طالبان در 5 ساله گذشته؛ از کاهش نقش غرب تا گسترش روابط منطقهای
- اخبار بین الملل
- اخبار افغانستان
- 28 مرداد 1405 - 14:10
به گزارش دفتر منطقهای خبرگزاری تسنیم، پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، الگوی روابط خارجی هیئت حاکمه افغانستان بهطور محسوسی تغییر کرده است؛ غرب که در سالهای نخست پس از سقوط کابل بخش قابل توجهی از تعاملات دیپلماتیک افغانستان را در اختیار داشت، بهتدریج از صحنه کنار رفته و در مقابل، ایران، چین، ترکیه، قطر و کشورهای آسیای مرکزی به مهمترین شرکای دیپلماتیک و اقتصادی طالبان تبدیل شدهاند.
آرون زیلین، پژوهشگر ارشد مؤسسه «واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک»، در گزارشی با بررسی تعاملات طالبان اظهار داشت تغییر الگوی روابط خارجی افغانستان نشان میدهد طالبان طی پنج سال گذشته توانسته است بدون عقبنشینی قابلتوجه در موضوعاتی که برای غرب حساس است، از جمله حقوق زنان، مبارزه با تروریسم و روابط با گروههای مسلح، دامنه تعاملات خارجی خود را گسترش دهد و روابط خود را از سطح دیدارهای سیاسی به سمت سازوکارهای رسمیتر و همکاریهای اقتصادی و امنیتی سوق دهد.
بر اساس دادههای مربوط به فعالیتهای دیپلماتیک طالبان، هیئت حاکمه افغانستان بین 15 آگوست 2021 تا 15 آگوست 2026، دستکم 3 هزار و 651 تعامل دیپلماتیک با 103 کشور و نهاد داشته است. شمار این تعاملات از 387 مورد در سال نخست به 952 مورد در سال سوم رسید و در سال پنجم با وجود کاهش نسبت به اوج خود، همچنان در سطح 844 مورد باقی ماند.
در همین مدت، فهرست کشورهایی که با طالبان وارد تعامل نشده بودند نیز بهسرعت کوچکتر شده است. در سال نخست و دوم، طالبان بهترتیب با 35 و 37 کشور برای نخستین بار وارد تعامل شد، اما این روند در سالهای بعد بهشدت کند شد و در سال پنجم تنها سه کشور جدید به این فهرست افزوده شدند؛ روندی که نشان میدهد مرحله گسترش اولیه روابط خارجی طالبان تا حد زیادی سپری شده و کابل اکنون در حال تثبیت و نهادینه کردن روابط موجود است.
از دیدارهای سیاسی تا روابط نهادینهشده
یکی از مهمترین تغییرات در دیپلماسی طالبان، حرکت از دیدارهای مقطعی به سمت ایجاد سازوکارهای رسمیتر است. اشاره به کنسولگریها در گزارشهای طالبان از حدود 2 درصد تعاملات در سال نخست به 14 درصد در سال پنجم افزایش یافته است. در سال گذشته نیز برای نخستین بار از سازوکارهای دائمی مانند کارگروه افغانستان-قرقیزستان، کمیسیون بینوزارتی قزاقستان و شورای مشترک تجارت افغانستان-ازبکستان سخن گفته شد.
این روند بیانگر آن است که طالبان دیگر صرفاً به دنبال کسب تماس و مشروعیت سیاسی نیست، بلکه تلاش میکند روابط خارجی خود را به ساختارهایی تبدیل کند که بازگرداندن آنها دشوارتر باشد.
گزارش افزود رویکرد کشورهای منطقه نیز در این میان تعیینکننده بوده است. در این میان، ایران با 494 تعامل در پنج سال گذشته در صدر شرکای دیپلماتیک طالبان قرار دارد و پس از آن چین با 432، ترکیه با 394، قطر با 347 و ازبکستان با 316 تعامل قرار دارند. از طرف دیگر، هند نیز که در سالهای نخست تماسهای محدودی با طالبان داشت، در سالهای چهارم و پنجم به یکی از شرکای فعالتر کابل تبدیل شده است.
در مقابل، پاکستان که زمانی یکی از مهمترین حامیان طالبان محسوب میشد، در سالهای اخیر مسیر معکوسی را طی کرده است. تعاملات طالبان با اسلامآباد در سال چهارم به 86 مورد رسید، اما در پی تشدید اختلافات و درگیری میان دو طرف، این رقم در سال پنجم به 33 مورد کاهش یافت.
کاهش سهم غرب
در سوی دیگر، نقش غرب در دیپلماسی افغانستان بهشدت کاهش یافته است. سهم تعاملات کشورهای غربی با کابل از حدود 16 درصد در سال نخست پس از سقوط جمهوریت به تنها 5 درصد در سال پنجم رسیده است.
این کاهش تا حد زیادی پس از ممنوعیت تحصیل دختران و محدودیتهای گسترده علیه اشتغال و حضور اجتماعی زنان رخ داد. در نتیجه، کشورهای غربی بهجای حفظ تعاملات گسترده با مقامهای تصمیمگیر طالبان، بخش قابل توجهی از روابط خود را محدود کردند.
پیامد این روند فقط کاهش تعداد دیدارها نبوده است؛ بلکه موضوعاتی که برای غرب اهمیت بیشتری دارند نیز تا حد زیادی از دستورکار روابط خارجی افغانستان کنار رفتهاند. اشاره به وضعیت زنان در گزارشهای دیپلماتیک طالبان کاهش یافته و موضوع مبارزه با تروریسم نیز عمدتاً به مسئله داعش خوراسان محدود شده است.
روسیه و چین همچنان موضوع مبارزه با تروریسم را مطرح میکنند، اما تمرکز آنها عمدتاً بر داعش خوراسان است. در مقابل، پروندههایی مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان و تروریسم فراملی که برای واشنگتن اهمیت بیشتری دارند، با کاهش حضور غرب در دیپلماسی افغانستان کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
روسیه و منطقه؛ عبور طالبان از یک آستانه مهم
مهمترین تحول در مسیر مشروعیت خارجی طالبان، اقدام روسیه در ژوئن 2025 بود؛ زمانی که مسکو به نخستین و تاکنون تنها کشوری تبدیل شد که حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت شناخت.
پس از آن، تعامل روسیه با کابل وارد مرحله تازهای شد و طالبان امکان حضور بهعنوان حکومت بهرسمیت شناختهشده در نشستهای فرمت مسکو را پیدا کرد. همکاری نظامی-فنی میان دو طرف نیز در سال جاری گسترش یافت.
در کنار روسیه، کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و آسیای مرکزی نیز بدون شناسایی رسمی طالبان، دیپلماتهای منصوب هیئت حاکمه افغانستان را پذیرفتهاند. گزارش افزود این رویکرد عملاً شکاف میان «تعامل» و «به رسمیت شناسی» را پر کرده و به طالبان اجازه داده است بدون پذیرش رسمی گسترده، از بسیاری از مزایای روابط دیپلماتیک برخوردار شود.
همزمان، همکاریهای اقتصادی نیز وارد مرحلهای شده که در سالهای نخست پس از سقوط کابل دشوار به نظر میرسید. آغاز عملیات اجرایی پروژه خط لوله ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (تاپی)، تفاهمنامه سرمایهگذاری 10 میلیارد دلاری امارات، مشارکت شرکت DP World در گذرگاههای مرزی و تعهد قزاقستان برای سرمایهگذاری در بخش راهآهن، نمونههایی از این روند هستند.
برای کشورهای منطقه، انگیزه این همکاریها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، به منافع اقتصادی و امنیتی مربوط است؛ از تأمین امنیت مرزها و مدیریت مهاجرت گرفته تا توسعه ترانزیت، تجارت و دسترسی به منابع معدنی افغانستان.
طالبان چه چیزی از پنج سال دیپلماسی آموخته است؟
الگوی پنج سال گذشته نشان میدهد طالبان به یک نتیجه مهم رسیده است: میتوان بدون پذیرش بخش قابل توجهی از خواستههای سیاسی و حقوق بشری غرب، روابط خارجی را گسترش داد.
کابل از یک سو با روسیه به مرحله شناسایی رسمی رسیده، از کشورهای مختلف دیپلماتهای خود را پذیرفته و با کشورهای منطقه توافقهای اقتصادی و امنیتی امضا کرده و از سوی دیگر، در مسائل کلیدی مورد اختلاف با غرب امتیاز قابل توجهی نداده است.
این روند برای طالبان یک مزیت چانه زنی ایجاد کرده است. هرچه شمار کشورهای درگیر با افغانستان بیشتر شده و منافع اقتصادی و امنیتی آنها در این کشور افزایش یافته، هزینه فشار یکجانبه بر کابل نیز برای کشورهای مختلف بیشتر میشود.
به همین دلیل، مرحله کنونی دیپلماسی طالبان را میتوان مرحله «تعمیق روابط» دانست، نه صرفاً گسترش تعداد شرکا. کابل اکنون تلاش میکند روابطی ایجاد کند که منافع اقتصادی، امنیتی و سیاسی طرف مقابل را با ادامه تعامل با طالبان گره بزند.
کابل به دنبال سرمایه غرب است، نه بازگشت نفوذ غرب
با وجود گسترش روابط منطقهای، طالبان همچنان با یک مشکل جدی مواجه است: کشورهای منطقه به اندازهای که کابل برای توسعه افغانستان به سرمایه نیاز دارد، توان یا تمایل سرمایهگذاری ندارند.
حدود نیمی از جمعیت افغانستان همچنان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و بازگشت میلیونها مهاجر از ایران و پاکستان فشار بیشتری بر اقتصاد افغانستان وارد کرده است. در همین حال، بسته بودن مرز پاکستان و ادامه مسدود بودن بخش قابل توجهی از ذخایر بانک مرکزی افغانستان، فشارهای اقتصادی را تشدید کرده است.
در چنین شرایطی، درخواست «امیرخان متقی»، وزیر خارجه طالبان، از آمریکا برای بازگشایی سفارت و سرمایهگذاری در معادن، سدها و جادههای افغانستان قابل توجه است. کابل از واشنگتن سرمایه و حضور اقتصادی میخواهد، اما در مقابل حاضر نیست امتیاز مشابهی در زمینه خواستههای امنیتی و حقوق بشری آمریکا ارائه کند.
متقی در گفتوگو با نیویورکتایمز صریحاً بازگشت نیروهای آمریکایی به افغانستان را رد کرد؛ رویکردی که نشان میدهد طالبان میان «تعامل اقتصادی با آمریکا» و «بازگشت نفوذ سیاسی و نظامی آمریکا» تفاوت روشنی قائل است.
انتهای پیام/.