مبارزه و مقاومت، محور فضائل و شخصیت رهبر شهید انقلاب بود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیت‌الله علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، در مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای(ره) که صبح امروز در محل مجتمع تربیتی آموزشی حضرت مهدی(عج) برگزار شد، با اشاره به جایگاه و فضائل رهبر شهید انقلاب اسلامی، اظهارکرد: 40 روز است که در سوگ عزیزانمان، امام بزرگوار، شهید مظلوم و داغدار این حادثه هستیم و این روز را خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می‌کنم.

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان اینکه آنچه در شناخت عظمت و فضیلت این رهبر بزرگوار شهید مورد توجه است، نقش آموزشی ایشان در عرصه‌های مختلف زندگی و تحولات اجتماعی است، افزود: در بیان پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، انسان‌ها به فلز تشبیه شده‌اند؛ انسان‌ها، توده مردم، مانند فلزاتی همچون طلا و نقره هستند و این فلزات در ابعاد مختلف و در جهاد گوناگون با یکدیگر تفاوت دارند، اما آنچه در فرمایش رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مورد توجه است، مسئله ارزش‌گذاری فلزات و تفاوتی است که در ارزش آنها وجود دارد.

وی ادامه داد: یک فلز مانند طلا از قیمت بالایی برخوردار است و ارزش فوق‌العاده‌ای دارد و در کنار آن، فلز دیگری بی‌ارزش است. این تفاوت در ارزش و قیمت به خاطر چیست؟ چه خصوصیتی در طلا وجود دارد که موجب ارزش آن در میان فلزات شده است؟ همین خصوصیت و تفاوت در انسان‌ها نیز موجب ارزش انسان‌هاست.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با اشاره به حکایت گفت‌وگوی مس و برنج درباره طلا، اظهار کرد: برنج که از نظر رنگ شباهت به طلا دارد، از طلا می‌پرسد چرا رتبه و ارزش تو از ما بالاتر است و طلا در پاسخ، به ویژگی مقاومت خود اشاره می‌کند؛ اینکه اگر در دل تیزاب قرار بگیرد، ماهیت و ارزش خود را از دست نمی‌دهد.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: امتیاز طلا این است که عوامل بیرونی در آن اثر نمی‌گذارند و ماهیت آن را تغییر نمی‌دهند؛ نه‌تنها ماهیت و ذات آن قابل تغییر نیست، بلکه رنگ، قیافه و شکل آن نیز تغییر نمی‌کند و در حقیقت، هویت خود را حفظ می‌کند.

وی با استناد به آیه شریفه «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» گفت: امتیازی که خداوند متعال در این آیه شریفه برای مؤمنان صادق بیان می‌کند، «ما بدلوا تبدیلا» است؛ یعنی تغییر ماهیت نمی‌دهند و هیچ‌گونه تحولی به‌وسیله عوامل خارجی در آنها به وجود نمی‌آید.

امام جمعه مشهد افزود: مقاومت در مقابل عوامل بیرونی، مقاومت در برابر جریان‌های مؤثر، تغییر پیدا نکردن و با کمال اقتدار ایستادن، حفظ رنگ و تثبیت کامل ماهیت و هویت، ملاک ارزش در فلز است و ملاک ارزش در انسان نیز همین است.

آیت‌الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد: اگر بنا باشد ما در مقابل حوادث و تحولاتی که به وجود می‌آید، رنگ ببازیم، ماهیت خود را عوض کنیم، خط خود را تغییر دهیم و راه خود را کاملاً از بین ببریم، طبیعی است که در این مورد بزرگ‌ترین خیانت و جنایت را به عرصه انسانیت خودمان انجام داده‌ایم و ماهیت انسانی ما ضربه خورده است.

وی با اشاره به فضائل و ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار کرد: خدا رحمت کند امام شهید مظلوم را؛ ایشان در کنار تمام فضایل و امتیازاتی که در ابعاد مختلف داشتند، فضایل زندگی‌شان برای ما نقش آموزشی دارد و با تعمق و دقت در این فضایل و ابعاد مختلف زندگی ایشان، می‌توانیم خط بگیریم و از آن برای زندگی خود آموزش بگیریم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: در بسیاری از فضایل، ایشان نه‌تنها کم‌نظیر، بلکه باید گفت بی‌نظیر بودند. علاوه بر اینکه در علوم و فنون مختلف، هر گروهی که خدمت ایشان می‌رسیدند، از همان تخصص وارد بحث می‌شدند؛ درست مانند کسی که به‌عنوان یک کارشناس قطعی در آن تخصص وارد بحث شده است.

وی افزود: از نظر علمی در این حد و از نظر آشنایی با فنون در این اندازه بودند. در علوم غریبه و ارتباطات خاص نیز دست بسیار وسیعی داشتند، به‌گونه‌ای که بسیاری از حقایق را پیش‌بینی می‌کردند و در بینش نافذ و آینده‌نگری فوق‌العاده عظیم بودند. گاهی اوقات پیش‌بینی‌های ایشان نسبت به آینده صورت غیب‌گویی پیدا می‌کرد؛ ایشان از تمام محتویات و مقدمات قضایایی که قرار بود اتفاق بیفتد، آگاه بودند و مطلبی را بیان می‌فرمودند.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به زهد و ساده‌زیستی رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: در زهد نیز فوق‌العاده بودند و فردی نابغه و بی‌نظیر محسوب می‌شدند. زهد ایشان مربوط به دوران رهبری نبود که بگوییم لازمه رهبری و شایستگی آن، زاهد بودن است؛ بلکه از همان دوران جوانی، ایشان فردی زاهد بودند و در زندگی فوق‌العاده زهد می‌ورزیدند.

وی ادامه داد: شرایطی که ایشان در آن زندگی می‌کردند، فوق‌العاده دشوار بود. گاهی اوقات بعضی از خاطرات و مسائل را به دلیل ارتباطی که با ایشان داشتم، با بنده در میان می‌گذاشتند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: ایشان می‌فرمودند زمانی که قرار بود دومین فرزندشان متولد شود، شرایط زندگی از نظر مادی در وضعیتی بود که همسرشان قرار بود زایمان کند و ایشان در تمام زندگی خود هیچ پولی نداشتند.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: از طرف مرحوم آیت‌الله میلانی، به طلبه‌ها شهریه پرداخت می‌شد و به طلبه‌های بسیار فاضل، ماهی 50 تومان شهریه می‌دادند. ایشان می‌فرمودند نزد مقسم شهریه آیت‌الله میلانی رفتم و گفتم اکنون در چنین شرایطی از نظر زندگی قرار دارم؛ اگر ممکن است 50 تومان شهریه مرا زودتر بدهید تا مشکلم حل شود و اول ماه حساب کنید.

وی ادامه داد: مقسم گفت باید بروم اجازه بگیرم و بعد به من خبر داد که اجازه نداده‌اند این شهریه را زودتر به شما بدهم. ایشان می‌فرمودند با یک قرض سنگین، مشکلی را که به هیچ وجه نمی‌خواستم به آن گرفتار شوم، حل کردم.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به شرایط مبارزاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی در همان دوران طلبگی اظهار کرد: این مربوط به دوران طلبگی ایشان بود؛ در چنین شرایطی زندگی می‌کردند، در حالی که شخصیت طلبگی ایشان در آن زمان به‌گونه‌ای بود که شاید انقلاب را در داخل این شهر رهبری می‌کردند و در همان دوران، در مسجد امام حسن(علیه‌السلام) عنصری اثرگذار برای هدایت و ارشاد نسل جوان و دانشگاهی به‌پاخواسته آن روز بودند و جریان بینش انقلابی را در دانشگاه نفوذ داده بودند.

وی تصریح کرد: ایشان یک طلبه معمولی نبودند؛ طلبه‌ای با چنین جایگاه و اثرگذاری، اما از نظر زندگی در این شرایط زندگی می‌کردند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با اشاره به ادامه این سبک زندگی پس از پیروزی انقلاب گفت: این وضعیت تنها مربوط به آن زمان نبود. زمانی که ایشان از مشهد به تهران منتقل شدند و در ابتدای پیروزی انقلاب، حزب جمهوری اسلامی ایران را تشکیل دادند، خودشان می‌فرمودند یک روز احساس کردم هیچ پولی ندارم و قرار است به خانه بروم.

وی افزود: آن زمان حتی غذای محافظانی که همراه شخصیت‌ها بودند، در خانه همان شخصیت تأمین می‌شد. ایشان می‌فرمودند به فکر ناهار خودم و خانواده‌ام نبودم، بلکه فکر ناهار محافظین بودم. چه کنم؟ هیچ پولی نداشتم.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه دادند: ایشان می‌فرمودند مرحوم درخشان، که در حزب به شهادت رسید، از جلوی اتاق من عبور کرد. صدایش کردم و گفتم آیا 500 تومان دارید که به من قرض بدهید؟ ایشان یک دسته پول درآورد و گفت هر مقدار می‌خواهید بردارید. من 500 تومان از او قرض گرفتم تا ناهار آن روزم را تهیه کنم.

وی خاطرنشان کرد: این زمانی بود که ایشان به‌عنوان یک شخصیت باعظمت انقلابی، عضو شورای عالی انقلاب و در جریان قدرت و نظام قرار گرفته بودند.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به خاطره‌ای از دوران رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی بیان کردند: در دوران رهبری نیز مسائل زندگی ایشان و زهدی که داشتند، فوق‌العاده بود. قضیه‌ای که خود من در جریان آن بودم، مربوط به خانواده‌ای شهید در اصفهان بود.

امام جمعه مشهد افزود: این خانواده به من گفتند یکی از فرزندانشان شهید شده بود و دختر جوانشان نیز به سرطان مبتلا شده و از دنیا رفته بود. گفتند این دختر جوان ما دو قالیچه ابریشمی بافته و بسیار هنرمند بوده است. ما علاقه داریم این قالیچه‌های ابریشمی را خدمت آقا تقدیم کنیم؛ یکی را ایشان روی آن نماز بخوانند و به ما برگردانند و یکی هم مخصوص خود ایشان باشد، به شرط اینکه در زندگی‌شان باشد و دوباره به موزه یا جای دیگری منتقل نشود.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: آقا در مشهد بودند و خدمت ایشان عرض کردم. فرمودند اشکالی ندارد، بفرستید بیاورند. ما قالیچه‌ها را به دست مرحوم آقای دکتر مصباح، داماد ایشان، دادیم تا منتقل کنند. یک قالیچه را برای آقا بردند و یک قالیچه را برگرداندند و گفتند آقا دو رکعت نماز روی قالیچه خواندند و آن را به صاحبانش برگردانیم.

وی اظهار کرد: سه، چهار ماه از این قضیه گذشت. در آن زمان جناب آقای مروی، معاون حوزوی دفتر، به مشهد آمدند و به بنده گفتند آقا پیغامی برای شما داشتند. فرمودند آن قالیچه‌ای که از خانواده شهید آوردی، اکنون دو، سه ماه است در خانه ماست و شب‌ها روی آن نماز می‌خوانند. اگر اینها می‌خواهند، قالیچه را به آنها برگردان و اگر قالیچه را به من می‌دهند و به من واگذار می‌کنند، خودم درباره آن تصمیم می‌گیرم.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: ایشان فرمودند این قالیچه با خانه ما نسبتی ندارد و با فرش‌های خانه ما همخوانی ندارد. در زندگی من چنین فرشی وجود ندارد و نمی‌توانم چنین قالیچه‌ای را نگهداری کنم. بنده به آن خانواده گفتم قالیچه در اختیار آقاست. ما که قصد تکلیف‌سازی نداشتیم، فقط علاقه خودمان را بیان کردیم. در نهایت، قالیچه از زندگی ایشان خارج شد.

وی تصریح کرد: این نمونه‌ای از زندگی مردی بود که با همه فضایل و شخصیت برتر و والایی که داشتند، چنین ساده و زاهدانه زندگی می‌کردند.

آیت‌الله علم‌الهدی با تأکید بر اینکه محور اصلی فضایل رهبر شهید انقلاب اسلامی، مبارزه و مقاومت بود، اظهار کرد: با همه فضائلی که ایشان داشتند و با همه شخصیت برتر و والایی که در ایشان بود، آنچه مهم بود و محور تمام فضایل امام شهید مظلوم بود، مسئله مقاومت و مبارزه ایشان بود.

وی ادامه داد: از دوران 14 سالگی، ایشان به یک شخصیت انقلابی تبدیل شدند. در سن 14 سالگی در مشهد با مرحوم نواب صفوی برخورد کردند. مرحوم نواب به مدرسه آمد و سخنرانی کرد و ایشان که 14 سال بیشتر سن نداشتند، برای نخستین بار با نواب مواجه شدند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی افزود: خودشان می‌فرمودند: «اولین مرتبه‌ای که نواب را دیدم، تصور می‌کردم آدمی قدبلند، چهارشانه و بسیار باصلابت باشد؛ اما وقتی دیدم، یک سید قدکوتاه، ضعیف و بسیار نازک بود؛ اما وقتی نگاه می‌کرد، می‌خواست تمام وجود انسان را تملک کند.»

وی بیان کرد: می‌فرمودند همان‌جا جذب مرحوم نواب شدم. آن شب نیز در خدمت ایشان بودم. در پایان جلسه، چشم نواب به من افتاد؛ یک آقازاده 14 ساله که عمامه بر سر داشت. دست مرا گرفت و تفقد خاصی از من کرد.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: فردای آن روز، مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی داشت. می‌فرمودند من به مدرسه نواب رفتم و همراه طلبه‌ها برای پهن کردن فرش‌ها و آماده‌سازی مدرسه کمک می‌کردم تا برای ورود نواب آماده شویم. ایشان دیر کرد و نیامد و گفتند سخنرانی در مهدیه طول کشیده و دیر شده است.

امام جمعه مشهد افزود: با جمعی از طلبه‌ها از مدرسه نواب به سمت مهدیه حاج عابدزاده که در کوچه پشت باغ نادری بود، حرکت کردیم تا به استقبال ایشان برویم و ایشان را به مدرسه بیاوریم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفتند: در راه به مرحوم نواب رسیدیم که با جمعی از فدائیان اسلام در حال حرکت بود. ایشان هرگاه به کسی می‌رسید که کراوات به گردن داشت، می‌گفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو انداخته است؛ از گردن خود باز کن.»

وی ادامه داد: این کلمه را که می‌گفت، چنان اثر می‌کرد که طرف کراوات خود را باز می‌کرد، مچاله می‌کرد و در جیبش می‌گذاشت. به فردی که شاپو بر سر داشت نیز می‌گفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ همه چیز تو را می‌برد؛ این کلاه را از سرت بردار.» نفوذ کلام مرحوم نواب به‌گونه‌ای بود که چنین تأثیری بر افراد می‌گذاشت.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به تأثیر این دیدار در شکل‌گیری شخصیت انقلابی رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: ایشان می‌فرمودند مرحوم نواب وارد مدرسه نواب شد و سخنرانی کرد. آن سخنرانی، جرقه انقلابی من شد. تعبیر خود ایشان این بود: «همان وقت، جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.»

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد ایشان از همان‌جا وارد عرصه انقلاب شدند؛ یعنی انقلابی بودن ایشان به‌مراتب پیش از تاریخ خود انقلاب و نهضت امام بود.

آیت‌الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد: از لحظه شروع نهضت امام تا لحظه پیروزی انقلاب، تمام زندگی آقا را مبارزه تشکیل می‌داد. ایشان علاوه بر اینکه خودشان مبارز بودند، خاصیت مبارزآفرینی و مقاوم‌آفرینی نیز داشتند.

وی با بیان خاطره‌ای از تأثیرگذاری رهبر شهید انقلاب اسلامی بر مبارزان افغانستان اظهار کرد: خودشان این خاطره را برای من نقل کردند. فرمودند زمانی که درس می‌دادم، دو طلبه افغانی در درس من حاضر می‌شدند. یک روز به آنها نگاه کردم و دیدم از چهره‌شان مشخص است که انسان‌های بسیار باهوشی هستند و درس را خوب گوش می‌دادند و می‌نوشتند.

امام جمعه مشهد ادامه داد: در آن زمان، افغانستان در سلطه اتحاد جماهیر شوروی بود و تفکر مارکسیستی بر فضای فکری افغانستان حاکم شده بود. به این دو طلبه گفتم مطالبی دارم و حاضرم برای شما بیان کنم؛ آیا حاضرید بنشینیم و درباره آن مباحثه کنیم؟ گفتند بله.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: آنها را به منزل دعوت کردم و جزوه‌ای را که قبلاً درباره انقلاب و حرکت در برابر جریان‌های استکباری و امپریالیستی نوشته بودم، برای آنها توضیح دادم و تشریح کردم و آنها نیز مطالب را می‌نوشتند.

وی گفت: این دو طلبه به افغانستان رفتند و در میان شیعیان افغانستان حزب و تشکلی برای مبارزه با مارکسیسم و دولت وابسته به جماهیر شوروی ایجاد کردند. آن تشکل زمینه پیدایش جنگ و برخورد میان مردم افغانستان و حکومت‌های مارکسیستی شد. این جنگ ادامه پیدا کرد تا اینکه شوروی از افغانستان اخراج شد و فکر و اندیشه جوانان افغانی از اندیشه‌های الحادی مارکسیسم نجات پیدا کرد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: ایشان می‌فرمودند هر دو طلبه نیز در مبارزات و جنگ‌هایی که میان افغان‌ها و شوروی‌ها درگرفت، به شهادت رسیدند.

آیت‌الله علم‌الهدی با تأکید بر اینکه مبارزآفرینی و مقاوم‌آفرینی رهبر شهید، ویژگی مهم شخصیت ایشان بود، اظهار کرد: این مبارزآفرینی و مقاوم‌آفرینی ایشان، مهم‌تر از مسئله مبارزه و مقاومت شخصی ایشان بود.

وی ادامه داد: یک روز خدمتشان عرض کردم آقا، ما اکنون با مخالفت‌ها و بحران‌هایی که وجود دارد و حملات و تهاجمات بسیار شدید است، تکلیف ما چیست؟ اکنون چه کار کنیم؟ آیا واقعاً باید مسیرمان را عوض کنیم، راهمان را تغییر دهیم و خط خود را جابه‌جا کنیم؟

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: ایشان فرمودند ببین، انقلاب به پیروزی نرسید؛ ما وسط انقلاب هستیم. مسئله از بین رفتن شاه و حکومت ستمشاهی، پیروزی نهایی نبود؛ یک اهرم بود که به دست انقلاب افتاد. یک نظام، یک دولت و یک قدرت به دست انقلاب افتاد تا انقلاب با این اهرم توسعه پیدا کند و توسعه هم پیدا کرده و دارد توسعه پیدا می‌کند.

امام جمعه مشهد بیان کرد: ایشان فرمودند ما در این انقلاب، حرکت‌مان از مبارزه شروع شد. این مبارزه ادامه دارد و باید حالت مبارزه برای شما وجود داشته باشد. آن روز شما با یک پاسبان می‌جنگیدید و با یک ساواکی مبارزه می‌کردید؛ امروز با مهم‌ترین رسانه‌های صهیونیستی دنیا مبارزه می‌کنیم و با استکبار جهانی مبارزه می‌کنیم. مبارزه هست؛ موضوع مبارزه فرق کرده است. این مبارزه ادامه دارد تا لحظه پیروزی انقلاب؛ یعنی لحظه‌ای که وجود مقدس بقیةالله(عج) پرچم را به دست بگیرند و خودشان در میدان حاضر شوند. وقتی آقا آمدند، کار تمام است؛ تا آنجا باید مبارزه کنیم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: این مسئله مهمی در مسیر زندگی ایشان بود؛ اینکه با همه فضایل، محور زندگی ایشان مبارزه و مقاومت بود.

آیت‌الله علم‌الهدی خطاب به طلاب و جوانان اظهار کرد: برادران و عزیزان، شما که افتخار نوکری امام زمان(عج) را دارید، خدمت دارید. ائمه(علیهم‌السلام) نوکر به‌روز می‌خواهند و امام زمان(عج) نیز نوکر به‌روز می‌خواهند.

وی افزود: هیچ‌گاه عالم بودن، فقیه بودن، باسواد بودن، مجتهد بودن و امثال اینها به‌تنهایی در خدمت حضرت ارزش ندارد. نوکر به‌روز مورد نیاز است. حضرت به تمام علومی که ما می‌خوانیم، محتاج نیستند. تمام شخصیت علمی ما ابزار نوکری است و درس ما ابزار نوکری است؛ درس بخوانیم تا بتوانیم نوکری کنیم و نوکر به‌روز آقا باشیم.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه دادند: اگر ما نوکر به‌روز شدیم، در محضر حضرت ارزش داریم. در خیمه امام صادق(علیه‌السلام) تمام بزرگان و فقها زانو زده بودند. یک جوان که هنوز مو به صورتش نروییده بود، از در خیمه وارد شد. وجود اقدس امام حرکت کردند و به استقبال او رفتند، او را در آغوش گرفتند و بالادست زُراره، قوی‌ترین شاگردشان، نشاندند و سپس فرمودند: «هشام، جریان مناظره‌ات را برای آقایان نقل کن.»

وی تصریح کرد: این یعنی امام، نوکر به‌روز می‌خواهد؛ جوانی که هنوز مو به صورتش نروییده است را بر دیگران ترجیح می‌دهد. وجود مقدس امام زمان(عج) نیز همین‌گونه است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خطاب به جوانان گفتند: شما عزیزان جوان، ممکن است در میان شما یک نفر نوکر به‌روز آقا باشد و حضرت برای او آن‌قدر ارزش و اهمیت قائل باشند که از من طلبه 82 ساله که نزدیک به 70 سال طلبه بوده‌ام، بسیار بیشتر برای او ارزش قائل شوند.

آیت‌الله علم‌الهدی با تأکید بر ضرورت حفظ روحیه مبارزه اظهار کرد: آن آقازاده جوان، نوکر به‌روز حضرت است؛ برای امروز حضرت نوکری کند. ما باید به این نوکر به‌روز بودن توجه کنیم.

وی افزود: نوکر به‌روز نمی‌تواند رفاه‌طلب باشد، نمی‌تواند عافیت‌خواه باشد، نمی‌تواند بگوید بروم بخوابم و راحت و آسوده زندگی کنم؛ نمی‌تواند بگوید به جایی بروم و استراحت کنم و از بهترین امتیازات و مزایا برخوردار باشم و دنبال مسائل نفسانی و مادی خود باشم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: اگر انسان در این مسیر افتاد، کنار گذاشته می‌شود. وای به حال آن بدبختی که نوکر بوده و بیرونش کنند. اگر از ابتدا نوکر نبوده، مسئله‌ای نیست؛ اما اگر نوکر بوده و از مسیر نوکری خارج شود، از این بدبخت‌تر کسی نیست.

امام جمعه مشهد ادامه داد: ما در زندگی طلبگی‌مان باید این مسئله را مورد توجه قرار دهیم. بنده نزدیک به 70 سال است که طلبه‌ام و در زندگی‌ام آدم‌های مختلفی دیده‌ام. معتقدم برای شما برادران و فضلا، بیان خاطرات خودمان بهتر از این است که بخواهیم مطالبی را بیان کنیم؛ شما خودتان با مطالعه می‌فهمید.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به سابقه مبارزاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: آقا از 14 سالگی مبارزه می‌کرد. شما زندگی آقا را از روزی که امام اولین اعلامیه را دادند و آقا حامل اعلامیه امام برای سیستان و بلوچستان بودند، از همان روز تا روزی که انقلاب به پیروزی رسید، در نظر بگیرید. یک آن از زندگی ایشان از مبارزه خالی نبود؛ یا در زندان بودند، یا تبعید بودند، یا تحت تعقیب بودند، یا در حال فرار بودند. با زن و بچه و زندگی، همه اینها تحت‌الشعاع مبارزه بود.

وی افزود: یک روز همسر ایشان خاطراتی را برای خانواده ما نقل می‌کردند که بسیار عجیب بود. ساواک به خانه می‌ریخت و تمام زندگی آنها را زیر و رو می‌کرد؛ از چمدان لباس‌ها گرفته تا کتابخانه و کتاب‌ها. همه زندگی را به هم می‌ریختند و آزار می‌دادند. از دوران آغاز نهضت امام، تمام زندگی ایشان مبارزه بود تا پیروزی انقلاب.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: پس از پیروزی انقلاب نیز مسئله ترور ایشان، درگیری و برخورد با منافقین و سپس دوران ریاست‌جمهوری مطرح شد. خودشان می‌فرمودند سخت‌ترین دوران‌های زندگی من، دوران ریاست‌جمهوری بود که با عوامل بسیار نامساعد و ناسازگار، کشور را اداره می‌کردم؛ آن هم در شرایط جنگ.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به دوران رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: پس از آن، دوران رهبری آغاز شد و این همه فراز و نشیب در دوران رهبری وجود داشت. هر دولتی که آمد، برای ایشان یک بحران ایجاد شد و یک مسئله سنگین پیش آمد.

وی با اشاره به مظلومیت رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار کرد: روزی که خبر شهادت آقا را شنیدیم، شعری از محتشم درباره امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) به یادم آمد. محتشم می‌گوید حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) را در خواب دید و حضرت به او فرمودند: محتشم، تو درباره فرزندم حسین(علیه‌السلام) بسیار شعر گفتی، اما حسن من نیز مظلوم بود و برای حسن من شعر نگفتی.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه دادند: گفته‌اند محتشم از خواب بیدار شد و رو به قبله کرد و ناله کرد: «خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت». این شعر به یاد من آمد و گفتم امام حسن(علیه‌السلام) خونی که در همه عمر خورد، از گلو بیرون ریخت؛ یعنی در اثر ضربه‌ها و مظلومیت‌ها، خون از بدن مبارک ایشان جاری شد.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: واقعاً اگر بخواهیم در طول تاریخ انقلاب، دو ویژگی را درباره مقام معظم رهبری شهید بیان کنیم، یکی مظلومیت ایشان است و دیگری محور مقاومت و مبارزات ایشان.

وی تأکید کرد: عزیزان، وظیفه ما این است که خط ایشان را دنبال کنیم. اگر بخواهیم واقعاً در مقام نوکری آقایمان، امام زمان(عج)، خدمتگزار باشیم، نباید روح مبارزه را از دست بدهیم. روحیه مبارزه باید در ما باقی بماند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کردند: انسان همه مصیبت‌ها و مظلومیت‌ها و شهادت‌ها را در نظر می‌گیرد، اما اینها در برابر مصیبت‌ها و مظلومیت‌هایی که ائمه(علیهم‌السلام) کشیدند، قابل مقایسه نیست. آنچه بر امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) گذشت و آن مظلومیت‌ها، قابل مقایسه با هیچ‌کدام از این مصیبت‌ها نیست و در حادثه کربلا نیز اوج مظلومیت فرزند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رقم خورد.

امام جمعه مشهد با ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) دعا کردند: پروردگارا، ما را ببخش و بیامرز. اموات ما و شهدای عزیز ما را غریق رحمت بفرما. روح و بشارتی به روح پرفتوح امام بزرگوار ما و امام شهید مظلوم ما عنایت بفرما. پروردگارا، سایه پربرکت مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدار. خدایا، در عین قدرت و نصرت، وجود مقدس ایشان را از همه خطرات و بلایا مصون و محفوظ نگه دار و دشمنان ناپاک ما را از صفحه روزگار محو بفرما.

انتهای پیام/282