جهاد؛ عالی‌ترین عمل اجتماعی

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، در تبیین ارکان نماز میت گفت: نماز میت، مشتمل بر پنج تکبیر و چهار ذکر اصلی است. ابتدا، شهادت به توحید و رسالت بیان می‌شود؛ سپس صلوات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، بعد طلب مغفرت برای مؤمنان و در پایان نیز طلب مغفرت برای میتی که نماز بر او اقامه می‌شود. این اجزای اصلی، ثابت هستند؛ اما اینکه این مضامین با چه عباراتی بیان شوند در نماز خللی ایجاد نمی‌کند و جزء ارکان نماز محسوب نمی‌شود. ازاین‌رو، متناسب با شخصیت فردی که بر او نماز گزارده می‌شود ـ به‌ویژه در بخش پایانی نماز ـ می‌توان مطالب را بسط داد و اوصاف ویژه‌ای را بیان کرد. اوصافی که در برخی روایات از ائمه معصومین علیهم‌السلام نقل شده، غالباً اوصاف عمومی مؤمنان است؛ اما درباره اشخاص خاص، می‌توان ویژگی‌های اختصاصی آنان را نیز یادآور شد. آنچه ذکر واجب است، تحقق عنوان «طلب مغفرت» برای میت است؛ خواه با عبارت کوتاه باشد یا با تعابیری بلندی که بر این معنا دلالت کند.

وی افزود: آیت‌الله جوادی آملی پیش از نماز بر پیکر امام شهید، نماز تاریخی مشابهی نیز بر پیکر مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت(ره) داشتند که اگر عبارات این دو نماز مقایسه شود، روشن خواهد شد که هر یک از این تعابیر، متناسب با شخصیت و جایگاه کسی که بر او نماز گزارده است؛ نماز بر مرحوم آیت‌الله بهجت حدود سه دقیقه به طول انجامید؛ اما بر پیکر امام شهید، نزدیک به هشت دقیقه ادامه یافت و اوصاف بسیار گسترده‌تری درباره شخصیت رهبر شهید بیان شد. قسمت آغازین این فراز در هر دو نماز، با تعبیری مشترک یعنی نزول به جلال الهی آغاز می‌شود؛ به گمان من، اوج عبارات بخش چهارم همان جمله‌ای است که فرمودند «نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَمَلَكُوتِكَ».

تفاوت مرگ اولیای الهی با دیگر انسان‌ها

حجت‌الاسلام پارسانیا در توضیح عبارت «نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَمَلَكُوتِكَ» گفت: در روایات آمده است که با مرگ انسان، قیامت او برپا می‌شود؛ «من ماتَ فقد قامَت قیامته» یعنی انسان وارد عالمی دیگر می‌شود؛ عالمی که از خود او به او نزدیک‌تر است؛ در حقیقت، مرگ، سفری علمی به سوی حقیقت عالم است؛ سفری از جهل به علم و از غفلت به تنبّه. انسان پس از مرگ، به سوی حقیقتی حرکت می‌کند که همواره با او بوده است؛ اما از مشاهده آن محروم بوده است. همه انسان‌ها این مسیر را طی می‌کنند. نخستین مرحله آن، همان قیامت صغری است؛ یعنی ورود به عالم برزخ و عالم مثال. اغلب انسان‌ها مدت‌ها و بلکه احقابی در آن مرحله به سر می‌برند تا آن‌گاه که قیامت کبری فرا رسد و مرحله‌ای دیگر از حیات آغاز شود. این قیامت کبری که همه موجودات را فرا می‌گیرد، با نفخه صعق و مرگ همگانی فرا می‌رسد، تنها گروهی که قرآن کریم آنان را استثنا کرده است، باقی می‌مانند (نمل 87 و زمر 68) و سپس با نفخه دوم، دیگر بار همه برای حضور در محضر الهی برانگیخته می‌شوند. در این مرحله که زمین به نور رب خود نورانی است هرکس جزای مناسب خود را می‌یابد(آیات 67 تا 75 سوره زمر).

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه این مسیر عمومی انسان‌ها است و انبیا و اولیای الهی این مسیر را با ویژگی‌های خاص خود طی می‌کنند، افزود: بسیاری از مردم را فرشتگان الهی با سختی و دشواری از این عالم منتقل می‌کنند؛ برخی هم با سهولت بیشتر اما اولیای الهی اهل موت اختیاری هستند و پیش از آنکه مرگ طبیعی فرا رسد، در همین دنیا با توجه به حضرت حق و بریدن از تعلقات، مراحل سیر و سلوک را طی می‌کنند. هرچه وابستگی‌های آنان کمتر می‌شود، حقایق عالم برایشان آشکارتر می‌گردد و ملکوت عالم بر آنان ظهور می‌یابد. پس از آن، مرحله‌ای بالاتر فرا می‌رسد و سالک به جبروت عالم، یعنی عالم عقول راه پیدا می‌کند که در آن، عظمت الهی آشکار است و حقایق کلی، منشأ حقایق جزئی جهان هستند اما عبور از جبروت نیز پایان راه نیست و پس از آن، انسان به عالم اسماء و صفات الهی راه می‌یابد که اهل معرفت از آن به فناء در اسماء و صفات الهی تعبیر می‌کنند. مقصود از فنا، نابودی نیست؛ بلکه رسیدن به حقیقت وجود خویش است؛ حقیقتی که آینه و نشانه اسماء الهی است؛ این همان مقام قرب نوافل و پس از آن قرب فرائض است که تنها نصیب گروه خاصی از اولیای الهی می‌شود. پس از عبور از این مراتب، نوبت به ورود در ساحت عزّ قدس الهی و عالم اسماء و صفات می‌رسد؛ سفر در اسماء و صفات الهی سفری بسیار طولانی است و هر سالکی، به اندازه ظرفیت وجودی خود، از اسماء و صفات الهی بهره‌مند می‌شود.

وی تصریح کرد: هر عالَمی نسبت به عالم فراتر از خود حجاب است؛ عالم مُلک(دنیا) حجاب عالم ملکوت است و عالم ملکوت، حجاب عالم جبروت. فراتر از عالم جبروت، عالم اسما و صفات الهی است اما عالم جبروت، حجاب نورانی است همانگونه که عالم مُلک حجاب ظلمانی است. انسان باید از حجاب‌های نورانی نیز عبور کند؛ این همان مرتبه‌ای است که از آن به قرب فرائض تعبیر می‌شود. پس از عبور از این مرحله است که انسان به معدن عظمت الهی (فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ) متصل می‌شود و روح انسان به عزّ قدس الهی تعلق پیدا می‌کند. پس از آن، اگر انسان به مقام اجابت ندا و دعوت الهی برسد، به مرحله‌ای دیگر وارد می‌شود که در برابر جلال الهی مدهوش می‌شود(مرحله فنا به معنای از میان رفتن نگاه استقلالی به غیر خدا)؛ ظهور جلال الهی سبب می‌شود که همه کثرت‌ها در نگاه انسان محو شوند و تنها حقیقت واحد الهی جلوه‌گر گردد.

شهید مسیر سلوک را یکباره طی می‌کند

حجت‌الاسلام پارسانیا افزود: اهل سلوک، گاه ده‌ها سال با ذکر، فکر، عبادت و ریاضت این مسیر را طی می‌کنند؛ اما شهید، با حضور در میدان جهاد و اخلاص در راه خدا، راهی را که سالک در مدت طولانی طی می‌کند، با جذبه الهی در کوتاه‌ترین زمان می‌پیماید. از همین رو، گفته می‌شود که شهید، در همان نخستین گام، آخرین منزل سلوک را درمی‌یابد. از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که بهشت و جهنم هم‌اکنون موجودند و انسان‌ها در متن قیامت زندگی می‌کنند؛ قیامت، حقیقتی نیست که تنها در آینده تحقق پیدا کند؛ بلکه واقعیتی است که انسان، به تدریج با کنار رفتن پرده‌ها، آن را مشاهده می‌کند. مرگ، کنار رفتن یکی از این پرده‌هاست. اما درباره شهید، پرده‌های عمیق‌تری کنار می‌رود و حقیقت قیامت، با مرتبه‌ای والاتر بر او آشکار می‌شود. این همان مقامی است که برای پیامبران و اولیای الهی نیز مطرح است.

«نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَمَلَكُوتِكَ»؛ بیانگر جایگاه روح شهید هنگام انتقال از این عالم

وی با بیان اینکه شهید، با نخستین قطره خون خود، به مقامی می‌رسد که در روایات از آن به «نظر به وجه‌الله» تعبیر شده است، ابراز کرد: همین حقیقت، سبب می‌شد که رهبر شهید نیز همواره به مقام شهیدان غبطه خورده و نگران باشد که مبادا به مرگ طبیعی از دنیا برود و از نعمت شهادت محروم گردد. در دیدارهایی که با خانواده‌های معظم شهدا داشتند، این حقیقت در سخنان ایشان آشکار بود و می‌فرمودند: «من هنگامی که به دیدار خانواده‌های شهدا می‌روم، این دیدار صرفاً برای دلجویی یا استمالت خاطر آنان نیست؛ بلکه برای خودم می‌روم». یعنی انسان، در فضای معنوی‌ای که به برکت شهید پدید آمده است، زندگی می‌کند و آرزوی رسیدن به آن مقام را در دل می‌پروراند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: ازاین‌رو، آیت‌الله جوادی آملی در نماز، منزل و جایگاه نزول روح شهید را چنین توصیف کردند که «نَزَلَ نَزَلَ  نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَمَلَكُوتِكَ»؛ این تعبیر، بیانگر جایگاه روح شهید در هنگام انتقال از این عالم است. مقصود از «عِزِّ جَلَالِكَ» همان مرتبه‌ای است که روح انسان به مقام عزّ قدس الهی تعلق پیدا می‌کند؛ در این مرحله، انسان نخست با اسماء و صفات الهی روبه‌رو می‌شود و جلوه جلال الهی را مشاهده می‌کند؛ همان اسمی که کثرت‌ها را از میان برمی‌دارد و انسان را از وابستگی به ماسوی‌الله عبور می‌دهد.

تفاوت شهدا با دیگران

حجت‌الاسلام پارسانیا گفت: پس از آنکه سالک به مقام اسماء و صفات الهی راه یافت، عالم جبروت را نیز از همان منظر مشاهده می‌کند ازاین‌رو، آیت‌الله جوادی آملی پس از تعبیر «عِزِّ جَلَالِكَ» فرمودند «وَجَبَرُوتِكَ»؛ جبروت، عالم عظمت الهی و عالم عقول است که خزائن علم، رحمت و فیض الهی از آن مرتبه تنزل می‌یابد. پس از این، علامه می‌فرمایند: «وَمَلَكُوتِكَ»؛ ملکوت، مرتبه عالم مثال، برزخ و حقایق باطنی موجودات است که انسان عادی، پس از مرگ، ابتدا وارد این عالم می‌شود؛ اما شهید، پس از وصول به مرتبه عزّ جلال الهی، ملکوت را نیز از آن افق مشاهده می‌کند. به تعبیر دیگر، او نخست حقیقت الهی را می‌بیند و سپس همه مراتب آفرینش را در ذیل آن حقیقت مشاهده می‌کند؛ این تفاوت اساسی میان شهید و دیگر انسان‌ها است.

وی افزود: شهید پیش از مشاهده مراتب دیگر، با نور جلال و قدس الهی روبه‌رو می‌شود و سپس همه عوالم را در پرتو آن نور مشاهده می‌کند؛ بنابراین تعابیری که آیت‌الله جوادی آملی در این نماز به کار بردند، تنها الفاظی ادبی یا عاطفی نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتی عرفانی، فلسفی و قرآنی درباره مقام شهید است. آنچه اهل معرفت، سال‌ها با سیر و سلوک، مطالعه، برهان و تأمل درباره آن سخن گفته‌ و در مباحث عرفان نظری و معاد مطرح کرده‌اند، ایشان در همین چند عبارت کوتاه و پرمعنا بیان فرمودند.

به گفته این استاد حوزه و دانشگاه، آنچه در فراز اول ذکر شد، منزلی بود که شهید در آن نازل می‌شود و سرعتی بود که شهید در وصول به آن مقام اعلی به آن نائل می‌شود؛ چیزی را که اهل سلوک باید با پای سلوک، چله‌ها بگیرند و دهه‌هایی از عمر خود را صرف کنند، شهید همانند برق خاطف از آن عبور می‌کند و به مقصد می‌رسد. آیات قرآن کریم، این سرعت و جایگاه را برای کسانی که سلوک خود را در قالب یک ذکر اجتماعی و یک عمل اجتماعی انجام می‌دهند، به‌خوبی بیان کرده‌اند.

جهاد؛ عالی‌ترین عمل اجتماعی

حجت‌الاسلام پارسانیا خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند «قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ»؛ نور چشم پیامبر، همان نوری است که انسان را از ملکوت عالم عبور می‌دهد، حجاب‌های ظلمانی و حتی حجاب‌های نورانی را می‌شکافد و او را به مقام نظر بر وجه‌الله می‌رساند. نماز، هنگامی که به صورت فرادا خوانده می‌شود، این آثار را دارد؛ اما وقتی به جماعت اقامه می‌شود، آثار آن قابل قیاس با نماز فرادا نیست. برخی اذکار یا افعال از ابتدا ماهیت اجتماعی دارند مانند جهاد در راه خدا از همین سنخ است. محبت الهی نیز در سرشت انسان نهاده شده است و انسان با همین فطرت، برای چیزی هزینه می‌کند؛ انسان همواره در جست‌وجوی محبوب است و این محبت باید مسیر حقیقی خود را پیدا کند.

وی یادآور شد: قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا» کسی که در میدان پیکار حاضر می‌شود، تنها محب خدا نیست، بلکه محبوب خداست. خداوند، دوستدار کسانی است که در راه او جهاد می‌کنند. درهای آسمان هیچ‌گاه بسته نیست؛ انسان است که آن‌ها را بر روی خود می‌بندد. وقتی درهای آسمان گشوده می‌شود، جامعه مهدوی شکل می‌گیرد؛ جامعه‌ای با هویت جمعی، فرهنگی و اجتماعی. کار جمعی در این مسیر، بسیار اثرگذارتر از عمل فردی است. عبادت تنها به بخشی از اعمال انسان اختصاص ندارد؛ همه اعمال انسان یا عبادت‌اند یا معصیت و همه این‌ها با یکدیگر درهم‌تنیده‌اند. همان‌گونه که اذکار با یکدیگر تفاوت دارند، اعمال نیز دارای مراتب متفاوت‌اند. در رأس اعمال اجتماعی، جهاد در راه خدا قرار دارد.

ویژگی ممتاز رهبر شهید

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: آیت‌الله جوادی آملی پس از آنکه منزل نزول شهید را بیان می‌کنند، به تبیین جایگاه شهید می‌پردازند؛ اینکه از کجا نازل شده است. در آن مرتبه، نخست وجه‌الله و اسماء و صفات الهی مشاهده می‌شوند و سپس سایر مراتب هستی، به عنوان مظاهر اسماء و صفات الهی دیده می‌شوند. پس از آن می‌فرمایند «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ شَهِیدًا» رمز این تعبیر، همان مقام شهادتی است که او دارا است. سپس می‌فرمایند «شَهِیدَ الْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ» او همه هستی خود را برای این مقصد تقدیم کرده پس قتیل فی سبیل‌الله است و خداوند خود، جزای اوست؛ او محبوب خداست و خداوند، پاداش اوست.

حجت‌الاسلام پارسانیا با اشاره به فراز «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ قَتِیلًا؛ قَتِیلًا لِلْإِسْلَامِ، قَتِیلًا لِلْأُمَّةِ الْإِسْلَامِیَّةِ، قَتِیلًا لِسِیَاسَتِهَا، قَتِیلًا لِصِیَانَتِهَا، قَتِیلًا لِكِیَانِهَا، قَتِیلًا لِعَظَمَتِهَا وَسِیَادَتِهَا وَمَوْلَوِیَّتِهَا وَوَحْدَتِهَا» ادامه داد: رهبر شهید، قتیل امت اسلامی و قتیل وحدت امت اسلامی است؛ قتیل احیای غربتی که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دامنگیر امت اسلام شد. او قتیل احیای مسأله امت و امامت در عالی‌ترین مرتبه حیات اجتماعی انسان است؛ یعنی در عرصه مدیریت کلان جامعه. حادثه‌ای که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، در دوران بنی‌امیه و پس از آن بنی‌عباس رخ داد و در حکومت‌های بعدی ادامه یافت، همان اسارت اسلام بود. رهبر شهید انقلاب در جهانی که سلطه جهانی با چهره‌ای عریان بر همه عالم سایه افکنده است، در پی احیای امت اسلامی بود. اگر عبارات آیت‌الله جوادی آملی را با نماز ایشان بر پیکر آیت‌الله العظمی بهجت مقایسه کنید، چنین تعابیری را در آنجا مشاهده نمی‌کنید؛ آیت‌الله بهجت، سالکی الهی بود؛ اما فرصت حضور در چنین عرصه اجتماعی‌ای برای ایشان فراهم نشد.

وی یادآور شد: در طول تاریخ، کمتر چنین فرصتی برای کسی فراهم شده است که دفاع از اسلام، دفاع از امامت، حضور در عرصه سیاست، تحمل رنج امت اسلامی، جهاد و قتال داشته باشد در مقابله با قدرتی که امروز جهان را تحت سلطه خود قرار داده است؛ پدیده استعمار که نه‌تنها جهان اسلام، بلکه سراسر جهان را دربر گرفته است، قبله اول مسلمانان را به اسارت برده و قبله دوم را نیز تحت نفوذ قرار داده است، به گونه‌ای که هویت اجتماعی و محوریت امت اسلامی در عرصه جهانی آسیب دیده است. رهبر شهید، برای رهایی از این وضعیت، این آرمان را زنده کرد و امت اسلامی را به سوی آن فراخواند. این مرتبه از مسئولیت و تعلق، در طول تاریخ کمتر نصیب کسی شده است؛ اما اینکه انسان دغدغه امت را داشته باشد، راه را برای یک فرهنگ بگشاید، مقدمه ظهور این حقیقت را در سطح جامعه بشری فراهم سازد و بلکه در مسیر آفرینش تحول ایجاد کند، مرتبه‌ای کاملاً متفاوت است.

خبرنگار: زهرا شریعتی

انتهای پیام/