یادداشت | چرا خراسان جنوبی نیازمند یک جهش است؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، خراسان جنوبی را می‌توان یکی از مهم‌ترین پهنه‌های معدنی شرق ایران دانست؛ استانی که در دل کویر، ذخایر متنوع و ارزشمندی از طلا، مس، آهن، منگنز، کرومیت، زغال‌سنگ، خاک‌های صنعتی، سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی و سنگ‌های ساختمانی را در خود جای داده است.

با این حال، میان «داشتن معدن» و «ساختن اقتصاد معدن‌محور» فاصله‌ای جدی وجود دارد؛ فاصله‌ای که سال‌هاست توسعه اقتصادی استان را با یک پرسش اساسی مواجه کرده است: چرا استانی با چنین ظرفیت معدنی، هنوز نتوانسته سهم متناسبی از ارزش افزوده این ثروت طبیعی را به دست آورد؟

پاسخ را باید در مجموعه‌ای از عوامل جست‌وجو کرد؛ از اکتشافات ناقص و پراکنده گرفته تا کمبود زیرساخت، خام‌فروشی، ضعف صنایع فرآوری، دشواری تأمین ماشین‌آلات، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، مشکلات حمل‌ونقل و البته سیاست‌هایی که در برخی موارد به جای ایجاد انگیزه، هزینه فعالیت معدنی را افزایش داده‌اند.

اکنون به نظر می‌رسد خراسان جنوبی بیش از هر زمان دیگری به یک «نقشه راه معدنی» نیاز دارد؛ نقشه‌ای که معدن را نه به عنوان یک فعالیت صرفاً استخراجی، بلکه به عنوان زنجیره‌ای کامل از اکتشاف، استخراج، فرآوری، تولید، صادرات، فناوری و اشتغال تعریف کند.

گنجی که هنوز کامل کشف نشده است

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های خراسان جنوبی، تنوع ذخایر معدنی آن است. طلا، مس، آهن، زغال‌سنگ، منگنز، کرومیت و انواع سنگ‌های ساختمانی تنها بخشی از ظرفیت‌های این استان هستند.

اهمیت این ظرفیت زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم در بسیاری از نقاط استان، هنوز اکتشافات به مرحله‌ای نرسیده که بتوان تصویری کامل از ظرفیت واقعی ذخایر ارائه کرد. به بیان دیگر، آنچه امروز از معادن خراسان جنوبی می‌شناسیم، لزوماً تمام ظرفیت زیر پای این استان نیست.

اکتشاف، نخستین حلقه زنجیره معدن است؛ اما یکی از حلقه‌هایی است که نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین، فناوری، داده‌های دقیق زمین‌شناسی و برنامه‌ریزی بلندمدت است. بدون اکتشافات سیستماتیک، نمی‌توان برای توسعه صنایع معدنی نیز برنامه‌ای دقیق و پایدار تدوین کرد.

از این رو، یکی از نخستین اولویت‌ها باید تبدیل اکتشافات پراکنده به یک برنامه جامع و هدفمند باشد؛ برنامه‌ای که پهنه‌های امیدبخش معدنی را شناسایی، اولویت‌بندی و برای سرمایه‌گذاری آماده کند.

مشکل فقط معدن نیست؛ مشکل زنجیره ارزش است

خراسان جنوبی تنها زمانی از ثروت معدنی خود بهره واقعی خواهد برد که از اقتصاد «استخراج و فروش ماده خام» به اقتصاد «تولید و ارزش افزوده» عبور کند.

خام‌فروشی، ساده‌ترین شکل بهره‌برداری از منابع معدنی است؛ اما در عین حال کمترین ارزش افزوده را برای منطقه ایجاد می‌کند. زمانی که ماده معدنی از معدن خارج و بدون فرآوری یا با حداقل فرآوری به خارج از استان منتقل می‌شود، بخش مهمی از فرصت‌های اشتغال، فناوری، سرمایه‌گذاری و درآمد نیز از استان خارج خواهد شد.

نمونه روشن این موضوع را می‌توان در حوزه سنگ‌های ساختمانی مشاهده کرد. خراسان جنوبی به‌ویژه در حوزه سنگ‌های گرانیتی نهبندان از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است. اما داشتن سنگ باکیفیت به تنهایی کافی نیست.

برای تبدیل این ظرفیت به یک صنعت رقابتی، باید کارخانه‌های فرآوری مدرن، واحدهای برش و صیقل، مراکز طراحی و بسته‌بندی، آزمایشگاه‌های تخصصی، شرکت‌های صادراتی و شبکه‌های بازاریابی بین‌المللی شکل بگیرد.

در چنین شرایطی، یک بلوک سنگی دیگر صرفاً یک ماده خام نیست؛ بلکه می‌تواند به محصولی با چندین برابر ارزش اولیه تبدیل شود.

70 درصد معادن سنگ ساختمانی راکد؛ زنگ خطری جدی

راکد بودن بخش قابل توجهی از معادن سنگ ساختمانی استان، یک نشانه مهم از مشکلات ساختاری این بخش است. وقتی معدن دارای ذخیره است اما فعال نیست، مسئله الزاماً نبود ماده معدنی نیست؛ بلکه باید مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، فنی، مالی، زیرساختی و بازار را بررسی کرد.

هزینه بالای استخراج، فرسودگی ماشین‌آلات، دشواری دسترسی به فناوری، نبود بازار پایدار، ضعف فرآوری و حمل‌ونقل و افزایش هزینه‌های تولید می‌تواند یک معدن را از یک فرصت اقتصادی به یک دارایی غیرفعال تبدیل کند.

بنابراین سیاست احیای معادن راکد نباید صرفاً به صدور مجوز یا تعیین تکلیف اداری محدود شود. هر معدن راکد باید یک «پرونده اقتصادی» داشته باشد؛ پرونده‌ای که مشخص کند مشکل اصلی آن چیست و برای بازگشت به چرخه تولید چه میزان سرمایه، فناوری، زیرساخت یا اصلاح مقررات نیاز دارد.

معدن‌کار بدون ماشین‌آلات مدرن، در رقابت جهانی بازنده است

یکی دیگر از مشکلات مهم بخش معدن، دسترسی دشوار به ماشین‌آلات و تجهیزات جدید است. معدن امروز دیگر صرفاً بیل و کامیون نیست. فناوری‌های نوین اکتشاف، حفاری، استخراج، خردایش، جداسازی و فرآوری می‌توانند هزینه‌ها را کاهش و بهره‌وری را افزایش دهند.

اگر معدن‌کار ایرانی نتواند تجهیزات مناسب را با هزینه و زمان منطقی تأمین کند، طبیعی است که هزینه تمام‌شده تولید افزایش یابد و قدرت رقابت در بازارهای داخلی و خارجی کاهش پیدا کند.

برای استان دورافتاده‌ای مانند خراسان جنوبی، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هزینه حمل‌ونقل، فاصله از مراکز صنعتی و محدودیت زیرساختی از قبل بخشی از هزینه تولید را افزایش داده است. بنابراین تسهیل دسترسی معادن به ماشین‌آلات، تجهیزات و فناوری باید به یکی از محورهای اصلی سیاست معدنی استان تبدیل شود.

زیرساخت؛ حلقه‌ای که نباید فراموش شود

هیچ معدن بزرگی بدون زیرساخت مناسب نمی‌تواند به یک موتور توسعه تبدیل شود. برق پایدار، آب مورد نیاز فرآیندهای صنعتی، راه مناسب، شبکه حمل‌ونقل، دسترسی به بازار و در نهایت اتصال به مسیرهای صادراتی، اجزای جدایی‌ناپذیر توسعه معدن هستند.

در خراسان جنوبی، مسئله فاصله جغرافیایی و پراکندگی معادن اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر هزینه انتقال ماده معدنی از معدن تا کارخانه یا بازار بیش از حد افزایش یابد، حتی یک ذخیره بزرگ نیز ممکن است از نظر اقتصادی توجیه‌پذیری خود را از دست بدهد. از همین رو، توسعه معدن باید همزمان با توسعه زیرساخت دنبال شود.

ایجاد شهرک‌ها و نواحی تخصصی فرآوری در نزدیکی پهنه‌های معدنی، تقویت شبکه برق، بهبود راه‌های دسترسی و توسعه شبکه حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای می‌تواند هزینه‌های تولید را کاهش داده و سرمایه‌گذاری را جذاب‌تر کند.

سرمایه‌ای که از استان خارج می‌شود

یکی از چالش‌های کمتر دیده‌شده توسعه معدنی خراسان جنوبی، مسئله سرمایه است. بخشی از سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی بومی ترجیح می‌دهند سرمایه خود را در بازارها و شهرهای بزرگ متمرکز کنند. این رفتار را نمی‌توان صرفاً به «بی‌میلی سرمایه‌گذار» نسبت داد. سرمایه به جایی می‌رود که امنیت، بازدهی، پیش‌بینی‌پذیری و چشم‌انداز روشنی داشته باشد.

اگر سرمایه‌گذار نداند فرآیند دریافت مجوز چقدر طول می‌کشد، ماشین‌آلات را با چه هزینه‌ای تأمین خواهد کرد، محصول خود را چگونه به بازار می‌رساند و سیاست‌های مالی و حقوق دولتی در سال‌های آینده چگونه خواهد بود، طبیعی است که برای ورود به یک پروژه بلندمدت معدنی احتیاط کند. بنابراین جذب سرمایه، پیش از آنکه به تبلیغات نیاز داشته باشد، به «اعتمادسازی» نیاز دارد.

منطقه آزاد معدنی؛ ایده‌ای برای شکستن قفل توسعه

در چنین شرایطی، پیشنهاد ایجاد یک «منطقه آزاد معدنی» یا سازوکاری ویژه و مشابه برای توسعه زنجیره معدن در خراسان جنوبی، می‌تواند به عنوان یکی از گزینه‌های سیاستی جدی مورد بررسی قرار گیرد.

البته منطقه آزاد به خودی خود معجزه نمی‌کند. اگر این ایده بدون مطالعه، بدون مکان‌یابی دقیق، بدون تأمین زیرساخت و بدون تعریف مدل حکمرانی اجرا شود، ممکن است تنها به ایجاد یک ساختار اداری جدید منجر شود. اما اگر با مطالعه اقتصادی و در چارچوب قوانین کشور طراحی شود، می‌تواند بخشی از موانع موجود را کاهش دهد.

هدف اصلی چنین سازوکاری باید تسهیل سرمایه‌گذاری، تسریع فرآیندهای اداری، فراهم کردن دسترسی بهتر به ماشین‌آلات و تجهیزات، حمایت از صنایع فرآوری، تقویت صادرات و ایجاد زنجیره ارزش در کنار معادن باشد.

به جای اینکه سرمایه‌گذار برای هر حلقه از زنجیره تولید با مجموعه‌ای از دستگاه‌ها و مقررات مواجه شود، باید یک پنجره واحد واقعی و تخصصی برای فعالیت معدنی شکل بگیرد.

منطقه آزاد معدنی نباید به محلی برای خام‌فروشی تبدیل شود

یک نکته اساسی در این میان نباید فراموش شود: هدف از ایجاد مشوق‌های ویژه، افزایش خام‌فروشی نیست؛ بلکه دقیقاً باید عکس آن باشد. اگر قرار است سازوکار ویژه‌ای برای توسعه معدن در استان ایجاد شود، مشوق‌ها باید به سمت «ارزش افزوده» هدایت شوند.

یعنی سرمایه‌گذاری در استخراج به تنهایی نباید از همان سطح مشوق برخوردار باشد که سرمایه‌گذاری در فرآوری، تولید محصولات نهایی، فناوری، تحقیق و توسعه و صادرات محصولات با ارزش افزوده برخوردار است. این همان نقطه‌ای است که سیاست‌گذاری می‌تواند معدن را از یک صنعت استخراجی به یک پیشران صنعتی تبدیل کند.

حقوق دولتی؛ از مانع به ابزار توسعه

حقوق دولتی معادن یکی دیگر از موضوعاتی است که نیازمند نگاه دقیق و واقع‌بینانه است. نمی‌توان برای معادنی با شرایط کاملاً متفاوت، نسخه واحد پیچید. معدن واقع در منطقه‌ای برخوردار از جاده، برق، آب، بازار و زیرساخت با معدنی که در منطقه‌ای دورافتاده و کم‌برخوردار فعالیت می‌کند، شرایط یکسانی ندارد.

عمق استخراج، عیار ماده معدنی، هزینه حمل، میزان سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت، قیمت جهانی محصول و شرایط بازار باید در سیاست‌گذاری مورد توجه قرار گیرد.

حقوق دولتی اگر درست طراحی شود، می‌تواند هم سهم دولت و جامعه از منابع طبیعی را تضمین کند و هم به ابزاری برای تشویق سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

منطق اقتصادی روشن است: اگر معدن تعطیل شود، نه دولت درآمد پایداری خواهد داشت، نه اشتغال ایجاد می‌شود و نه منطقه توسعه پیدا می‌کند.

از معدن تا گردشگری؛ یک فرصت متفاوت

معدن نباید صرفاً از منظر اقتصاد و صنعت دیده شود. خراسان جنوبی ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی قابل توجهی دارد و می‌توان میان معدن، هنر، صنایع دستی و گردشگری پیوند ایجاد کرد.

معادن متروکه یا برخی پهنه‌های معدنی واجد ارزش تاریخی و زمین‌شناختی، در صورت امکان و با رعایت الزامات ایمنی و محیط‌زیستی، می‌توانند به بخشی از مسیر گردشگری تبدیل شوند.

برگزاری جشنواره‌های سنگ‌تراشی، ایجاد نمایشگاه دائمی سنگ و محصولات معدنی، توسعه صنایع دستی مرتبط با سنگ‌های تزئینی و معرفی میراث زمین‌شناختی استان، می‌تواند چهره‌ای متفاوت از معدن ارائه کند. در این نگاه، معدن فقط جایی برای استخراج نیست؛ بلکه می‌تواند به یک عنصر هویتی و فرهنگی برای منطقه تبدیل شود.

توسعه معدن بدون توجه به محیط‌زیست، توسعه پایدار نیست

در کنار همه این پیشنهادها، یک اصل باید غیرقابل مذاکره باشد: توسعه معدن باید با الزامات محیط‌زیستی همراه باشد. مصرف آب، مدیریت باطله، احیای محدوده‌های معدنی، کنترل گردوغبار، حفاظت از منابع طبیعی و رعایت حقوق جوامع محلی باید از مرحله طراحی پروژه مورد توجه قرار گیرد، نه پس از آغاز فعالیت.

معدن زمانی می‌تواند به توسعه پایدار کمک کند که مردم منطقه احساس کنند سهمی واقعی از منافع آن دارند و هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی فعالیت معدنی نیز به شکل مسئولانه مدیریت می‌شود.

نسخه نهایی؛ یک «قرارگاه توسعه معدن» برای خراسان جنوبی

خراسان جنوبی بیش از یک تصمیم منفرد به یک برنامه جامع نیاز دارد. ایجاد یک سازوکار هماهنگ میان استانداری، دستگاه‌های تخصصی، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها، بانک‌ها و تشکل‌های معدنی می‌تواند نخستین گام باشد.

این مجموعه باید مأموریتی روشن داشته باشد: شناسایی موانع هر معدن، اولویت‌بندی پروژه‌ها، معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری، پیگیری زیرساخت‌ها، تسهیل تأمین مالی و ارزیابی مستمر عملکرد.

همزمان، باید یک بانک اطلاعاتی جامع از معادن، ذخایر، زیرساخت‌ها، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و واحدهای فرآوری استان ایجاد شود تا سرمایه‌گذار به جای حرکت در تاریکی، با یک نقشه روشن وارد استان شود.

فرصت تاریخی شرق ایران

خراسان جنوبی در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای توسعه روابط اقتصادی با شرق کشور و بازارهای پیرامونی استفاده کند. اما برای رسیدن به این هدف، صرف داشتن ذخایر معدنی کافی نیست. استان باید از «معدن‌داری» به سمت «اقتصاد معدن» حرکت کند؛ اقتصادی که در آن معدن، کارخانه، دانشگاه، سرمایه‌گذار، نیروی متخصص، حمل‌ونقل، صادرات و فناوری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، معدن می‌تواند نه فقط یک منبع درآمد، بلکه موتور ایجاد اشتغال، توسعه صنعتی، افزایش صادرات و حتی مهاجرت معکوس در خراسان جنوبی باشد.

امروز مسئله اصلی این نیست که آیا خراسان جنوبی معدن دارد یا نه؛ پاسخ این پرسش روشن است. مسئله اصلی این است که آیا می‌توان این ثروت زیرزمینی را به ثروت پایدار برای مردم تبدیل کرد؟

پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به کشف یک معدن جدید وابسته باشد، به کشف یک مدل جدید حکمرانی، سرمایه‌گذاری و توسعه وابسته است.

«منطقه آزاد معدنی» اگر با مطالعه دقیق، زیرساخت مناسب، مشوق‌های هدفمند و اولویت دادن به فرآوری و ارزش افزوده طراحی شود، می‌تواند یکی از گزینه‌های مهم این تحول باشد.

خراسان جنوبی سال‌هاست گنجی در دل خود دارد؛ اکنون زمان آن رسیده است که این گنج، به جای آنکه فقط در آمار ذخایر معدنی باقی بماند، به کارخانه، اشتغال، صادرات، فناوری و رفاه مردم تبدیل شود.

شرق ایران برای یک جهش اقتصادی، بیش از همیشه به یک تصمیم بزرگ نیاز دارد؛ تصمیمی که معدن را از یک ظرفیت بالقوه به یک قدرت واقعی اقتصادی تبدیل کند.

هاجر فرخ نژاد: خبرنگار 

انتهای پیام/ 

هاجر فر