارچوب دیپلماسی پارلمانی به شمار میرفت، اما در عمل حامل پیامی ژئوپلیتیکی، بهویژه برای پکن، نیز بود.
دولت چین بهسرعت این اقدام را محکوم و توپوروفسکی را «دردسرساز» خواند و اعلام کرد اقدامات او اصل چین واحد را نقض کرده است. پکن همچنین هشدار داد که این سفر پیامدهای نامطلوبی برای روابط چین و اسرائیل خواهد داشت. سفیر چین در سرزمینهای اشغالی نیز با بازنشر محکومیت این سفر از سوی سفارت خود در شبکههای اجتماعی، این موضوع را برجستهتر کرد.
. سفر عضو کنست به تایوان در سپتامبر 2025 و توصیف این جزیره بهعنوان «دوست واقعی اسرائیل»، امری تصادفی نبود؛ چرا که این اقدام، تحریکی عمدی و پیامی روشن به پکن بود که نشان میداد اسرائیل برای تأکید دوباره بر همسویی خود با غرب، حاضر است مخاطرات سیاسی تنش در روابط با پکن را بپذیرد.
چشمانداز پیش روی روابط پکن و تلآویو
آینده روابط چین و رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز به مسیر رقابت آمریکا و چین و تحولات امنیتی غرب آسیا بستگی دارد. تا زمانی که واشنگتن مهمترین شریک امنیتی اسرائیل باقی بماند، تلآویو نمیتواند بدون درنظرگرفتن حساسیتهای آمریکا روابط خود با پکن را گسترش دهد. این محدودیت بهویژه در حوزه فناوری آشکارتر است. رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمهرساناها و فناوریهای دارای کاربرد دوگانه، همکاریهایی را که زمانی بیشتر از منظر اقتصادی دیده میشدند، به موضوعی امنیتی تبدیل کرده است.
با این حال، فشار بر روابط پکن و تلآویو فقط از واشنگتن ناشی نمیشود. جنگ غزه و مواضع چین در حمایت از فلسطین، تعمیق روابط پکن با تهران و مخالفت آن با حملات اسرائیل به ایران، بر فاصله سیاسی دو طرف افزوده است. موضوع تایوان نیز به این اختلافها اضافه شده و نشان داده است که تنش میان این دو بازیگر دیگر به حوزه تجارت و فناوری محدود نیست. مجموع این تحولات، فضایی را ایجاد کرده است که در آن حتی اختلافهای جداگانه نیز معنایی موسعتر پیدا میکنند.
با این همه، هنوز نمیتوان از گسست در روابط چین و اسرائیل سخن گفت. منافع اقتصادی همچنان وزن قابلتوجهی در این مناسبات دارند. فناوریهای پیشرفته، دانش کشاورزی و فناوریهای آب در سرزمینهای اشغالی همچنان برای چین جذاب است و در مقابل، بازار و ظرفیت اقتصادی چین نیز اهمیت خود را برای سردمداران صهیونیست از دست نداده است. به همین دلیل، بعید است دو طرف بهآسانی از همکاریهایی که برای هر دو سودآور است، صرفنظر کنند.
مسئله اصلی در لایه دیگری از رابطه قرار دارد. آن اعتمادی که زمانی اجازه میداد همکاری اقتصادی و فناوری تقریباً جدا از اختلافهای سیاسی پیش برود، بهتدریج در حال فرسایش است. رژیم صهیونیستی بیش از گذشته خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی آمریکا تعریف میکند و چین نیز روابطش با ایران، کشورهای عربی و جنوب جهانی را گسترش داده است. در نتیجه، فاصله سیاسی میان پکن و تلآویو بیشتر شده است، حتی اگر تجارت میان آنها همچنان ادامه داشته باشد.
دورانی که اسرائیل میتوانست وابستگی امنیتی خود به آمریکا را با روابط اقتصادی گسترده با چین بهآسانی جمع کند، تا حدی رو به پایان است. البته فشار واشنگتن در این روند نقش مهمی دارد، اما در عین حال بیانگر همه ماجرا نیست. رفتار دولت اسرائیل نشان میدهد که تلآویو نیز در سالهای اخیر همسویی نزدیکتر با آمریکا را، حتی با پذیرش برخی هزینهها در روابط با چین، در اولویت قرار داده است.
از سوی دیگر، پکن نیز دلایل کمتری برای حفظ همان سطح از نزدیکی سیاسی گذشته با اسرائیل دارد. جنگ غزه، روابط چین با ایران و تلاش پکن برای تقویت جایگاه خود در میان کشورهای جنوب جهانی، هزینه سیاسی نزدیکی بیش از حد به تلآویو را افزایش داده است. به همین دلیل، اختلافهای کنونی را نمیتوان صرفاً تنشهایی مقطعی دانست.
احتمالاً روابط این دو بازیگر در سالهای آینده نه قطع خواهد شد و نه به وضعیت پیشین بازخواهد گشت. همکاری اقتصادی در حوزههایی که حساسیت امنیتی کمتری دارند ادامه پیدا میکند، اما در زمینههای راهبردی، بهویژه فناوریهای پیشرفته و موضوعات مرتبط با امنیت، فضای همکاری محدودتر خواهد شد. اختلاف بر سر ایران، فلسطین و تایوان نیز همچنان بر رابطه سیاسی دو طرف سایه خواهد انداخت.
در نهایت، آنچه بیش از همه در روابط چین و اسرائیل تغییر کرده، نه ضرورتاً حجم تجارت، بلکه ماهیت رابطه است. منافع اقتصادی هنوز مانع فروپاشی مناسبات شدهاند، اما بنیان راهبردی آن دیگر استحکام گذشته را ندارد. اینکه پکن و تلآویو تا چه اندازه بتوانند اختلافهای سیاسی و امنیتی خود را از همکاری اقتصادی جدا نگه دارند، تعیین خواهد کرد این رابطه در سالهای آینده صرفاً سردتر میشود یا به واگرایی عمیقتری منجر خواهد شد.
نویسنده: علی ثمودی، کارشناس مسائل چین
انتهای پیام/