راهبرد صهیونیستها برای تغییر بافت جمعیتی در کرانه باختری
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 28 مرداد 1405 - 15:05
«محمد شاهدی» در گفتوگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری تسنیم، درباره افزایش حملات شهرک نشینان صهیونیست به کرانه باختری گفت: در ابتدا باید تاکید کنم که ما با رژیمی روبرو هستیم که غیر نرمال، پادگانی، استعمار اسکانی، کودک کش، سلطه گر، توسعه طلب و زیاده خواه است که با قطعنامه 181 و با کمک دو قدرت انگلیس و آمریکا تاسیس، حیات و رشد یافته است. این رژیم اساسا بحران زا و بحران زیست است و به گونهای است که ناامنی دیگر کشورهای منطقه و همسایگان برایشان امنیت زاست و در سراسر حیات 78 سالهاش را در جنگ و کشتار و جنایت و البته در پرتو مصونیت استثنایی و حمایت قدرتهای بینالمللی سپری کرده است.
این کارشناس حوزه فلسطین افزود: از نگاه ایدئولوژیک و به اصطلاح مذهبی، صهیونیستها مدعی هستند که کرانه باختری مهم ترین منطقه از نگاه دینی و تاریخی است چرا که حکومت حضرت داوود و سلیمان و پس از آن بین «یهودا» و «سامره» فرزندان حضرت سلیمان تقسیم شد و در آنجا حکومت کردند. بنابراین، کرانه باختری از اهمیت بالایی برخوردار است و صهیونیستها ادعا میکنند که اگر اسرائیل در جای دیگری عقب نشینی کند مثلا در غزه در این منطقه نباید هیچ عقب نشینی انجام شود.
وی تصریح کرد: بر اساس قطعنامه 242 شورای امنیت، کرانه باختری منطقه اشغالی است. بر همین اساس، هرگونه تغییرات اعم از تخریب و ساخت و ساز در مناطق اشغالی بر اساس مقررات بینالمللی جنایت جنگی شمرده میشود. همچنین هرگونه تغییر و محدودیت در اماکن تاریخی و عبادتگاههای دینی نیز مشمول جنایت جنگی است. آنچه در قدس، الخلیل رقم می خورد نیز در همین راستاست.
این تحلیلگر مسائل فلسطین با بیان اینکه رژیم صهیونیستی در سال 1967 کل کرانه باختری را اشغال کرد، اظهار داشت: از همان لحظه اول تلآویو سیاست تغییر بافت جمعیتی و اسکان یهودیان در جای جای این منطقه را در اولویت خود قرار داد به گونهای که جمعیت فلسطینی در کرانه باختری حدود 3 میلیون نفر است اما جمعیت یهودیان با ساخت و ساز شهرکهای جدید تقریبا به حدود 1 میلیون نفر رسید که این خود یک جنایت جنگی است.
وی افزود: در سال 1993 با امضای پیمان «اسلو» میان سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم صهیونیستی مقرر شد، پس از 5 سال یک دولت فلسطینی در سرزمینهای اشغالی ایجاد شود اما در نهایت این دولت تبدیل به سلطه شد و کرانه باختری نهایتا به 3 منطقه A و B و C تقسیم شد. در منطقه A و B حدودا 40 درصد در اختیار تشکیلات خودگردان فلسطینی و در منطقه C 60 درصد در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گرفت البته امروز عملا دیگر چیزی در اختیار فلسطینیان نیست و در همه جا صهیونیستها حضور و کنترل دارند.
شاهدی افزایش حملات شهرکنشینان و نظامیان اسرائیلی در کرانه باختری را اهبرد بلندمدت صهیونیستی دانست و گفت: افزایش این حملات صرفاً واکنشی در مقابل عملیات های متعدد روزانه مقاومت فلسطینی نیست بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت صهیونیستی است: تغییر ترکیب جمعیتی و الحاق تدریجی، نابودی راهحل دو دولتی، تغییر ماهیت درگیری از مناقشه سیاسی- سرزمینی به یک جنگ هویتی، مذهبی و قومی که در آن، راه حلی جز اخراج یا نابودی کامل فلسطینیان تعریف نشده است. در همین راستا شهرکنشینان افراطی نقشی کلیدی در پیشبرد این اهدف در کنار نظامیان صهیونیستی دارند.
این کارشناس در پاسخ به این سوال که «شهرک نشینان از حمایت چه کسانی برخوردارند؟» گفت: آنان نه تنها از حمایت کامل ارتش رژیم صهیونیستی برخوردارند، بلکه در برخی موارد، خود ارتش با هدف پاکسازی مناطق فلسطینی نشین در بخشهای از مناطق A و B و C برای شهرکسازی جدید، زمینه را برای آنها فراهم میکنند. مثلا سوژه «دختران تپه» که جمعی از دختران نوجوان و جوانی هستند که رویای خام نیل تا فرات دارند، زندگی مدرن را ترک کردند به امید واهی «ارض موعود» در تپهها زندگی میکنند.
جالب است که ابتدا با وسایل ابتدایی خانههایی درست میکنند و با گذشت زمان با کمک ارتش و دولت صهیونیستی به امکانات شهری مجهز میشوند البته حضور وزیران تندرویی مانند «بن گویر» و« اسموتریچ» در کابینه نتانیاهو که از توسعه شهرکها حمایت میکنند به شهرک نشینان جسارت بیشتری داده تا آنان با تخریب وآتش زدن مساجد،منازل،مغازههای فلسطینیها آنها را مجبور به کوچ کنند این درحالی است شهرکنشینان همواره تحت قوانین مدنی رژیم قرار دارند و فلسطینیان تابع دادگاههای نظامی رژیم اسرائیل هستند. این سیستم دوگانه، که توسط سازمانهای حقوقبشری آپارتاید (تبعیض نژادی) خوانده شده است، به شهرکنشینان احساس مصونیت قضایی میدهد.
وی تصریح کرد: در 20 سال اخیر با به قدرت رسیدن دولتها و احزاب راستگرای افراطی نه تنها شهرک سازی گسترش یافت بلکه به دنبال آن رفتند که کرانه باختری را به سرزمین اشغالی فلسطین الحاق کنند که این مساله عملا برخلاف پیمان اسلو و ایجاد دولت فلسطینی و طرح دو دولتی است. در 4 سال اخیر نیز با حضور احزاب افراطی شهرک نیشین به رهبری بن گویر وزیر امنیت داخلی و اسموتریچ وزیر دارایی وقت تنها طرحهای استعماری و توسعه طلبانه الحاق کرانه باختری و اخراج ساکنان این منطقه به جد دنبال میشود. به همین دلیل، بن گویر به دنبال این مساله رفت که شهرک نشینها را آموزش نظامی دهد و مسلح شوند تا با زور وارد مناطق فلسطینیان شوند جهت تخریب،کشتار،نابودی،نسل کشی و کوچ اجباری ساکنان اصلی این مناطق برای احداث شهرکهای جدید و عملا تصاحب تمام مناطق کرانه باختری .
شاهدی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه «چرا از فلسطینیان در قبال این حملات حمایت نمیشود و عملا تشکیلات خودگردان نیز سکوت کرده است؟» اظهار داشت: در حالی که جامعه بینالملل شهرکها را غیرقانونی میداند، فشار عملی برای توقف آنها به دلیل فشار نظام سلطه غربی – صهیونیستی محدود است و صرفا شاهد تظاهراتهای مردمی در محکومیت چنین اقداماتی در جهان هستیم.
آمریکاییها به عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی، اگرچه با الحاق صریح کرانه باختری مخالفت کرده، ولی از محکوم کردن گسترش شهرکسازی خودداری میکنند البته در این بین دولتهای اروپایی شهرک سازی را محکوم میکنند اما اقدام عملی و خاصی انجام نمیدهند و صرفا میکوشند همان ژستهای به اصطلاح حقوق بشری خود را داشته باشند تا بتوانند جوامع خود را آرام نگه دارند.
وی با تاکید بر اینکه تشکیلات خودگردان به رهبری «محمود عباس» هماهنگی امنیتی و اطلاعاتی گستردهای با رژیم صهیونیستی دارد، تصریح کرد: رژیم اسرائیل از این هماهنگی برای سرکوب ملت مقاوم فلسطین استفاده میکند، اما جالب است که ملت فلسطین دیگر هیچ ارزش راهبردی برای تشکیلات خودگردان قائل نیست و آن را نهادی ناکارآمد و مرده و منفور میداند البته در این بین، تل آویو با هدف قرار دادن مقرهای امنیتی تشکیلات خودگردان و نقض توافق قبلی یعنی پیمان اسلو، عملاً آن را در افکار عمومی فلسطینیان بیاعتبار کرده تا امید هرگونه راهحل سیاسی دو دولتی مبتنی بر تشکیلات خودگردان را نابود کند.
این کارشناس حوزه فلسطین تصریح کرد: امروز عملا دیگر مناطقی چون A و B و C وجود خارجی ندارد چرا که پایبندی به توافق اسلو اصلا وجود ندارد و اساسا دولت محمود عباس در کنار رژیم صهیونیستی نقش پلیس سرکوبگر و بازداشت کننده فلسطینیان را برعهده دارد. جالب است تشکیلات خودگردان صرفا در منطقه رام الله مستقر است آنهم در شعاع 4 کیلومتری حاکمیت دارد حتی برای خروج از این منطقه باید با مجوز و هماهنگی اسرائیلی صورت پذیرد.
وی درباره راهکار مردم فلسطین در شرایط کنونی گفت: در پاسخ به عدم تحرک تشکیلات خود گردان و نبود فشار مؤثر سازمانها و کشورهای بینالمللی، دو مسیر اصلی در پیش روی ملت فلسطین قرار دارد. اول افزایش مقاومت نظامی ، عملیاتهای فردی چه به صورت سازمان یافته و چه به صورت فردی معروف به «گرگ تنها» . دوم حضور مردمی محلی فراگیر در کنار گزینه نظامی و عملیاتهای شهادت طلبانه البته الگوبرداری از مقاومت مردمی سازمانیافته در روستاهایی مانند «بیتا» و «سیریس» که با تجمعات گسترده و فریاد الله اکبر و البته با دادن شهید و زخمی توانستند از تخریب و شهرکسازی جلوگیری کنند، نیز به عنوان یک راهکار مؤثر مطرح شده است.
شاهدی در پایان تصریح کرد: ملت فلسطین از همان ابتدا تمام راههای به اصطلاح دیپلماتیک و صلح آمیز را امتحان کرده. مثل قرارداد صلح مادرید، پیمان اسلو، نقشه راه، آناپولیس، شرم الشیخ، معامله قرن، پیمان ابراهیم اما هیچکدام از اینها به صلح، گرفتن حق تعین سرنوشت و بازپسگیری سرزمین مادری منجر نشده است بلکه تجربه تاریخی نشان داده تنها راه فلسطینیان فقط و فقط مبارزه و مقاومت مسلحانه است چرا که صهیونیستها تنها زبان زور را می فهمند.
انتهای پیام/