وقتی جمعیت پیر میشود، اقتصاد ایران باید چه تغییری کند؟
- اخبار استانها
- اخبار اصفهان
- 24 مرداد 1405 - 08:03
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، مسئله جمعیت در ایران را نمیتوان فقط با تعداد تولدها، مرگومیرها یا شمار سالمندان توضیح داد. ترکیب نیروی انسانی کشور در حال تغییر است و این تغییر، دیر یا زود خود را در اقتصاد، بازار کار، تولید، نظام بازنشستگی و حتی شیوه هزینهکرد دولت نشان خواهد داد. ایران سالها از مزیت جمعیت جوان برخوردار بود اما اکنون به تدریج وارد مرحلهای میشود که تعداد بیشتری از جمعیت در سنین بالاتر قرار خواهند گرفت و در مقابل، ورودیهای جدید به بازار کار کاهش پیدا میکنند.
این اتفاق ممکن است در ظاهر آرام باشد اما پیامدهای آن آرام نخواهد بود. اقتصاد برای رشد به نیروی انسانی نیاز دارد و وقتی تعداد افراد در سن کار کاهش پیدا کند، تنها مسئله کمبود نیروی کار مطرح نیست. ظرفیت تولید، میزان پرداخت حق بیمه، درآمدهای مالیاتی و توان تأمین هزینههای عمومی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. به بیان سادهتر، جامعهای که نیروی کار کمتری دارد، برای حفظ سطح تولید و رفاه گذشته باید بهرهوری بیشتری ایجاد کند. بنابراین مسئله اصلی آینده اقتصاد ایران، فقط «چند نفر کار میکنند» نیست، بلکه «هر فرد شاغل چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد میکند» نیز اهمیت پیدا خواهد کرد.
از این منظر، پیری جمعیت میتواند اقتصاد ایران را مجبور به تغییر مدل توسعه کند. در گذشته، افزایش تعداد نیروی انسانی میتوانست بخشی از ضعف بهرهوری را جبران کند اما در جامعهای که نیروی کار جوان کمتری دارد، دیگر نمیتوان روی افزایش تعداد کارکنان حساب کرد. سرمایهگذاری در فناوری، آموزش تخصصی، اتوماسیون، اقتصاد دانشبنیان و افزایش بهرهوری باید جدیتر شود. اگر چنین تغییری رخ ندهد، کاهش نیروی کار میتواند به کاهش ظرفیت رشد اقتصادی منجر شود.
در همین حال، صندوقهای بازنشستگی با مسئلهای جدیتر روبهرو خواهند شد. زمانی که تعداد بیمهپردازان زیاد و تعداد مستمریبگیران محدودتر باشد، تأمین هزینهها آسانتر است اما با تغییر این نسبت، فشار بر منابع صندوقها افزایش پیدا میکند. این مسئله فقط به پرداخت مستمری محدود نمیشود. افزایش سن جمعیت به معنای افزایش نیاز به خدمات درمانی، توانبخشی، مراقبتهای طولانیمدت و حمایتهای اجتماعی نیز هست. بنابراین هزینه سالمندی در آینده میتواند همزمان از چند مسیر به بودجه عمومی و اقتصاد خانوار فشار وارد کند.
در چنین شرایطی، ادامه نگاه سنتی به بازنشستگی نیز منطقی نخواهد بود. رسیدن به سن بازنشستگی نباید به معنای حذف کامل فرد از فعالیت اقتصادی باشد. بسیاری از افراد با تجربه، پس از پایان اشتغال رسمی همچنان توانایی کار، آموزش، مشاوره و انتقال تجربه دارند. ایجاد فرصتهای اختیاری و منعطف برای ادامه فعالیت میتواند هم به حفظ استقلال اقتصادی افراد کمک کند و هم بخشی از فشار ناشی از کاهش نیروی کار را جبران کند.
البته این موضوع نباید به معنای وادار کردن سالمندان به ادامه کار باشد. هدف، تغییر نگاه از بازنشستگی به معنای خروج از جامعه به انتخاب برای ادامه مشارکت، است. اقتصاد آینده باید بتواند برای سنین مختلف، الگوهای متفاوت فعالیت ایجاد کند. از اشتغال تماموقت برای افراد توانمند تا کار پارهوقت، مشاوره، آموزش و فعالیتهای اجتماعی.
در این میان، سیاست جمعیتی نیز نباید فقط به افزایش موالید محدود شود. حمایت از فرزندآوری برای اصلاح ساختار سنی ضروری است، اما کودکی که امروز متولد میشود، چند دهه بعد وارد بازار کار خواهد شد. بنابراین حتی موفقترین سیاست فرزندآوری نیز نمیتواند مسئله سالمندی موجود را به سرعت حل کند. کشور باید همزمان دو کار انجام دهد: زمینه تشکیل خانواده و فرزندآوری را تقویت کند و برای جامعهای که در هر حال به سمت سالمندی میرود، زیرساخت مناسب بسازد.
ایران در واقع با یک انتخاب روبهروست. میتوان منتظر ماند تا کاهش نیروی کار، افزایش هزینههای بازنشستگی و رشد هزینههای سلامت به بحرانهای آشکار اقتصادی تبدیل شوند و بعد برای آنها چارهاندیشی کرد یا از همین امروز پذیرفت که ساختار جمعیتی تغییر کرده و اقتصاد نیز باید متناسب با آن تغییر کند.
پیری جمعیت الزاماً به معنای پیری اقتصاد نیست. اگر کشور بتواند از نیروی انسانی موجود بهرهوری بیشتری بگیرد، فناوری را جایگزین بخشی از کمبود نیروی کار کند، تجربه سالمندان را حفظ کند و نظام بازنشستگی و سلامت را پیش از تشدید فشارها اصلاح کند، میتوان این تحول را مدیریت کرد. مسئله اصلی، خود سالمندی نیست. مسئله این است که آیا اقتصاد ایران برای جامعهای که دیگر شبیه ایران جوان چند دهه قبل نیست، آماده خواهد بود یا نه.
یادداشت از حجت عابدی اصل ، خبرنگار و فعال رسانه
انتهای پیام/