ببینید|مردم هنوز مهمترین پشتوانه نظام هستند؛ مراقب فرسایش اعتماد باشید

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: جنگ تحمیلی 40 روزه، صرفاً یک رویارویی نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی و آمریکا نبود؛ بلکه آزمونی چندلایه برای ساختار سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی کشور به‌شمار می‌رفت. در جریان این جنگ، علاوه بر وارد آمدن خسارت به بخشی از زیرساخت‌های کشور و شهادت جمعی از فرماندهان و مسئولان ارشد، تلاش گسترده‌ای نیز برای ایجاد شکاف اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و شکل‌دهی به یک روایت رسانه‌ای از «ایرانِ بحران‌زده و ناتوان» دنبال شد.

با این حال، استمرار فعالیت ساختارهای حاکمیتی، پاسخ سریع و سازمان‌یافته نیروهای مسلح، حفظ انسجام اجتماعی و حضور مردم در صحنه، تصویری متفاوت از آنچه رسانه‌های معاند از وضعیت ایران ارائه می‌کردند، به نمایش گذاشت؛ تصویری که پرسش‌های مهمی را درباره مؤلفه‌های قدرت و تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای چند دهه اخیر مطرح می‌کند. اکنون با عبور از جنگ، مسئله صرفاً بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده نیست؛ بلکه چگونگی حفظ سرمایه اجتماعی، مدیریت فضای رسانه‌ای، تقویت اعتماد عمومی، استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان، اصلاح برخی کاستی‌های مدیریتی و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، از جمله مسائل مهم دوران پساجنگ به‌شمار می‌رود.

در همین راستا، حمزه علیپور، کارشناس امنیت بین‌الملل، مدرس دانشگاه و دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین‌الملل، در گفت‌وگوی تفصیلی با تسنیم به بررسی ابعاد مختلف تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران در جنگ اخیر، مؤلفه‌های قدرت ملی، نقش مردم و سرمایه اجتماعی، عملکرد نیروهای مسلح، جنگ روایت‌ها و الزامات حکمرانی در دوران پساجنگ پرداخته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش اول این گفت‌وگوی تفصیلی است:

 تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران ریشه در تاریخ این سرزمین دارد

تسنیم:  ما جنگ تحمیلی 40 روزه سخت را پشت سر گذاشتیم. از یک‌طرف، آسیب‌هایی را در بخش‌های زیرساختی و سایز بخش‌ها به‌واسطه حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا داشتیم که مردم نیز سختی‌هایی را تجربه کردند. اما در کنار همه اینها، چهار دهه فشار و تحریم دشمن، جنگ‌های متعددی که پشت سر گذاشتیم، فشارهای حداکثری و مسائل دیگر را نیز داشته‌ایم. امروز جمهوری اسلامی ایران در این نقطه قرار دارد و ما در مقابل یکدیگر نشسته‌ایم تا بررسی کنیم علل تاب‌آوری نظام جمهوری اسلامی ایران در گذر از همه این اتفاقات چه بوده است؟

علیپور: تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران را صرفاً نمی‌توان از سال 1357 به بعد بررسی کرد. اگر تاریخ ایران را تورق بفرمایند، دوستان خواهند دید که از دوره اشکانیان و ساسانیان، این سرزمین همواره دست‌خوش اتفاقات، فراز و فرودها و حوادث مختلف بوده است. پروسه‌ای که امروز در حال گذراندن آن هستیم، در واقع ادامه همان تاریخی است که در آن، بدعهدی‌ها و اتفاقات نامیمونی در حق این سرزمین رخ داده است. از بریتانیا و پرتغال گرفته تا آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی و قدرتمند، در دوره‌های مختلف، مرزهای ایران را تهدید کرده‌اند یا مردم این سرزمین را تحت فشار قرار داده‌اند.

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، زمینه‌ساز پیش‌بینی فشارهای آینده بود

می‌رسیم به سال 1357 و پس از آن، یعنی دوره جمهوری اسلامی ایران. جمهوری اسلامی ایران با توجه به تاریخی که داشته و مطالعه و تحقیقاتی که نسبت به این تاریخ انجام داده، متوجه شده با توجه به ساختار ژئوپلیتیکی کشور در منطقه و همچنین قرار گرفتن ایران در مسیر یک کریدور شرق به غرب که می‌تواند در آینده اقتصادی دنیا تأثیرگذار باشد، در کنار برخورداری از منابع و ذخایر زمینی و نفتی، این حکمرانی را به این جمع‌بندی رسانده که قاعدتاً در آینده نزدیک یا دور، باید با کشورهای به‌ظاهر قدرتمند وارد یک چالش و حتی جنگ شود. همین پیش‌بینی باعث شد ایران بتواند آستانه تحمل خودش را در قبال دشمنان افزایش دهد و حتی تصمیماتی را اتخاذ کند که بر اساس آن‌ها بتواند در مقابل دشمن ایستادگی کند.

اقتصاد مقاومتی؛ یکی از پایه‌های افزایش تاب‌آوری ایران

یکی از مواردی که بسیار مهم است، سیاست اقتصاد مقاومتی است. در طول تاریخی که شاهد آن بوده‌ایم، سیاست اقتصاد مقاومتی باعث شده ایران به سمت خودکفایی حرکت کند. البته معنای خودکفایی در ساختار نظامی به این معنا نیست که یک کشور به‌طور مطلق و در همه زمینه‌ها خودکفا باشد. کشورها به‌صورت طبیعی و ناخواسته به یکدیگر احتیاج دارند و شما نمی‌توانید بگویید یک کشور حتماً و صرفاً خودکفاست. اما ایران در برخی منابع و حوزه‌ها تلاش کرده در آن چیزی که مربوط به خودش است، تا حد امکان در داخل تأمین و نسبت به آن خودکفا شود.

نکته بعدی، تنوع بخشیدن به منابع است. همچنین تنوع‌بخشی به روابط داخلی و خارجی نیز به نظر من اهمیت بسیار زیادی دارد. موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد، تولید داخلی است. ایران به‌جای اینکه وابسته به کشورهای دیگر باشد و کلیه منابع یا مایحتاج خود را از خارج تأمین کند، تلاش کرده توجه خود را به منابع داخلی و تولیدات داخلی معطوف کند و با توجه به ظرفیت‌های کسب‌وکار و اقتصاد داخلی خود، این حوزه را تقویت کند.

این مسئله یکی از مواردی است که به نظر من شرایط اقتصادی و در نتیجه تاب‌آوری ایران را افزایش داده است. این موضوع بسیار مهم است؛ چراکه اقتصاد امروز به‌عنوان یکی از پیکان‌های اصلی هدف هر کشوری محسوب می‌شود. یعنی اگر شما بخواهید یک کشور را تحت فشار قرار دهید، آسیب‌زدن به اقتصاد آن کشور می‌تواند ضربه بسیار شدیدی وارد کند و در نهایت باعث کوچک شدن سفره مردم شود.

انسجام ملی، مهم‌ترین پاسخ ایران به تلاش دشمن برای ایجاد گسست داخلی

نکته بعدی، انسجام ملی است. اگر حضور ذهن داشته باشید، یک مقطع شاهد اعتراضات و اغتشاشاتی در داخل کشور بودیم و کشورهای غربی و رسانه‌های معاند تلاش کردند از این موضوع چنین القا کنند که جمهوری اسلامی ایران از داخل دارای گسستی است که به آن حاکم می‌شود و یک آنومی برایش می‌افتد. دشمن تلاش کرد از این آنومی استفاده کند و بگوید مردم دیگر پشت پرچم نیستند، مردم پشت نظام خودشان نیستند و حالا ما می‌توانیم ضربه را به جمهوری اسلامی ایران، یا در واقع به ایران،‌ چون اینجا دیگر مرز معنا دارد؛ وارد کنیم و آن را نابود کنیم و این گسست را ایجاد کنیم. اما جنگ‌هایی که اتفاق افتاد، نتیجه دیگری داشت. هر بار که حمله‌ای صورت گرفت، یک وحدت ایجاد شد و هر بار که حمله‌ای اتفاق افتاد، جمهوری اسلامی ایران یک تاب‌آوری از خود نشان داد.

جمهوری اسلامی ایران تاریخ خودش را به‌خوبی مطالعه کرده است. مردم ایران نیز سوریه و لیبی را مطالعه کرده و لبنان، عراق، افغانستان و همچنین ونزوئلا را بررسی کرده است. ایران متوجه شده حل مشکلات و درمان درد الزاماً در بیرون از کشور نیست. هر آنچه مورد نیاز است، لزوماً نباید از خارج تأمین شود و کشور ما نباید الزاماً به کشورهای خارجی یا حتی کشورهای اطراف وابسته باشد. ما باید بتوانیم درد یا بیماری را در داخل خودمان درمان کنیم. بیماری از خودمان است و درمان هم باید از خودمان باشد. کشورهای منطقه نمی‌توانند این کار را برای ما انجام دهند.

مدیریت غیرمتمرکز؛ ساختاری که اجازه ایجاد وقفه در اداره کشور را نمی‌دهد

نکته دیگر، بحث مدیریت غیرمتمرکز است. وقتی فرماندهان ما را هدف قرار دادند و حضرت آقا را به شهادت رساندند، رسانه‌ها گفتند که با توجه به اینکه رهبر ایران شهید شده و فرماندهان ارشد نیز به شهادت رسیده‌اند، قاعدتاً دیگر ساختار جمهوری اسلامی از کار افتاده است. بعد هم تلاش کردند صداوسیما و ساختارهای رسانه‌ای را هدف قرار دهند و تصور می‌کردند حالا دیگر جمهوری اسلامی نمی‌تواند ادامه دهد.

غافل از اینکه ساختار جمهوری اسلامی ایران یک ساختار غیرمتمرکز است؛ یعنی هر استان، هر جایگاه، هر سازمان و هر نهاد می‌تواند در شرایط بحرانی به‌صورت مستقل عمل کند و لازم نیست برای هر اقدام، منتظر یک دستور خاص بماند. این مدیریت غیرمتمرکز باعث شد هیچ وقفه‌ای در بدنه کشور اتفاق نیفتد.

همکاری منطقه‌ای؛ یکی دیگر از مؤلفه‌های تاب‌آوری ایران

نکته بعدی، بحث همکاری منطقه‌ای است. اگر تاریخ روابط جمهوری اسلامی ایران با همسایگان را بررسی کنید، متوجه می‌شوید که ایران همواره نسبت به همسایگان خود تلاش کرده روابط حسنه داشته باشد. نمی‌توان گفت که حتی در شرایط بحرانی، جمهوری اسلامی ایران روابط حسنه و دوستی خود را با کشورهای منطقه از بین برده است. این رابطه دوستی و مودتی که میان ایران و کشورهای منطقه، به‌خصوص کشورهای مسلمان، وجود داشته، تا حدودی جمهوری اسلامی ایران را در منطقه قدرتمند کرده است. در شرایط بحرانی نیز، به دلیل تعاملاتی که میان کشورها وجود داشته، ایران توانسته اتفاقات مهمی را رقم بزند و در شرایط بحرانی از کشورهای همسایه برای اقتصاد خود و همچنین اقدامات بعدی استفاده کند.

این عوامل، به نظر من، از جمله عواملی بودند که تاب‌آوری ایران را در شرایط بحرانی افزایش دادند و باعث شدند کشور بتواند از این بحران عبور کند. با این حال، نگاه من این است که بخش عمده تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران و ایران، بر دو عامل اصلی استوار است: تکیه بر مردم و مدیریت صحیحاین دو عامل به نظر من نسبت به بسیاری از موارد دیگر ارجحیت دارند؛ چراکه هرجا نظام جمهوری اسلامی ایران با مشکلی مواجه شده، مردم احساس کرده‌اند که دولت نیاز به همراهی دارد. در انتخابات نیز، هرجا که مدنظر باشد، مردم همواره پشت حاکمیت خودشان بوده‌اند.

حتی اگر نسبت به حکومت و دولت‌شان مقداری نارضایتی داشته باشند، اما همیشه پشت حکومت خودشان بوده‌اند. این‌ها عواملی است که می‌توان روی آن‌ها کار کرد و مؤلفه‌های بسیار مهمی محسوب می‌شوند.

هیچ‌کدام از مؤلفه‌های قدرت ایران به تنهایی ارجح نیست

تسنیم:  مسئله دیگری که مطرح می‌شود، مؤلفه‌های قدرت در نظام جمهوری اسلامی ایران است. وقتی از قدرت صحبت می‌کنیم، می‌توانیم به مؤلفه‌های مختلفی اشاره کنیم؛ از قدرت دفاعی و موشکی گرفته تا قدرت منطقه‌ای، موقعیت ژئوپلیتیکی، ساختار حاکمیتی و رهبری یک کشور. در میان همه این مؤلفه‌ها، کدام‌یک را به عنوان مؤلفه ارشد می‌دانید که باعث شده ایران بتواند از این برهه سخت پساجنگ عبور کند و با تکیه بر مؤلفه‌های قدرت و تاب‌آوری خود تا امروز پیش بیاید؟

علیپور:  نمی‌شود گفت کدام مؤلفه نسبت به مؤلفه دیگر ارجحیت دارد. چنین چیزی امکان ندارد؛ بلکه باید همه مؤلفه‌ها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. در بحث ساختار نهادی، تاب‌آوری و سازمانی، به نظر من جمهوری اسلامی ایران توانسته یک ساختار چندلایه و چندسطحی ایجاد کند و در آن جانشین‌پروری داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که ساختار بتواند به صورت مستقل عمل کند. برای مثال، اگر فرمانده سپاه، سردار سلامی، به شهادت می‌رسد،‌ بلافاصله نفر بعدی جایگزین می‌شود و سیستم کار خودش را ادامه می‌دهد. این‌طور نیست که منتظر باشیم حتماً یک فرد جدید تنفیذ شود تا ساختار بتواند کار کند. نفر بعدی معرفی می‌شود و کار خودش را مستقل و به صورت خودکار آغاز می‌کند؛ انگار که یک سوئیچ زده شده و سیستم بلافاصله فعال می‌شود. این نکته بسیار مهمی است.

نیروهای مسلح ایران نشان داده‌اند در شرایط بحرانی توان واکنش سریع دارند

نکته بعدی، بحث نیروهای مسلح است؛ نیروهای مسلح ما این موضوع را به‌خوبی نشان داده‌اند. ممکن است در حوزه داخلی، برخوردها و انتقادهایی نسبت به نیروهای مسلح مطرح شود یا حتی در جریان برخی اغتشاشات، شاهد باشیم که به نیروهای نظامی ما حمله می‌شود اما شاهد رأفت در برخوردها باشیم؛ اما همین فراجا یا نیروهای مسلح ما وقتی با کشورهای خارجی متخاصم و فرد یا نیرویی که از خارج حمله می‌کند مواجه می‌شوند، آن‌قدر شدید برخورد می‌کنند که طرف مقابل مجبور به عقب‌نشینی می‌شود.

تا الان، اگر نگاه کنید، چندین بار اعلام شده قرار است جنگ زمینی علیه ایران انجام شود، اما آن‌ها می‌دانند که این اتفاق به این سادگی امکان‌پذیر نیست. می‌دانند ایران یک کشور معمولی و مانند یک کشور همسایه نیست که شما بتوانید به‌راحتی در آن هلی‌برن انجام دهید و عملیات خود را پیش ببرید.

نکته بعدی، بحث توان دفاعی و موشکی ماست. جمهوری اسلامی ایران در حوزه موشکی و دفاعی بسیار پیشرفت کرده است؛ به‌گونه‌ای که در بحث موشکی، حتی در همین شرایط که در حال بازآموزی و بازیابی مجدد توان خود هستیم، نشان داده‌ایم که ایران هنوز برخی از موشک‌های خود را به نمایش نگذاشته و همچنان توانایی دارد در شرایط بحرانی، موشک‌های هایپرسونیک جدیدتر و پهپادهای جدیدتری را وارد میدان کند.

جنگ تحمیلی هشت‌ساله نشان داد سرمایه اجتماعی رکن اصلی قدرت ایران است

نکته بعدی، تجربه هشت سال جنگ تحمیلی است. جنگ هشت‌ساله به ما نشان داد که باید هم در بحث دفاع مقدس و هم در حوزه هویت ملی و سرمایه اجتماعی، توجه جدی داشته باشیم. هشت سال جنگ تحمیلی به ما نشان داد سرمایه اجتماعی یکی از ارکان اصلی قدرت ما محسوب می‌شود. مادرهایی که در خانه بودند، مردمی که در پشت جبهه کمک می‌کردند، مادرانی که بچه‌هایشان را به جبهه می‌فرستادند، یا جوانی که شناسنامه‌اش را دستکاری می‌کرد تا سنش را بالاتر نشان دهد و بتواند به جبهه برود، همه این‌ها نمونه‌هایی از سرمایه اجتماعی بودند. حتی در مواردی که برای اندازه‌گیری قد، فرد روی پنجه پا می‌ایستاد تا قدش بیشتر شود و بتواند اعزام شود، اینها نشان‌دهنده سرمایه اجتماعی بود.

امروز هم که وارد این میدان شده‌ایم، همان سرمایه اجتماعی را داریم. از طرف دیگر، هویت ملی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. شما در هر قوم و قبیله‌ای که باشید، یکی از ارکان اصلی ما همین هویت ملی است. یک‌بار به غرب کشور رفته بودیم و با یکی از پیرمردهای کرمانشاهی صحبت می‌کردم. به ایشان گفتم: «حاج‌آقا، شما از ما انقلابی‌ترید.» گفت: «پسرم، تو جنگ شاید یادت نباشد، اما ما اینجا دیدیم که کوموله‌ها با درِ کنسرو و شیشه سرِ آدم می‌بریدند. امکان ندارد ما اجازه بدهیم دشمن به‌راحتی وارد مرز شود و چنین کاری انجام دهد. ما بابت این موضوع حتی یک لحظه عقب‌نشینی نمی‌کنیم.»

نکته بعدی، منابع انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک ایران است. این موضوع نیز یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت ایران محسوب می‌شود. تجربه تاریخی ایران نشان داده این موقعیت ژئوپلیتیکی و منابع انرژی کشور، همواره در محاسبات قدرت‌های خارجی مؤثر بوده است. از همین رو، جمهوری اسلامی ایران نیز طی سال‌های گذشته تلاش کرده با شناخت دقیق موقعیت خود، ساختارهایی ایجاد کند که در شرایط بحرانی بتواند بدون ایجاد وقفه جدی، به فعالیت خود ادامه دهد.

ژئوپلیتیک و منابع انرژی؛ ایران تلاش می‌کند رکن اصلی منطقه باقی بماند

علیپور: در دوره‌های مختلف تاریخی نیز نمونه‌هایی داشته‌ایم که نشان می‌دهد ایران نسبت به اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی خود آگاه بوده است. برای مثال، در دوره‌ای که روم شرقی وارد دریای احمر شده بود و قصد داشت کریدور ابریشم را از بین ببرد و مسیر تجارت را مختل کند، ایران از ظرفیت‌هایی که در منطقه داشت استفاده کرد و توانست در برابر آن اقدام کند و اجازه ندهد کریدور ابریشم از بین برود. این نگاه تاریخی را که می‌گویم، باید در کنار بحث ژئوپلیتیک و منابع انرژی ایران دید.

ایران تمام تلاش خود را می‌کند به‌عنوان یکی از ارکان اصلی و کریدور اصلی و هاب انرژی منطقه، جایگاه خودش را هم در بحث ژئوپلیتیک و هم در بحث ژئواستراتژیک حفظ کند و بتواند از ظرفیت‌ها و مهره‌های خود به نحو احسن استفاده کند. ایران می‌داند که اگر حکمرانی بتواند با دقت و هوشمندی عمل کند، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی در منطقه داشته باشد و کشورهای منطقه نمی‌توانند ایران را به راحتی از برنامه‌های خودشان خارج کنند.

از این منظر، ایران در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری در حوزه نیروهای مسلح در منطقه است و در کنار آن، به سمت احیا و بازتولید تمدن خودش نیز حرکت می‌کند. این‌ها عواملی هستند که به نظر من باید در میان مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران مورد تأکید قرار بگیرند.

پاسخ سریع ایران پس از حمله دشمن، نشانه آمادگی ساختار بود

تسنیم:  بحثی که در میانه جنگ تحمیلی 40 روزه بسیاری از جامعه‌شناسان و تحلیلگران سیاسی را به تعجب واداشت، این بود که ما در نهم اسفند 1404 در واقع با یک شوک بسیار بزرگ در جامعه ایران مواجه شدیم. رهبر انقلاب را از دست دادیم و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان ارشد سیاسی کشور نیز به شهادت رسیدند. اما به سرعت، در کمتر از دو ساعت، پاسخ نظامی داده شد و همه‌چیز طبق همان روال و برنامه‌ای که شما نیز به آن اشاره کردید، از پیش‌تعیین‌شده بود و پیش رفت. در کنار آن، ما شاهد یک پدیده شاید نوظهور در دنیا بودیم؛ یعنی حضور مردم در میدان. حدود 170 شب از نهم اسفند می‌گذرد و مردم هم‌چنان در میدان حضور دارند، پرچم ایران را در دست گرفته‌اند و میدان را رها نکرده‌اند. این سرمایه اجتماعی که امروز واقعاً می‌توان از آن به‌عنوان سرمایه اجتماعی به معنای تام کلمه نام برد، چگونه باید برای ادامه پیدا کردن همان تاب‌آوری که درباره آن صحبت کردیم و در امتداد مؤلفه‌های قدرتی که به آنها اشاره شد، حفظ و تقویت شود؟

ورق برنگشت؛ ما ورق را برگرداندیم

علیپور: باید این‌طور گفت در اینکه آمریکا آمد و فکر می‌کرد ایران هم مثل ونزوئلاست، ورق برنگشت بلکه ما ورق را برگرداندیم. وگرنه آمریکا در ایران نیز همان کاری را انجام می‌داد که در کشورهای دیگر انجام داده بود. آن‌ها تلاش داشتند هلی‌برن انجام دهند و اتفاقاتی را رقم بزنند. اینکه بگوییم «نخواستند» این کار را انجام دهند، دقیق نیست؛ نتوانستند این کار را انجام دهند. سرمایه اجتماعی ما، چه در بحث هشت سال جنگ تحمیلی، چه در راهپیمایی‌ها، چه در شرایط فشار اقتصادی و چه در انتخابات، همه‌جا نشان داده که مردم پای‌کار نظام و کشورشان هستند. ممکن است بعضی افراد ناراضی باشند، اما همان افراد ناراضی نیز در شرایط بحرانی همیشه پشت سنگر بوده‌اند.

نمونه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب و امام شهیدمان را ببینید. چه حجمی از جمعیت در این مراسم حضور پیدا کرد؟ اگر قرار باشد مردم نسبت به نظام بدبین باشند و نسبت به رهبرشان بی‌اعتماد باشند، این سیل جمعیت چه معنایی دارد؟ فقط در تهران نبود؛ در عراق و دیگر استان‌ها و مناطق کشور نیز همین اتفاق را شاهد بودیم. بنابراین، هنوز برخلاف آنچه رسانه‌ها تلاش می‌کنند القا کنند، بخش مهمی از جامعه نسبت به حاکمیت خود احساس تعلق دارد. آمریکا و کشورهای غربی تلاش می‌کنند واقعیت را از طریق رسانه‌ها به شکلی که خودشان می‌خواهند بازنمایی کنند و اجازه ندهند واقعیت آن‌گونه که هست دیده شود. اگر قرار باشد واقعیت حضور مردم را نشان دهند و جمعیت  40 میلیونی را که برای تشییع آمده‌اند به تصویر بکشند، این جمعیت نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه هنوز نسبت به حاکمیت خود ایمان و اعتماد دارد و آن را دوست دارد. مردم ما می‌دانند اگر قرار باشد کشور به موفقیت برسد، نیاز است که پشت رهبرشان و ولی‌فقیه باشند. این موضوع را مردم ما در مقاطع مختلف نشان داده‌اند.

سرمایه اجتماعی در میدان باقی مانده، اما نباید از فرسایش آن در دوران پساجنگ غافل شد

اما درخصوص میدانی که امروز شاهد آن هستیم، باید به یک نکته مهم توجه کنیم؛ مردم در میدان حضور دارند و این را نشان می‌دهند. شما در کشورهای غربی ممکن است شاهد باشید مردم برای مدتی در خیابان تجمع می‌کنند؛ برای مثال در اعتراضات وال‌استریت یا جنبش جلیقه‌زردها. ممکن است در چنین تجمعاتی، منابع و امکانات از سوی دولت یا برخی گروه‌ها تأمین شود و هزینه‌هایی برای حضور افراد در نظر گرفته شود. اما مردم ما در این مدت طولانی، بدون چنین سازوکاری در میدان حضور داشته‌اند. حتی پذیرایی و بسیاری از خدماتی که در میدان انجام می‌شد، توسط خود مردم و از طریق خیرات و کمک‌های مردمی صورت می‌گرفت.

من خودم چندین میدان را از نزدیک دیده و شاهد بودم مردم خودشان خیرات می‌کردند و امور مربوط به پذیرایی را انجام می‌دادند. اما یک نکته را باید جدی بگیریم: اگر جنگ تمام شد، در دوران پساجنگ قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ آیا ممکن است در لایه‌های مختلف جامعه آسیب‌هایی ایجاد شود؟ آیا امکان دارد اتفاقی بیفتد که به این سرمایه اجتماعی صدمه بزند؟ باید حواس‌مان باشد برخی از مردم، آینده را با مقداری بحران و ناامیدی می‌بینند.

ماتریس رسانه‌ای می‌تواند ذهن مردم را نسبت به آینده دچار بحران کند

ممکن است سؤال شود منظور چیست. این افراد تا حدودی اسیر رسانه هستند و در یک ماتریس رسانه‌ای قرار گرفته‌اند. امکان دارد مردم با خودشان فکر کنند آیا اقتصاد جمهوری اسلامی ایران در حال فروپاشی است؟ اگر محاصره اقتصادی اتفاق بیفتد و یک ماه، 30 روز یا 60 روز ادامه پیدا کند، آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از این اتفاق و این شرایط عبور کند؟ اینجاست که دولت و حاکمیت باید حواس‌شان باشد.

باید از نظر ذهنی و روانی، آرامش را به جامعه منتقل کنند و به مردم اطمینان دهند جای نگرانی نیست و کشور می‌تواند این مرحله را نیز پشت سر بگذارد. نکته بعدی، شرایط اقتصادی است. ما در کف میدان با تورم افسارگسیخته مواجه هستیم و مردم این مسئله را می‌بینند. دولت و حکمرانی باید نسبت به این موضوع بسیار دقیق باشند. اگر قرار است مردم بگویند «من تا پای جان هستم و همه‌جوره پای نظام و این کشور می‌ایستم»، حکمران نیز باید نشان دهد که برای حل مشکلات مردم در حال تلاش است. اگر این اتفاق نیفتد، فقر به تدریج گسترده‌تر می‌شود و این مسئله‌ای است که باید بسیار مورد توجه قرار گیرد.

از طرف دیگر، مردم در میدان می‌بینند ما در آینده با ساختار قدرت مستحکم‌تر حرکت می‌کنیم. این تصویری است که از آینده شکل گرفته است؛ اینکه قرار است در نظام آینده، بین نظام‌های قدرتمندی که وجود دارند سر علم کنیم و پرچمی داشته باشیم که قدرت خود را نشان دهد. این یعنی بقای نظام.

احیای قدرت منطقه‌ای ایران، بخشی از تصویری است که مردم از آینده دارند

نکته آخر این است که مردم می‌گویند جمهوری اسلامی ایران در منطقه به یک قدرت و یک رکن تبدیل می‌شود و تمدن و امپراتوری ایران را دوباره احیا کند. قرار بر این است اگر آمریکا، بریتانیا و هر کشور دیگری، در آینده بخواهند درباره ساختار قدرت جهانی تصمیم‌گیری کنند، قاعدتاً ایران نیز باید در جایگاه یک قدرت مهم حضور داشته باشد.

باید حواسمان باشد در تونلی حرکت می‌کنیم که انتهای آن نور است. قبل از اینکه مردم به‌واسطه فضای رسانه‌ای، عینکی به چشم بزنند که شیشه آن تار باشد و دیگر نتوانند آن نور را ببینند، رسانه‌ها و دولتمردان باید با عینک واقع‌بینانه به مردم بگویند: ما در حال حرکت در یک تونل تاریک هستیم، اما انتهای آن نور وجود دارد. اگر رسانه‌های معاند عینکی به چشم مردم بزنند که اجازه ندهد آن‌ها نور را ببینند، آن‌وقت روایت آن‌ها غالب می‌شود و به مردم می‌گویند که همه شما در ظلمات در حال حرکت هستید و سرانجامی نخواهید داشت.

 

 

انتهای پیام/