4هزار کیلومتر برای یک باور؛ "مسیر شرف"، مستندی درباره انتخاب است
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 25 مرداد 1405 - 07:38
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مستند "مسیر شرف" به کارگردانی پیمان غنیزاده، روایتی متفاوت از زندگی و سفر شرف ارتکین، شهروندی از شهر ماراش ترکیه، به ایران است. به گفته خودش، او با انگیزههای اعتقادی و همراهی خانواده، راهی سفری چند هزار کیلومتری شده است؛ سفری که در ایام پس از شهادت رهبر شهید انقلاب رقم میخورد.
پیمان غنیزاده، کارگردان این اثر که پیش از این تجربه ساخت مستندهایی در حوزه بحران و مقاومت از جمله مستند "رویای حاتم" را داشته است، درباره ساخت فیلم جدیدش صحبت کرد و از "مسیر شرف" سخن گفت. او همچنین درباره ویژگیهای سوژه این فیلم، اهمیت روایت انسانی و پرداخت به آن در سینمای مستند و آینده این فیلم مستند صحبت کرد.
تسنیم: به عنوان سوال مقدماتی بفرمایید که مستند «مسیر شرف» چگونه متولد شد؟
غنیزاده: اگر بخواهم صادقانه بگویم، فکر نمیکنم بتوان سوژههای بزرگ را با برنامهریزی صرف پیدا کرد. در طول سالهایی که مستندسازی کردهام، بارها دیدهام که گاهی یک روایت، خودش فیلمساز را پیدا میکند. وقتی با زندگی "شرف ارتکین" آشنا شدم، احساس کردم با یک خبر یا یک اتفاق گذرا روبهرو نیستم. در برابر خودم خانوادهای را دیدم که روایت زندگیشان میتواند برای هر مخاطبی، فارغ از ملیت یا گرایش فکری، تأملبرانگیز باشد.
شرف ارتکین، شهروند 57 ساله اهل شهر قهرمانمرعش ترکیه، شخصیتی است که سالهاست زندگی خود را بر اساس باورها و دغدغههای اجتماعیاش شکل داده است. او در سالهای گذشته به دلیل فعالیتهایش در حمایت از مردم فلسطین و حضور در تجمعات اعتراضی علیه سیاستهای آمریکا و ناتو، بارها با محدودیتها و هزینههای مختلف روبهرو شده است. با این حال، آنچه شرف را به سوژهای متفاوت برای یک مستند تبدیل میکند، صرفاً فعالیتهای اجتماعی یا سیاسی او نیست؛ بلکه شیوه زندگی و نسبت او با خانواده است.
شرف در تمام این سالها تلاش کرده است خانواده را در متن زندگی خود نگه دارد. همسر و فرزندانش نهتنها همراه او هستند، بلکه بسیاری از تصمیمها و سختیهای این مسیر را در کنار او تجربه کردهاند. یکی از وجوه متفاوت این خانواده، حضور دختر 17 ساله آنها، «هجرت»، است که با سندرم داون زندگی میکند و رابطه عاطفی عمیقی با پدر و مادر خود دارد. این پیوند خانوادگی، در کنار سبک زندگی ساده و دغدغهمند آنها، باعث شده «مسیر شرف» بیش از آنکه روایت یک فرد باشد، روایت یک خانواده و نوعی از زیست مبتنی بر باور و همراهی باشد.
چهار هزار کیلومتر؛ اما داستان فقط فاصله نیست
میتوانم بگویم «مسیر شرف» برای من فقط یک پروژه سینمایی نیست؛ بخشی از مسیر حرفهای و شخصی من است. امیدوارم مخاطبان پس از تماشای فیلم، بیش از آنکه درباره من صحبت کنند، درباره شخصیتهای آن و پرسشهایی که فیلم در ذهنشان ایجاد میکند گفتوگو کنند. اگر چنین شود، احساس میکنم به عنوان فیلمساز، وظیفهام را انجام دادهام.
بسیاری ممکن است تصور کنند جذابیت این مستند تنها در چهار هزار کیلومتر سفر یک خانواده از ترکیه به ایران است؛ اما برای من، عدد چهار هزار کیلومتر فقط یک مقدمه است؛ آنچه مرا جذب کرد، کیفیت این مسیر بود؛ اینکه چگونه یک خانواده تصمیم میگیرد در کنار یکدیگر سختیهای راه را بپذیرد و این همراهی را بخشی از هویت خود بداند. شرف ارتکین تنها سفر نکرده است. همسرش در کنار او ایستاده و فرزندانش نیز این مسیر را انتخاب کردهاند. این همدلی خانوادگی، از نگاه من، مهمترین نقطه قوت روایت است.
دختری که میتواند قلب مخاطب را تسخیر کند.
اگر از من بپرسید مهمترین شخصیت فیلم کیست، شاید برخلاف انتظار بسیاری، پاسخ بدهم: دختر هفدهساله خانواده. او با سندرم داون زندگی میکند؛ اما در این روایت، قرار نیست صرفاً به عنوان یک «سوژه خاص» دیده شود. برای من مهم است که مخاطب، او را به عنوان انسانی با احساس، اراده، تعلق و عشق بشناسد. او بخشی از یک خانواده است؛ خانوادهای که تصمیم گرفته این سفر را با هم تجربه کند. من معتقدم این بخش از فیلم، ظرفیت آن را دارد که با مخاطبان بسیار گستردهتری ارتباط برقرار کند؛ زیرا زبان محبت، خانواده و همراهی، زبانی جهانی است.
- چگونه شد که با شرف ارتکین آشنا شدید و او را پیدا کردید؟
آشنایی من با شرف ارتکین، حاصل یک جستوجوی برنامهریزیشده نبود. زمانی که برای نخستین بار با زندگی و مسیر شرف آشنا شدم، احساس کردم با شخصیتی روبهرو هستم که ظرفیت یک روایت عمیق سینمایی را دارد؛ نه صرفاً به دلیل فعالیتهای اجتماعیاش، بلکه به خاطر سبک زندگی، رابطه صمیمانهاش با خانواده و هزینههایی که برای باورها و انتخابهایش پرداخته است.
آنچه بیش از همه مرا به شرف نزدیک کرد، این بود که احساس کردم میان باورهایش و زندگی روزمرهاش هیچ فاصلهای وجود ندارد. بسیاری از انسانها از آرمانها سخن میگویند، اما شرف تلاش کرده آنچه را به آن باور دارد، در زندگی عملی کند و برای آن هزینه بدهد. برای من، او یادآور نسلی از انسانهاست که مکتب امام خمینی و شخصیتهایی مانند شهید قاسم سلیمانی بر نگاه، منش و سبک زندگیشان تأثیر عمیقی گذاشته است. این برداشت شخصی من است، اما در رفتار، تصمیمها، نوع مواجههاش با سختیها و مسئولیتی که نسبت به خانواده، دوستان و جامعه احساس میکند، همان روحیه ایثار، مسئولیتپذیری و ازخودگذشتگی را میدیدم که مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد.
در کنار این ویژگیها، همراهی خانواده با شرف برایم شگفتانگیز بود. برای من این پرسش شکل گرفت که چگونه یک خانواده، با وجود همه سختیها و هزینههایی که یک مسیر اعتقادی میتواند به همراه داشته باشد، همچنان در کنار یکدیگر میایستند و این راه را با عشق ادامه میدهند. همسر، فرزندان و نزدیکان او تنها همراهان یک سفر نیستند؛ آنها با انتخاب و آگاهی، بخشی از این مسیر را زندگی کردهاند و همین موضوع، روایت این مستند را از داستان یک فرد، به داستان یک خانواده تبدیل میکند.
به همین دلیل احساس کردم با یک شخصیت معمولی روبهرو نیستم. شرف برای من فقط یک سوژه مستند نبود؛ انسانی بود که باورهایش را زندگی میکرد. همین پیوند میان اندیشه، خانواده، فعالیتهای اجتماعی و شیوه زیست او، نقطه آغاز شکلگیری ایده مستند «مسیر شرف» شد. از همان ابتدا تصمیم گرفتم این فیلم، بیش از آنکه درباره یک رویداد یا یک سفر باشد، روایتی انسانی از خانوادهای باشد که برای باورهای خود هزینه دادهاند و تلاش کردهاند میان ایمان، مسئولیت اجتماعی و زندگی روزمره، تعادل برقرار کنند.
مستندی درباره انسان، نه شعار
یکی از دغدغههای همیشگی من این بوده که سینمای مقاومت را از کلیشه فاصله بدهم. گاهی تصور میشود اگر فیلمی درباره مقاومت ساخته میشود، باید سرشار از شعار باشد. من چنین نگاهی ندارم. به باور من، اگر مخاطب پیش از آنکه با شخصیتها ارتباط برقرار کند، با شعار روبهرو شود، فیلم اثرگذاری خود را از دست میدهد. در فیلم مستند «مسیر شرف» تلاش کردهام ابتدا انسان را روایت کنم؛ انسانی که زندگی میکند، خانواده دارد، دغدغه دارد، خسته میشود، امیدوار میشود و تصمیم میگیرد. اگر این روایت درست شکل بگیرد، مخاطب خودش درباره باورها و انتخابهای شخصیتها فکر خواهد کرد.
مقاومت برای من یک مفهوم انسانی است
به دلیل تحصیل در رشته علوم سیاسی، سالها با مفاهیم مختلفی درباره مقاومت روبهرو بودهام؛ اما هرچه بیشتر فیلم ساختم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که مقاومت پیش از آنکه یک مفهوم سیاسی باشد، یک ویژگی انسانی است. مقاومت یعنی انسان در برابر سختیها، از آنچه برایش ارزشمند است دست نکشد. گاهی این مقاومت در میدان جنگ معنا پیدا میکند و گاهی در دل یک خانواده. در مستند «مسیر شرف» بیش از هر چیز، به دنبال نمایش همین ایستادگی خانوادگی هستم.
- چرا این سوژه برایتان جذاب شد و تصمیم گرفتید مستندی درباره آن بسازید؟
واقعیت این است که ساخت چنین مستندی آسان نیست. فیلمبرداری میدانی، سفر، ثبت لحظههای واقعی و همراهی با شخصیتهایی که زندگیشان در حال جریان است، نیازمند صبر، اعتماد و برنامهریزی دقیق است. با این حال، احساس کردم اگر این پروژه را نسازم، شاید بعدها خودم را بابت از دست دادن چنین فرصتی سرزنش کنم؛ بعضی سوژهها فقط یک بار در زندگی یک فیلمساز اتفاق میافتند. «مسیر شرف» برای من از همین جنس است.
من هیچوقت معتقد نبودهام که فیلمساز باید تنها تصمیم بگیرد. قبل از آغاز تولید، طرح اولیه را با چند نفر از استادان و سینماگران مطرح کشور در میان گذاشتم و از دیدگاههای آنان استفاده کردم. از جمله، روایت اولیه پروژه را برای آقای بهروز افخمی شرح دادم. ایشان، به گفته من، ظرفیت داستان را تأیید کردند و نکاتی درباره نحوه روایت و ساختار دراماتیک اثر مطرح کردند که برایم ارزشمند بود. در نهایت تصمیم گرفتم فیلم را به سمتی ببرم که روایت انسانی آن بر هر عنصر دیگری غلبه داشته باشد.
معتقدم مخاطب امروز، صرفاً به خاطر موضوع فیلم، آن را دنبال نمیکند. اگر تصویر، صدا، ریتم و روایت حرفهای نباشد، حتی بهترین سوژه نیز دیده نخواهد شد. به همین دلیل از همان ابتدا تلاش کردم گروهی را کنار هم قرار دهم که هرکدام در حوزه خود، حرفهای باشند. حضور سید داوود اعظم به عنوان مدیر فیلمبرداری، یکی از مهمترین نقاط قوت این پروژه است. تجربه، دقت و نگاه تصویری ایشان، نقش تعیینکنندهای در کیفیت نهایی فیلم خواهد داشت.
- آیا مستند مسیر شرف، فیلمی با محتوای سیاسی است؟
این فیلم، پیش از هر چیز، درباره یک انسان است. اگر بخواهم تنها با یک جمله این مستند را معرفی کنم، میگویم «مسیر شرف» درباره یک انسان و یک خانواده است؛ نه درباره یک شعار. در سالهای اخیر آثار متعددی در حوزه مقاومت ساخته شدهاند. بعضی از آنها موفق بودهاند و بعضی نه. به نظر من تفاوت اصلی این آثار در این است که برخی ابتدا انسان را دیدهاند و بعد به سراغ ایده رفتهاند، اما برخی دیگر از همان ابتدا خواستهاند یک پیام را منتقل کنند. من همیشه ترجیح دادهام نقطه شروع فیلم، انسان باشد. وقتی مخاطب با شخصیتها زندگی کند، بخندد، نگرانشان شود و آنها را دوست داشته باشد، آنوقت هر پیامی که در دل زندگی آنها وجود داشته باشد، طبیعی و ماندگار منتقل خواهد شد.
روایت اولین مواجهه
- اولین بار که شرف ارتکین را دیدید، چه چیزی توجه شما را جلب کرد؟
"صداقت." شاید این سادهترین و در عین حال سختترین پاسخ باشد. شرف تلاش نمیکند خودش را قهرمان نشان دهد. رفتارش کاملاً طبیعی است. در نگاه اول شاید حتی فردی آرام و کمحرف به نظر برسد، اما هرچه بیشتر با او گفتوگو میکنی، متوجه میشوی پشت این آرامش، سالها تجربه، سختی و باور وجود دارد.
من شخصیتهایی را دوست دارم که دوربین مجبور نباشد آنها را بزرگ کند. خودشان آنقدر ظرفیت داشته باشند که دوربین فقط شاهد باشد. به نظر من، شرف بدون خانوادهاش کامل نیست. همسرش فقط همراه او نیست؛ شریک زندگی و شریک مسیر اوست. فرزندانش فقط مسافر این سفر نیستند؛ آنها بخشی از هویت این روایت هستند. در بسیاری از فیلمها، خانواده در حاشیه قرار میگیرد؛ اما در این پروژه، خانواده متن اصلی داستان است. من دوست دارم مخاطب بعد از پایان فیلم، احساس کند با اعضای این خانواده زندگی کرده است.
دختری که روایت را تغییر میدهد
- چرا حضور دختر 17 ساله شرف را اینقدر مهم میدانید؟
چون او میتواند زاویه دید مخاطب را تغییر دهد. او با سندرم داون زندگی میکند؛ اما من هرگز دوست ندارم مخاطب، او را صرفاً با این عنوان بشناسد. او برای من، دختری است که احساس دارد، آرزو دارد، خانوادهاش را دوست دارد و میخواهد کنار آنها باشد. اگر فیلم موفق شود این حقیقت را نشان دهد، به نظرم بزرگترین دستاوردش همین خواهد بود. دوست ندارم مخاطب با ترحم به او نگاه کند، بلکه دوست دارم با احترام نگاه کند. میخواهم ببیند چگونه یک خانواده، بدون نمایش و بدون شعار، مفهوم همراهی را زندگی میکند.
از ماراش تا ایران؛ سفری که فقط جغرافیا نیست
چهار هزار کیلومتر را میتوان با هواپیما در چند ساعت طی کرد، اما آنچه برای من اهمیت دارد، فاصلهای است که با کیلومتر اندازهگیری نمیشود. این خانواده فقط از یک کشور به کشور دیگر نمیآیند؛ آنها از آسایش خود عبور میکنند، از هزینههای مالی عبور میکنند، از نگرانیها عبور میکنند، از سختیهای سفر عبور میکنند. این عبور کردنهاست که فیلم را شکل میدهد.
بعضی دوستان از من میپرسند آیا این فیلم فقط برای مخاطب ایرانی ساخته میشود؟ پاسخ من همیشه منفی بوده است. اگر روایت درست ساخته شود، مخاطب فرانسوی، ترک، عرب، اروپایی یا آمریکای لاتین هم میتواند با آن ارتباط برقرار کند. چون همه مردم دنیا خانواده را میشناسند. همه مردم دنیا عشق را میشناسند. همه مردم دنیا سختی سفر را درک میکنند. اگر این عناصر درست روایت شوند، دیگر ملیت اهمیت کمتری پیدا میکند.
خیلیها تصور میکنند اگر شخصیتی دارای معلولیت باشد، فیلم باید احساسات مخاطب را تحریک کند. من چنین نگاهی ندارم. احساسات اگر از دل واقعیت بیرون بیاید، ارزشمند است، اما اگر فیلمساز بخواهد احساسات را تحمیل کند، مخاطب خیلی زود متوجه میشود. من دوست دارم مخاطب خودش تصمیم بگیرد. اگر جایی لبخند بزند، اگر جایی بغض کند یا اگر جایی سکوت کند، همه اینها نتیجه ارتباط واقعی با شخصیتها باشد، نه نتیجه تکنیکهای احساسی فیلمساز.
دوست دارم وقتی مخاطب سالن سینما را ترک میکند، اولین تصویری که در ذهنش باقی مانده، تصویر یک خانواده باشد که کنار هم ایستادهاند. خانوادهای که تفاوتهایشان را پذیرفتهاند. خانوادهای که سختی را تقسیم کردهاند. خانوادهای که امید را با هم زندگی میکنند. اگر مخاطب چنین تصویری را با خود ببرد، احساس میکنم فیلم به هدف اصلی خود رسیده است.
سینمای مستند، پیش از آنکه هنر ثبت تصویر باشد، هنر کشف حقیقت است
- شما پیش از این در حوزه مستندهای بحران، جنگ و مقاومت فعالیت داشتید. چرا سراغ این روایت رفتید؟
شاید اگر بخواهم به ریشه آن برگردم، باید از دوران دانشجوییام در رشته علوم سیاسی شروع کنم. آن سالها بیشتر از آنکه درگیر تحلیل رویدادها باشم، به این فکر میکردم که چرا بعضی اتفاقات در حافظه ملتها ماندگار میشوند و بعضی دیگر، با وجود اهمیتشان، خیلی زود فراموش میشوند. کمکم به این نتیجه رسیدم که تاریخ را فقط کتابها نمینویسند؛ تصویر هم تاریخ را مینویسد. یک عکس، یک پلان یا یک مستند گاهی میتواند بیش از صدها صفحه کتاب، یک حقیقت را برای نسلهای آینده حفظ کند. از همان زمان احساس کردم رسالت من این است که تا جایی که میتوانم، روایتهایی را ثبت کنم که شاید فردا دیگر امکان ثبت آنها وجود نداشته باشد.
مقاومت برای من یک ژانر نیست؛ یک نگاه است. گاهی تصور میشود وقتی از مقاومت حرف میزنیم، فقط درباره جنگ صحبت میکنیم؛ اما من چنین برداشتی ندارم؛ مقاومت یعنی ایستادن بر سر باورها، حتی وقتی هزینه دارد. ممکن است این هزینه اقتصادی باشد، اجتماعی باشد یا حتی شخصی. در هر نقطهای از جهان، اگر انسانی برای ارزشهایی که به آنها ایمان دارد از آسایش خود بگذرد، آنجا میتوان رگههایی از مقاومت را دید. به همین دلیل تلاش کردهام در آثارم، پیش از هر چیز، انسان را روایت کنم؛ انسانی که در دل بحران، انتخاب میکند.
«مسیر شرف»؛ مستندی درباره انتخاب
آنچه مرا به این پروژه علاقهمند کرد، همین مفهوم انتخاب بود. شرف ارتکین، به روایت خودش، تصمیم میگیرد راهی سفری شود که آسان نیست. هیچکس او را مجبور نکرده است. او و خانوادهاش با آگاهی، دشواری این مسیر را میپذیرند. برای من، این تصمیم ارزش سینمایی دارد. فیلم زمانی شکل میگیرد که شخصیت، انتخابی دشوار انجام دهد. اگر همه چیز آسان باشد، درام شکل نمیگیرد.
در بسیاری از مستندها، شخصیت اصلی به تنهایی دیده میشود، اما در «مسیر شرف»، خانواده فقط همراه شخصیت نیست؛ بخشی از شخصیت است. همسر شرف، به روایت او، سالها در کنار همسرش ایستاده و سختیهای زندگی را پذیرفته است. فرزندان نیز این مسیر را متعلق به خود میدانند. این همدلی خانوادگی، برای من یکی از ارزشمندترین لایههای روایت است.
شاید اگر این سفر بدون حضور دختر خانواده انجام میشد، همچنان سوژهای مهم بود؛ اما حضور او، لایهای تازه به روایت اضافه میکند. او با سندرم داون زندگی میکند، اما در فیلم قرار نیست فقط از زاویه شرایط جسمی یا ذهنیاش دیده شود.
من علاقهمندم مخاطب، شخصیت مستقل او را بشناسد؛ دختری که میخندد، خسته میشود، کنجکاو است، به پدر و مادرش عشق میورزد و بخشی از این سفر است. اگر بتوانیم چنین تصویری ارائه کنیم، به گمان من، فیلم از محدوده یک روایت سیاسی یا اجتماعی فراتر میرود و به اثری انسانی تبدیل میشود.
- تولید این مستند چه قدر پیشرفت داشته است؟
تولید مستند «مسیر شرف» اکنون حدود 70 درصد پیشرفت داشته است. بخش قابل توجهی از فیلمبرداری در ایران و همزمان با سفر شرف ارتکین و خانوادهاش انجام شده و اکنون گروه تولید در حال برنامهریزی برای ادامه تصویربرداری در ترکیه است.
در مرحله پیشرو، تمرکز فیلم بیش از گذشته بر زندگی روزمره شرف، خانواده، محیط زندگی، فعالیتهای اجتماعی و روابط او با اطرافیان خواهد بود تا مخاطب بتواند این شخصیت را در بستر واقعی زندگیاش بشناسد. هدف ما این است که مستند، تنها روایت یک سفر نباشد؛ بلکه تصویری جامع از جهانبینی، سبک زندگی و روابط انسانی این خانواده ارائه دهد.
در کنار ادامه تصویربرداری، مراحل اولیه بازبینی و دستهبندی تصاویر نیز آغاز شده و همزمان روند پژوهش و تکمیل روایت فیلم ادامه دارد تا اثر نهایی با استانداردی حرفهای و متناسب با حضور در رویدادهای سینمایی داخلی و بینالمللی آماده شود.
- پیش از این مستند «رویای حاتم» را تهیهکنندگی کردید. آن تجربه چه تأثیری بر نگاه امروز شما گذاشت؟
«رویای حاتم» تجربهای ارزشمند برای من بود. آن پروژه به من آموخت که اگر روایت صادقانه باشد، حتی با امکانات محدود نیز میتوان اثری تأثیرگذار خلق کرد. در همان دوران، آرزو داشتم این فیلم را به شهید سپهبد قاسم سلیمانی نشان دهم و نظر ایشان را بشنوم. در گفتوگوهای پیشین نیز این موضوع را مطرح کردهام که ایشان نسبت به تماشای فیلم ابراز تمایل کرده بودند، اما با وقوع حوادث بعدی و شهادت ایشان، این دیدار هرگز محقق نشد. این اتفاق برای من، یادآور این حقیقت بود که فرصتها همیشه باقی نمیمانند و فیلمساز باید قدر زمان را بداند.
معتقدم مهمترین سرمایه یک مستندساز، نگاه اوست. اگر نگاه وجود نداشته باشد، بهترین تجهیزات هم معجزه نمیکنند. به همین دلیل، در «مسیر شرف» بیش از هر چیز، تلاش کردهایم روایت را جدی بگیریم. کیفیت برای ما یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
انتهای پیام/