از قلممویی با موی نوهها تا فانوس دریایی؛ نبرد غزه برای حفظ تاریخ
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 27 مرداد 1405 - 09:29
خبرگزاری تسنیم - گروه فرهنگی: ژوئن 2016، شریف سرحان، هنرمند فلسطینی، از اثر خود با عنوان «مناره غزه» در بندر غزه رونمایی کرد. این تندیس 15 متری که به شکل فانوس دریایی ساخته شده بود، از سنگ، بتن و بقایای خانههایی تشکیل شده بود که در حملات پی در پی اسرائیل به این منطقه محاصره شده، ویران شده بودند و دیگر اثری از آنها باقی نمانده بود. این اثر از سرحان در واقع، تلاشی بود «برای تبدیل آوار جنگ به نمادی از زندگی، خاطره، تابآوری و نور»؛ تلاشی برای نشان دادن زنده بودن زندگی در خلال جنگ و حفظ بخشی از هویت از دست رفته شهر.
هفت سال بعد، اندکی پس از آغاز نسلکشی، یک حمله هوایی اسرائیل این تندیس را نابود کرد. پس از ماهها آوارگی، انزوا و اندوه، سرحان به همراه خانوادهاش به شهر مارسی در جنوب فرانسه نقل به اجبار مهاجرت کرد. او در آنجا، نه تنها زندگی خود، بلکه همان فانوس دریایی را دوباره ساخت.
این تندیس با دقت بازسازیشده که ابعادش کوچکتر از نسخه اصلی بود، تجسم پافشاری سرحان بر این بود که نگذارد غزه محو شود. به گفته او، این کار همچنین گواهی بر عزمش برای بازگشت در آینده و بازسازی دوباره آن در ساحل شهر غزه بود.
داستان شریف سرحان و عکسهای تندیس او، در کنار دهها روایت دیگر از هنرمندان، موزهداران و باستانشناسان اهل غزه، در کتاب «آرشیو کردن غزه در زمان حال: حافظه، فرهنگ و محوشدگی» گرد آمده است. این مجلد که اواخر سال گذشته توسط انتشارات ساقی بوکز منتشر شد، آرشیو کردن را به مثابه عملی مقاومتی در برابر نابودی فرهنگ و حافظه فلسطینی معرفی میکند؛ پاسخی به آنچه ویراستاران کتاب، «دینا مطر» و «ونیزیا پورتر»، آن را «حافظهکشی» (Memoricide) مداوم توصیف میکنند.
دینا مطر، استاد رسانه و ارتباطات در دانشگاه SOAS لندن، درباره چرایی تدوین این اثر گفته است: نابودی فرهنگ، بخشی از فرآیندی گستردهتر برای «انسانیتزدایی» از فلسطینیان است: «مردمی که از فرهنگ خود تهی شوند، میتوانند چنین به تصویر کشیده شوند که گویی هیچ تاریخی ندارند؛ و مردمی که از تاریخ خود محروم شوند، میتوانند از حق اخلاقی نسبت به سرزمینشان محروم و در حد یک «مسئله امنیتی» تقلیل یابند.»
او توضیح داد: ما تصمیم گرفتیم این کتاب را به زبان انگلیسی منتشر کنیم تا با مخاطبان غربی سخن بگوییم و آنها را با محو کردن فرهنگ، میراث و هنر یک ملت - که غرب در آن همدست است - مواجه کنیم.
این کتاب بُعدی از غزه را به تصویر میکشد که اغلب زیرِ سیل گزارشهای مربوط به مرگ، جراحت، گرسنگی و آوارگی پنهان مانده است: موسیقیای که در آخرین کنسرتهای غزه پیش از نسلکشی نواخته میشد، یا کتابهای کودکی که آنجا قبل از خواب خوانده میشدند. این کتاب با این کار، میکوشد آنچه را نسلکشی سعی در پاک کردنش داشته، احیا کند: چهار هزار سال تاریخی که تصویرِ تحمیلشده بر غزه از زمان «نکبت» - به عنوان مکانی که صرفاً با محرومیت، تراکم جمعیت و مناقشه ابدی تعریف میشود - را به چالش میکشد.
مطر گفت: وقتی دانشگاهی بمباران میشود، نه تنها یک ساختمان، بلکه مکانی که در آن اندیشه خلق میشود، نابود میشود. وقتی کتابخانهای میسوزد، امکان تعامل نسل جوان با گذشتهاش نیز در آتش میسوزد. وقتی یک مسجد باستانی، یک کلیسا یا یک گالری هنری محو میشود، این حملهای به کل زنجیرهای از دانش و زندگی اجتماعی است.
او این تخریب را نوعی «خشونت معرفتشناختی» (Epistemic Violence) توصیف کرد.
علیرغم خطر و کمبود منابع، تیم موزه در یک پروژه ملی اضطراری که توسط موزه فلسطین در کرانه باختری راهاندازی شده، مشارکت داشته است. آنها از طریق این کار، دو هزار و 433 شیء را از مجموعه القراره نجات دادهاند؛ که یکی از چندین تلاش برای حفظ میراث است که در این کتاب مستند شده است.
در سال 2003، سرحان گروه «شبابیک» (به معنای پنجرهها) را تأسیس کرد؛ مجموعهای که یک استودیو و گالری برای هنرهای معاصر در غزه اداره میکرد. او صحنه هنریای را به یاد میآورد که علیرغم فقدانِ تقریباً کامل زیرساختها، بودجه و حمایت نهادی شکل گرفت. هنرمندان مجبور بودند همزمان خالق، موزهدار، تهیهکننده، عکاس، طراح گرافیک و مدیر گالری باشند. با این حال، از دل آن کمبودها، جامعه فرهنگی سرزندهای پدید آمد که مصمم بود خاموش نشود.
«شبابیک» در ساختمانی نزدیک بیمارستان الشفا و یک مجتمع سازمان ملل مستقر بود، مکانی که بنیانگذارانش تصور میکردند در حملات احتمالی آتی اسرائیل تا حدی مصون خواهد بود. سرحان گفت: «ما فکر میکردیم چه کسی میخواهد یک گالری هنر مدرن را نابود کند؟» پاسخ در مارس 2024 داده شد، زمانی که دو بمب اسرائیلی در جریان حمله دو هفتهای اسرائیل به الشفا، ساختمان را به تلی از خاک تبدیل کرد.
اما «شبابیک» فراتر از یک استودیو یا فضای نمایشگاهی بود: از هنرمندان نوظهور حمایت میکرد و برای بسیاری از آنها خانه دوم بود. سرحان و همکارانش در برابر تکهتکهشدن سیاسی و جغرافیایی غزه، به دنبال ساختن جامعهای هنریتر، ایجاد پیوند با جهان عرب و غرب، و برقراری رابطه با مدارس هنری در خارج بودند.
سرحان در گفتوگو با رسانهها توضیح داد که «تقریباً در هر جای دنیا، برای یک هنرمند تازهکار، پیشرفت دشوار است. تصور کنید چه آیندهای در انتظار نقاشی است - فارغ از اینکه چقدر با استعداد باشد - که در محاصره متولد شده و از یک جنگ به جنگ دیگر بزرگ شده است.»
با کمیاب شدن یا نایاب شدن لوازم هنری متعارف، هنرمندان شبابیک یاد گرفتند در شرایطی تقریباً غیرممکن کار کنند. برخی از آنها بقایای جنگ - از جمله قطعات یک آشپزخانه ویرانشده - را به مواد اولیه هنر خود تبدیل کردند.
نقاش پیشکسوت، فاطمه ابوعوده، از موی نوههایش قلممو ساخت تا بتواند به نقاشی ادامه دهد؛ در حالی که دیگران از مواد خانگی شامل برگ بو، زیره، دارچین، قهوه و پوست انار، رنگدانه تولید میکردند.
این گروه که اکنون در مهاجرت اجباری به سر میبرند، گالری شبابیک را به صورت آنلاین بازسازی کرده است. آنها با تکیه بر عکسهای فضای اصلی و نمایشگاههایش، گالری مجازیای ساختهاند که در آن آثار بسیاری از هنرمندان همچنان قابل دسترسی است. شبابیک همچنین به بیش از 120 هنرمند جوان که در غزه ماندهاند، کمکهزینه معیشتی میپردازد.
یکی از داستانهای نجات در این کتاب، بسیار قدیمیتر از آخرین تجاوز اسرائیل به غزه است. در سال 2005، مجموعهای از 530 شیء باستانشناسی برای پروژهای با مشارکت شهر ژنو، کنفدراسیون سوئیس و تشکیلات خودگردان فلسطین، تحت نظارت یونسکو از غزه خارج شد. جنگهای متعاقب، بازگشت این مجموعه را غیرممکن ساخت. آثار در انباری در «بندر آزاد ژنو» نگهداری شدند. هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند که تبعید آنها، به عامل رستگاریشان تبدیل شود. پس از آغاز نسلکشی در اکتبر 2023، موزه خصوصی «جودت الخضری» در هتل او به نام «المتحف» در شمال غزه، همراه با باغها و هزاران شیء باستانشناسی دیگر نابود شد. بولدوزرهای اسرائیلی بعداً آن مکان را با خاک یکسان و لایه دیگری از تاریخ مادی غزه را پاک کردند. آن 530 شیء که تنها به این دلیل که دیگر در غزه نبودند زنده ماندند، بعدها در نمایشگاهی در ژنو ارائه شدند؛ سپس برای نمایشگاهی با عنوان «گنجینههای نجاتیافته از غزه» به پاریس و پس از آن به تورین ایتالیا رفتند. در هر توقف، این آثار عملاً به سفیران غزه در تبعید تبدیل شدند؛ گواهی مادی بر تاریخ و فرهنگی که اسرائیل برای پاک کردنش تلاش کرده است.
یکی از تکاندهندهترین بخشهای کتاب در مقالهای از «عمر القطان»، رئیس هیئت امنای موزه فلسطین، آمده است. القطان نابودی موزهها، کتابخانهها، مساجد، کلیساها، مراکز فرهنگی و آرشیوهای غزه را نه به عنوان «خسارت جانبی»، بلکه به عنوان بخشی جداییناپذیر از خود تهاجم معرفی میکند: حملهای به توانایی یک جامعه برای حفظ و بازگو کردن داستان خودش.
در این جزئیات است که اهمیت کتاب نمایان میشود. جنگ اسرائیل علیه غزه نه تنها علیه دو میلیون فلسطینی ساکن باریکه، بلکه علیه تاریخ، حافظه و آینده غزه در جریان است. بنابراین، تلاشهای آرشیوی مستند شده در اینجا، بیش از آنکه مخزنی برای گذشته باشند، پیریزیهایی هستند که میتوان از آنها آیندهای را مطالبه کرد؛ تلاشی برای رد این ایده که نابودی باید فصل پایانی باشد.
«آرشیو کردن غزه در زمان حال» کتاب امید سادهلوحانه نیست. برخی آثار هنری برای همیشه از دست رفتهاند. برخی هنرمندان کشته شدهاند. برخی کتابخانهها، موزهها و نهادهای فرهنگی هرگز به شکلی که بودند بازسازی نخواهند شد. آنچه کتاب در عوض ارائه میدهد، امتناع از محو شدن است؛ اصرار بر بودن، زیستن، به یاد آوردن و بازسازی کردن و امتناع از اینکه اجازه دهیم اسرائیل تنها ویراستار تاریخ غزه باشد.
انتهای پیام/