جهان اجتماعی معنا و عاملیت انسانی در الهیات انقلاب اسلامی
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 26 مرداد 1405 - 14:28
دکتر مجتبی رستمیکیا، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، با اشاره به بعثت مردم، دستگاههای ادراکسازی سخت و نرم و نظامسازی به عنوان میدان عملی لا إله إلا الله گفت: در معناشناسی (حوزه خلق معنا از میان واژهها و نهادینهکردن معنا) سه تعبیر ساختن (نظامسازی)، بازسازی و ساختشکنی(مثل انقلاب اسلامی) وجود دارد که معتقدم از این میان، بازسازی، تغییر را فهم میکند؛ قاطبه روشنفکران دینی نیز بازسازی میکنند؛ با این حال در کشور ما اغلب از بین این سه، به نظامها و سیستمهای ساختگرایی علاقه دارند. بیشترین مکتبی که در حوزه نظامسازی کار میکند، مکتب ساختگرایی است که اختلاف بنیادین و جدی هم پیدا نمیکنند و بیدردسر میتوانند پیش بروند.
وی با بیان اینکه برای ساخت یا بازسازی معنا مکاتب مختلفی وجود دارد، افزود: معناشناسی ساختگرا در فضای تفسیر قرآن هم ایجاد و به تفاسیر قرآن به قرآن منتهی شده است؛ برای نمونه شهید سیدمحمدباقر صدر یا شهید مطهری به استخراج نظامات قرآن کریم علاقمند بودند و آثاری چون نظام حقوق زن در اسلام یا نظام اقتصادی اسلام را ارائه دادند.
نویسنده و پژوهشگر در توضیح اینکه معنا چگونه خلق میشود و نظام ایجاد میکند، تصریح کرد: در حوزه معناشناسی شناختی، دو مفهوم استعارههای مفهومی و طرحوارههای تصویری خیلی کاربرد دارد و استعارههای مفهومی بر مبنای طرحوارههای تصویری میگیرد؛ «لااله الاالله» به عنوان طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن کریم، طرحوارههای مفهومی زیادی با خود به همراه دارد؛ وقتی کودکی دنیا میآید روز اول نمیشود به او لااله الاالله آموخت ولی به مرور با تجاربی که در زندگی روزمره پیدا میکند، میتواند برای خود از هستی و نیستی (نفی و اثبات) طرحواره ایجاد کند که بعدا به استعاره مفهومی تبدیل شود.
معناشناسی شناختی؛ بهترین مکانیزم برای شناخت چیستی بعثت مردم
رستمیکیا خاطرنشان کرد: معناسازی همان معناپردازی است که در آن مفهوم را پردازش کرده و از طریق طرحوارهها و استعارهها به یک معنا تبدیل میکنیم؛ از هنرهای رهبر شهید، تبحر در تبدیل مفاهیم به معنا از طریق استعارههای مفهومی (مانند پیچ، قله، جبهه، جریان، راه و ..) بود که همسو با استعارههای قرآنی نیز هستند.
وی معناشناسی شناختی را بهترین مکانیزم برای شناخت چیستی و چگونگی بعثت مردم دانست و گفت: معناشناسی شناختی مدعی است که بدون نظامسازیهای پیشینی، از طریق همنشینی واژهها و روش جایگزینی آنها و طرحوارههای کنشی و تصویری و استعارههای مفهومی رایج میان مردم، نظام کلامشان را شناسایی و آینده را پیشبینی میکند (روی فرآیند شکلگیری معنا کار میکند)؛ از این رو قابل بازتولید است. «لااله الاالله» که به عنوان یک طرحواره بزرگ نفی و اثبات و استعاره بزرگ خلق شده است، شکل بسیار پیچیده و در عین حال متعارف از استعارههای مفهومی است که مردم (مخاطبان انقلاب اسلامی) در ذهن خود دارند.
قالبسازیهای شناختی؛ از مهمترین ابزارها در حوزه جهانهای اجتماعی
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه وقتی مفهومی زیاد و در یک دوره زمانی طولانی پردازش شود، تبدیل به معنا میشود، افزود: ساخت و پردازش معنا به مثابه یک فن و هنر میتواند اتفاق بیفتد؛ در واقع ابزار هنر، شعر، خطابه و... به مکانیزم تبدیل مفهوم به معنا کمک میکند. به گفته جان سرل در کتاب ساخت جهان اجتماعی، از مهمترین کارها در ساخت واقعیت اجتماعی، بدنهسازی معنا در فضای اجتماعی است.
وی قالبسازیهای شناختی را از مهمترین ابزارها در حوزه جهانهای اجتماعی معرفی و اظهار کرد: برای پردازش مفهوم از ابزار طرحهای تصویری و استعارههای مفهومی، برای توزیع و مصرف معنا از ابزار بدنهسازی معنا در اجتماع و سپس زمانی که آن واقعیت، گسترش یافت و نهادهای زیادی را (اعم از سخت و نرم) پیرامون خود ایجاد کرد، ابزار قالبسازی شناختی مورد استفاده قرار میگیرد.
رستمیکیا یادآور شد: انقلابها نیز از مفهوم آغاز شده، در بدنه واقعیت اجتماعی جای گرفته و به تدریج تبدیل به نهادهای جدی برای تحقق انقلاب میشوند بنابراین در تحلیل انقلاب اسلامی به عنوان یک نهاد سخت یا نرم در فضای واقعیت، باید حتما این سه گانه (مفهومپردازی، بدنه اجتماعی و جهان اجتماعی معنا) را لحاظ کرد؛ به عبارت دیگر، انقلاب مبتنی بر یک بدنه اجتماعی و بدنه اجتماعی نیز مبتنی بر مفهومسازی و طرحوارههایی است؛ حتی ممکن است فلان عالم موافق یا مخالف انقلاب که شاید نقش جدی در خروجی انقلاب اسلامی نداشته، در مفهومپردازی آن موثر بوده باشد.
تبحر ویژه امامین انقلاب در سهگانه مفهومپردازی، حفظ بدنه اجتماعی و جهان اجتماعی معنا
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در تبدیل مفهوم به معنا و جهان اجتماعی، ممکن است تاکتیکها یا راهبردهایی مورد استفاده قرار گیرد، افزود: امامین انقلاب اسلامی و رهبر معظم در این سهگانه مفهومپردازی، بدنه اجتماعی و جهان اجتماعی معنا، تبحر ویژهای داشتند؛ اصولا از هنرهای رهبر شهید، خلق معنا از درون واژگان بود.
وی با انتقاد از اینکه علوم اجتماعی مدرن به حدی ساختارگرا شده است که نقش عاملیت انسانی را نادیده میگیرد، تصریح کرد: این در حالی است که اصولا کسانی که مبعوث شدهاند، انقلاب میکنند یا انقلاب را نگاه میدارند؛ انقلاب، چیزی جز پردازش مفاهیم انقلابی درون تک تک افراد انقلابی نیست؛ بعثت روی ذهن انقلابیها سوار شده و آنها را پیش میبرد نه ساختارها؛ صدور انقلاب نیز صدور آرمان و معنای انقلاب نه صدور تجهیزات نظامی؛ این معنا است که آدم خود را در هر جای جهان میسازد و آن آدم انقلابی دوباره معنا را ترویج میکند.
علمی نافع است که ارزش خلق کند
رستمی کیا تأکید کرد: در گفتمان ایرانی، قهرمان همچنان عامل (امام و ولی) است و این گفتمان دارد جامعه خود را ایجاد میکند و گسترش میدهد؛ فقط باید بتوانیم فارغ از هرگونه شعارزدگی، تقریر خوب و متناسب با جامعه علمی عرضه کنیم؛ در اصول کافی نیز، علمی نافع معرفی شده است که به عمل، کنش اجتماعی و فرهنگ و ارزش منتهی شود در غیر این صورت و بدون خلق ارزش، طبق آیات و روایات، علم نیست زیرا ماقبل عمل، ذیل جهل محسوب میشود.
وی خاطرنشان کرد: بر این اساس، اصل، بعثت است و آنچه در میدان دارد اتفاق میافتد (ارادههایی که تبدیل به کنش انقلابی شدهاند)، نه نظامات فکری یا آنچه ما فکر میکنیم؛ بازتولید میدان قرار است دوباره نهادسازی کند و قطعا هم بدنه واقعیت اجتماعیاش و هم جهان اجتماعیاش را میسازد یعنی دانشگاه، پژوهشگاه و حوزه علمیه پیش از بعثت با بعد از آن متفاوت خواهد بود.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/