یادداشت| لکه سیاه حملات آمریکا بر خلیج فارس

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، جنگ همیشه در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد. گاهی آثار یک حمله، کیلومترها دورتر از محل اصابت دیده می‌شود. روی ساحل، میان آب‌های دریا و در زیستگاهی که سال‌ها برای شکل گرفتن آن زمان لازم بوده است. آلودگی نفتی در سواحل قشم و هنگام را باید از همین زاویه دید. به‌عنوان یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده جنگی که دامنه آثار آن از تأسیسات و زیرساخت‌ها عبور کرده و به محیط‌زیست خلیج فارس رسیده است.

در روزهای اخیر، آلودگی نفتی در بخش‌هایی از سواحل قشم و هنگام مشاهده شد و سازمان حفاظت محیط‌زیست وسعت آلودگی را در بخش‌هایی از سواحل و آب‌های ساحلی منطقه برآورد کرد. عملیات پایش و پاکسازی نیز در مناطق آلوده آغاز شد. اما مسئله اصلی، تنها جمع‌آوری لکه‌های نفتی از سطح ساحل نیست. پرسش مهم‌تر این است که این آلودگی چه اثری بر اکوسیستم منطقه خواهد گذاشت و هزینه واقعی آن تا چه زمانی باقی خواهد ماند.

قشم در قلب خلیج فارس قرار گرفته است. پهنه‌ای که از نظر زیست‌محیطی حساس و از نظر اقتصادی برای ساکنان جنوب کشور حیاتی است. در چنین منطقه‌ای، یک لکه نفتی فقط یک لکه سیاه روی آب نیست. نفت می‌تواند به زیستگاه‌های ساحلی، آبزیان، پرندگان، پوشش‌های گیاهی و چرخه طبیعی دریا آسیب بزند و بخشی از این آثار ممکن است مدت‌ها پس از پاک شدن ظاهر آلودگی از چشم مردم باقی بماند.

اهمیت ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که آلودگی را در متن حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تحولات امنیتی منطقه بررسی کنیم. در شرایط جنگی، هرگونه آسیب به تأسیسات نفتی، انرژی و دریایی می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدها را ایجاد کند. از اختلال اقتصادی گرفته تا خسارت‌های محیط‌زیستی. در واقع، محیط‌زیست یکی از نخستین قربانیانی است که معمولاً در روایت‌های جنگ دیده نمی‌شود، اما هزینه آن را نسل‌های بعد نیز پرداخت می‌کنند.

مسئله قشم از این جهت قابل تأمل است که خلیج فارس یک پهنه بسته و کم‌عمق است و توان خودپالایی آن با اقیانوس‌های باز قابل مقایسه نیست. به همین دلیل، هر آلودگی نفتی در این منطقه می‌تواند حساسیت بیشتری ایجاد کند. جریان‌های دریایی نیز ممکن است آلودگی را از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر منتقل کنند و دامنه خسارت را از محدوده اولیه فراتر ببرند.

در چنین شرایطی، پاکسازی فوری ضروری است، اما کافی نیست. اگر قرار باشد تنها پس از هر حادثه، نیروهای امدادی و محیط‌زیست وارد عمل شوند و لکه‌های نفتی را جمع‌آوری کنند، بخش مهمی از مسئله همچنان بدون پاسخ باقی می‌ماند. آنچه نیاز است، یک نظام پایش دائمی و دقیق برای شناسایی منشأ آلودگی، اندازه‌گیری میزان خسارت و بررسی آثار بلندمدت آن بر زیست‌بوم منطقه است.

از سوی دیگر، آلودگی نفتی قشم یک مسئله صرفاً داخلی نیست. خلیج فارس یک زیست‌بوم مشترک میان کشورهای منطقه است و هر حادثه بزرگ زیست‌محیطی می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران داشته باشد. از همین رو، حفاظت از این پهنه دریایی باید بخشی از دیپلماسی محیط‌زیستی منطقه نیز باشد.

در این میان، یک موضوع مهم نباید فراموش شود. در شرایط جنگی، حفاظت از محیط‌زیست نباید به اولویت دوم تبدیل شود. شاید در روزهای حمله، همه نگاه‌ها متوجه موشک‌ها، اهداف نظامی و اخبار میدان نبرد باشد، اما آنچه روی آب می‌ماند و در خاک فرو می‌رود، می‌تواند سال‌ها بعد نیز اثر خود را نشان دهد.

قشم امروز فقط با یک لکه نفتی مواجه نیست. با هشداری مواجه است که نشان می‌دهد پیامدهای جنگ می‌تواند به بخش‌هایی برسد که در نگاه اول ارتباطی با میدان نظامی ندارند. دریا، ماهی، ساحل، زیستگاه و معیشت مردم، همه بخشی از زنجیره‌ای هستند که با یک حادثه می‌تواند آسیب ببیند.

اگر قرار است از خسارت‌های جنگ سخن گفته شود، باید محیط‌زیست را نیز در این محاسبه وارد کرد. هزینه جنگ فقط تعداد ساختمان‌های آسیب‌دیده یا میزان خسارت به تأسیسات نیست. گاهی بخشی از هزینه جنگ، روی آب‌های خلیج فارس شناور می‌شود و تا سال‌ها در حافظه یک زیست‌بوم باقی می‌ماند.

یادداشت از حجت عابدی اصل ، خبرنگار و فعال رسانه 

انتهای پیام/