ضرورت برداشتن موانع تولید علم تمدنساز در حوزه
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 24 مرداد 1405 - 13:05
حجتالاسلام دکتر سیدمهدی احمدی نیک، دانشیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، در ادامه سلسله تولیدات «تحول در میدان» این خبرگزاری، به تبیین نسبت دروس حوزه به خصوص دروس خارج با بنیانگذاری تمدن نوین اسلامی گفت: حوزه علمیه امروز دارای سرمایه عظیم و ذخایر بیبدیل همچون تراث عظیم و بسیار غنی قرآنی، حدیثی، فقهی و اصولی، متون فلسفی، کلامی و اخلاقی و...است؛ از این رو دارای روش اجتهادی عمیق و دقیق و آزموده شده در طی صدها سال است که توان تربیت ذهنهای استدلالی و نقاد، تجربه تاریخی طولانی و ممتد در مواجهه با مسائل اجتماعی و سیاسی، ظرفیت و توانمندی تولید نظریه از منابع وحیانی و عقلانی، نیروهای توانمند، جوان و پر دغدغه برای پیشبرد مسائل، اساتید فاضل و پر اطلاع و برخودار از توانمندی انتقال تراث را دارد و این ویژگیها در کمتر نهاد علمی دیگر وجود دارد.
جای خالی نظامسازی علمی، جهتدهی تمدنی و مسألهمحوری کاربردی
وی تصریح کرد: با وجود این ویژگیها و سرمایههای بسیار ارزشمند، بخش قابل توجهی از فعالیت علمی حوزههای علمیه در دهههای اخیر هنوز بر مدار مسائلی میچرخد که در این حد ضروری نبوده و اولویت ندارد. اهتمام خاص به شرح و تبیین متون گذشته، و تقریر اقوال بزرگان در حد زیاد، تمرکز بر مسائل سنتی و فردمحور، کمتوجهی به مسائل نوپدید تمدنی، ضعف در تبدیل معارف به مدل، نظام و برنامه عملیاتی و... موجب فاصله معنادار میان دروس خارج با میدان حکمرانی، اقتصاد، فرهنگ، رسانه و فناوری، نظام سلامت و درمان شده است. بنابراین مشکل، فقر منبع نیست؛ بلکه نبود نظامسازی علمی، جهتدهی تمدنی و مسألهمحوری کاربردی است که باعث شده هنوز تولید علم دینی تمدنی به معنای دقیق در حوزه محقق نشود.
غلبه فقه فردی بر فقه نظامساز!
استاد سطوح عالی حوزه علمیه، غلبه فقه فردی بر فقه نظامساز را نخستین مانع تولید علم دینی در حوزه دانست و اظهار کرد: یکی از ریشهایترین موانع تولید علم تمدنی در حوزه این است که فقه رایج، عمدتاً با منطق فرد مکلف سامان یافته است؛ اینکه نماز این فرد چگونه است؟ معاملهاش صحیح است یا باطل؟ تکلیفش در فلان موقعیت چیست؟ این قرارداد برای این مکلف جایز است یا نه؟ و... این رویکرد اگر چه بسیار ارزشمند و در حدی لازم است و پایه اجتهاد شیعی نیز هست؛ اما برای ساخت تمدن اسلامی ناظر به ساحات اجتماعی کافی نیست.
وی افزود: تمدنسازی نیازمند پاسخ به پرسشهایی از این جنس است که نظام اقتصادی مطلوب اسلام چیست؟ ساختار عادلانه بانکداری چگونه باید باشد؟ الگوی اسلامی اداره شهر چیست؟ سبک معماری و مبلمان شهری چگونه است؟ نسبت دولت، مردم، بازار و نهاد دین چگونه باید تنظیم شود؟ نظام تربیتی اسلامی در عصر رسانه و هوش مصنوعی چه مختصاتی دارد؟ سیاستگذاری فرهنگی اسلامی چگونه طراحی میشود؟ عدالت در سطح ساختارهای کلان چگونه محقق میشود؟؛ در این ها دیگر فقط بحث حکم فرد نیست بلکه حکم نظام، فقه ساختار، فقه نهاد، فقه سیاست عمومی و فقه تمدن مطرح است بنابراین تا زمانی که فقه از سطح فعل مکلف فردی، به سطح نظام کنش اجتماعی و حکمرانی توسعه نیابد، تولید علم دینی تمدنی محدود خواهد ماند و با چالشهای فراوان مواجه خواهد شد.
تمدنسازی فقط با گزارههای کلی محقق نمیشود
از دیدگاه حجتالاسلام احمدی نیک، حوزه در استنباط حکم شرعی قدرت بسیار بالایی دارد اما در تبدیل حکم به نظام، الگو، سیاست، شاخص و سازوکار اجرایی، امعان نظر بیشتری لازم است؛ مثلاً ممکن است بتوانیم بگوییم: ربا حرام است، ظلم حرام است، احتکار حرام است، اسراف حرام است؛ عدالت واجب است یا تعاون مطلوب است اما تمدنسازی فقط با گزارههای کلی انجام نمیشود و باید به پرسشهایی مانند اینکه نظام بانکی غیرربوی دقیقاً چگونه طراحی میشود؟، شاخص عدالت اقتصادی چیست؟، سازوکار توزیع ثروت چگونه است؟، بازار اسلامی چه نهادهایی دارد؟ نسبت مالکیت خصوصی، عمومی و دولتی چیست؟، الگوی تأمین اجتماعی اسلامی چیست؟ پاسخ دهیم؛ یعنی از مرحله حکم شرعی به مرحله نظام اجتماعی و سپس به مرحله مدل اجرایی برسیم که در بسیاری از موارد، حوزه در مرحله اول بسیار قوی است؛ اما در مرحله دوم و سوم نیازمند تحول جدی میباشد.
فاصله میان حوزه و مسائل واقعی جامعه
وی مسألهمحورنبودن پژوهشها را دومین مانع برشمرد و ابراز کرد: پژوهشها از درد واقعی جامعه، میدان حکمرانی و چالشهای انسان معاصر آغاز نمیشوند در حالی که انسان امروز با مسائل عدیدهای همچون بحران خانواده، تنهایی انسان مدرن، مصرفگرایی، اعتیاد دیجیتال، فروپاشی اخلاق جنسی، بحران هویت نوجوانان، سلطه الگوریتمها بر ذهن و رفتار انسان، هوش مصنوعی و آینده اشتغال، پول دیجیتال و اقتصاد پلتفرمی، بحران معنا، زیستفناوری و دستکاری ژنتیک، استعمار دادهها، فروپاشی مرز حقیقت و شایعه در رسانه، بحران عدالت اجتماعی، بحران اعتماد عمومی، سبک زندگی نمایشی در شبکههای اجتماعی و... روبهرو است که تمدن دینی باید برای آن راه حل ارائه کند؛ حوزه تمدنساز باید این مسائل را نه بهصورت حاشیهای، بلکه در متن برنامه آموزشی و پژوهشی خود قرار دهد.
استاد حوزه و دانشگاه، ضعف موضوعشناسی را دیگر مانع راه تولید علم دینی تمدنی معرفی و خاطرنشان کرد: در اجتهاد، دو مرحله بسیار مهم حکمشناسی و موضوعشناسی وجود دارد؛ حوزه علمیه در حکمشناسی توانمند است؛ اما در بسیاری از مسائل جدید، دچار مشکل موضوعشناسی است مثلاً برای فتوادادن درباره رمزارز، بانکداری، هوش مصنوعی، خلق پول، پولشویی، شبیهسازی انسان، رسانههای اجتماعی، بورس، بیمه، ژنتیک یا اقتصاد پلتفرمی، قراردادهای دیجیتالی و... فقط دانستن قواعد کلی فقهی برای طلاب کافی نیست؛ باید موضوع را عمیق شناخت تا برایش حکم متناسب با آن صادر کرد.
حجت الاسلام احمدی نیک ادامه داد: اگر فقیه به درستی ماهیت و ابعاد موضوع را نشناسد و نداند که الگوریتمهای توصیهگر چگونه رفتار کاربر را مهندسی میکنند؟ بانک مدرن چگونه خلق پول میکند؟ رمزارز دقیقاً چه ماهیتی دارد؟ شبکه اجتماعی چگونه توجه انسان را کالایی میکند؟ و... نمیتواند حکم تمدنی دقیق و راهبردی صادر کند.
ضرورت گسترش ارتباط حوزه با علوم انسانی، اجتماعی و فناوری
وی یادآور شد: تولید علم تمدنی نیازمند گفتوگوی عمیق میان حوزه و رشتههایی مانند جامعهشناسی، اقتصاد، روانشناسی، علوم سیاسی، حقوق عمومی، مدیریت، فلسفه علم، مطالعات رسانه، علوم شناختی، فناوری اطلاعات و ... است؛ با این وجود هنوز ارتباط حوزه با این دانشها، در بسیاری موارد یا سطحی است یا تدافعی یا صرفاً انتقادی.
عضو هیأت علمی دانشگاه رضوی افزود: حوزه تمدنساز باید سه کار نقد مبانی علوم مدرن، استخراج مبانی اسلامی و تولید نظریه جایگزین و مدل اجرایی را همزمان انجام دهد؛ اما مشکل اینجاست که گاهی فقط مرحله اول انجام میشود؛ یعنی نقد غرب، نقد سکولاریسم، نقد لیبرالیسم، نقد مدرنیته؛ این نقدها گر چه لازماند، اما کافی نیستند و باید به دو مرحله بعد هم توجه شود. تمدن صرفا با نقد ساخته نمیشود و نیازمند نظامسازی، نهادسازی، تربیت نیروی انسانی کارآمد، تولید فناوری، حل مسأله و خلق سبک زندگی است.
غلبه آموزش حافظهمحور و متنمحور بر آموزش مسألهمحور
حجت الاسلام احمدی نیک گفت: متأسفانه با گذشت 48 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام آموزشی حوزه، هنوز تا حد زیادی مبتنی بر خواندن متن، فهم عبارت، بررسی اقوال، حفظ اصطلاحات، تقریر درس استاد و حاشیهنویسی بر متون کهن میباشد که هرچند فواید ارزشمند و بزرگی بهویژه در تربیت دقت، عمق و انضباط ذهنی دارد؛ اما برای تولید علم تمدنی کافی نیست.
وی تأکید کرد: طلبهای که میخواهد در مقیاس تمدنی فکر کند، افزون بر فقه و اصول، باید از مهارتها و تواناییهای متعددی مانند مسألهشناسی اجتماعی، تحلیل نظامها، فهم ساختارهای حکمرانی، روش تحقیق میانرشتهای، قدرت نظریهپردازی، آشنایی با تاریخ تمدنها، شناخت انسان معاصر، فهم رسانه و فناوری، توان تبدیل حکم به مدل، آیندهپژوهی، سیاستپژوهی و شناخت میدان واقعی جامعه برخوردار باشد؛ اگر نظام آموزشی این مهارتها را تولید نکند، خروجی حوزه، بیشتر شارح و مدرس خواهد بود، نه نظریهپرداز تمدنی و حلکننده مسائل کلان.
ضعف در نظام اولویتگذاری علمی
به گفته این نویسنده و پژوهشگر، یکی از مشکلات جدی این است که حوزه هنوز در مقیاس کلان، نظام دقیق اولویتگذاری علمی متناسب با نیازهای تمدنی ندارد؛ یعنی روشن نیست که در ده یا بیست سال آینده، مهمترین مسائل تمدنی جهان اسلام چیست و حوزه باید کدام دانشها را تولید کند؟ در حالی که حوزه تمدنساز باید بهصورت جدی برروی فقه حکمرانی، فقه اقتصاد کلان، فقه رسانه و فضای مجازی، فقه فناوریهای نو، فقه خانواده در عصر مدرن، فقه تربیت و آموزش، فقه عدالت اجتماعی، فقه سلامت و زیستفناوری، فقه محیط زیست، مهارت پاسخگویی به شبهات کلامی و غیره، اخلاق تمدنی، فلسفه علوم انسانی اسلامی، نظریه اسلامی قدرت، دولت و جامعه، الگوی اسلامی پیشرفت و فقه روابط بینالملل و امت اسلامی سرمایهگذاری علمی و پژوهشی داشته باشد؛ روشن است که اگر پایاننامهها، دروس خارج، مراکز پژوهشی و بودجهها بیشتر به موضوعات کماثر یا تکراری اختصاص یابد، تولید علم تمدنی اتفاق نمیافتد.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام /